* آقای ظریف در جدیدترین سفر منطقهای خود به لبنان و سوریه سفر کردهاند. اهمیت این سفر در شرایط کنونی را چگونه ارزیابی میکنید؟
** با دستیابی ایران و گروه ١+٥ به توافق هستهای و امضای برجام، تحول مهمی در صحنه بینالمللی شکل گرفته است که میتوان کارکرد آن را در سطوح ملی، منطقهای و بینالمللی دید. در سطح ملی انتظار میرود که با دستیابی توافق هستهای سطح رفاه و توسعه ملی بیش از پیش شود. در سطح منطقهای انتظار میرود که ایران و کشورهای منطقه زمینههای لازم را برای تحقق خاورمیانه عاری از سلاح هستهای (با نگاه به زرادخانههای هستهای اسراییل) فراهم کنند و امید است در سفرهای منطقهای آقای ظریف تحقق این ایده دنبال و زمینهسازی شود.
در سطح بینالمللی، برجام نشان داد که نمونهای از حل مشکلات و معضلات بدون درگیری و جنگ است و میتواند الگوی جدیدی برای حل و فصل مسالمتآمیز بحرانهای منطقهای و بینالمللی از طریق مفاهمه و دیپلماسی باشد و به عبارت دیگر، میتوان گفت که با دستیابی به برجام دیپلماسی بر جنگ و درگیری برتری یافت. در رابطه با سفر منطقهای اخیر وزیر امور خارجه باید بگویم که این دومین دور از سفرهای ایشان پس از دستیابی به برجام است و آنگونه که از سوی مسوولان اعلام شده قرار است آقای ظریف در این سفر با مسوولان سوری و لبنانی در رابطه با ابعاد و آثار توافق هستهای و همچنین دستیابی به راهکاری درباره بحران سوریه و مشورت در این باره با توجه به طرح چهارمادهای ایران مشورت و رایزنی کند. البته جا داشت که آقای ظریف علاوه بر سوریه و لبنان، به اردن نیز سفری داشته باشد و من این مساله را در نشستهای مشورتی مورد توصیه قرار داده بودم. معتقدم چشمپوشی از اردن و جایگاه این کشور روش صحیحی نیست هر چند به تعاملات دولت اردن در منطقه و با ایران آگاه هستم ولی شرایط منطقهای و به خصوص مساله سوریه ایجاب میکرد تا کار بیشتری در رابطه با این کشور صورت گیرد و زمینههای لازم برای عادی شدن روابط فراهم شود.
با توجه به این شرایط، جا دارد مساله خلع سلاح هستهای نیز در این سفرها مورد توجه قرار گیرد یعنی به نظرم آثار برجام در منطقه تحقق نمییابد مگر اینکه کشورهای منطقه به اجماعی دست یابند و دنیا را متقاعد سازند که زرادخانه هستهای رژیم صهیونیستی ریشه مشکلات است و تلاش شود تا این رژیم خلع سلاح هستهای شود و تا زمانی که این زرادخانهها انباشته از سلاح هستهای باشد هیچ کشوری احساس امنیت نمیکند و دور جدیدی از خشونت در منطقه حاکم میشود. بنابراین به عقیده من، بهتر است آقای ظریف علاوه بر تبیین قرائت ایران از توافق هستهای، به تشریح ابعاد و آثار منطقهای و بینالمللی برجام نیز بپردازد و موضوع خلع سلاح رژیم صهیونیستی را دنبال کند.
* یکی از مسائل مورد پیگیری در سفر منطقهای آقای ظریف، بحران سوریه است. فکر میکنید رایزنیهای تهران به چه میزان میتواند زمینههای حل و فصل این بحران را عملی سازد؟
** من فکر میکنم مذاکره جمهوری اسلامی ایران با کشورهای منطقه و فراهم کردن زمینههای تفاهم در اینباره بسیار موثر است ولی در رابطه با بحران سوریه که به فاجعه انسانی تبدیل شده و زیرساختهای این کشور نابود شده، لازم است با عناصر و مولفههای موثر منطقهای و فرامنطقهای نیز وارد مذاکره شد و با آنها رایزنی کرد. لبنان میتواند کشوری موثر باشد زیرا در همسایگی سوریه است، لازم است با دولت سوریه رایزنی شود چون خود در مرکز بحران سوریه است ولی باید به مولفه موثری چون امریکا و روسیه نیز توجه کرد. سفر کری و لاوروف در هفتههای گذشته به منطقه و دیدارشان در دوحه و مالزی و مذاکره در این زمینه نشان از فعالیت روسها و امریکاییها در این مورد است.
قرائن و شواهد نیز نشان میدهد که امریکاییها نیز پس از برجام بخشی از توانمندیهای سیاست خارجیشان را مصروف سوریه ساختهاند. البته تحرک اخیر امریکا در آموزش گروهی از معارضان دولت سوریه حمله به مواضع داعش سیاست علنیشده آنهاست ولی به نظر میآید که امریکاییها بیش از اینها فعال شدهاند تا به نوعی بحران سوریه را با توجه به منافع ملیشان مدیریت کنند پس درمجموع لازم است تا علاوه بر سوریها با دیگر عناصر موثر دیگر نیز مذاکره کرد.
* به مولفههای اثرگذار در بحران سوریه اشاره کردید. آیا گفتوگو با عربستان میتواند در حل بحران سوریه موثر باشد؟
** امریکاییها به این نکته رسیدهاند که سیاست عربستان، قطر و ترکیه در خصوص سوریه غلط بوده است. البته هماینک سیاست قطر نسبت به سوریه مانند قبل نیست زیرا بیش از دو بازیگر دیگر به این نکته رسیده که سیاستهایش اشتباه است. اما سیاستهای عربستان موجب بهوجودآمدن وضعیت کنونی در سوریه شده است لذا برای بازگرداندن وضعیت عادی، طبیعی است که هرکسی تلاش کند تا مسائل حل شود ولی من خیلی امیدوار نیستم تا در این مقطع گفتوگو با عربستان به نتیجه برسد. زیرا آنها همچنان بر سیاست اشتباهشان مبنی بر سرنگونی بشار اسد پافشاری میکنند و با این وجود بعید است با سعودی به نتیجه برسیم. منشا بحران سوریه دخالت عربستان در مسائل داخلی سوریه و رقابت با سیاستهای منطقه ایران، وارد کردن تروریسم و خشونت و راه انداختن جنگهای نیابتی در این کشور است.
یا آنها باید اشتباهشان را بپذیرند و بخواهند جبران کنند تا زمینههای مفاهمه فراهم شود ولی وقتی عادل الجبیر به روسیه میرود و بیان میشود مسکو با ریاض درباره سوریه همچنان اختلاف دارد، این بیانگر اصرار عربستان بر سیاستهای غلط پیشین است. جمهوری اسلامی ایران درخصوص بحران سوریه معتقد به دنبال کردن راهحل سیاسی است و نه نظامی و مردم سوریه تنها کسانی هستند که باید نسبت به سرنوشت آتی خود اقدام کنند ولی سعودی دست به واردات تروریست و تسلیحات به این کشور زده است. از طرفی ایران بر پایان مداخلات خارجی تاکید دارد و لذا با این شرایط با عربستان نمیتوان به نتیجهای رسید.
* آیا فشارهای روسیه و امریکا به عربستان نیز نمیتواند موجب تعدیل مواضع ریاض شود؟
** سعودیها از امریکاییها دلخوریهایی دارند و در برخی از سیاستها زاویه پیدا کردهاند ولی طبیعی است با توجه به اینکه عربستان در حلقه دوستان و زیر چتر سیاسی و امنیتی امریکاست، آنها حرفشنوی بیشتری از امریکا داشته باشند و امریکا امکان فشار بیشتری هم داشته باشد.
* راهکاری که به نظرتان زودتر میتواند به حل بحران سوریه منجر شود، چیست؟
** پیشنهاد من در این باره بر دو محور استوار است؛ محور اول، همکاری و رایزنی با امریکا و روسیه برای رسیدن به طرح سیاسی مناسب و محور دوم، کمک ایران به دولت سوریه برای خاتمهبخشی به وضعیت و شرایط کنونی این کشور از طریق اصلاحات سیاسی و مشارکت همه گروهها در قدرت و تعیین سرنوشت خود.
* آیا امکان رایزنی ایران و امریکا درخصوص بحران سوریه در شرایط کنونی فراهم است؟ و این گفتوگو مثمرثمر خواهد بود؟
** به نظر من بله. امریکا علاقهمند به همکاری در این زمینه است و توسط اشخاص مختلف و حتی رییسجمهور این کشور اظهار تمایل شده است. بعضی از مسوولان مملکتی و همچنین یکی از اعضای هیات مذاکرهکننده نیز گفتهاند که در صورت موفق بودن نتیجه اجرای برجام میتوان روی همکاریهای منطقهای نیز فعالیت کرد. البته امریکا اگر بخواهد مشکلات خاورمیانه را با کمترین هزینه سروسامان بدهد چارهای جز استفاده از کمکهای ایران در چارچوب توجه به نقش منطقهای ایران ندارد.
* در خصوص محور دوم بیشتر توضیح بدهید. ایران در این شرایط چه کمکی میتواند بکند؟
** این کمکها در دو جهت میتواند انجام شود. اول، ایجاد اجماع منطقهای و بینالمللی تا اجازه دهد دولت قانونی سوریه با انجام اصلاحاتی حق مشارکت همه شخصیتها و گروههای سوریه را به رسمیت بشناسد و از این طریق زمینه را برای پاکسازی سوریه از تروریستها فراهم کند. ایران از ابتدا معتقد بود که بحران سوریه، راهحل نظامی ندارد بلکه سیاسی است. این ایده هماینک در میان روسها، امریکاییها و بعضی کشورهای عربی منطقه جایگاه یافته است. آقای ظریف در سفرهای منطقهای خود باید این اجماعسازی را دنبال کند تا شرایط را برای مشارکت همه گروههای مخالف سوری که دست به اسلحه نبردند، فراهم کند.
دومین مساله، تلاش منطقهای و بینالمللی برای قطع مداخلات تسلیحاتی، لجستیک و ایجاد کانال انتقال تروریست و جنگجو از طریق دیگر کشورهای همسایه نظیر ترکیه در امور سوریه است. جامعه جهانی باید قانع شود که چه حمایتهای مالی و چه حمایتهای لجستیکی باید قطع شود و تا زمانی که این حمایتها قطع نشوند وضعیت برای آتشبس و گفتوگوهای سوری- سوری فراهم نخواهد شد و مردم این کشور روی آرامش نخواهند دید. البته آتش سوریه زبانه میکشد و دامن سایر کشورها را که هیزم بیار معرکه هستند نیز خواهد گرفت.