حنيف غفاري
بازخوانی غزوات پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و آنچه در صدر اسلام بر پیروان آخرین و کامل ترین دین آسمانی گذشته است، چراغ راهی روشن برای ما و آیندگان خواهد بود.در این میان غزوات بدر و احد به ترتیب نماد " هوشیاری و هم افزایی" و " ناآگاهی و واگرایی" مسلمین در میدان نبرد با مشرکین محسوب می شود.
در سال دوم هجری قمری ، درست زمانی که مشرکان مکه اموال مسلمانان مهاجر را مصادره کرده بودند و مسلمین مهاجر در شهر مدینه در تنگدستی و فقر به سر میبردند،رسول خدا صلی الله علیه وآله در دوازدهم ماه مبارک رمضان به همراه 313 تن از یاران خویش از مدینه بیرون رفت. سپاه اندک مسلمانان با 20 شمشیر و هفتاد شتر و اسب در هفدهم ماه رمضان در بدر فرود آمدند. پرچم سپاه مسلمین را نیز حضرت علی ابن ابیطالب علیه السلام بر دوش داشت.سرانجام جنگ درگرفت و مسلمانان با وجود تعداد اندکشان، با امداد الهی بر قریش پیروز شدند، هفتاد تن از آنان را کشتند و هفتاد تن را به اسارت گرفتند.
یکسال بعد ودر شوال سال سوم هجری قمری، قریش به تلافی شکست در جنگ بدر و خونخواهی کشتگان خود ، به قصد جنگ با مسمانان راهی مدینه شد و پس از ده روز راهپیمایی در دامنه کوه احد مستقر گردید. در مقابل 3 هزار و 200 تن از لشگر مشرکان، رسول خدا با هفتصد تن از جنگجویان مسلمان شامگاه به احد رسید.فردای آن روز جنگ تن به تن آغاز شد و در نهایت با یورش همگانی مسلمانان، قریش شکست خورد. پس از این پیروزی اولیه، هنگامی که مسلمین به جمع آوری غنایم مشغول بودند، محافظان و تیراندازانی که حفاظت تنگه مهم و سوق الجیشی احد را بر عهده داشتند، علی رغم تاکید شدید پیامبر به حفظ محل نگهبانی خود، به دنبال سهم خود از غنایم، مقر خویش را ترک کردند.خالد بن ولید که در کمین همین فرصت بود با سواران خود از تنگه احد به مسلمانان حمله کرد و از پشت، بر قلب سپاه اسلام خنجر زد. به این ترتیب، پیروزی مسلمین به شکست تبدیل شد.در این نبرد، 74 تن از مسلمانان، از جمله حمزه سید الشهدا عموی گرامی پیامبر اسلام به شهادت رسیدند .
جنگ احد می توانست تکرار بدر باشد ، اما غفلت از دشمن و هجوم مسلمین به سوی غنایم، شکست آنها را در برابر مشرکین رقم زد . شکستی که تاثیر سختی در روحیه مسلمانان گذاشت و تا زمان جنگ خندق (احزاب) در سال پنجم هجری قمری، این یأس در کالبد و بدنه جماعیت مسلمین به قوت خود باقی ماند. شاید اگر چنین تعجیل، غفلت و هیجانی نبود ،هم اکنون نام "کوه احد" به عنوان نامی پرافتخار در تاریخ اسلام باقی می ماند.....
مذاکرات هسته ای ایران و اعضای 1+5 در وین و جمع بندی مذاکرات، مصداق عینی پیروزی اولیه ما بر دشمنان قسم خورده هسته ای ماست. تیم مذاکره کننده هسته ای کشورمان با صلابت و غیرتمندانه در میدان مذاکرات ظاهر شد و در مقابل 6 کشور معامله گر و ریاکار نظام بین الملل و در راس آنها ایالات متحده آمریکا به خوبی ایستاد.
12 سال مقاومت هسته ای ایران سبب شد تا در نهایت واشنگتن و تروییکای اروپایی که در سال 2003 میلادی حتی اجازه داشتن یک عدد سانتریفیوژ را نیز به ما نمی دادند، این بار در برابر ایران قدرتمند احساس استیصال کرده و مجبور شوند حقوق هسته ای ملت ایران را به رسمیت بشناسند.
تاکنون بارها تاکید شده است که پیروزی یا شکست ما در مذاکرات هسته ای را صرفا " جمع بندی مذاکرات هسته ای" یا حتی " امضای توافق نهایی" و در مرحله ای بالاتر" اجرای توافق نهایی" تعیین نخواهد کرد! کلیت و عیار پیروزی یا شکست ما در این نبرد نفسگیر را نوع برخورد و مواجهه ما با این موارد تعیین خواهد کرد. "پایان یافته تلقی کردن توافق نهایی" دقیقا مترادف با خطایی است که مسلمانان صدر اسلام در جریان جنگ احد صورت دادند، با این تفاوت که حتی در حال حاضر هنوز غیمتی از سوی دشمنان هسته ای ایران پس از پایان نبرد با جا نمانده و صرفا با وعده های رفع تحریمها و به جا ماندن برخی غنایم مواجه هستیم! اعلام، امضا و اجرای توافق هسته ای هر سه مراحلی هستند که هنوز فعلیت تام پیدا نکرده است. در حال حاضر صرفا شاهد جمع بندی مذاکرات هسته ای توسط طرفهای مذاکره کننده هستیم و لا غیر.
از سوی دیگر، حتی اگر مراحل مذکور بدون کمترین نقصانی و با بیشترین سرعت ممکن طی شود، ما وارد فاز مواجهه راهبردی با توافق هسته ای خواهیم شد. این مواجهه راهبردی به معنای تعریف جایگاهی عقلانی-راهبردی برای توافق نهایی در قاموس سیاست خارجی ماست. اگر توافق هسته ای بخواهد به نقطه گذار، نقطه ثقل یا نقطه بازدارنده ما در نظام بین الملل تبدیل شود، نه تنها تاثیری در حرکت رو به جلوی منطقه ای و بین المللی ما نخواهد داشت، بلکه منجر به خلط خطوط قرمز و استراتژی های پررنگ ما در حوزه سیاست خارجی با یکدیگر و ایجاد تصویری مخدوش از جایگاه ایران در جهان خواهد شد.
به علاوه اینکه بدانیم، سیاستهای کلان ما در قبال ایالات متحده آمریکا کمترین تغییری نکرده و نخواهد کرد. آمریکایی ها نیز همچنان در موضع ستم به ملت ما و ظلم به ملتهای منطقه باقی مانده اند. ایجاد بحران های امنیتی مزمن و گسترده در خاورمیانه، استراتژی و رویکرد کلان دو حزب دموکرات و جمهوریخواه آمریکا محسوب می شود که نمونه آن را امروز در عراق،سوریه، یمن و ...مشاهده می کنیم. از این رو حتی اجرای تمام عیار توافق هسته ای نیز ماهیت واشنگتن و کاخ سفید و دو حزب اصلی آمریکا را تغییر نخواهد داد.
تاکید اخیر مقام معظم رهبری بر روی "لزوم طی مراحل قانونی اجرای توافق هسته ای " از یک سو و تاکید ویژه ایشان بر استمرار سیاستهای منطقه ای ایران از جمله حمایت از گروههای مقاومت از سوی دیگر، به خودی خود نشان دهنده شرایط حساس و تعیین کننده موجود است. در چنین موقعیتی باید مراقب حدود و ثغور مواجهه حقوقی و راهبردی خود با پدیده " جمع بندی مذاکرات" باشیم.
هم اکنون دشمن تشنه غفلت،عجله و هیجان ماست! هم اکنون به برکت خون شهدای هسته ای و در سایه مقاومتی 12 ساله و با تکیه بر توان بالای دیپلماتهای انقلابی ما ، قدرت هسته ای ایران حتی از سوی دشمنان قسم خورده ما به رسمیت شناخته شده است.در برهه فعلی باید بیش از هر زمان دیگری با گارد بسته و احتیاط کامل حرکت کنیم. این گارد بسته باید حتی پس از اجرایی شده توافق نیز حفظ شود زیرا واشنگتن و متحدان غربی آن نشان داده اند که استعداد زیادی برای نقض تعهدات خود در معاهدات بین المللی دارند. در اینجا باید مراقب رفتارهای احساسی و نا معقولی که " بدر زیبای هسته ای " را به " احد غم انگیز هسته ای " می کند باشیم.فراموش نکنیم که در این مجال، چیزی جز " بدر هسته ای " لایق ملت سربلند و نظام مقتدر ما نیست ، پس تحقق آن را با هیجانات خود به تاخیر نیندازیم....