* اکنون اصلاحطلبان برای رسیدن به انسجام در امر انتخابات دارای سه تشکل هستد. شما به عنوان عضوی از شورای راهبردی اصلاحطلبان تصور میکنید چقدر انسجام مورد نظر اصلاحطلبان عملی شده است؟
** اصلاحات در کشور یک جریان نیرومند و دامنهدار است. معتقدم گستره اصلاحطلبی هم وسعت و هم عمق پیدا کرده و به صورت حزبی نیرومند که کشور به آن نیاز دارد درآمده است. من قبلا پیرامون ضرورت دو حزب نیرومند یا احزاب محدود همانند آنچه در دنیای امروز به وقوع پیوسته است، صحبت کردهام. در دنیای امروز ملاحظه میکنیم که احزاب قوی در کشورهای مختلف اندک هستند. در کشور ما چند ده حزب وجود دارد که میتوانیم بگوییم آنها حزب نیستند بلکه تشکلهای صنفی هستند. وقتی به جریان اصلاحطلبی نگاه میکنیم میبینیم که همه مشخصات یک حزب را دارد. به جریان اصولگرایی هم که نگاه کنیم میبینیم آن هم مشخصات یک حزب را دارند؛ یعنی از نظر تنوع طرفداران مثلا در بخشهای دانشگاهی، زنان، جوانان و کارگران، فعالان مختلف دارند. اگر به همین شورای هماهنگی جبهه اصلاحات نگاهی بیندازیم میبینیم اکنون 21 حزب در آن وجود دارد که در واقع این 21 حزب شاخههای یک حزب هستند.
در اصولگرایی هم وضع به همینگونه است. احزاب اصولگرا یا اصلاحطلب جامعیت و مرامی در حوزههای داخلی، خارجی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی دارند که امروزه شناخته شده هستند. با همه اینها جریانی در کشور با عنوان اصلاحات وجود دارد. این جریان در گذشته دولت و مجلس را در اختیار داشته، در دوره دولتهای نهم و دهم نیز در فشارها و سختیها آب دیده شده و امروز به فعالیت خود ادامه میدهد. در انتخابات 92 شاهد بودیم که جریان اصلاحطلب توانست نقش مدیریتی و تعیینکنندهای ایفا کند. امروز هم این جریان تصمیم گرفته با یک رویکرد ملی و فراحزبی تلاش کند. حتی رقیب هم قبول دارد که تلاش جریان اصلاحطلب یک تلاش فراحزبی و معطوف به منافع ملی است. حتی ممکن است تلاش اصلاحطلبان به این ختم شود که اکثریت مجلس دهم را هم به دست بیاورند اما واقعیت این است که تلاش این جریان معطوف به آرامش و حفظ پروژه 92 و سودی است که عاید کشور شده. شاهدیم که در حوزه بینالمللی، اقتصادی و داخلی همه دلسوزان کشور با این روند همراهی میکنند. ما امروز خوشحالیم که اصلاحطلبان در متن سیاستهای کلان کشور بهطور جدی فعال هستند.
جالب است کسانی که در گذشته ادعا داشتند و در برابر کوچکترین نظری و انتقادی منتقدان را به خارج نسبت میدانند امروز خود به انتقاد میپردازند و در مقابل اصلاحطلبان هم دنبال بهانهگیری از آنها نیستند. شاهدیم که هر اتفاق مثبتی که رخ میدهد اصلاحطلبان به عنوان نیروهای متحد دولت کمک و همکاری میکنند و از آبروی خود هزینه میکنند. نکتهای که میخواهم عرض کنم این است که این جریان به خاطر مجموعه شرایطی که در طی 18 سال اخیر داشته امروز به نگاه و تحلیلی عمیق دست پیدا کرده است. شما رفتارهایی از جریان اصلاحطلبی میبینید که به صورت بخشنامهای و سلسله مراتبی نیست. گاهی اوقات از عمق جریان اصلاحطلبی امواج موثری شکل میگیرد و تا سطوح بالا میرود و به سطوح استانی و مناطق میرود.
به عنوان نمونه میتوان به انتخابات 92 اشاره کرد که همه جریان اصلاحطلبی یک صدا بودند و نامه رئیس دولت اصلاحات نقش تمامکننده داشت. امروز هم وضع به همین صورت است. شما اگر به حوزههای شهرستانی بروید مشاهده میکنید که اصلاحطلبان به یک صورت فکر میکنند و تلاش میکنند فعال باشند و به مشارکت حداکثری دامن بزنند. اصلاحطلبان این دغدغه را ندارند که چند درصد مجلس اصلاحطلب باشند و چند در صد آن غیراصلاحطلب. اگر از این حضور، اکثریت نیروهای مجلس آینده اصلاحطلب بودند که فبهاالمراد اگر هم نه موانع فعالیت دولت برطرف شود تا مجلسی معتدل، سالم، کارشناسی، ملی و هماهنگ با دولت تشکیل شود.
* اما اقتضای سیاست این است که هر حزب یا هر جریان برای 290 کرسی مجلس برنامه داشته باشد.
** گاهی اوقات رقیب حرفهایی میزند که سیاسیون نقشههایی کشیدهاند. متاسفانه رقیب به خاطر رانتهایی که در طی سالهای اخیر از آن استفاده میکرده خودش را مالک فضای سیاسی میداند و فکر میکند اگر کسی با او رقابت کرد این رقابت اصالت ندارد و رقابت در واقع حفظ جایگاه آنهاست. در حالی که رای مردم اصالت دارد و اگر مردم به اصلاحطلبان رای دهند حق آنهاست. اگر هم مردم مجلس را به اصولگرایان تحویل دهند این حق از آن اصولگرایان است. به هرحال هر کسی در صحنه سیاسی فعالیت میکند فکر میکند که تفکر او درستتر است. اگر ما میگوییم اصلاحات به این خاطر نیست که ما اصلاحطلب هستیم بلکه به این خاطر است که ما فکر میکنیم دیدگاه اصلاحطلبی بهتر منافع، رفاه و عزت ملت را تامین میکند. به این جهت میگوییم میل داریم که این مجلس، مجلس اصلاحطلب باشد. درباره همین چند تغییری که در سیاستهای کشور رخ داده میتوان گفت اصلاحطلبان قبل از دولتهای نهم و دهم شعار تنشزدایی و تعامل با دنیا را سر میدادند.
در همین دو سال میبینیم این آثار مثبت از همین سیاست میآید. ما در گذشته میگفتیم ایران برای همه ایرانیان، میگفتیم همه اقشار و اقوام ملت حضور داشته باشند و میگفتیم از تفرقه و دستهبندی بین جامعه خودداری شود. امروز مشاهده میکنیم با دنبال کردن همین سیاستها از سوی رئیسجمهور در مناطق مرزی آثار مثبتی مثل امنیت دیده میشود. وقتی گفته میشود زنان باید در صحنهها حضور داشته باشند همان سیاستهایی است که اصلاحطلبان دنبال میکردند. اصلاحات به دنبال انتقال فناوری، تعامل با دنیا، تقویت بخش خصوصی قدرتمند و کوچک شدن دولت است و این نشان میدهد اصلاحات دچار تحول مثبت شده و با زمان جلو آمده است. لذا طبیعی است ما علاقه داشته باشیم مجلس آینده با نگاهی اصلاحطلبانه باشد تا این سیاستها با سرعت و گستره بیشتری بتواند در جامعه نفوذ کند. امروز برخی از جناح مقابل میگویند برای انتخابات مجلس خبرگان تصمیم سیاسی گرفتهاند. چنین واژههایی را کسانی به کار میبرند که انگار باید خودشان حرف اول را بزنند و اگر کسی برای آنها تلاش کند خارج از قاعده عمل کرده است. طبیعی است همه باید تلاش کنند. فعلا شرایطی پیش آمده است که عدهای فکر میکنند اصلاحطلبان بیشتر در محدوده مجلس باید وقت بگذارند.
* شما در بحث قبلی به نقش موثر رئیس دولت اصلاحات در انتخابات سال 92 اشاره کردید. آیا در انتخابات مجلس هم ایشان تأثیرگذار است؟
** با توجه به شخصیت و جایگاه رئیس دولت اصلاحات طبیعی است که ایشان به عنوان عنصری موثر و دلسوز تلاش کنند. به خاطر همین تلاشهاست که ایشان مورد احترام بخش قابل توجهی از جامعه است.
* رئیس دولت اصلاحات قبلا در جلسهای که با شورای مشورتی و شورای هماهنگی جبهه اصلاحات داشتند به این تاکید داشتند که در لیست اصلاحطلبان برای انتخابات مجلس اعتدالگرایان هم جای بگیرند. آیا این به بدان معناست که قرار است از اصولگرایان میانهرو هم در لیست اصلاحطلبان استفاده شود؟
** امروز مهمترین استراتژی و هسته مرکزی دیدگاههای آن متوجه منافع ملی و ادامه پروژه 92 است. اگر شما به دولتهای رئیس دولت اصلاحات یا آقای احمدینژاد هم نگاه کنید نخستین مجلسی که بعد از استقرار دولت جدید بوده به دولت این امکان را داده است تا بتواند سیاستهای خود را دنبال کند. لذا آقای روحانی هم باید این شانس را داشته باشد تا مجلسی هماهنگ با سیاستهای کشور فعالیت کند. اگر قرار باشد مجلسی مشابه مجلس هشتم و نهم با دیدگاههایی سر کار بیاید که برخی نمایندگان بعضا اقدام به انتقادات نهچندان منطقی کنند و به همین دلیل دولت در پیشبرد برنامههای خود با مشکلاتی روبهرو شود، برنامههای اجرایی دچار اختلال میشود و این سیاستها کند پیش میرود. این سیاستها باید چند سال دوام داشته باشد تا بتوانیم نتایج این سیاستها را در بحث تورم، رکود و سیاست خارجی مشاهده کنیم. لذا تا جایی که من با نگاه رئیس دولت اصلاحات آشنایی دارم ایشان معتقدند مجلس آینده باید هماهنگ با سیاستهای دولت و معطوف به منافع ملی باشد و همه در آن حضور داشته باشند.
شما اکنون مستحضرید که احزاب اصلاحطلب فراتر از شورای هماهنگی هستند. شواری هماهنگی تاکنون 21 حزب را دربرگرفتهاند. در حالی که احزابی هستند که خارج از این شورا بوده و رئیس دولت اصلاحات به این شورا سفارش کردهاند که آنها را هم به جمع شورای هماهنگی دعوت کنند که در نهایت چتر این شورا گسترش پیدا کند. رئیس دولت اصلاحات همچنین به دوستان فعال در حوزه انتخابات سفارش کردهاند که تنها به جریان اصلاحات اکتفا نشود و از دوستانی که با جریان اعتدال در کشور مطرح هستند هم دعوت به همکاری صورت بگیرد.
* انتخابات مجلس ظاهرا تا این حد برای اصلاحطلبان اهمیت پیدا کرده که میتوانیم بگوییم آنها مجلس را از ریاستجمهوری مهمتر میدانند. این موضوع را چگونه ارزیابی میکنید؟
** مجلس شأن و جایگاهی دارد که باید به آن توجه داشت. حقیقتا با وجود نگاه منفی که نسبت به کنگره آمریکا و همکاری آن با صهیونیستها وجود دارد میبینیم که کنگره در برابر رئیسجمهور آمریکا که از روسای جمهور قدرتمند دنیاست قرار میگیرد. در چنین شرایطی انسان مایل است مجلسی قدرتمند داشته باشد. حضرت امام (ره) هم همین نگاه را به مجلس داشتند. اگر در خاطرات شنیده باشید وقتی بحث کاندیداتوری شهید بهشتی برای ریاستجمهوری پیش آمد، حضرت امام (ره) فرمودند بروید مجلس را قوی کنید. لذا هم دیدگاه انقلاب اسلامی این بوده است و هم اینکه در دنیای امروز مجلسها مجالس قدرتمندی هستند. لذا ما به صورت اصولی فکر میکنیم مجلس در راس امور است و باید شأن آن ارتقا پیدا کند. اما این به معنای پایین آوردن شأن ریاستجمهوری نیست.
* درباره احراز صلاحیتهای کاندیداهای اصلاحطلب ارزیابیتان چگونه است؟
** ان شاءا... که نهادهای ذیربط در وضعیت کنونی با همه افر��د دلسوز کشور مثل همیشه همراهی میکنند. ما فکر میکنیم گوهر فعالیت این نهادها بیط��فی است. اگر ملاک قانون اساسی و قانون انتخابات باشد و بیطرفی خود را حفظ کنیم، بیشتر به اسلام و انقلاب خدمت میشود.