صفحه نخست

بین الملل

سیاسی

چند رسانه ای

اقتصادی

فرهنگی

حماسه و جهاد

دیدگاه

آذربایجان غربی

آذربایجان شرقی

اردبیل

اصفهان

البرز

ایلام

بوشهر

تهران بزرگ

چهارمحال و بختیاری

خراسان جنوبی

خراسان رضوی

خراسان شمالی

خوزستان

کهگیلویه و بویراحمد

زنجان

سمنان

سیستان و بلوچستان

فارس

قزوین

قم

کردستان

کرمان

کرمانشاه

گلستان

گیلان

لرستان

مازندران

مرکزی

هرمزگان

همدان

یزد

صبح صادق

صدای انقلاب

صفحات داخلی

تاریخ انتشار : ۱۴ تير ۱۳۹۴ - ۰۷:۵۰  ، 
شناسه خبر : ۲۷۷۰۲۵

محمدرضا اسکندری

همانطور که در سلسله مقالات هفته‌های گذشته بیان شد، اندیشه‌های اومانیستی سکولار نزد برخی از فلاسفه معاصر غرب، سمت‌وسوی ضد دینی گرفته و به مرزهای الحاد (Atheism) نزدیک شده است. بهتر است این نوع اومانیسم، «اومانیسم سکولار الحادی» نامیده شود. در اندیشه اومانیست‌های الحادی، «انسان مرکزی» جایگزین «خدامحوری» در اندیشه‌های ادیان الهی می‌شود و مکتب‌هایی ظهور و بروز می‌یابند که می‌خواهند جای خداوند را پر کنند. بهترین گزینه برای جایگزینی، انسان و ایده‌های انسان‌گرایانه است.

انسان در این نوع از اومانیسم، وجود اصیل می‌شود و وجود خداوند از اعتبارات ذهنی، یعنی ساخته و پرداخته‌های ذهن به حساب می‌آید. برای رهایی از این وجودهای ذهنی، باید به امور محسوس ملموس، مشاهده‌پذیر و قابل اثبات روی آورد. در بند نخست از بیانیه دوم اومانیست‌های الحادی، این مطلب به صراحت تمام بیان می‌شود که «‌ما به‌عنوان افرادی بی‌دین، در مباحث خود از انسان آغاز می‌کنیم، نه خداوند؛ از طبیعت شروع می‌کنیم، نه از الوهیت.»

ریشه اندیشه‌های اومانیست سکولار الحادی را در نظریات فیلسوفانی همچون فوئرباخ، مارکس، نیچه و سارتر می‌توان جست‌. نظریات این فیلسوفان، کم‌وبیش، سمت‌وسوی ضددینی (دین‌های الهی) یافته و غالباً درصدد طرح اید‌ه‌های انسان‌گرایانه به‌‌مثابه بدیلی برای ایده‌های ادیان الهی هستند. بدیهی است که این فیلسوفان، رهیافت‌های معناگرایانه خود را به‌گونه‌ای متفاوت با رهیافت‌های ادیان الهی مطرح می‌کنند. در مقاله شماره پیش دیدگاه‌های دو نفر از فیلسوفان الحادی، یعنی فوئر باخ و مارکس بررسی شد، در این مقاله نظریات ضددینی و ضدالهی دو تن دیگر، یعنی نیچه و ژان پل سارتر بررسی می‌شود.

نیچه

نوع دیگری از انسان‌گرایی مدرن در ایده «ابرانسان»(superman) و «اراده معطوف به قدرت» (will to power) نیچه نمود می‌یابد. وی با اعلام شعار معروف «خدا مرده است» درصدد جایگزین کردن انسان‌ برتری است که خود، خالق ارزش‌ها و دائماً سازنده خودش است و برنامه زندگی خود را براساس آن تطبیق می‌دهد. با اینکه شعار «خدا مرده است» نیچه در معرض تفسیرهای مختلف قرار گرفته است، اما برخی خواست نیچه را به تصویر کشیدن روح دوره مدرن می‌دانند. وی در اراده معطوف به قدرت می‌گوید: «تفسیر اخلاقی از جهان، زان پس که کوشیده است تا از نوعی ماوراء بگریزد دیگر هیچ‌گونه ضمانت اجرایی ندارد؛ پس زوال آن به نیست‌انگاری می‌انجامد، همه چیز فاقد معناست.»(1) به عقیده نیچه، انسان باید پایگاه‌های ارزش را خودش بسازد. وقتی انسان تمامی ارزش‌ها را «خودش» ساخت، دیگر امور ماوراء طبیعی یا ارزش‌های استعلایی به نابودی کشانده می‌شود و هیچ‌گاه قابل بازسازی نخواهد بود. معیارهای کهن اخلاقی انسان – چنانکه امروز است- خوار می‌شوند. از نظر نیچه اکنون خدا مرده است و بر انسان است که اخلاق را رواج دهد. در تبارشناسی اخلاقی، نیچه یادآور می‌شود که ابرانسان باید بر آرمان‌های زاهدانه و غایت‌انگارانه چیره شود؛ زیرا از دوره افلاطون به بعد همین آرمان‌ها ماهیت و گوهر آدمی را رقم زده است.

ژان پل سارتر

نظریات الحادی سارتر، نمونه آشکاری از طغیان انسان در برابر خداوند است. سارتر با تکیه بر مفاهیم انسان‌گرایانه، به‌صراحت، وجود خداوند را انکار می‌کند. اگر بتوان شعار «مرگ خداوند» نیچه را با برداشت‌های مختلف برای نمونه در حکم یک واقعیت نامطلوب در دنیای غرب توصیه کرد، این حداقل توجیه در فلسفه سارتر جایگاهی ندارد. سارتر با پیگیری و بررسی دو مفهوم «درون‌گرایی» و «وانهادگی» اصالت را کاملاً به انسان و ارزش‌های ساخته و پرداخته انسان می‌دهد.

الف) درون‌گرایی

در توضیح درون‌گرایی باید گفت از نظر سارتر، هستی انسان را نمی‌توان از پیش تعریف کرد. «تعریف‌ناپذیری بشر بدان سبب است که بشر نخست هیچ نیست، سپس چیزی می‌شود. یعنی چنان و چنین می‌شود و چنان می‌شود که خویشتن را آن‌چنان می‌سازد؛ بدین‌گونه طبیعت کلی بشری نیز وجود ندارد.»(2)

منظور سارتر از «طبیعت کلی بشری» یعنی یک تعریف از پیش تعیین شده از انسان در ذهن خداوند، یعنی اینکه خداوند هنگام آفرینش بشر را طبق اسلوب و مفهومی که از او در اندیشه دارد خلق کند و سپس انسان مفهومی را که در اندیشه خداوند وجود دارد تحقق بخشد. این معنا در فلسفه سارتر نفی می‌شود. در فلسفه الحادی وی، اندیشه خالق از فلسفه حذف می‌شود.

سارتر یک مطلب دیگر را نیز اضافه می‌کند و آن «تقدم وجود بر ماهیت» است و آن را از ابداعات خود می‌داند. او می‌گوید: «اگر واجب‌الوجود نباشد. لااقل یک موجود هست که در آن وجود مقدم بر ماهیت است. موجودی که پیش از آنکه تعریف آن به وسیله مفهومی، ممکن باشد وجود دارد و این موجود بشر است.»(3) منظور از تقدم وجود بر ماهیت این است که بشر ابتدا وجود می‌یابد، متوجه خود می‌شود، در جهان سر بر می‌کشد و سپس خود را می‌شناساند؛ یعنی تعریفی از خود به دست می‌دهد. پس این خود انسان است که بر اساس طرح‌هایی که برای خود می‌افکند، خویشتن خویش را می‌سازد. «بشر هیچ نیست؛ مگر آنچه از خود می‌سازد.» این اصل اول اگزیستانسیالیستی است که درون‌گرایی نیز نامیده می‌شود.

اگر بشر هیچ نیست، مگر آنچه از خود می‌سازد، بشریت نیز مفهومی جز رفتار و کردار مجموعه آدمیان ندارد و انسان نمی‌تواند از این حد خارج شود. سارتر می‌خواهد فراتر رفتن از این جهان را برای بشر محال جلوه دهد.

یک مفهوم دیگر که سارتر براساس درون‌گرایی نتیجه می‌گیرد مفهوم انتخاب است. هر فرد بشری شخصاً عمل انتخاب را انجام می‌دهد. اگر بگوییم انسان‌ها در انتخاب خود آزادند؛ یعنی هر انسانی با آزادی، خود را انتخاب می‌کند و راه و روش خود را تعیین می‌سازد. هر فرد بشری با انتخاب خود در واقع همه آدمیان را نیز انتخاب می‌کند؛ یعنی راه و روش همه آدمیان را انتخاب می‌کند که انسان باید چگونه باشد. به لحاظ ارزشی، انتخاب یک چیز به معنای تأیید ارزش آن چیز انتخاب شده نیز است. تأیید ارزش یک چیز همچنین به معنای تأیید آن برای همه بشریت است. در اینجا مسئولیت انسان، بسیار عظیم می‌شود. از اینجا سارتر به مفهوم وانهادگی یا واگذاشتگی منتقل می‌شود. اگر انسان در انتخاب خود آزادی عمل دارد و مسئول همه اعمال خویش است، انسان احساس یک نوع وانهادگی یا واگذاشتگی می‌کند؛ زیرا هیچ قاعده اخلاقی کلی نمی‌تواند به تو نشان دهد که تو باید این کار را بکنی. هیچ نشانه‌ای در این عالم به تو لطف ندارد.

ب) وانهادگی

«مراد سارتر از مفهوم واگذاشتگی یا وانهادگی آن است که هیچ خدایی وجود ندارد که ارزش‌ها را معین کند یا انسانیتی آرمانی قرار دهد که هر انسانی برای رسیدن به آن باید تلاش کند. هر کس باید ارزش‌های خودش را ابداع کند و او مادام اصالت وجود دارد که برای تحقق ارزش‌هایی می‌کوشد که واقعاً از آن خودش است.» (4)

سارتر نهایتاً به این جمله داستایوفسکی می‌رسد که «اگر خدایی وجود ندارد، همه چیز مباح است» و این در واقع به معنای طرح اخلاق متعارف است؛ البته سارتر بعداً طبق مفهوم مسئولیت، یک نوع نظارت انسان را بر اعمال خویش، اعمال می‌کند، اما این نکته را نیز باید در نظر داشت که سارتر هر چیزی حتی وجود خداوند را به‌عنوان مانع بر سر راه کمال‌طلبی انسان به شمار می‌آورد. معلوم نیست این انسان کمال‌خواه و قدرت‌طلب که می‌خواهد بر جایگاه خداوندی تکیه زند؛ چگونه می‌تواند آنچنان مسئولیت‌پذیر باشد که نه‌تنها بر اعمال خود، بلکه بر اعمال همه آدمیان نیز نظارت داشته باشد.

نتیجه‌گیری

طبق آیات قرآن کریم که معجزه‌ای جاوید و مجادله‌ناپذیر است؛ آدمی با دم الهی حیات یافته است: «ثم جعل نسله من سلاله من ماء مهین ثم سواه و نفخ فیه من روحه» (5) انسان دارای کرامت الهی است که درباره حضرت آدم به جنبه «تعلیم اسماء» برمی‌گیرد که «و علم آدم‌الاسماء کلها» درباره فرزندان آدم در گستره‌ای فراگیر می‌تواند همگان را شامل شود. آفریدگار بشر، برای پروراندن وی بهترین راه را ارائه می‌فرماید و آن، بیان اسمای حسنا و صفات علیای الهی است. انسان که «خلیفه» خداست، نخست باید این اسما و صفات را بفهمد و سپس بر محور آن عمل کند و به دنبال علم و عمل، هدایت دیگر آدمیان را برعهده گیرد و مخالفان حیات انسانی و خلافت آسمانی آدمی را با حکمت و موعظه حسنه و جدال احسن به پیمودن صراط مستقیم فراخواند.(6) بنابراین خلافت انسان بر روی زمین از راه تعلیم اسمای الهی به دست می‌آید و پس از یادگیری اسمای حسنای الهی و فهم روحانی آن و پیاده کردن حقایق آن در جان انسان به غایت سیر ملکوتی خود می‌رسد. در نهایت می‌توان نتیجه گرفت اگر چه قرآن کریم بنی‌آدم را گرامی می‌داند و می‌فرماید: «و لقد کرمنا بنی آدم»(7) اما بسیاری از انسان‌های عادی را از حریم کرامت بیرون می‌خواند. دو چیز عمده از خلافت الهی که کرامت آدمی به آن است جلوگیری می‌کند. اول آنکه انسان خود را اصیل پندارد، نه نایب خدا و دوم آنکه خود را نایب از غیر خدا بداند. خلافت الهی با اصالت سازگار نیست. کسی که داعیه اصالت داشته باشد «مانند تفکرات اومانیستی انسان غربی» و همچون شیطان از «من» دم زند هرگز نمی‌تواند نایب باشد. خطر دوم نایب غیرخدا شدن است. کسی که نیابت غیر خدا را بپذیرد بی‌شک جانشین شیطان است، نه نایب خلیفه رحمان.

* منابع در دفتر نشریه موجود است.

نام:
ایمیل:
نظر: