صفحه نخست

بین الملل

سیاسی

چند رسانه ای

اقتصادی

فرهنگی

حماسه و جهاد

دیدگاه

آذربایجان غربی

آذربایجان شرقی

اردبیل

اصفهان

البرز

ایلام

بوشهر

تهران بزرگ

چهارمحال و بختیاری

خراسان جنوبی

خراسان رضوی

خراسان شمالی

خوزستان

کهگیلویه و بویراحمد

زنجان

سمنان

سیستان و بلوچستان

فارس

قزوین

قم

کردستان

کرمان

کرمانشاه

گلستان

گیلان

لرستان

مازندران

مرکزی

هرمزگان

همدان

یزد

صبح صادق

محرومیت زدایی

صفحات داخلی

تاریخ انتشار : ۲۴ مرداد ۱۳۹۴ - ۱۰:۲۳  ، 
شناسه خبر : ۲۷۸۱۸۹
سعید لیلاز در گفت‌وگو با «اعتماد»:
مریم وحیدیان – اشاره: ساختار حزبی در کشور ما ساختاری سست دارد که در بزنگاه‌های انتخاباتی به اوج فعالیت خود می‌رسد و پس از آن تقریبا خاموش می‌شود. این مشکلی است که بسیاری از تحلیلگران درباره وضعیت ساختار حزبی در ایران دارند. همچنین یک پیکربندی حزبی در سیاست کشور به گونه‌ای که چند حزب فراگیر تفکرات موجود در کشور را نمایندگی کند دیده نمی‌شود؛ ساختاری که در بسیاری از کشور‌های توسعه یافته از ابزار‌ها و لوازم مهم دموکراسی محسوب می‌شود. سعیدلیلاز، عضو شورای مرکزی حزب کارگزاران معتقد است که باید به بررسی ساختار‌های لازم و ملزوم برای اجرای این سیستم در کشور پرداخت. او بیان می‌کند که ثبات اقتصادی یکی از مهم‌ترین کارهایی است که برای ثبات احزاب در کشور می‌توانیم انجام دهیم.

* کشوری که با چند حزب فراگیر در ساختار سیاسی خود اداره می‌شود چه تفاوتی با ایران که سیاست‌ورزی‌ها در آن به صورت جبهه است دارد؟ اصولا ساختار و سیاست‌ورزی حزبی و جبهه‌ای چه تفاوت‌ها و اشتراکاتی دارند؟

** شکل‌گیری سیستم حزبی و جبهه‌ای توسط ساختار طبقاتی و گروه‌های سیاسی و اجتماعی تعیین می‌شود، نه کس دیگر. وقتی ما حرف از حزب می‌زنیم درباره یک هدف محدود‌تر، ثابت‌تر و بلندمدت‌تر در بین یک گروه محدود‌تر صحبت می‌کنیم اما وقتی درباره یک جبهه صحبت می‌کنیم درباره یک هدف بسیار بزرگ در یک بازه زمانی کوچک اما در محدوده بسیار بزرگی از مردم حرف زده‌ایم. بنابراین جبهه موقتی‌تر از حزب است. در واقع تفاوت بین این دو به تفاوت میان ساختارجبهه و حزب باز می‌گردد. به‌طور مثال درباره پرونده هسته‌ای معلوم نیست جناح راست سنتی با میانه‌رو‌ها و اصلاح‌طلبان در ایران همسو هستند یا خیر. معلوم نیست که در میانه‌روها در ادامه کار آقای روحانی در اقتصاد نیز همین اتحاد برقرار بماند.

در پشتیبانی از آقای روحانی میانه‌رو‌ها با اصلاح‌طلبان همسو هستند اما تندرو‌ها در این جهت نیستند. اگر بین ایران و یک کشور دیگر جنگی درگیرد ممکن است یک جبهه ملی برای نجات کشور تشکیل شود. بنابراین بسیاری از انسجام‌ها و همسویی گروه‌های سیاسی در کشور حتی به موضوعات و شرایط کشور بستگی دارد. ائتلاف‌ها و همفکری جریان‌های سیاسی بستگی به این دارد که ما در چه مقطعی هستیم و چه آرایش سیاسی، اجتماعی و طبقاتی داریم و با چه موضوعی سر و کار داریم. اگر موضوعی یک موضع محدود با یک بازه زمانی بلند است رفتار حزبی نمایش داده می‌شود. اگر یک موضوع گسترده در یک بازه زمانی کوتاه باشد رفتار جبهه‌ای را در کشور شاهد هستیم.

* در ایران رفتار حزبی و جبهه‌ای به طور مقطعی در ساختار سیاست‌ورزی نمود می‌کند؟

** بله. این نمود نیز بنا بر اراده کسی نیست بلکه به شرایط وابسته است. رفتار حزبی و جبهه‌ای با توجه به شرایط مختلف کشور سامان می‌یابد. در ایران ما باید تشکیل حزب فراگیر را فراموش کنیم. به دلیل تنوع اجتماعی، طبقاتی و اقتصادی گروه‌های مختلف که وجود دارد حزب فراگیر موضوعیت ندارد.

* ما نمی‌توانیم همان طور که درکشورهای توسعه یافته شاهد هستیم سیستم حزبی را در سیاست کشور اجرا کنیم؟

** نام آن چندان اهمیت ندارد بلکه ماهیت آن مهم است. در تمام سال‌های بعد از انقلاب بین جناح اصلاح‌طلب و اصولگرا رقابتی بر سر تسلط و اراده کشور بوده است.

* ساختار حزبی در کشور ما چه ملزوماتی دارد؟

** به دلیل اینکه ساختارهای اجتماعی حزب در ایران ضعیف است، احزاب نیز در ایران احزاب ضعیفی هستند. در واقع ضعف احزاب نمود ضعف ساختارهای اجتماعی در کشور است و همین طور نمود ژله‌ای بودن مرزها و لبه‌های ساختارهای اجتماعی ایران است. مرزهای ساختارهای اجتماعی در کشور ما هم‌پوشانی دارند. تفاوت‌ها و انتقال‌های طبقاتی شدیدی در ایران صورت می‌گیرد. افراد ممکن است یک شبه میلیاردر یا یک شبه فقیر شوند، پایگاه و جایگاه طبقاتی تغییر کند که به همین دلیل در ساختار حزبی که روبنای ساختار اجتماعی است این تلاطم‌ها را می‌بینیم.

* مهم‌ترین تغییری که می‌تواند جامعه را به سمت شکل‌گیری ساختار سوق دهد چیست؟

** مهم‌ترین تغییرات باید در حوزه اقتصاد اتفاق بیفتد تا این مساله نیز سامان یابد. تا زمانی که به دلیل نوسانات درآمدهای نفتی در ایران می‌توان یک شبه یک طبقه اجتماعی خلق کرد مانند کاری که آقای احمدی‌نژاد انجام داد یا کاری که شاه در پنج سال آخر حکومت خود کرد ساختار حزبی پایدار در ایران شکل نمی‌گیرد. ما باید از تلاطم‌های اقتصادی و اجتماعی خود کم کنیم تا بتوانیم به احزاب پایدار و با ثبات برسیم. وقتی در حوزه اقتصادی تغییراتی رخ دهد در حوزه اجتماعی نیز شاهد تغییراتی خواهیم بود. زیربنای حوزه اجتماعی اقتصاد است.

* شکل سیاست‌ورزی و ساختاری جریان اصلاحات این آمادگی و بستر را دارد که در آینده از درون این جریان بتواند حزب فراگیر ایجاد شود؟

** قطعا این آمادگی وجود دارد. همین الان تا حد زیادی ماهیت‌های حزب فراگیر درون جریان اصلاحات تشکیل شده است. تقریبا می‌توان گفت از انتخابات ریاست‌جمهوری ٩٢ به بعد ما کارکرد حزب فراگیر را در درون جریان اصلاحات مشاهده کردیم و رهبران آن هم رییس دولت اصلاحات، آقای هاشمی و آقای روحانی هستند و آقای عارف هم از شخصیت‌های مهم در اتفاقات اخیر بوده است. من فکر می‌کنم که چنین حزبی الان وجود دارد و ما به سمت تعمیق آن اکنون حر‌کت کرده‌ایم. من امیدوار هستم که با از تلاطم افتادن ساختارهای سیاسی، اجتماعی و اقتصادی در ایران که از دو سال پیش آغاز شده است و اکنون نیز ادامه دارد و در آینده نیز با توجه به آثار توافق هسته‌ای بیشتر خواهد شد، ما به ثبات و شکیلی بیشتری در حوزه حزبی در کشور برسیم.

نام:
ایمیل:
نظر: