صفحه نخست

بین الملل

سیاسی

چند رسانه ای

اقتصادی

فرهنگی

حماسه و جهاد

دیدگاه

آذربایجان غربی

آذربایجان شرقی

اردبیل

اصفهان

البرز

ایلام

بوشهر

تهران بزرگ

چهارمحال و بختیاری

خراسان جنوبی

خراسان رضوی

خراسان شمالی

خوزستان

کهگیلویه و بویراحمد

زنجان

سمنان

سیستان و بلوچستان

فارس

قزوین

قم

کردستان

کرمان

کرمانشاه

گلستان

گیلان

لرستان

مازندران

مرکزی

هرمزگان

همدان

یزد

صبح صادق

محرومیت زدایی

صفحات داخلی

تاریخ انتشار : ۱۴ تير ۱۳۹۴ - ۱۰:۳۱  ، 
شناسه خبر : ۲۷۷۰۳۹
نگاهی به اندیشه شریعتی
اشاره: دکتر علی شریعتی روشنفکری عمل‌گرا بود، او در حوزه تفکر برای خود تعهد و مسئولیتی تعریف کرده بود، اما الگوی عملی شریعتی چه بود؟ اگر شریعتی زنده بود، در مقابل مسائل امروز ما چه می‌کرد؟ و در واقع اندیشه شریعتی امروز برای ما چه کاربردی دارد؟ اینها پرسش‌هایی بود که به مناسبت ٢٩ خرداد سالمرگ دکتر علی شریعتی درباره آنها با حجت‌الاسلام محمدتقی فاضل‌میبدی، عضو مجمع محققین و مدرسین حوزه علمیه قم و استاد دانشکده مفید قم گفت‌وگو کردیم.

‌*‌ در سال‌های اخیر نقد‌های زیادی به دکتر علی شریعتی وارد شده است، اما از سوی دیگر همین نقد‌ها نشان می‌دهد شریعتی همچنان خوانده می‌شود، شما دلیل این نگاه و کنش نسبت به دکتر شریعتی را چه می‌دانید؟

**‌ در مورد سخنانی که به دکتر شریعتی نسبت داده می‌شود و نقدهایی که این روزها به ایشان وارد می‌شود، جانب انصاف رعایت نمی‌شود. چراکه اگر علی شریعتی امروز می‌بود، تفکر دیگری داشت. شریعتی مرد روزگار خودش بود. تفکر دکتر شریعتی تفکری سیال، پویا و در حرکت بود. اندیشه دکتر شریعتی ایستایی نداشت. اما مسئله‌ای که باعث می‌شود شریعتی جاودانه شود و اندیشه او همچنان مورد بازخوانی قرار گیرد، دردمندی و دردشناسی او در جامعه و برای جامعه است. او درد جامعه زمان خود را می‌دید و می‌شناخت و تلاش می‌کرد در جهت برطرف‌کردن این دردها حرکت کند.

‌*‌ این دردی که شما از آن سخن می‌گویید، دقیقا چه بود؟

**‌ شریعتی همواره در سه جبهه در جهاد و تلاش بود؛ اول در مقابل حاکمیت موجود، یعنی شاه و دستگاهش، دوم در برابر موج اندیشه‌های مارکسیستی و سوم در برابر مرتجعین.

دکتر شریعتی در زمان خود با این سه دشمن روبه‌رو بود. اگر شریعتی نبود، اندیشه‌ها و افکار مارکسیستی بسیاری از جوانان را با خود برده بود. اما شریعتی بر سکوی دین ایستاد و با ارائه بازخوانی جدیدی از اندیشه دینی، جوانان را از سقوط به ورطه اندیشه مارکسیستی نجات داد. از سوی دیگر تحجر، دکتر شریعتی را رنج می‌داد، در آن زمان جامعه ما لعاب و فرهنگ ظاهری مذهبی داشت، اما با همین لعاب انسان‌ها را به قهقرا کشانده بودند.

دکتر شریعتی در آثارش از کسانی مانند ابوذر غفاری و سیدجمال‌الدین اسدآبادی سخن می‌گوید، اینها کسانی بودند که در جامعه اسلامی زمان خود تغییر ایجاد کردند و نکته چهارم اینکه شریعتی با تمدن آن ‌روز هم سر آشتی نداشت، او خلأ تمدن را عشق و معنویت می‌دانست. شریعتی از ناقدان مدرنیته بود لذا در کتاب «چه باید کرد» و کتاب «از کجا آغاز کنیم» می‌خواست نسل آن روز را در مسیری قرار دهد که نه غرب‌زده شوند و نه به اندیشه‌های مارکسیستی گرایش پیدا کنند.

‌*‌ و در برابر حاکمیت زمان خود چگونه عمل کرد؟

**‌ شریعتی همواره قصد داشت جامعه را آگاه کند، برای خود رسالتی تعیین کرده بود. رسالت شریعتی این بود که با زر و زور و تزویر مبارزه کند. اینها واژه‌هایی بود که شریعتی خلق کرد، با این واژه‌ها زندگی کرد و با این واژه‌ها جامعه را به حرکت واداشت. شاخصه اصلی شریعتی دردمندی او نسبت به جامعه‌ای بود که در آن زندگی می‌کرد. او می‌دید و معتقد بود که مذهبی که به شکل آن‌روز در جامعه وجود دارد، نه‌تنها درد جامعه را تسکین نمی دهد، بلکه تنها به تألمات جامعه می‌افزاید. دکتر شریعتی به دنبال تصفیه دینی بود.

او کتاب‌هایی مانند «حسین وارث آدم» و «فاطمه فاطمه است» نوشت و  در واقع با الگوگیری از شخصیت‌های بزرگ دینی قصد داشت تصویر جدیدی از دین ارائه دهد. در حقیقت شریعتی می‌خواست از منابع دینی، راه نجات انسان را استخراج کند. او به منابع اصلی رجوع می‌کرد تا این تصفیه‌سازی را بنیادی و بر اساس اصول انجام دهد. شریعتی معتقد بود منابع اندیشه دینی ما زلالی خود را ازدست داده‌اند؛ او می‌گفت چهره‌ها و عوامل زر و زور و تزویر زلالی و شفافیت منابع دینی را گرفته و از بین برده‌اند.

دومین کاری که شریعتی به دنبال آن بود این است که معتقد بود این معرفت دینی کنونی پاسخ‌گوی نیاز‌های نسل امروز نیست و با این تحولی که در جهان صورت گرفته و می‌گیرد باید هندسه معرفت دینی را بازسازی کرد. ایشان از اقبال لاهوری الگو می‌گرفت. اقبال لاهوری به دنبال بازسازی اندیشه دینی بود، شریعتی هم می‌گفت که احیای اندیشه دینی به‌تنهایی کافی نیست؛ باید اندیشه دینی جامعه ما بازسازی شود.

‌*‌ به نظر شما شریعتی به عنوان روشنفکری عمل‌گرا و انقلابی می‌تواند الگویی برای جامعه ما باشد؟ در واقع سؤال من این است که اندیشه و عمل شریعتی امروز برای ما کاربردی دارد؟

**‌ از نظر من، اندیشه، منش و روش شریعتی برای جامعه امروز ما دو کاربرد مهم دارد. امروزه روشنفکران ما فقط در حوزه نظری فعالیت می‌کنند. اما با نگاهی به شیوه دکتر شریعتی در اندیشه‌ورزی و عمل، روشنفکران باید از حوزه‌های نظری صرف خارج شوند و فقط به دنبال کتاب و مقالات نباشند و مانند شریعتی دردمند باشند و همراه با نسل جوان در جامعه زندگی کنند. من شاهد بودم که شریعتی ساعت‌ها می‌نشست تا به پرسش یک جوان پاسخ دهد و او را قانع کند. این اصلی ثابت در منش و کنش اخلاقی شریعتی بود.

از سوی دیگر شریعتی تلاش می‌کرد چهره اندیشه دینی زمان خود را بازسازی کند. متأسفانه ما در جامعه امروز هم شاهد این هستیم که عده‌ای از افراد و جریان‌ها با دین و اندیشه دینی به شکلی متحجرانه و ابزاری برخورد می‌کنند. این افراد و گروه‌ها سخنانی می‌گویند و چیزهایی را به دین نسبت می‌دهند که اصل دین نیست. مبارزه با تحجر مذهبی یکی از اصول مهم دکتر شریعتی در زمان خود بود. اصلی که امروز هم در جامعه امروز ما کاربرد دارد.

امروز روشنفکران دینی ما باید همان‌گونه که شهید مطهری می‌گوید به چشمه‌های اصلی دین رجوع کنند، چشمه‌هایی که متأسفانه به دست عده‌ای آلوده شده است و نیاز به پالایش و تصفیه دارد. تازمانی‌که در یک جامعه دینی اندیشه دینی تصفیه و پیرایه‌ها زدوده نشود، آن جامعه به پویایی نمی‌رسد. من معتقدم ما امروز سه دهه پس از مرگ دکتر شریعتی هنوز باید اندیشه‌های ایشان را بازخوانی کنیم.

نام:
ایمیل:
نظر: