سالی که اگر مبداء آن را هجوم داعش به عراق و سقوط نینوا و مرکز آن موصل بدانیم، چهارشنبه گذشته 10 ژوئن برابر 20 خرداد پایان یافت، سالی که آمدند، سربریدند، سوزاندند، کشتار کردند و زنان را به اسارت، بردگی و فحشا بردند.
یکسالی که از مبداء سقوط موصل گذشت، همهاش با ویرانی خانهها، کارخانهها، پلها و جادهها و باغات و اراضی کشاورزی همراه بود و آنچه مانده یک زمین سوخته برای عراقیها است. حالا حدود یک میلیون و 700 هزار آواره روی دست دولت عراق مانده و این درحالی است که آمریکاییها همچنان اصرار دارند که جنگ با داعش طولانی خواهد بود و اوباما این هفته ادعا کرد که هجوم بزرگ داعش در راه است.
موصل چگونه سقوط کرد؟
پرونده سقوط موصل آن هم با حضور بخش قابل توجهی از ارتش عراق شامل چند لشکر و تیپ مستقل و نیروهای پلیس اتحادیه و پلیس محلی، هنوز مفتوح است. فعلا در این پرونده که در پارلمان عراق در گردش است و گزارش کمیته تحقیق آن آماده شده، فقط به طرفهای داخلی توجه دارد که یکدیگر را متهم میکنند. این در حالی است که ناظران مسایل عراق اعتقاد دارند که در تحقیق کمیته یاد شده بنابه دلایلی طرفهای خارجی از جمله آمریکا، ترکیه، سعودی و قطر نادیده گرفته شدهاند.
فعلا مقامات محلی از جمله استاندار سابق موصل یعنی «اثیل النجیفی»، «مسعود بارزانی» و دولت سابق عراق جزء افرادی هستند که در این پرونده نامشان ثبت شده و البته هنوز نتایج نهایی گزارش کمیته یاد شده رسما اعلام نشده است.
درباره سقوط موصل حرف و حدیثها زیاد است. خیلیها از مدتها قبل هشدار داده بودند و از جمله خود نوری المالکی که در سفر چند ماه قبلش به آمریکا، به مقامات واشنگتن هشدار داده بود که در صورت ادامه حمایت از گروههای تروریستی در سوریه، آنها به عراق هجوم خواهند آورد.
به علاوه خیمههای تحصن در استان الانبار طی سال 2013 (92ش) که در نهایت به سقوط فلوجه در دی ماه 92 شد و آمریکاییها و غربیها آن را یک خیزش سیاسی و مسالمت جویانه تلقی کرده و به دولت عراق برای عدم برخورد سخت با آن فشار میآوردند، مقدمه سقوط موصل بود.
به گزارش ایرنا، اهالی موصل، آنها که جان خود را برداشته و فرار کردند، بعدها در خاطرات خود تعریف کردند که موصل از مدتها قبل از 10 ژوئن (20 خرداد) سقوط کرده بود، بطوری که شبها نیروهای نظامی و امنیتی عراق بر آن حاکمیتی نداشتند.
برخی مقامات محلی و فرماندهان نظامی نیز در فروپاشی ارتش در موصل نقش داشتند؛ آنها قبل از رسیدن داعش، زمینه را برای از هم گسیختگی ارتش فراهم کرده بودند.
یکی از نظامیان که از تلعفر در غرب موصل گریخته بود، میگفت، شیرازه ارتش از روزها پیشتر از هم گسیخته بود، بنابراین آنها که خانواده در موصل داشتند، با توجه به اینکه میدانستند داعش به آنان رحم نخواهند کرد، به موقع عمل کردند و آنها که ماندند، اکثرا کشته شدند.
ماجراهای آن روزهای عراق
تحلیل رویدادهای مربوط به تاریخ حمله داعش نیاز به مروری بر منازعات سیاسی قبل از آن دارد. داعش در اوج اختلافات سیاسی پس از انتخابات پارلمانی اردیبهشت پارسال حمله خود را آغاز کرد، درحالی که هنوز پرونده آن در پارلمان عراق که به دنبال مقصرها میگردد، مفتوح است.
آن روزها بر سر سومین دوره ریاست مالکی بر دولت که توانست بالاترین آرای پارلمانی را کسب کند، یک مناقشه بزرگ براه افتاده بود. جریانهای مخالف وی خلاف قواعد دمکراسی خواهان کنارهگیری وی از قدرت بودند. مخالفتها آنقدر جدی بود که حمله داعش و تهدیدی که زنگهای خطر فروپاشی را برای عراقیها به صدا در آورده بود، باعث نشد، آنها از خواست خود دست برداشته و در برابر خطر تروریسم متحد شوند. حکایت آن روزهای عراق بیشتر شبیه ماجرای دو زنی است که مدعی مادری یک کودک بودند.
جریانهای سیاسی در حالی بر خواست خود سماجت و ایستادگی میکردند که داعش در دروازههای بغداد خیمه زده بود و حزام بغداد (کمربند بغداد) در اختیار این گروه قرار داشت و پایتخت عراق یک شهر محاصره شده تلقی میشد.
البته ریشه این اختلافات به اولین روز بعد از سقوط صدام بر میگردد که اقلیت حاکم بر عراق برای اولین بار در تاریخ این کشور از خر مراد پیاده شده بود و این موضوعی است که عراقیها آن را کاملا باور دارند.
برای هر 10 نفر فقط یک کلاشینکف
یک روز بعد از سقوط موصل، در روز یازدهم ژوئن (21 خرداد) اعلام شد که تکریت مرکز صلاح الدین هم سقوط کرد. سامرا به محاصره داعش درآمد و مناطق شمالی یکی پس از دیگری سقوط کرد.هادی العامری رئیس سازمان بدر که آن هنگام هنوز وزیر حمل و نقل عراق بود، به سرعت این سازمان سیاسی شده را مجددا نظامی اعلام کرد و تمامی نیروهایش را که بخشی از آنان در حکومت مسوولیت داشتند، فراخواند.
اوضاع بغداد به شدت بحرانی بود. برخیها در این شهر آماده شده بودند تا مانند موصل داعش از دروازههای شهر عبور کند تا به آن بپیوندند و در مقابل بسیاری از خانوادهها بطور خودجوش اقدام به تسلیح خود کردند و حتی گفته میشد که زنان سم و مواد کشنده تهیه کردند تا در صورت ورود داعش به دست آنان نیفتند.
درباره اوضاع آن روزها، محمد ناجی العسکری یکی از فرماندهان الحشد الشعبی از سازمان بدر که نماینده پارلمان عراق هم هست، برایم تعریف کرد، روزهای سختی بود. اسلحه نداشتیم بطوری که برای هر 10 نفر فقط یک کلاشینکف بود و آن هم احتمالا شخصی بود. داعش از محور غربی تا منطقه سلامیات رسیده بود و محلات شعله، الحره و کاظمین بغداد در تیررس سلاحهای سبک داعش قرار گرفته بود.
فتوای تاریخی
آن روزها و آن ساعتها برای عراقیها، لحظات دردناکی بود. خبرها از مناطق شمالی و غربی عموما ناامیدکننده بود و شهرهای بغداد و حله، کربلا و سامرا در تیررس داعش قرار داشت.
دعوای سیاسی سرجایش بود و نیروهایی که مسوولانه به صحنه آمده بودند، هیچ امکاناتی نداشتند. در این شرایط سخت بار دیگر آیتالله سیستانی مرجع عالی شیعیان وارد صحنه شد و در روز 13 ژوئن (23 خرداد) با یک فتوای تاریخی توانست معادله را در صحنه نظامی عراق بر هم بزند.
درباره لحظات و آنچه منجر به صدور فتوای جهاد کفایی از سوی آیتالله شد، کمتر نوشته شده است و کسی نمیداند در آن لحظات مرجعیت چه شرایط سختی را پشت سر گذاشته و چگونه به این نقطه رسید، اما بیشک این فتوا به همین سادگی صادر نشد و سرانجام بسیاری از معادلات را به هم ریخت.
به دنبال صدور فتوا، در روز اول صدها هزار پیر و جوان در مقابل مراکز جذب نیرو صف کشیدند و طی روزهای بعد به گفته مقامهای عراقی این رقم به بیش از سه میلیون نفر رسید که دولت عراق آمادگی پذیرش آن را نداشت.
فتوای آیتالله سیستانی در ماههای بعد اثرات و نتایج خود را با آزادسازی مناطق بسیاری نشان داد و تشکلاتی که از دل آن فتوا بیرون آمد به الحشد الشعبی معروف شد؛ نیرویی که اکنون یکی از اثرگذارترین نیروها در جنگ علیه تروریسم در منطقه و عراق محسوب میشود و حتی آمریکاییها و غربیها نیز به قدرت آن اعتراف کردهاند.
تکاپو در بغداد، هیاهو در اربیل
نیروهای داوطلب مردمی در عراق به سرعت سازماندهی شده و به جبهههای جنگ اعزام شدند. شاید سه نقطه مهم و استراتژیکی که اولویت اول فرماندهان جنگ علیه داعش تلقی میشد، آن روزها یکی کمربند بغداد، یکی کربلا و دیگری سامرا بود. بنابراین اولین اقدامات دور کردن تهدید از بغداد و دو شهر مذهبی کربلا و سامرا بود.
نیروهای عراقی با اقدامات پیشگیرانه توانستند خطر سقوط بغداد، کربلا و سامرا را در همان اولین روزهای آغازین حمله داعش دفع کنند، اما در عین حال نبرد در سامرا با شدت ادامه داشت و خطر از بیخ گوش بغداد بطور کامل دفع نشده بود.
در آن اوضاع و احوال سراسیمگیها و التهابات، مسعود بارزانی رئیس منطقه اقلیم کردستان عراق، از مخالفان سخت نوری المالکی که چندین بار تهدید کرده بود در صورت ماندن او در قدرت، به جدایی کردستان عراق از بغداد فکر خواهد کرد، مساله برگزاری یک همه پرسی برای جدایی از عراق را مطرح کرد و از پارلمان محلی اقلیم کردستان عراق خواست زمانی برای آن تعیین کند.
او حتی پارا فراتر گذاشت و از سازمان ملل نیز خواست برای انضمام کرکوک یک همه پرسی برگزار کند.
بارزانی به هیچ توصیهای توجه نمیکرد و رسما اعلام کرده بود که در جنگ داعش علیه عراقیها، وارد نخواهد شد و منطقه کردستان را به نوعی بیطرف اعلام کرد، تا اینکه سرانجام داعش به جانب اربیل روانه شد.
منطقه اقلیم کردستان عراق همانطور که مقامات بغداد اذعان کردند که کمکهای فوری ایران باعث نجات بغداد شد، تاکید کرد که کمک نظامی ایران جلوی سقوط اربیل را گرفت و این را خود مسعود بارزانی هم اعتراف کرد.
ایزدیها و مسیحیان هدف بعدی داعش
داعش دوم آگوست(11مرداد) به منطقه سنجار محل اسکان ایزدیها یورش برد، مردان و جوانان آنان را قتل عام کرد و زنان را به اسارت برد و بعد از شیعیان دومین تراژدی علیه طوایف و اقوامی که خودی نبودند، شکل گرفت.
موضوع گریختن ایزدیها به کوههای سنجار و فاجعه انسانی رخ داده سرانجام قدرتهای غربی را وادار کرد وارد صحنه شوند. آمریکا ائتلاف بینالمللی تشکیل داد و ضمن بمباران ظاهری مواضع داعش در شمال عراق، برای آوارگان در کوههای سنجار (در اصل برای تروریست ها) محمولههای کمک پرتاب کرد.با اینحال محاصره آوارگان هفتهها و حتی تا دو ماه طول کشید تا آنان بصورت گروه گروه از منطقه خارج شده و به مناطق امن انتقال یافتند.
در همین زمان، داعش برای مسیحیان نیز مهلتی یک روزه تعیین کرد تا یا از منطقه خارج شوند یا اسلام بیاورند و یا گردن زده شوند.
در طول این مدت هر روز خبری از شمال عراق میرسید؛ یک روز ویرانی و انهدام آثار و ابینه تاریخی و روز دیگر تخریب و انهدام قبور و آرامگاههای پیامبران از جمله یونس، شیث و جرجیس و نیز مساجد و عبادتگاههای متعلق به هم مذاهب و ادیان.
در همین ایام داعش اقدام به بریدن سر تعدادی خبرنگاران اسیر ازجمله جیمز فولی از اتباع آمریکا کرد که به تاثیر شدید در افکار عمومی بین المللی، منجر به جدی شدن آمریکاییها در جنگ علیه داعش نشد.
مالکی بهانه بود
14 آگوست 2014 (23 مرداد) سرانجام نوری مالکی کناره گرفت تا شاید دعواها در عراق خاتمه یابد؛ حیدر العبادی در آن لحظات سخت باید به سرعت کابینه را تشکل میداد، اما مخالفان مالکی با شرطگذاری و طرح خواستههای بلند خود نشان دادند که مالکی تنها یک بهانه بود و در روزها و هفتههای بعد این بهانه جوییها در مسیر کار دولت و بویژه الحشد الشعبی ادامه یافت؛ نیرویی که برای نجات کشور از دست داعش، تنها راه امید دولت محسوب میشد.
تغییر معادله نبرد بر روی زمین
نیروهای امنیتی و الحشد الشعبی عراق در طول سه ماه اول جنگ عمدتا درگیر دفع خطر داعش از نقاط استراتژیکی مانند بغداد، سامرا و کربلا بودند، اما از ماه سوم جنگ، متوجه مناطقی در عمق محورهای عملیاتی نیز شدند؛ از جمله این مناطق آمرلی است که نزدیک به سه ماه در محاصره داعش قرار داشت.
30 آگوست (29 خرداد) را شاید بتوان زنگ آغاز نبردهایی دانست که در آن داعش بطور کامل شکست خورد. نیروهای عراقی در این روز با شکستن محاصره داعش وارد آمرلی شدند که قهرمانانه ایستادگی کرده بود.
بعد از آن جرف الصخر منطقهای در شمال استان بابل و جنوب بغداد و در مرز استان الانبار، از جمله شهرهایی بود که بغداد، بابل و کربلا و حتی نجف را همزمان تهدید میکرد، آزاد شد.این پیروزی برای عراقیها بسیار ارزشمند بود و به همین دلیل نام جرف الصخر را به جرف النصر تغییر دادند؛ این عملیات در 25 اکتبر (3 آبان) انجام شد.
25 ژانویه (5 بهمن) سالجاری خبر پیروزی نظامی دیگری بغداد را شادمان کرد. آزادی مناطق جلولا، السعدیه و در نهایت پاکسازی کل استان دیالی که همواره بغداد را زیر فشار میگذاشت، در ادامه پیروزیهای قبلی بر داعش از اهمیت ویژهای برخوردار بود و حالا عراق آماده پاکسازی استان صلاح الدین میشد.
سرانجام زمان وعده رهبران نظامی عراق فرا رسید و نیروهای نظامی و الحشد الشعبی در دوم مارس امسال عملیات بزرگ پاکسازی استان صلاح الدین را آغاز کرده و سرانجام در 30 مارس خبر آزادی تکریت را اعلام کردند.
ایجاد فرصتی برای داعش
تبلیغات علیه الحشد الشعبی از همان اولین روزهای تشکیل این نیرو آغاز شد. اطلاق اصطلاح 'میلیشیات' با هدف معرفی این جریان اصیل و مولود فتوای مرجعیت در ردیف گروه تروریستی داعش از اهداف اصلی مخالفان بود.
مخالفان و شاید بتوان گفت دشمنان الحشد الشعبی طی این مدت اتهامات زیادی به این گروه وارد کردند که آخرین مورد آن مربوط به عملیات تکریت بود که آنان را به تعرض به غیرنظامیان و غارت و آتش زدن منازل کردند، اما هیچکدام ازاین اتهامات مدرک و سندی نداشت و حتی یک فیلم و یا عکس برای اثبات این ادعاها ارائه نشد. این تبلیغات با اینحال در حین و بعد از عملیات تکریت شدت یافت و مجادلات بر سر حضور این نیروها در عملیات آتی در الانبار، الحشد الشعبی را از صحنه دور نگهداشت و فرصتی شد برای داعش تا بتواند خود را بعد از شکستهای پیاپی بازسازی کند.
دو ماه فرصتی کمی نبود، تروریستهای داعش سرانجام به دنبال چندین عملیات تهاجمی با استفاده از تانکرها و تریلرهای بمبگذاری شده در مناطق الثرثار و ناظم التقسیم در مرز دو استان صلاح الدین و الانبار، تهاجم گستردهای را به الرمادی مرکز الانبار انجام دادند که در نهایت در روز 17 آوریل امسال به سقوط این شهر انجامید.
به دنبال سقوط الرمادی و تهدید جدی الانباریها که هزاران نفر از آنان طی دو ماه گذشته خانههای خود را از ترس داعش ترک کرده و به بغداد و شهرهای مرکزی عراق گریختند، سرانجام سران عشایر و شیوخ منطقه و نیز شورای استان الانبار رسما و کتبا از حیدرالعبادی خواستار مشارکت نیروهای الحشد الشعبی در عملیات الانبار شدند.
اکنون سه هفتهای است که جنگ در الانبار و صلاح الدین با شدت ادامه دارد و نیروهای عراقی تلاش دارند این دو استان را پاکسازی کنند که با انجام کامل آن، داعش به مرحله نهایی پایان کارش در عراق نزدیک خواهد شد و موصل در دستور کار قرار خواهد گرفت.
با اینکه جنگ علیه داعش در عراق طی ماههای گذشته همچنان با شدت ادامه یافته است، اما دعواهای سیاسی در این کشور همچنان حل نشده است، منازعاتی که بیشک تاثیر خود را بر موفقیتها در صحنه جنگ علیه تروریستها خواهد گذاشت.در عین حال ائتلاف بینالمللی به رهبری آمریکا کارنامه خوبی به جا نگذاشته و آمریکاییها نیز به دلایل مختلف زیر شلاق انتقادها قرار دارند.
بمبارانهای اشتباهی، پرتاب محمولههای کمکهای نظامی برای داعش، زمینه سازی برای تجزیه عراق که کنگره آمریکا اخیرا با طرح کمک مستقیم به کردها و سنیها به عنوان دو کشور مستقل، به آن پرداخت، از جمله موضوعاتی است که واشنگتن در اولین سالگرد سقوط موصل، از بابت آن شرمنده است.