صفحه نخست

بین الملل

سیاسی

چند رسانه ای

اقتصادی

فرهنگی

حماسه و جهاد

دیدگاه

آذربایجان غربی

آذربایجان شرقی

اردبیل

اصفهان

البرز

ایلام

بوشهر

تهران بزرگ

چهارمحال و بختیاری

خراسان جنوبی

خراسان رضوی

خراسان شمالی

خوزستان

کهگیلویه و بویراحمد

زنجان

سمنان

سیستان و بلوچستان

فارس

قزوین

قم

کردستان

کرمان

کرمانشاه

گلستان

گیلان

لرستان

مازندران

مرکزی

هرمزگان

همدان

یزد

صبح صادق

محرومیت زدایی

صفحات داخلی

تاریخ انتشار : ۲۴ تير ۱۳۹۴ - ۰۸:۳۸  ، 
شناسه خبر : ۲۷۷۲۵۶
نقد عباس عبدی به گفت‌وگوی «اعتماد» با محمدرضا خاتمی
مقدمه: گروه احزاب ـ «اصلاحات از کجا به کجا رسیده است؟ اصلاح‌طلبان در چه وضعیتی قرار دارند و چگونه می‌توانند از موانع پیش روی کنشگری سیاسی‌شان عبور کنند و همانی شوند که باید باشند؟ و...» اینها محور پرسش‌هایی است که گروه احزاب روزنامه اعتماد برای آسیب‌شناسی جنبش اصلاحات طی گفت‌وگوها و با رویکردی نقادانه با کنشگران اصلی جریان سیاسی اصلاحات در میان گذاشته است. هر چندبخش‌هایی از این گفت‌وگو‌ها به دلایلی قابلیت انتشار نیافته اما بازهم انتشار این مصاحبه‌ها که به بررسی چرایی و چگونگی فراز و فرود اصلاحات پرداخته مورد توجه بدنه اجتماعی هوادار اصلاحات و اصلاح‌طلبان قرار گرفته است. روزنامه اعتماد با همین رویکرد اخیرا مصاحبه‌ای با عباس عبدی و محمدرضا خاتمی انجام داد. از محورهای این دو گفت‌وگو تئوری خروج از حاکمیتی بود که عباس عبدی در دوران دولت اصلاحات پیشنهاد داد. محمدرضا خاتمی در گفت‌وگو با «اعتماد» به بخش‌هایی از مصاحبه (اعتماد) با عباس عبدی واکنش نشان داد واعلام کرد که «تئوری پیشنهادی آقای عباس عبدی درباره خروج از حاکمیت طرحی برای انجام نشدن بود.» محمدرضا خاتمی در این مصاحبه گفت که عباس عبدی حرف‌های خودش را هم نقض کرده است: «اگر متن مصاحبه همان منظور واقعی جناب آقای عبدی باشد و به درستی نظرات ایشان را فهمیده باشم حرف‌های ایشان به نظرم دارای تناقضات مهمی است. ایشان می‌گوید فرد مهم نیست و جریان اهمیت دارد اما در جای دیگر خلاف همین حرف را می‌زند. در این مصاحبه چالشی ازجمله درباره رییس دولت اصلاحات و دی��ر موارد همین ایراد وجود دارد. آقای عبدی معتقد است که فرد مهم نیست اما وقتی این جمله را می‌گوید که اصلاحات راهش را از من جدا کرد، خودش این حرف را نقض می‌کند. در بخش دیگری می‌گوید که آدم‌ها تکامل و تحول پیدا می‌کنند اما در بخش دیگری می‌گوید من همانی هستم که بوده‌ام و برای ادعایش شما را ارجاع می‌دهد به مقالات و مطالبش.» گفتن همین جملات محمدرضا خاتمی کافی بود تا عباس عبدی دست به قلم ببرد و پاسخی به گفت‌وگو با محمدرضا خاتمی به روزنامه اعتماد ارسال کند. متن پاسخ ارسالی عباس عبدی به شرح زیر است:

در روزنامه اعتماد مورخ 1394/3/23، گفت‌وگویی با دوست عزیزم آقای دکتر محمدرضا خاتمی انجام شد که موجب امید گردید، مدت‌ها بود که از این نوع نقادی‌ها درباره گذشته در مطبوعات خبری نبود و لذا این گفت‌وگو را شاید بتوان پایانی بر این وضع دانست.‌ای کاش پیش از اینها شاهد گفت‌وگوهای انتقادی می‌بودیم. اگرچه به دلیل کمبود این نوع گفت‌وگوها و نیز گذر ایام روزنامه‌نگاران جوان نیز نتوانسته‌اند آشنایی لازم را با زیر و بم آن دوران به دست آورند و اگر گفت‌وگوها عمومی‌تر و رودر رو بود حتما نکات بیشتری برای طرفین گفت‌وگو و خوانندگان کشف می‌شد. البته باید نگاه منصفانه به وضع و محدودیت‌های مطبوعات امروز نیز داشت، به ویژه وقتی که می‌بینیم، گفت‌وگو یک مقطع زمانی مهم یعنی حوادث ١٣٨٨ را دربرنمی‌گیرد و امیدواریم که شرایط به گونه‌ای شود که در این زمینه نیز بتوان با خیال آسوده سخن گفت. از همین منظر باید پذیرفت که سخن گفتن به نحوی که مطبوعات حاضر به انتشار آن باشند سخت است. با وجود این محدودیت مهم، این گفت‌وگو تاحدی روشن‌کننده بخشی از واقعیت اشتباهاتی که در گذشته شاهد آن بوده‌ایم هست، گذشته‌ای که قصد محکوم و حاکم کردن کسی درمیان نیست، بلکه هدف توشه‌اندوزی برای آینده است.

از این رو مطالعه و قضاوت را باید به عهده خواننده گذاشت و بنده نیز قصد پاسخگویی به نکات گفته شده در آن گفت‌وگو را ندارم، ولی از آنجا که برخی فرازهای آن به اظهارات بنده در گفت‌وگوی قبلی با روزنامه اعتماد برمی‌گردد، بی‌مناسبت ندانستم که توضیح مختصری را درباره یک مورد تقدیم کنم. در ابتدای گفت‌وگو پرسشگر سوالی را در مورد گفت‌وگوی بنده طرح می‌کند که جناب دکتر خاتمی در پاسخ می‌گویند: «اگر متن مصاحبه همان منظور واقعی جناب آقای عبدی باشد و به درستی نظرات ایشان را فهمیده باشم حرف‌های ایشان به نظرم دارای تناقضات مهمی است. ایشان می‌گوید فرد مهم نیست و جریان اهمیت دارد اما در جای دیگر خلاف همین حرف را می‌زند. در این مصاحبه چالشی ازجمله درباره رییس دولت اصلاحات و دیگر موارد همین ایراد وجود دارد.

آقای عبدی معتقد است که فرد مهم نیست اما وقتی این جمله را می‌گوید که اصلاحات راهش را از من جدا کرد، خودش این حرف را نقض می‌کند. در بخش دیگری می‌گوید که آدم‌ها تکامل و تحول پیدا می‌کنند اما در بخش دیگری می‌گوید من همانی هستم که بوده‌ام و برای ادعایش شما را ارجاع می‌دهد به مقالات و مطالبش.»واقعیت این است که در غیاب فضای گفت‌وگو، به نظر می‌رسد که دقت و فهم دقیق اظهارات یکدیگر را نیز به دست فراموشی سپرده‌ایم. اگر از مطالب بنده چنین برداشت شود که فرد فاقد اهمیت است، حتما خبرنگار محترم از من می‌پرسید که پس چرا فعالیت سیاسی و اجتماعی می‌کنید؟ از کجای مطالب بنده چنین برداشت می‌شود؟ اگر برای فرد اهمیت قایل نباشم، پس انتقادم به افراد بدون دلیل است. بنابراین اگر با دقت کافی به اظهارات و نوشته‌های بنده توجه می‌شد، به طور حتم چنین برداشت متناقضی صورت نمی‌گرفت. آنچه بنده می‌گویم، اهمیت دادن به ساختار در مقایسه با شخص است. اگر قرار باشد که ساختار ثابت باشد، نقش افراد بسیار فرعی و بی‌اهمیت خواهد بود، مگر آنکه افراد در جهت اصلاحات ساختار عمل کنند.

مفهوم مرکزی «اصلاحات و اصلاح‌طلبی» نیز بهبود ساختاری است و نه تغییر افراد. افراد را به این دلیل تغییر می‌دهیم که ساختار را بهبود دهند. کافی است مثالی بزنم. وقتی که ساختار اقتصادی و بودجه دولت نفتی است و همچنان نفتی بخواهد بماند، دیگر فرق چندانی نمی‌کند که چه کسی رییس دولت باشد. فرق‌ها در حد جزییات است. ولی ما باید دنبال کسی باشیم که به اهمیت تاثیر این ساختار واقف باشد و اقتصاد و بودجه را مستقل از نفت کند یا وابستگی آن را کم کند. برای چنین کاری نیازمند افراد کاردان و کارآمد و فهیم با اطرافیان توانمند هستیم. بنابراین فرد مهم است مشروط بر اینکه ساختارهای ویرانگر را بهبود بخشد و اصلاح کند، ولی اگر بخواهد در همان ساختار موجود عمل کند، در این صورت تفاوت چندانی با دیگران نخواهد داشت و برون‌داد ساختار بر هر برون ‌داد فردی غلبه خواهد داشت. نکته دیگر درباره تغییر و ثبات در افراد است. همه ما نه تنها تغییر می‌کنیم، بلکه هر روز و هر لحظه در حال تغییر هستیم. با خواندن این گفت‌وگو هم تغییر کردیم، چه رسد به اینکه طی ١٠ سال شاهد انواع و اقسام اتفاقات باشیم. ولی وقتی که می‌گوییم تغییر کرده‌ایم یا تغییر نکرده‌ایم، منظور، از یک سو تغییر ملموس و تعیین‌کننده است و از سوی دیگر تغییر در موضوع خاص و مورد نظر است. بنابراین وقتی می‌گوییم در یک زمینه تغییر نکرده‌ایم، به معنای نفی تغییر در سایر زمینه‌ها نیست و حتی به معنای بهبود و تکامل در همان زمینه هم نیست، بلکه به معنای ثبات در اصول و کلیات در زمینه موردنظر است.

به طور قطع درک و فهم بنده نیز در حد توانم تغییر کرده ولی اصول کلی نگرشم درباره اصلاحات و نحوه پیشبرد آن تا حدودی ثابت مانده، این را می‌توان از خلال آثار و رفتار یک فرد دید. شما می‌توانید یک ظرف بزرگ آب زلال را‌بردارید و یک قطره کوچک رنگدانه به آن بیفزایید، قطعا کیفیت رنگ آب تغییر می‌کند، ولی آنچنان نیست که از نظر ناظر بیرونی تغییر محسوب شود، این افزودن را آن قدر ادامه دهید که در یک مرحله می‌توانید ادعا کنید که رنگ آب به کلی تغییر کرده است. این همان اتفاقی است که برای کسانی رخ داد و از نفی و نادیده گرفتن خروج از حاکمیت رسیدند به حضور خیابانی و اخراج از حاکمیت. تغییر رنگ این ظرف به طور کامل مشهود است، ولی گمان نمی‌کنم که آثار و نوشته‌های بنده تا این حد تغییر رنگ داده باشد. اصطلاحا تبدیل کمی به کیفی رخ نداده است. البته اگر هم تغییر رخ دهد ایرادی ندارد چنان چه در موارد دیگری رخ داده بنابر این نه «تغییر» به ذات ارزشمند است و نه «ثبات». آنچه ارزشمند است دفاع از تغییر و ثبات در یک موضع است. اگر نقدی به رفتارهای سال‌های گذشته دارم به این دلیل نیست که چرا تغییر کرده‌اند و اگر از مواضع خودم دفاع کنم این نیز به این دلیل نیست که چون ثابت مانده. اینکه دوستان دیگر تغییر کرده‌اند به خودی خود ایرادی نیست و ارزشمند هم نیست و اینکه من بگویم در این مورد تغییر نکرده‌ام هم نه ایراد است و نه ارزشمند. مهم دفاع از آن مواضع ثابت مانده یا تغییر یافته است. مهم نبودن تناقض میان مواضع و خواسته‌ها و نیز سازگاری میان اهداف و ابزار است.

ما باید وقتی که در قدرت هستیم مسوولانه رفتار کنیم و در برابر خطاها واکنش نشان دهیم و نمی‌توانیم در قدرت که هستیم، در برابر دیدگاه خروج از حاکمیت به همان معنای درستی که جناب دکتر خاتمی گفته‌اند گارد بگیریم، ولی وقتی در قدرت نیستیم، تا سطح خیابان هم وارد میدان شویم. اگر از من پرسیده می‌شد، قطعا حضور در خیابان را در آن زمان موثرتر و عقلانی‌تر می‌دانستم، تا وقتی که کار به وضعیت فعلی رسید. همچنان که همان موقع نیز در این مورد دیدگاهم را بیان کردم.

اگرچه در گفت‌وگوی آقای دکتر خاتمی نکات قابل بحث و توجه زیاد است، ولی در این نوشته به همین دو مورد بسنده می‌کنم.

نام:
ایمیل:
نظر: