صفحه نخست

بین الملل

سیاسی

چند رسانه ای

اقتصادی

فرهنگی

حماسه و جهاد

دیدگاه

آذربایجان غربی

آذربایجان شرقی

اردبیل

اصفهان

البرز

ایلام

بوشهر

تهران بزرگ

چهارمحال و بختیاری

خراسان جنوبی

خراسان رضوی

خراسان شمالی

خوزستان

کهگیلویه و بویراحمد

زنجان

سمنان

سیستان و بلوچستان

فارس

قزوین

قم

کردستان

کرمان

کرمانشاه

گلستان

گیلان

لرستان

مازندران

مرکزی

هرمزگان

همدان

یزد

صبح صادق

محرومیت زدایی

صفحات داخلی

تاریخ انتشار : ۱۳ تير ۱۳۹۴ - ۱۲:۱۹  ، 
شناسه خبر : ۲۷۶۹۹۹
«ماریانا چارونتاکی»، استاد دانشگاه «ردینگ» انگلستان، در گفت‌وگو با «شرق»:
آزاد حاجی‌آقایی - اشاره: بحرانی که از سال ٢٠١١ تاکنون خاورمیانه را در کام خود فرو برده است، خلاف انتظار بسیاری از تحلیلگران سیاسی، نه‌تنها طولانی‌مدت‌تر از آنی بوده است که پیش‌بینی می‌شد، بلکه به ظهور بازیگران جدیدی در عرصه منازعات خاورمیانه منجر شده و تأثیرات پیش‌بینی‌نشده‌ای را از خود برجای گذاشته که همچون کاتالیزوری، تسهیل‌کننده بن‌بست کنونی و راهگشای جنگ نیابتی در منطقه بوده است. اگرچه تاکنون نگاه غالب بر تحلیل منازعات منطقه خاورمیانه در چارچوب بازیگران دولتی بوده است، اما خانم «ماریانا چارونتاکی»، استاد یونانی‌الاصل دانشگاه «ردینگ» انگلستان، از منظری دیگر به روابط بین بازیگران دولتی و غیردولتی و تأثیر آنها بر رویدادهای خاورمیانه، پرداخته است.

* خانم دکتر چارونتاکی، خاورمیانه با تغییرات شگرفی روبه‌رو شده است. به نظر شما با کدام تئوری و از چه منظری می‌توان این تغییرات شگرف را به شیوه‌ای منطقی تبیین کرد؟

** تا جایی‌که به حوزه روابط بین‌الملل مربوط می‌شود، نقصان موجود در ادبیات بین‌الملل، مربوط به رهیافت تحلیلی تئوری‌های موجود است. بنابراین من به لحاظ مفهومی، همواره از نگاه تکثرگرایانه حمایت کرده‌ام که گونه‌های متنوعی از بازیگران را ازجمله دولت‌ها، گروه‌های غیردولتی، افراد، «ساختار» و عوامل فکری و مادی را مدنظر قرار می‌دهد. چارچوب نظری من برای تبیین دگرگونی‌های خاورمیانه، به‌گونه‌ای است که روابط بین‌الملل را به‌مثابه چارچوب درهم‌تنیده‌ای از تعاملات چند وجهی بین بازیگران محلی، فرادولتی، دولتی، منطقه‌ای و سرانجام در سپهر جهانی، مدنظر قرار می‌دهد. دراین‌میان سعی می‌کنم در اتخاذ تئوری‌های مرتبط با روابط بین‌الملل توجه خود را بر نقش مستقیم و غیر‌مستقیم بازیگران غیردولتی متمرکز کنم. در این مدلِ تعاملی چند‌وجهی، اهمیت «کنش متقابل» عوامل مادی و فکری در شکل‌گیری «ساختار»، به ایجاد پویش‌هایی منجر می‌شود که از یک سو در تئوری‌های روابط بین‌الملل به رسمیت شناخته شده است و از سوی دیگر، بر نقش و اهمیت بازیگران غیردولتی تأکید می‌کند. به نظرم با داشتن چنین نگاهی، می‌توان ابعاد مطرح‌نشده بیشتری را تحلیل کرد.

* در سال‌های اخیر بازیگران غیردولتی نقش مهمی را در خاورمیانه ایفا کرده‌اند. ارتباط این بازیگران جدید با دولت‌های قدیم چگونه است؟

** به صورت غیرقابل‌انکاری، ظهور سازمان‌های غیردولتی با گرایش‌های مختلف، که گفتمان متمایز سیاست خارجی خود را بیان می‌کنند، نشان‌دهنده این واقعیت است که چگونه سیاست خارجی یک دولت می‌تواند از سوی این بازیگران غیردولتی تحت تأثیر قرار گیرد و چگونه با سیاست‌های خارجی سازمان‌های غیردولتی تعامل کند و برعکس. تحولات منطقه‌ای در کنار اهداف خارجی بازیگران خاورمیانه به‌صورت آگاهانه یا ناآگاهانه، دولت‌های منطقه و بین‌المللی را به توجه هرچه بیشتر به این بازیگران غیردولتی واداشته است؛ تا جایی‌که حتی استفاده از این بازیگران غیردولتی به عنوان ابزار سیاست‌های خارجی و در راستای تسهیل اهداف دو‌لت‌ها، صورت می‌گیرد.

* آیا سیاست‌گذاران آمریکایی و اروپایی به این بازیگران توجه می‌کنند؟ نوع نگاه آنان به این بازیگران جدید خاورمیانه، چگونه است؟

** سیاست‌های آمریکا و اتحادیه اروپا به عنوان دو بازیگر متفاوت، بسیار با یکدیگر تفاوت دارد. دلایل اتحادیه اروپا عمدتا اقتصادی است، اما آمریکا دارای منافع ژئواستراتژیک و سیاسی در منطقه است و درنتیجه، سیاست‌های خاورمیانه‌ای واشنگتن بسیار گسترده‌تر است که این امر نیز به دخالت هرچه بیشتر آمریکا در خاورمیانه منجر می‌شود. ایالات متحده آمریکا خود را به‌مثابه «فانوس دریایی» دموکراسی در گستره گیتی می‌بیند، مأموریت امپراتوری خود را متعهد به سیاست‌های جهانی کرده و درنهایت، خود را به عنوان یک کارگزار برجسته قلمداد می‌کند که بقیه جهان باید از این کشور تبعیت کند. بنابراین آمریکا با ایجاد پایگاه‌هایی، سیستم سیاسی را در خاورمیانه تحت تأثیر قرار داده و منافع ملی خود را بدون در نظرگرفتن نوع تأثیرگذاری سیاست‌هایش بر کشورهای منطقه، دیکته می‌کند.

* دراین‌میان، بخشی از این سیاست‌گذاری با گفتمان اسلام‌گرایی درگیر شده است. به نظر شما این گفتمان در منطقه چگونه تغییر کرده است؟

** وقتی که درباره تغییر و تحول صحبت می‌کنیم، باید مرجع تغییرات را در درون همان موضوع مورد دغدغه جست‌وجو کنیم. در اینجا، دوست دارم تمایز بین «باید» و «هست» را روشن کنم که در حوزه روابط بین‌الملل، یک هنجار جهانی محسوب می‌شود. در اینجا باید بین گفتمان اسلامی به‌مثابه آنچه «هست» و آنچه «باید» باشد، از یک سو و گفتمان به‌اجرادرآمده‌ای که توسط جنبش‌ها و احزاب با عنوان «اسلام» تعریف شده و به‌مثابه شعاری در خاورمیانه در عمل به‌اجرا درآمده، تفکیک قائل شد. گفتمان فعلی و رادیکال اسلام‌گرایانه با تهییج احساسات قشری از دین، به مخالفت علیه اصول اسلامی، مخالفت علیه صلح و مخالفت با گفت‌وگو و مصالحه، دست زده است. این گفتمان جدید اسلام‌گرایانه افراطی نیز با تاکید بر «رواییِ» خود که منجر به تعریف بدون قیدوشرط اسلام با جنگ و اتخاذ شعار مطلق « این» یا «آن» شده است، به ورطه استبداد سیاسی لغزیده است؛ امری که درنهایت به سوی گرایشاتی مبتنی بر ابزاری‌کردن دین یا مذهب در برابر سردرگمی افکار عمومی منجر می‌شود. در مصر و در دوره «محمد مرسی» مشخص شد احزاب سیاسی اسلامی هنوز به بلوغ سیاسی دست نیافته‌اند و در مواجهه با چالش‌های منطقه‌ای و به‌دست‌گرفتن حکومت و قدرت اجرائی، کارآمد نیستند.

دیگر دلیل تغییر گفتمان اسلامی نیز همان تجربه‌ای است که امروزه به‌ویژه با ظهور گروه‌های بنیادگرا با تمایلات مذهبی، درک شده است. تأسیس داعش به‌مثابه یک ارتش مزدور قدرتمند، نمونه‌ای از این مورد است. چنین حرکت‌هایی نمی‌توانند بدون همکاری با بازیگران دولتی در ازای منافع اقتصادی و قدرت، دوام داشته باشند. با وجود این، چنین پدیده‌ای در درجه اول بیش از خود کشورهای عربی، تصویری منفی از اسلام به‌وجود آورده و در مرحله دوم، به نگاهی منجر شده است که آنها خاورمیانه را تنها با تروریسم بشناسند؛ امری که درنهایت عدم ثبات در خاورمیانه را به‌دنبال دارد.

* منازعات منطقه‌ای در چند ماهه اخیر، ائتلاف شکننده‌ای را بین ترکیه، عربستان سعودی و مصر به وجود آورده است. به نظر شما «این»، ائتلافی علیه ایران است؟

** بی‌ثباتی در موازنه قوا در خاورمیانه به دنبال بهارعربی در دسامبر سال ٢٠١٠ آغاز شد و با گسترش سریع و شگفت‌انگیز داعش در ژوئن ٢٠١٣ تداوم یافت. البته اتفاقات اخیر در یمن که در عمل، تغییر در آرایش سیاسی منطقه را تسریع کرده، باعث شده ضرورت تشکیل اتحادیه‌های منطقه‌ای، بیشتر احساس شود. از سوی دیگر، عربستان سعودی به مصر نزدیک‌تر شده و به‌نظر می‌رسد با نزدیک‌شدن ترکیه به پادشاهی عربستان، با توجه به گفتمان حزب «عدالت و توسعه»، هنوز توازن منطقه‌ای در حال تغییر و به ثبات کامل نرسیده است.

پس هنوز شاهد آرایش سیاسی جدید نیستیم. تنها می‌توان نتیجه گرفت که ایران در پیشبرد تحولات منطقه‌ای، برنده است. با وجود این، این بدین معنا نیست که توازن قوا به نفع ایران است. بااین‌حال به‌نظر می‌رسد که ایران تاکنون برنده موقت این جنگ بوده باشد. هرچند در دوره‌های قبل با قطع‌نامه جهانی علیه پرونده هسته‌ای ایران، این کشور دچار مشکلاتی شد، اما توافق اخیر بین ایران و آمریکا، زمینه سیاسی جدیدی را خلق کرده و با چنین همکاری‌هایی، انتظار می‌رود توازن قوا در سطح منطقه‌ای به چارچوب‌بندی مجددی برسد.

* سوریه یکی از گره‌های کوری است که منازعات منطقه‌ای، حول آن طبقه‌بندی شده است. این بحران چگونه می‌تواند حل شود؟ چه سناریوهایی را می‌توان برای آینده سوریه پیش‌بینی کرد؟

** تحولات اخیر مانند تصرف «رمادی» در عراق و «پالمیر» در سوریه از سوی داعش، نشان می‌دهد فضای اندکی برای مانور وجود دارد، تا جایی‌که این مسائل، حل بحران سوریه را نگران‌کننده‌تر کرده است. سناریوها عمدتا بر فردای سوریه متمرکز شده‌اند اما اینکه سوری‌ها تمایل دارند تا چه حکومتی برقرار کنند، مسئله‌ای داخلی به‌شمار می‌رود. از این‌رو، تمرکز کنونی بر مسائل سوریه، مانند ورود به یک خیابان یک‌طرفه است و اشتباه خواهد بود.

طبق فصل هفتم منشور سازمان‌ملل متحد، حاکمیت ملی و عدم مداخله در امور داخلی دولت‌ها، یک اصل و مصون از تعرض است. دوره انتقالی چیزی است که تاکنون شهروندان سوری خواستار آن بوده‌اند. اعلام انتخابات از طریق روش‌های دموکراتیک تحت نظارت سازمان‌ملل به منزله شرطی لازم برای حکومت دموکراتیک بر مبنای اکثریت است که درمجموع برای آینده سوریه تصمیم گرفته می‌شود. در نهایت، بسته‌شدن مرزها همراه با همکاری سازمان‌ملل در حمایت از فرایندهای یکپارچه‌سازی سوریه و صلح، به‌نظر می‌رسد شروع مجدد مداخله در هر دو سطح منطقه‌ای و بین‌المللی را امکان‌پذیر کند.

* بحران سوریه چگونه می‌تواند حل شود؟

** بحران اخیر در خاورمیانه و شمال آفریقا که از ١٧ دسامبر سال ٢٠١٠ از تونس آغاز و در مارس سال ٢٠١١ با بحران سوریه تشدید شد، تنها شروع دوره‌ای طولانی از منازعه است که باعث ادامه تهاجم در منطقه می‌شود. امیدوارم بن‌بست موجود باعث دگرگونی یکباره نیروهای منطقه‌ای و بلوغ سیاسی با حداقل وابستگی به نیروهای خارجی شود. البته من درمجموع، ملاحظات خاص خودم را دارم. فقدان آزادی و دموکراتیزاسیون، فقدان آزادی بیان و درنهایت، ابزاری‌کردن ایمان برای مقاصد سیاسی، مجموعه شرایطی هستند که باعث چنین بحرانی شده‌اند و با برطرف‌کردن آنها و دستیابی به تفاهم، شاید بتوان رفاه و کامیابی را دوباره به سوریه و کل خاورمیانه بازگرداند.

* رقابت‌های موجود چگونه بر توازن قوا در منطقه تأثیر می‌گذارد؟

** گسترش نفوذ ایران و ترکیه و افزایش قدرتشان در گستره خاورمیانه، پدیده جدیدی نیست. با وجود این، بحران سوریه، اکنون عامل منفی اصلی در تدوین سیاست‌های خارجی متقابل این دو کشور، شده است. در سطوح سیاسی و استراتژیک، منازعه بر سر سوریه به سیاست‌های خارجی آنها آسیب زده است. تحول در این تعامل، به انتخاب‌های سیاست خارجی این دو دولت وابسته است که تا حد زیادی نشئت‌گرفته از صورت‌بندی نظم نوین خاورمیانه، به‌شمار می‌رود. درواقع به نظر من ایجاد روابط حسنه درازمدت و مصالحه بین ایران و ترکیه در میان مسائل عدیده‌ای ازجمله سوریه، می‌تواند بقای صلح و آرامش منطقه خاورمیانه را تضمین کرده و در درازمدت، هم تهران و هم آنکارا، از آن منتفع شوند.

* مسئله کُردها به عنوان یکی از بازیگران غیردولتی در ترکیه و سوریه، هنوز حل‌نشده باقی مانده و عراق نیز هنوز در تب‌وتاب حل این مشکل است. تحولات اخیر خاورمیانه چه تأثیراتی بر این مسئله گذاشته است؟

** مسئله کُردها پدیده جدیدی نیست. کُردها تاکنون مانند ایران از این جنگ برنده بیرون آمده‌اند. البته این بدان معنا نیست که آنها هزینه‌های سنگینی را پرداخت نکرده‌اند. با وجود این، با مدنظر قراردادن رفتارهای منطقه‌ای و بین‌المللی و حمایت‌های اخیر جامعه بین‌المللی به دلیل جنایات داعش، به‌نظر می‌رسد کُردها «متغیر» نویدبخشی هستند که می‌توانند بر نتایج آرایش سیاسی منطقه در آینده تأثیر بگذارند و آن را شکل بخشند. کردها ثابت کرده‌اند یک متحد ارزشمند منطقه‌ای و نیروی محرکه‌ای موثر در قلب منطقه خاورمیانه، به شمار می‌روند.

* در دوره کنونی چه عاملی باعث شده است تا کُردهای خاورمیانه از اهمیت بیشتری برخوردار شوند؟

** نقش کُردها به چند دلیل از اهمیت برخوردار است: توزیع‌کنندگان نفت، مخاطبان تأثیرگذار بین ایران و ترکیه، متحد نظامی برای جنگ علیه داعش، شرکای ارزشمند برای ثبات منطقه و بازیگران ضروری در فرایندهای سیاسی عراق و ترکیه. دلایل دیگری را هم می‌توان افزود؛ مانند کنترل میدان‌های نفتی توسط کردستانِ عراق، ذخایر آب «میزوپوتامیا» و موقعیت ژئواستراتژیک کردستان بین ایران، ترکیه و جهان عرب. به همین دلیل، این مسئله قابل درک است که جنبش کُرد نه می‌تواند به دو بخش تقسیم شود و نه می‌تواند مشکلاتش را به تنهایی در هر بخش حل کند، بلکه باید به‌مثابه یک کل و یک واحد در درون منطقه خاورمیانه مدنظر واقع شود.

* ظهور داعش دراین‌میان بی‌تأثیر نبوده است؟

** ظهور داعش و تمرکز عملیات‌های این گروه به‌ویژه بر مناطق کردنشین در سوریه و عراق، تأثیر مثبتی بر کُردها داشته است. منطقه اقلیم کردستان و روژآوا از آگوست سال ٢٠١٤ تلفات سنگینی را متحمل شدند، اما احتمالا برای دومین بار در تاریخ کُردها، چنین همدردی بین‌المللی‌ای با آنان شده و نزدیک‌شدن سیاست اقلیم کردستان به سیاست خارجی آمریکا و جامعه اروپا را به‌دنبال داشته است.

* دیدار اخیر آقای مسعود بارزانی از آمریکا، حاوی پیام خاصی بوده است؟

** نشست بین رئیس اقلیم کردستان، «مسعود بارزانی»، با «باراک اوباما»، رئیس‌جمهوری آمریکا، در اوایل ماه می در واشنگتن، منافعی را داشته است که می‌توان به طرح‌های ایالات متحده آمریکا برای استقرار و تأسیس یک پایگاه جدید در فرودگاه بشیر که در منطقه «حریر»، گشایش قریب‌الوقوع دفتر اتحادیه اروپا در اربیل و نیز اقدام فوری آلمان به عنوان اولین دولت اروپایی برای حمایت لجستیکی از حکومت اقلیم کردستان، که از سوی فرانسه و انگلستان نیز دنبال می‌شود، اشاره کرد. این همکاری‌ها درمجموع، نشان‌دهنده تعاملات چند وجهی بین حکومت اقلیم کردستان و بازیگران سیستم روابط بین‌الملل هستند که برای اولین بار اهمیت فزاینده حکومت اقلیم کردستان در سیاست‌های منطقه‌ای و بین‌المللی را به‌تصویر می‌کشد. حکومت اقلیم کردستان با تثبیت تدریجی موقعیت منطقه‌ای و تلاش در راستای به رسمیت‌شناختن خود در مجامع بین‌المللی، به‌مثابه یک واحد دوفاکتوی دولتی عمل کرده که می‌تواند نقش مهمی در منطقه ایفا کند.

* تحولات آینده خاورمیانه را چگونه پیش‌بینی می‌کنید؟

** با توجه به نگاهی که به تحولات بین‌الملل از زاویه تعامل نیروهای مادی و عقیدتی و بازیگران دولتی- غیردولتی دارم، باید آینده را در پرتو تعاملات متقابل این نیروها تحلیل کرد. عدم بلوغ سیاسی در منطقه، به ما می‌گوید فعلا باید منتظر بمانیم.

نام:
ایمیل:
نظر: