نویسنده: محمد اسماعیلی
با بررسی رفتار و مواضع طیف تجدیدنظرطلب میتوان گفت، استفاده مستمر شخصیتها و رسانههای این طیف از تاکتیکهای عملیات روانی – متناسب با زمان – یکی از رویههای ثابت آنها در عرصه سیاسی - اجتماعی کشور به شمار میآید.
بر همین اساس دروغسازی و دروغپردازی را باید از جمله رفتارهایی دانست که وابستگان به این جریان به صورت مستمر و با هدف پیشبرد اهداف حزبی و برای تحت تأثیر قرار دادن افکار عمومی داخل کشور از آن استفاده میکنند که مصادیق فراوانی را میتوان برای آن ذکر کرد که نمونه فاحش آن انتخابات سال 88 و ادعای دروغ تقلب بزرگ بود که تا هشت ماه فضای کشور را دچار بحرانی ساختگی قرار داد و هزینههای فراوانی را هم برای جامعه و نظام به همراه داشت که از جمله آن دامنهدار شدن تحریمهای بینالمللی علیه کشور در شورای امنیت سازمان ملل بود.
بهرهگیری از این ابزار در دو سال اخیر هم بارها توسط جماعت تجدیدنظر تکرار شده که نمونههایی را میتوان برای آن ذکر کرد.
پیروی تجدیدنظرطلبان از تئوری گوبلز و هیتلر
«دروغ بزرگ» تکنیکی است که برای نخستین بار هیتلر از آن استفاده کرد و نماینده تکنیکی تبلیغاتی در دنیای سیاست است.
وی در کتاب نبرد من میگوید: «مردم شکست آلمان در جنگ جهانی اول را به این دلیل پذیرفتند که یهودیهای دارای نفوذ در مطبوعات از این تکنیک استفاده کردند.»
به باور هیتلر به کارگیری این روش نیازمند آن است که دروغ چنان عظیم باشد که هیچکس باور نکند که «کسی آنقدر گستاخ باشد که چنین بیشرمانه حقیقت را تحریف کند.»
پائول جوزف گوبلز، وزیر تبلیغات هیتلر این تئوری را با کمی تغییر بدینگونه بیان کرد که دروغ بزرگ یکی از روشهای تبلیغاتی مورد استفاده انگلستان است که دروغ بزرگی میگویند و در ضمن تحت هر شرایطی بر صحت آن پافشاری میکنند.
بعدها ایالات متحده امریکا درگزارشی با هدف تشریح وضعیت روانی هیتلر مینویسد: «اولین قانون او این است که هیچوقت نگذارید مردم دلسرد شوند، هیچوقت خطا و تقصیری را نپذیرید، هیچوقت تصدیق نکنید که دشمن ممکن است صفت خوبی داشته باشد، هیچوقت جایی برای جایگزین باقی نگذارید، در آن واحد روی یک دشمن متمرکز شوید و تقصیر هر اتفاق بدی را بر گردن او بیندازید. مردم دروغ بزرگ را زودتر از دروغ کوچک باور میکنند و اگر دروغی را مکرراً تکرار کنید، دیر یا زود آن را باور خواهند کرد.»
8ماه غائلهسازی علیه حاکمیت
اگرچه تبعیت از تئوری گوبلز و هیتلر طی 18 سال اخیر همواره توسط جماعت تجدیدنظرطلب مورد استفاده قرار گرفته و نمونههای فراوانی را میتوان ذکر کرد اما مهمترین آن را باید غائله سال 88 دانست؛ غائلهای که مقدمهسازی آن ماهها قبل از انتخابات ریاست جمهوری کلید خورد و از یک سال مانده به انتخابات شخصیتهای برجسته این جریان بحث لزوم برگزاری انتخابات سالم و پرهیز از تقلب در انتخابات را مطرح میکردند و آرام آرام اذهان عمومی را به این باور رساندند که حاکمیت در آرای مردمی دستاندازی داشته و نتیجه انتخابات را به نفع فرد شکست خورده انتخابات مدیریت کرده است.
تکرار روی کلیدواژه تقلب در انتخابات و تکرار آن به صورت گسترده در رسانهها منجر به آن شد که کشور طی هشت ماه متحمل سنگینترین هزینهها و خسارتها شود. این شرایط در حالی بهوجود آمد که پدرخواندههای این جریان طی شش سال اخیر هیچگاه از مردم و نظام بابت اقدامات خود برای براندازی نظام عذرخواهی نکردند و تلاش کردند بدون پرداخت کمترین هزینهای بار دیگر به عرصه قدرت بازگردند.
دروغ بزرگی به نام بورسیهها غیرقانونی
پس از روی کار آمدن دولت یازدهم که شرایط تنفس سیاسی برای جماعت تجدیدنظرطلب بعد از دوره رکود فراهم شد، وابستگان و رسانههای این طیف این بار بورسیههای غیر قانونی را دستاویزی برای پیشبرد اغراض حزبی خود قرار دادند و تلاش کردند ضمن تهمتزنی به رقیب سنتی خود و در ترازی بالاتر، حاکمیت سیاسی کشور، جامعه علمی کشور را مورد تخریب و هجمه قرار دهند.
رسانههای زنجیرهای در همان ابتدا با طرح دروغ بزرگی به نام 3 هزار بورسیه غیرقانونی مدعی شدند دولت جدید در برابر این مسئله ایستادگی کرده و مانع ادامه تحصیل دانشجویان خواهد شد.
عدهای نیز با طرح این مسئله به منظور انحراف افکار عمومی از برخی مسائل مهم نظیر ناکامی در اجرای برخی وعدههای انتخاباتی به دنبال آن بودند که در میان مردم جریانی به عنوان «قهرمان» مبارزه با فساد معرفی شوند.
اما سرانجام پس از مدتها کشوقوس در این باره و بیان اظهارات موافقان و مخالفان این موضوع در رسانههای مختلف، رئیس کمیسیون اصل۹۰ با انتشار نامهای خطاب به وزیر علوم اعلام کرد بر اساس بررسیهای این کمیسیون، اکثر قریب به اتفاق دانشجویان بورسیه به طور کاملاً قانونی مشغول به تحصیل شدهاند و وزارت علوم موظف به فراهم آوردن شرایط ادامه تحصیل آنهاست.
این در حالی است که پیش از این نیز در گزارشی از وزارت علوم به صراحت تأکید شده بود که از میان چند هزار دانشجوی بورسیه دولت قبل، تنها ۳۶ نفر از آنها به علت اعلام اطلاعات نادرست به مسئولان وقت، بورسیهشان غیرقانونی است و باید ابطال شود. با این حال در همان گزارش آمده بود که بیش از ۸۰۰ نفر از دانشجویان دیگر به علت مشکلاتی مانند کسری معدل و کبر سن بورسیهشان لغو شده است، اما کمیسیون اصل ۹۰ مجلس با رد ادعاهای بیان شده، نحوه گزینش افراد را قانونی اعلام کرده است. به نظر میرسد وزارت علوم با بررسی جناحی و ناعادلانه، این پروندهها را منطبق با قانون بررسی نکرده و با ارائه ناقص قانون به افکار عمومی، مدعی غیرقانونی بودن این بورسیهها شده است.
ظلم دیگر جماعت تجدیدنظرطلب علیه مردم
دروغ پردازی علیه بورسیههای دولت قبل تنها بخش اندکی از فضاسازی جماعت تجدیدنظرطلب علیه نخبگان کشور، جریان دلسوز انقلاب اسلامی و نمایندگان ملت بود که بار دیگر نشان داد این طیف تنها به دنبال سیاستزده کردن فضای کشور و التهاب در محیطهای علمی تنها با اهداف حزبی است و به همین خاطر رهبر معظم انقلاب اسلامی از این موضوع به عنوان ظلم دیگری علیه جامعه دانشگاهی در ماه مبارک رمضان و در جمع دانشجویان یاد میکنند: «یکی از غلـطتـرین کارهایی که در این یکی، دو سال اخیر اتفاق افتاد، این مسئله بورسیهها بود. . . راهش این نبود که ما مسئله را روزنامهای کنیم. . . در موضوع بورسیهها به عدهای ظلم شد. . . هم خلاف قانون، هم خلاف تدبیر و هم خلاف اخلاق بود.»
البته رویکرد جماعت تجدیدنظرطلب آسیبهای فراوانی را به دنبال داشت، از جمله اینکه دانشجویانی بودند که به خاطر تصمیم سیاسی وزارت علوم بورسیهشان به طور غیرقانونی لغو گردید و مجبور شدند دهها میلیون تومان هزینه تحصیلشان را شخصاً پرداخت کنند. این در حالی است که این دانشجویان کاملاً قانونی بورسیه شده بودند ولی از آنجایی که وزارت علوم با نگاه سیاسی قصد انتقامگیری از دانشجویان را داشت به بهانههای مختلف از جمله عدم جایابی برای هیئت علمی، آنها را لغو بورس و به یکباره اعلام کرد باید مبالغ سنگینی از ۳۰ تا ۵۰ میلیون تومان برای پرداخت هزینه تحصیلشان پرداخت کنند.
دروغسازی این بار علیه شهردار تهران
جماعت تجدیدنظرطلب در به کارگیری از چنین ابزاری بسیاری از اوقات به سراغ شخصیتهای رقیب هم رفته است، آنگونه که در هفته اخیر تلاش کرد با خبری جعلی شهردار تهران را مورد حمله خود قرار دهد تا مبادا شخصیتهای مردمی وابسته به این جریان در انتخابات آتی در صحنه رقابتها حضور پیدا کنند و رؤیای بازگشت مدعیان اصلاحطلب به قدرت را تبدیل به کابوس کنند. موضوع با سفر فابیوس به تهران آغاز شد که طی این سفر رسانههای تجدیدنظرطلب با ذوقزدگی آن را شروع تحولات عظیم در سیاست خارجه کشور بیان کرد و در همین رابطه روزنامه شرق در گزارشی با استناد به یک طرح گرافیکی که در انتقاد به ورود فابیوس طراحی شده بود، موجی از تخریب را علیه شهرداری تهران مدیریت کرد.
پس از این گزارش، روابط عمومی سازمان فرهنگی هنری شهرداری تهران جوابیهای به دفتر این روزنامه ارسال کرد و طرح صفحه نخست این رسانه زنجیرهای را تکذیب کرد و چنین خبری را از اساس کذب دانست. در جوابیه این سازمان تأکید شده که درخصوص ورود وزیر امور خارجه فرانسه به تهران هیچ بنر، پلاکارد یا بیلبوردی در اماکن و جایگاههای متعلق به شهرداری تهران نصب نشده است و تصویر مورد استناد روزنامه شرق تنها یک طرح گرافیکی بوده که در هیچ نقطهای از شهر هم نصب نشده است.
تکذیب شهرداری تهران باعث شد روزنامه شرق و در کنار آن صادق زیبا کلام از شهرداری تهران عذرخواهی کنند و به ظاهر غائله دست ساز آنها ختم به خیر شود.
سیاست دوگام به جلو یک قدم به عقب
وجه مشترک تمام مصادیق عنوان شده «سیاست دوگام به جلو یک به قدم به عقب» است، آنگونه که جماعت تجدیدنظرطلب تلاش میکند با محور قرار دادن اخبار جعلی و خلاف واقع، گزارشسازی و پروندهسازی علیه نهادها و شخصیتهای جناح مقابل را تا هفتهها ادامه دهد و ذهن افکار عمومی را به جهتی خاص هدایت و علیه آن تحریک و زمینه رویگردانی جامعه را از گروه مورد هدف فراهم کند و پس از آن –و در بهترین شرایط- با یک عذرخواهی ساده همه چیز را ختم به خیر نماید.
انتظار این است چنین سیاستی با توجه به حساسیت فضای سیاسی در ماههای آتی به صورت ویژه مورد استفاده این جریان قرار بگیرد.