سرویس خارجی: نیروهای آمریکایی مشخص است که برای مدت نامعلوم دیگری در افغانستان خواهند بود. همین مساله ذهن را درگیر این سوال میکند که آیا آمریکا میتواند یک نیروی اشغالگر باشد بدون اینکه به آن به چشم اشغالگر نگاه شود؟پایگاه تحلیلی کریستین ساینس مانیتور در گزارشی به بررسی حضور آمریکا در افغانستان پرداخته است.ماه گذشته انفجار بمبی که یک کاروان نظامی آمریکایی را در کابل هدف قرار داده بود جان بسیاری از شهروندان افغان را گرفت، در حالی که سربازان آمریکایی از آن جان سالم به در بردند. افغانها برای کمک به هموطنانشان تمامی تلاش خود را کردند اما خشم خودشان را متوجه سربازی آمریکایی کردند که برای پراکنده کردن جمعیت به یک ماشین خالی تیراندازی کرد.شایعات به شدت گسترش یافتند؛ شایعاتی که طی آن ادعا میشد این سرباز آمریکایی به سمت شهروندان غیر مسلح تیراندازی کرده است. در میان شعارهای "مرگ بر آمریکا" افغانها و پرتاب سنگ آنها، یکی از سربازان آمریکایی مجروح شد.
پس از فوران خشم افغانها نسبت به آمریکاییها، پنتاگون با انتشار گزارشی نتیجه گرفت که این سرباز کاملا براساس "خویشتنداری قابل تحسینی" دست به اقدام زده است! اما در این میان مساله دیگری هم خود را نشان داد که همواره برای آمریکاییها یک چالش بوده است: آمریکاییها در ذهن بسیاری از مردم افغانستان همیشه یک نیروی اشغالگر هستند. حتی با وجودی که واشنگتن تصمیم گرفته شمار نیروهایش را در افغانستان کاهش دهد اکنون هزاران تن از سربازان آمریکایی هستند که بیش از 10 سال است در افغانستان به سر میبرند.
با توجه به این مساله که ارتش آمریکا گویا قرار است برای مدت نامعلوم دیگری به حضور خود در افغانستان ادامه دهد این کشور با این حقیقت دست به گریبان خواهد بود که آیا آمریکا ممکن است به یک نیروی اشغالگر دائمی در افغانستان تبدیل شود بدون اینکه دیگر یک نیروی اشغالگر به نظر بیاید؟ژنرال جوزف دانفورد طی سخنانش در مراسم پذیرش سمت رئیس آتی ستاد مشترک ارتش آمریکا به قانونگذاران گفت:معتقد است خروج نیروهای آمریکایی از افغانستان باید براساس شرایط واقعی رخ دهد نه اینکه تنها تصمیمی روی تقویم باشد!دانفورد در این باره گفت: تجربه من این است که گاهی به تصوری که دارید دست نخواهید یافت، اگر همه چیز را به زمان واگذار کنید.
نمونهای از این تصورات افغانستان است.تصمیم آمریکا برای خارج کردن نیروهایش از افغانستان سالها زمان میبرد؛ در این میان چالش نیروهای آمریکایی در شناخته شدن به عنوان یک نیروی اشغالگر با چالشهای استراتژیک این نیروها در سایر مناطق جنگی متفاوت است و رویداد پیشین در خشم مردم نسبت به نیروهای آمریکایی نشان میدهد که این نیروها طی سالهای حضور خود در جنگ افغانستان درسهای مهمی را آموختهاند .ژنرال جان آگوگلیا، فرمانده سابق مرکز آموزشی ضد شورش کابل در این باره میگوید،در افغانستان شما با نسلی از مردم مواجهید که اکثرا سواد ندارند و هرچه میآموزند از طریق ارتباط کلامی است. بنابراین اصلا دشوار نیست تا آنها را درباره وجود تئوریهای توطئه آمیز قانع کنید.تحقیقات پنتاگون همچنین نشان دادند که سربازان آمریکایی در حادثه ماه گذشته تنها دو گلوله هشدار شلیک کردهاند.
نیروهای افغان در مقابل احتمالا گروهی بودند که به سمت جمعیت شلیک کردهاند؛ این قسمت از تحقیقات هنوز ادامه دارد.مسالهای که در این میان وجود دارد تلاش و قصد نیروهای طالبان برای سوق دادن مردم به سمت کمپینهای تبلیغاتی آنهاست که در آنها نیروهای آمریکایی متجاوزان اصلاح ناپذیر شمرده میشوند.به گفته آگوگلیا یک راه برای مقابله با این مساله، همکاری با شرکای سیاسی در دولت افغانستان است: برای مثال چه کسانی تمایل دارند بگویند نه، ما نیروهای آمریکایی را برای دلایل مشخصی در افغانستان داریم و به مردم بیاموزیم و توضیح دهیم که این دلایل چیست.آگوگلیا در این باره میگوید، در گذشته و به ویژه در دوران ریاست جمهوری حامد کرزی که از منتقدان حضور نظامی آمریکا در افغانستان بود این اتفاق رخ نمیداد.آگوگلیا در ادامه اظهاراتش با اشاره به راههای مقابله با این مساله میگوید، ترکیب شدن با مردم میتواند به حل این موضوع و تغییر نظر مردم نسبت به نیروهای آمریکایی کمک کند.
وی در این باره اظهار میکند، ترکیب شدن با مردم به آنها اجازه میدهد تا به نیروهای آمریکایی به چشم انسان نگاه کنند. این چیزی است که فرماندهان ارتش آمریکا عموما از آن خودداری میکنند. اکثر سربازان آمریکایی اجازه ترک پایگاههای خود را ندارند. آنها دلایل امنیتی و این مساله را که حضور آمریکاییها به افغانها یادآور نشود، عامل این تصمیم خود میدانند چرا که آنها تمایلی ندارند که به عنوان نیروهای اشغالگر شناخته شوند. همچنین این احتمال وجود دارد که نیروهای آمریکایی خارج از پایگاههای خود دست به اقدامات احمقانه بزنند. آگوگلیا اعلام میکند، ترکیب شدن با مردم میتواند یک چاقوی دو لبه باشد، سربازان میتوانند احمق باشند و دست به کارهای احمقانه بزنند اما شما باید به نیروهای خود اعتماد کنید.وی میافزاید،سودهای این تصمیم بسیار بیشتر از خطرات آن است، این تصور وجود دارد که افغانها به ما به چشم نیروهای اشغالگر نگاه میکنند اما اگر ما را این چنین ببینند که از خانوادههای خود دور شدهایم درک خواهند کرد که همانند و هم اندازه آنها در خطریم و این میتواند تاثیر عمیقی داشته باشد.
به گفته آگوگلیا حتی خوب است اگر سربازان و نیروهای آمریکایی در اقتصاد محلی مشارکت داشته باشند چرا که این هم آنها را و هم دلارهایی را که آمریکا به عنوان کمک به افغانستان میدهد، قابل درکتر خواهد کرد. از طرفی،اشرف غنی رئیس جمهوری افغانستان پس از بازگشت از نشست سران سازمان شانگهای و بریکس در روسیه گفت:تروریسم از افغانستان به کشور دیگری نمی رود، بلکه از کشورهای دیگر وارد خاک ما می شود و بنا به گفته نماینده ویژه روسیه در امور سازمان همکاری شانگهای دست کم 1500 تن از روس ها عضو گروه داعش هستند. این اظهارات رئیس جمهوری افغانستان، واکنشی به سخنان ولادیمیر پوتین رییس جمهوری روسیه تلقی شده است که در جریان اجلاس شانگهای، در یک کنفرانس خبری گفت که داعش شاخههایش را در افغانستان گسترش داده است و او گسترش این فعالیتها را مشاهده می کند.
پوتین اگرچه در عین حال گفت:کابل و مسکو در مبارزه با تروریسم همپیمان هستند و در تاریخ روابط ما مراحل مختلف وجود داشته، اما روابط روسیه و افغانستان در یک ده? گذشته، بدون شک رابطه میان دو کشور دوست بوده است. با این وجود، اشرف غنی ترجیج داد تا از کنار این دوست، با سکوت عبور نکند.اشرف غنی پس از آن که زمام امور را در افغانستان به دست گرفت، بارها بر این نکته پافشاری کرده است که افغانستان مرکز و ماوای تروریست ها نیست و تروریست ها، از کشورهای دیگر به این منطقه می آیند و باید همه کشورهای منطقه برای مبارزه با این پدیده خطرناک، به طور جمعی به ایفای نقش بپردازند.رییس جمهوری افغانستان با صراحت خطاب به رهبران کشورهای آسیای میانه گفت: «تروریست ها از کجا می آیند؟ شمار زیادی از آنها از کشورهای خود شما می آیند و از خاک ما استفاده می کنند تا کشورهای شما و دیگر کشورهای منطقه را بی ثبات سازند. ما باید مشکل را شناسایی و اعتراف کنیم که آنها با حکومت افغانستان مشکل سیاسی ندارند.
طرح و نقشه آنها این است که منطق? ما را بی ثبات کنند. مقام های امنیتی افغانستان در ماه رمضان امسال اعلام کردند که ستیزه جویان تاجیک و چچنی همراه با خانواده های خود، از ماه ها قبل، در برخی از بخش های استان بدخشان، جابه جا شده اند و درصدد انجام عملیات برای ناامن کردن مناطق این استان هستند. استان های بدخشان، تخار، قندوز، سمنگان، بلخ، جوزجان، فاریاب و بادغیس در نوار مرزی شمال افغانستان با سه کشور تاجیکستان، ازبکستان و ترکمنستان همجوار هستند. کابل، گروه جنگجوی «جنبش اسلامی» ازبکستان را که با داعش بیعت کرده است، از خطرناک ترین گروه های تروریستی منطقه می داند.«انصار الله تاجیکستان» نیز از دیگر گروه های تروریستی در منطقه است که باوجود دستگیری شماری از رهبران و اعضای اصلی آن در تاجیکستان، اما هنوز به فعالیت های خود در این کشور و خاک افغانستان ادامه می دهند.
جنبش اسلامی ازبکستان و انصارالله تاجیکستان در هماهنگی کامل با القاعده هستند و برخی ، آنان را شاخه ای از القاعده در این دو کشور معرفی می کنند. پاسخ رییس جمهوری افغانستان به همتای روس و همچنین اظهارات وی خطاب به رهبران کشورهای آسیای میانه، در چارچوب راهبرد اشرف غنی برای تغییر نگاه افکار عمومی جهان و رهبران کشورهای منطقه نسبت به کشور افغانستان به عنوان پایگاه تروریسم است تا در پناه آن، مردم این کشور پس از دهه ها جنگ و خونریزی، به زندگی عادی بازگردند.اشرف غنی با این راهبرد از سوی دیگر قصد دارد تا کشورهای همسایه و جهان را در پرداخت هزینه های مبارزه با تروریسم سهیم کند. کاری که دموکرات های آمریکا هم پس از به دست گرفتن قدرت، سیاست های جمهوریخواهان را اشتباه دانستند و به طور رسمی اعلام کردند که واشنگتن به تنهایی نباید هزینه های مبارزه با گروه های مخالف خود را بپردازد.
زیرا آنان، یک تهدید بین المللی هستند و کشورهای جهان باید جمعی هزینه این مبارزه را پرداخت کنند.اشرف غنی در همین چارچوب از وزیران کشورهای همسایه و منطقه دعوت کرده است تا در یک اجلاس منطقه ای وزیران برای تبیین یک راهبرد مشخص مبارزه جمعی با تروریسم به کابل سفر کنند. زمان دقیق این اجلاس مشخص نشده است، اما رییس جمهوری افغانستان وعده داده است در ماه های آینده کابل میزبان نشست وزیران کشورهای منطقه خواهد بود تا در مورد یک طرح عملی همکاری جمعی برای مقابله با تروریست ها، تصمیم گیری شود.تروریسم به عنوان یک تهدید منطقه ای و بین المللی، یک واقعیت انکار ناپذیر است و تصمیم رییس جمهوری افغانستان برای نشان دادن این واقعیت، هوشمندانه است اما موفقیت این راهبرد و پذیرش آن از ناحیه کشورهای همسایه و بینالمللی به شدت وابسته به سرنوشت افغانستان در مقابله با گروه های ستیزه جوی داخل این کشور به ویژه طالبان، خواهد بود .
شاید به همین دلیل است که اشرف غنی، این روزها سخت در اندیشه پیشبرد گفتگوهای صلح با طالبان به عنوان یک گروه تروریستی در داخل افغانستان است و در میان شدیدترین انتقادها، از آنان به عنوان برادر یاد می کند. اشرف غنی با استقبال از پیام «ملا محمد عمر» رهبر طالبان که مهر تایید بر مذاکرات صلح با دولت افغانستان زد، می گوید حساب این گروه افغان از سایر گروه های تروریستی در منطقه به ویژه داعش جدا است و آنان برادران ما هستند و می خواهند در قدرت سهیم شوند که این مساله با مذاکرات قابل حل خواهد بود.رییس جمهوری افغانستان، هوشمندانه با این راهبرد قصد دارد افغانستان را برخلاف تصور بعضی از مقام های بلندپایه کشورها و افکار عمومی جهان، نه یک کشور تروریست پرور، بلکه در ردیف سایر کشورهای منطقه و جهان معرفی کند که در معرض تهدید تروریسم بینالمللی قرار گرفتهاند.
افغانستان با این راهبرد می تواند به جهان نشان دهد که بسیاری از گروه های تروریستی از افغانستان برنمی خیزند، بلکه از کشورهای دیگر سربرآورده اند، اما به گفته اشرف غنی، اینک افغانستان به تنهایی هزینه مبارزه با آنان را می پردازد.رییس جمهوری افغانستان در صورتی که بتواند این راهبرد را با موفقیت به پایان برساند، مهمترین گام های نخست را برای تغییر نگاه جهان به افغانستان و رسیدن به صلح و ثبات برداشته است. اگرچه رسیدن به این نقطه در کوتاه مدت میسر نخواهد بود.