آزاد حاجیآقایی
تا قبل از بهار عربی، سوریه بهمثابه گوهری در تاج «سیاست تنش صفر ترکیه» با همسایگانش میدرخشید. اما بهار عربی و بحران سوریه نهتنها این سیاست ترکیه را به تباهی کشانید بلکه تعداد رو به افزایش پناهندگان سوری به این کشور که از ترس خشونتهای سبعانه داعش بهسوی ترکیه فرار میکردند، فشار اقتصادی بزرگی را نیز بر گُرده ترکیه تحمیل کرد. بحران سوریه همچنین پاشنهآشیل ترکیه بود؛ یعنی ظهور و اعتلای کردهای سوریه، شکاف سنی- علوی را در طول مرزهای ٩٠٠ کیلومتری این کشور با کردها بیشازپیش عیان کرد.
با نگاهی از نزدیک میتوان گفت که در میان کشورهای منطقه، ترکیه بهعنوان یک دولت خط مقدم بیشترین تأثیر منفی را در سطوح سیاسی، اقتصادی تا امنیتی از بحران سوریه به خود دیده است. دراینمیان آنچه مهمتر قلمداد میشود این است که بیثباتی سوریه نهتنها سیاست داخلی ترکیه را تحتتأثیر قرار داده است بلکه به وخامت مناسبات این کشور با غرب و افزایش بیاعتمادی ترکیه به ایالاتمتحده و نیز اتحادیه اروپا نیز منجر شده است.
اکنون نیز با تصرف تلابیض یا گریسپی توسط نیروهای حزب اتحاد دموکراتیک، این بحران خود را در ابعاد جدیدی آشکار کرده است. ترکیه در میانه دخالت نظامی در سوریه سرگردان و تحت فشار است. اکنون حزب «حرکت ملی» آشکارا از دخالت نظامی ترکیه در سوریه حمایت میکند، احزاب «جمهوریخواه خلق» و «دموکراتیک خلقها» با آن مخالفت کرده و حزب «عدالت و توسعه» و ارتش نیز بسان پاندول در این میانه سرگردانند. اما تحلیل وضعیت کنونی را باید در نتیجه بحران پیشبینینشدهای تبیین کرد که با بهار عربی شروع شد و با ظهور داعش، مشکل پناهندگان سوری و ایجاد کانتونهای کردنشین در شمال سوریه به مرحله کنونی رسید؛ و سرانجام با بازپسگیری تلابیض که خطوط مواصلاتی بین کانتونها را تأمین کرد به اوج خود رسید.
با رشد دامنه ناآرامیها و همراه با رشد تردیدهای دیپلماتیک، ترکیه تلاش کرد تا ائتلافی جهانی را در مقابل موقعیت قدرتمند «بشار اسد»، رئیسجمهوری سوریه، در دمشق ایجاد کند که بیثمر باقی مانده و شمار پناهندگان سوری به دلیل افزایش دامنه جنگ به شیوهای پیشبینینشده افزایش یافته است. دراینمیان برخی بر این باورند که «سیاست درهای باز ترکیه» نهفقط باعث شد که غیرنظامیان سوری بلکه شورشیان و از جمله جهادیون نیز بتوانند آزادانه به داخل ترکیه تردد داشته باشند.
با تشدید جنگ در سوریه، فقدان اجماع بینالمللی برای اقدام علیه اسد مشهودتر شد و دو بازیگر جدید غیردولتی؛ یعنی حزب اتحاد دموکراتیک و داعش زنگهای خطر را برای ترکیه به صدا درآوردند. از نگاه آنکارا، هنگامی که ترکیه درصدد ایجاد صلح با کردهای ساکن ترکیه برآمده بود، آرزوهای حزب اتحاد دموکراتیک برای کسب خودمختاری که میتوانست در راستای تأسیس یک دولت مستقل احتمالی کرد باشد- و به مدیترانه ختم شود- غیرقابل پذیرش بود. مواجهه بین حزب دموکراتیک خلقها در ترکیه و حزب عدالت و توسعه در بحران کوبانی بیش از پیش مشهود شد؛ تا جاییکه سیاستهای ترکیه در قبال مسئله کردها در سوریه و بهویژه سخنان «رجب طیب اردوغان»، رئیسجمهوری ترکیه، در ارتباط با کوبانی را میتوان یکی از دلایل پیروزی حزب دموکراتیک خلقها در انتخابات پارلمانی ترکیه قلمداد کرد.
بحران کوبانی و گریسپی
با جنگی که داعش در اکتبر ٢٠١٤ در کوبانی علیه کردها آغاز کرد، موج عظیم پناهندگان سوری بهسوی مرزهای ترکیه روان شدند و کردها در ترکیه خواهان پیوستن به حزب اتحاد دموکراتیک در مقابله با داعش شدند. اما به دلیل نگرانیهای آنکارا، ترکیه نهتنها هیچگونه اقدامی را در راستای ممانعت از پیشرویهای داعش علیه کردها در کوبانی انجام نداد بلکه حمایتهای مستقیم خود از داعش را نیز تداوم بخشید. از نظر دولت ترکیه، حزب اتحاد دموکراتیک و داعش هردو «سازمان تروریستی» بهشمار میرفتند و برای خنثیکردن هردو باید از کردهای اسلامگرای مخالف حزب کارگران کردستان در آستانه انتخابات پارلمانی ترکیه استفاده کرد. با وجود گفتوگوهای صلح دولت ترکیه با رهبر کردها، حزب حاکم برمبنای دیدگاههای ملیگرایانه خود خواهان نزدیکشدن به حزب کارگران و تداوم گفتوگو با کردها نبود.
در آن زمان و حتی اکنون نیز عدهای در ترکیه بر این باور هستند که موقعیت کوبانی ابزاری برای دخالت آمریکا در مسئله کرد در داخل ترکیه و بهانهای برای ایفای نقش در دفاع از کردهای سوریه بوده است. باوجود این نگرانیها، آنکارا به طور غیرمنتظرهای اجازه داد تا نیروهای پیشمرگه منطقه اقلیم کردستان عراق برای همکاری و نبرد در کنار برادرانشان در کوبانی از خاک ترکیه گذر کنند. ازاینرو دولت ترکیه با نزدیکی و همپیمانی با تنها همسایه دوست خود؛ یعنی کردستان عراق سیاستهای ضدونقیض خود را در قبال این بحران پایان داد. این اقدام ترکیه را باید در راستای کماثرکردن موفقیتهای نظامی حزب کارگران کردستان در کوبانی و در مقابله با داعش ارزیابی کرد.
ترکیه با این اقدام دو هدف را دنبال میکرد؛ بیاساس نشاندادن انتقادات بینالمللی از ترکیه در دفاع از داعش و تقویت موقعیت بارزانی در میان کردهای سوریه با هزینه حزب کارگران کردستان. اما بازپسگیری تلابیض توسط حزب اتحاد دموکراتیک و قطع خطوط مواصلاتی ترکیه با گروههای جهادی، موقعیت نظامی- لجستیکی حزب اتحاد دموکراتیک در منطقه را ارتقا بخشیده و ترکیه را با نگرانیهای امنیتی بیشتری مواجه کرده است؛ تا جاییکه این اقدام نظامی ترکیه در سوریه به کانون بحثهای اخیر تبدیل شده است.
آیا ترکیه به اقدام نظامی دست میزند یا خیر؟ با وجود هجمه تبلیغاتی شدید رسانههای راست میانه ترکیه، چنین اقدامی تا برهه کنونی بعید به نظر میرسد. ریاست ارتش اصرار دارد که باید مجلس در این رابطه تصمیم بگیرد؛ چراکه ارتش در غیاب مجوز شورای امنیت سازمان ملل از عواقب آن نگران است.
مداخله نظامی ترکیه در سوریه دارای پیامدهای اقتصادی مهمی نیز برای این کشور است و علاوه بر فشارهایی که این کشور با حضور پناهندگان در قلمرو خود تحمل میکند، با ناراحتیهای فزاینده شهروندان ترک نیز روبهرو میشود. این مسائل احتمال ورود ترکیه به خاک سوریه را محدودتر میکند. اخیرا مشاور ارشد اردوغان، «ابراهیم کالین»، گفته که اقدام نظامی عاقلانه نیست. امروز «داووداوغلو»، نخستوزیر ترکیه، نیز میگوید که ترکیه با توجه به ارتباط حزب کارگران کردستان با حزب اتحاد دموکراتیک نمیتواند تثبیت هرچهبیشتر این حزب را در طول مرزهایش با سوریه شاهد باشد.
با وجود این به نظر میرسد در صورت مداخله ترکیه در سوریه، این اقدام را نمیتوان شعلهورشدن توفان در یک فنجان چای تلقی کرد. تا زمانی که ناآرامیهای منطقه در کناره مرزهای ترکیه تداوم داشته باشد، عوامل فراوانی برای وسوسه ترکیه برای مداخله نظامی وجود دارد. شکست و رسوایی «سیاست تنش صفر با همسایگان» احتمال غلتیدن ترکیه به باتلاق سوریه را زیاد میکند. با وجود این به نظر میرسد نهتنها هیچکس در ترکیه و خاورمیانه و جامعه بینالمللی از این اقدام ترکیه بهره نخواهد برد بلکه این اقدام احتمالی ترکیه بحران موجود در منطقه را بیش از این پیچیدهتر میکند.