سايت بصيرت، گروه فرهنگي/ مُد و مُدگرایی به خودی خود مذموم نیست، بلکه ناشی از میل تنوع طلبی انسان است. اما مُدگرایی بایستی در چارچوب موازین عقل و شرع باشد. مُدها الگوهای فرهنگی‌ای هستند که توسط بخشی از جامعه، پذیرفته می‌شوند و دارای یک دوره‌ی‏ زمانی نسبتاً کوتاه‌اند، سپس فراموش می‌شوند. مُدگرایی آن است که فرد، سبک لباس پوشیدن و طرز زندگی و رفتار خود را طبق آخرین الگوها تنظیم کند و به محض آن که الگوی جدیدی در جامعه رواج یافت، از آن یکی پیروی نماید. هم‌چنین مُد، رایج شدن شیوه‌ای از زینت در ابعاد مختلف زندگی است. مانند طرز لباس پوشیدن، طرز آرایش، طرز چیدمان دکور خانه، شیوه‌ی نماسازی ساختمان و مدل ماشین. با اندکی دقت پی می‌بریم که مُد به جنبه‌ی زینت و تجمل زندگی یا به عبارت دیگر به جنبه‌ی زیباشناختی زندگی انسان مربوط می‌شود. برای مثال لباس، کارکردهای گوناگون دارد از جمله حفظ از سرما و گرما و ... که یکی از آنها جنبه‌ی زینت بودن آن است. مُد دقیقاً به این بُعد مربوط می‌شود. یا نماسازی برای ساختمان جنبه‌ی حفاظتی هم دارد اما مُد به جنبه‌ی زیباشناختی آن مربوط می‌شود. گستره‌ی‏ مُد به اندازه‏ى گستره‏‌ی زندگی انسان است و تمامی شئونات آن را در بر می‌گیرد. به طور کلی هر کجا که پای جنبه‌ی زیباشناختی در میان باشد، مُد هم آنجا حضور دارد. عرصه‌ی پوشش، آرایش، محیط آرایی، مدل ماشین، مدل کیف، لوازم منزل، حتی ادبیات سیاسی، شیوه‌ی احوال‌پرسی و خلاصه جنبه‌های زیباشناختی همه‌ی متاع‌ها و کالاهای دنیوی، گستره‌ی مد و مد گرایی هستند. اما با وجود آن که مُد و مُدگرایی کل گستره‏‌ی زندگی را در بر می‌گیرد، پوشاک و سبک و شیوه‏ى آرایش، شاخص‌ترین کالای مُد شونده محسوب می‌شوند. هرچند مُد همواره در بین همه‌ی نسل‌ها و عصرها وجود داشته است، اما آهنگ رشد آن تا دوره‌ی معاصر بسیار کند بوده است. در دوره‌ی معاصر به ویژه در چند دهه‌ی اخیر در واقع مُد و مُدگرایی به افراطی‌ترین حد خود رسیده است. شکی نیست که گسترش وسایل ارتباط جمعی همانند ماهواره و اینترنت از یک طرف و ارتقای سطح زندگی و رفاه و افزایش نقدینگی موجود در جوامع، از علل اصلی آن هستند. از طرف دیگر معمولاً مُدها در بیشتر فرهنگ‌ها ظهور پیدا کرده و امری اجتناب ناپذیر‌ند. هیچ فرهنگی یافت نمی‌شود که کلمه‌ی مُد در آن ناآشنا باشد، لکن در فرهنگ‌های مختلف، ظهور و بروز مُد و مُدگرایی نسبی و متفاوت است. معمولاً جوامع دینی که هنوز به سنت‌های دینی خود پایبند هستند، پدیده‌ی مُد و مُدگرایی در آنها کند و ضعیف است. مُدگرايي در جامعه نتيجه‌ی غلبه‌ی شهوت و تنوع طلبي افراطي است كه فراموشي دين و عقل را به همراه دارد. شهوت لباس، زنان و دختران مُدگرا را به اسارت مُدسازان درآورده است. مُدسازان پشت پرده كه با تحقيقات وسيع و روان‌شناسي لازم به ارايه‌ی مُدهاي جديد مي‌پردازند، به گونه‌اي به طراحي مدل‌هاي كفش، لباس و قيافه‌ی زنان مي‌پردازند كه پوچي، اسارت، مصرف و تحريك ‌آميزي آنها جهت اغفال جوانان و جو غفلت در جامعه مورد توجه و بلكه از اركان نوآوري‌هاي آنها باشد. غالب مُدهاي ساخته‌ی غرب نظير لباس‌هاي تنگ با اصول اخلاقي و بهداشتي مغايرت دارند. اگر زندگي آدمي به ولگردي در خيابان‌ها، بررسي مُدها، تازه‌هاي لباس و امثال آن بگذرد، پس مسئوليت انساني، آرمان الهي، سعادت اخروي و بسياري از حقايق و ارزش‌هاي الهي و خلاصه هدف آفرينش آدمي و جهان پس از مرگ به نابودی کشیده می‌شود، که زنان غربي اين زندگي را طي كردند و نتيجه‌ی آن چيزي جز سقوط آنها نبود است. این بی ملاحظگی و بی پروایی در استفاده از لوازم و مواد آرایشی مضر در کشور، هیچ توجیهی ندارد، زمانی که که ما از خیلی از کشورهای غربی گوی سبقت را برای مصرف لوازم آرایشی ربوده ایم، زمانی که زنان ایرانی در سطح منطقه و جهان رتبه های تک رقمی مصرف دارند، و بر عکس، خبری از این رفتار های خود تخریبی در حتی کشورهای غربی نیست، چه می توان گفت ؟! تزریق انواع سموم و جیوه و سرب به بدن چه هزینه های گزافی را بابت درمان در سال­های آتی بر حکومت تحمیل خواهد کرد که ناشی از سرخوشی عده­ای ناآگاه از الگوهای معرفی شده در ماهواره غربی است!!! این آرایش ها هم پس از مدتی جواب خانمهای مُدگرا را نخواهد داد و به ناچار به فکر مصرف برخی مواد مخدر یا محرک صنعتی توصیه شده در آرایشگاه­ها یا سایت­های معاند و یا مانکن شدن و لاغری برای دلربایی نامحرمان هوس باز خواهند افتاد، که فرجامی تلخ و ناخوشایند به دنبال خواهد داشت. صرف هزینه های بسیار گزاف در سطح کلان برای خرید البسه رنگارنگ و نامناسب، تغییر مُد، اسراف علنی، خرید لوازم جانبی ست شده مانند: کیف و کفش و گردنبند، شال، کیف موبایل، کفش، پابند و چندین قلم دیگر، توسط دختران و زنان ایرانی (و بعضا پسران آرایش­کرده)، باعث نگرانی است و این مبالغی که می­شد با آن ده­ها کارخانه برای رفع بیکاری ساخت، بلای جان افراد دارای احساس حقارت شده که می خواهند خود را در خیابان­ها یا مجالس به نامحرم نشان داده و به اصطلاح حال کلاس گذاشتن کذایی آن را ببرند ! بنابراین نهی کردن و برخورد با دو گروه از مدگرایان افراطی لازم است: گروه ­اول: انگیزه‌های سادیسمی[2] برخی خانم­های بدحجاب و پسران به اصطلاح مُدگرا که عمدا" به هنجارهای دینی بی­اعتنایی کرده­اند، باید مَدنظر قرار گیرد و مورد تذکر لسانی مردم و پلیس قرار گیرند چرا که آنها برای سایر دختران کودک و نوجوان و پسران به مرور الگو خواهند شد. گروه ­دوم: رفتارهای مازوشیسمی[3] عده ای دیگر از بدحجابان که تمایلات درونی برای ایجاد مزاحمت و آزار را دارند نیز یک دهن کجی علنی به مقررات اجتماعی و ارزشهای جامعه است زیرا موجب بد آموزی برای دیگران خواهد شد و حد اقل ضرر این کار آنها ، اباحه گری در سطح جامعه است . اینکه عده­ای می­گویند رعایت حجاب یک امر شخصی است و اجباری در آن نیست و با ترفند و مکر حیله­گرانه به قرآن کریم " لا اکراه فی الدین" متوسل می­شوند، یک حقه بازی، یاوه گویی و سخن بی ارزش و دیکته شده از برنامه­های ماهواره­ای بیگانه و اتاق های فکر غربی­ها بر علیه اسلام و قرآن است، این بدحجابی و گردش در شهر مانند عروسک­های تزئین شده مخصوص بازی و سرگرمی، هزینه­های زیادی را بر مردم تحمیل خواهد کرد، اشتغالات ذهنی و مسموم و انحرافات جنسی را ایجاد خواهد کرد، به ارزشها حمله می­کند، جوانان را از کار و زندگی عقب انداخته، میلیون­ها ساعت از وقت همان دختران و زنان به طمع خرید نگاه­های هوس­آلود نامحرمان جلوی آینه­های سپری خواهد کرد. جوانی که باید به دنبال درس و کار و نو آوری باشد، باید در کوچه و خیابان منتظر انواع آلودگی­های بصری ناخواسته باشد و نشخوارهای فکری زیادی برایش ایجاد و انواع آسیب­های اجتماعی نیز به دنبال آن در جامعه اشاعه یابد که توان زیادی را از مردم خواهد گرفت و این یعنی حمله به حرکت برای پیشرفت و توسعه مملکت؛ یعنی عمل در راستای پروتکل صهیونیست­ها که مایلند مردم کشورهای مسلمان در گرداب لهو و لعب و آرایش و دامن­های کوتاه فرو روند و به دنبال استکبار ستیزی و تولید و کار نباشند ... . پی نوشت ها: 1- تفسير العيّاشيّ، محمد بن مسعود العياشي، : ج2 ص 115. 2- سادیسم عبارت است از علاقه به آزار رساندن دیگران به صورت جسمی، روانی و جنسی، طوری که این آزار رساندن موجب لذت و آرامش فرد آزاررسان شود. 3- مازوشیسم . خودآزاری را گویند البته این اصطلاح در اصل از مازوخیسم که یک لغت فرانسوی منسوب به ساشه مازوخ است گرفته شده، که در اصطلاح پزشکی، تباهی و فساد اجرای عمل جنسی است به نحوی که با شکنجه و ضرب و شتم و آزارهای دیگر همراه باشد. این ناخوشی بیشتر در مردانی مشاهده شده است که مبتلا به انحراف عمل جنسی هستند. این حالات جنون خودآزاری را مازوخ در بعضی نوشته هایش توصیف و تشریح کرده است.