رضا گرمابدری
اگر تاکنون (94/4/20 زمان نگارش یادداشت حاضر) معلوم نشده است که اوباما اواسط هفته گذشته در گفتوگویی ویدئوکنفرانسی با وزیر خارجهاش، جان کری چه گفت که وی پنجشنبه شب با تغییر لحن به نحوی آنچه را که تا آن زمان مورد توافق قطعی و نسبی قرار گرفته بود، زیر سؤال برد، این موضوع کاملاً روشن است که دکتر ظریف در پاسخ به سخنان نسنجیده جان کری چه گفت که وی ناچار شد در مدت کمتر از 24 ساعت با تغییر موضع، به لحن گذشته بازگشته و حتی بهتر از آن سخن گوید. برخی معتقدند اوباما برای آرام ساختن منتقدان داخلی و خارجیاش از کری خواسته بود تا لحنش را درباره مذاکرات تند کند تا شاید ضمن آرام کردن منتقدان بتواند از ایران هم امتیازی بگیرد؛ اما به نظر میرسد حتی اگر اینگونه باشد، این قضیه سهم اندکی از اصل ماجرا دارد و اصل ماجرا آزمایش شیوه جدید در آخرین ساعات مذاکره برای گرفتن امتیاز بیشتر از ایران بود که پاسخ دقیق و صریح ظریف به آن، طرف آمریکایی را آنچنان سرخورده کرد که تنها پس از گذشت چند ساعت اشتباهش را جبران کرد و از پیشرفت مذاکرات و فضای بسیار سازنده سخن گفت.
بعد از آن، مذاکرات با تمدید دوباره تا دوشنبه (22 تیر) در فضای جدید ادامه یافت با این تفاوت اساسی که ایران با رفتار اخیر طرف آمریکایی یک بار دیگر از نزدیک «بیاعتمادی به آمریکا» را تجربه کرد که میتواند در روند ادامه مذاکرات بیش از پیش به کارش آید و با مراقبت بیشتری رفتار آمریکا را زیرنظر بگیرد و همچنین این تفاوت مهم که ایرانیان با حضور عظیم و باشکوه در راهپیمایی «روز قدس» و به نمایش گذاشتن قدرت و سرعت همبستگی و انسجام، «سرمایه ملی» حمایت از مذاکرهکنندگان ایرانی و اصرار بر استیفا تمام حقوق هستهای خود را به نمایش گذاشتند. با توجه به کارشکنیها و بدعهدیهای تکراری شیطان بزرگ و نیز تبدیل فرصت کنگره آمریکا برای بررسی متن توافق احتمالی از 30 روز به 60 روز اگر مذاکرات تا پنجشنبه گذشته منجر به توافق میشد، کنگره برای بررسی آن 30 روز فرصت داشت هیچ تضمینی برای یکسره شدن مذاکرات تا روز دوشنبه وجود ندارد و چهبسا طرف آمریکایی با ورود به دوره 60 روزه فرصت کنگره برای بررسی متن توافق که کاخ سفید به آن تمایلی نداشت و تلاش میکرد کار تا مرحله 30 روزه فرصت کنگره به سرانجام برسد، حالا بهدنبال آن باشد مانعتراشی بیشتری کند و بدعهدیهایش را در اشکال دیگر تکرار نماید. بر فرض هم که تا دوشنبه توافقی اعلام شود، به احتمال زیاد این توافق بسیار کلی است که میتواند در مراحل بعد دستخوش تغییر گردد از این رو ذکر چند نکته بسیار ضروری است:
۱ـ استفاده از «سرمایه ملی» روز قدس؛ همایش ملی و سراسری مردم ایران در روز قدس در گرمترین فصل سال ایران که دمای بیشتر نقاط کشور حول و حوش 40 درجه بود؛ به دنیا و طرفهای هستهای ایران اعلام کرد، ملتی که در دفاع از مظلومان حاضر است با زبان روزه و در روزی داغ و سوزان چنین مشتاقانه و مطیعانه در برابر وظیفه الهی به خیابان بیاید و یکپارچه و با شور و هیجان بر سر خصم فریاد انزجار کشد؛ برای احقاق حقوق به حقش حاضر است از همه چیز خود بگذرد. با اینکه بهنظر میرسد عظمت و شکوه این حماسه عبادی تأثیرش را بر مذاکرات گذاشته، اما لازم است طرف ایرانی آگاهانه از این سرمایه ملی در روند مذاکرات استفاده کند و ملت پرخروش ایران را با این تصویر غرورآفرین و پرشور و اشتیاق برای در آغوش گرفتن تلاش فرزندانش را، در برابر دشمن قرار دهد.
۲ـ مسدودیت کامل؛ دشمن نیرنگباز و غیرقابل اعتماد با رفتارش نشان داده که بهراحتی حاضر به پذیرش حقوق هستهای ایران نیست و اگر در جایی ناچار به تسلیم شده در فرصت دیگر تلاش میکند از زیربار تعهد شانه خالی کند؛ از این رو در مواجهه با چنین دشمنی باید بسیار هوشیار و سختگیر بود. یکی از نگرانیها در فرایند مذاکرات، ذخیره شدن تحریمها و انتقال اعلام نشده آن به عرصههای دیگر بهانهجوییهای آمریکا مانند مباحث حقوق بشر، موشکهای بالستیک، تروریسم، حملههای سایبری و... است؛ بنابراین لازم است در مذاکرات اصل تحریمها از بین برود و با تضمین قطعی از امکان انتقال و تکرار آن به بهانههای واهی جلوگیری شود.
۳ـ حفظ قانونی مسیر بازگشت؛ یکی از پیچیدهترین و شاید مهمترین مراحل توافق احتمالی، عمل به تعهدات است؛ یعنی مرحلهای که به احتمال بسیار زیاد طرف آمریکایی و حتی طرف اروپایی حاضر نیست ساده و روان آن را اجرا کند. پیچیدگی و اهمیت این مرحله به این معنا است که با امضای احتمالی توافق و حتی توافق کلی بدون امضا هم کار نه اینکه تمام نشده که وارد مرحله حساس و تعیینکننده شده است. براساس اخبار در دسترس، در این مرحله طرف مقابل لغو تحریمها را اعلام میکند و اجرای آن را به چرخهای از زمان پیوند میزند و ایران هم باید کار انجام تعهدات را آغاز کند. این مرحله با اینکه میتواند شکل متفاوتی داشته باشد، اما در این میان مهم این است که ایران مواظب باشد دستش خالی نشود. پر بودن دست ایران به این است که مسیر قانونی بازگشت خود را کارسازی کند. یعنی طرفین در توافق اذعان کنند که در صورت پایبند نبودن طرف مقابل به انجام تعهداتش و یا بروز هرگونه مانع در راه انجام تعهدات، ایران خودبهخود و قانوناً اجازه بازگشت به وضعیت گذشته را دارد. با این قید لازم است کارها بهگونهای سامان یابد که وضعیت گذشته در حداقل زمان قابل بازسازی باشد، وجود چنین بندی در مذاکرات، طرف مقابل را به انجام تعهداتش ملزم میکند و نگرانی بهحق ایران از ازدست دادن سرمایهاش را برطرف میسازد.
۴ـ توافق مستقر؛ پرسش مهم در مراحل پایانی مذاکرات که احتمال توافق درآن افزایش یافته چه این توافق در دوشنبه 22 تیرماه باشد چه چند روز پس از آن، این است که واکنش ملی و خاص به آن چه باشد. یقیناً بسیاری در داخل و خارج بهدنبال آن هستند که در صورت توافق احتمالی جشن و پایکوبی راه بیندازند، در حالی که چنین واکنشی نیازمند مقدمه معقول و سنجیده است. مقدمه اصلی، انتشار متن توافق با تمامی بندها، تبصرهها و پیوستها است؛ اگر در متن، خواستههای ایران بدون قیدوشرط و مطابق حقوق و خطوط قرمز لحاظ شده بود، با گذر از مباحث نظری باید در انتظار اجرای تعهدات عملی بود، مرحله بسیار حساس و شکنندهای که بیاعتمادی به طرف مقابل بیشتر خودش را آشکار میسازد، چنانچه طرف مقابل بدون هرگونه بهانهجویی وارد این مرحله شد و آن را اجرا کرد توافق استقراریافته و میتوان به شکرانه آن جشن ملی برگزار کرد. ضمن آنکه احتمال به هم خوردن همهچیز هم وجود دارد؛ از اینرو چون فرصت برای مراسم جشن همیشه و پس از حصول از اطمینان، وجود دارد، باید تا یقین به دستیافتن به «توافق مستقر» با تأمل و خردمندانهتر رفتار کرد. انشاءالله