صفحه نخست

بین الملل

سیاسی

چند رسانه ای

اقتصادی

فرهنگی

حماسه و جهاد

آذربایجان غربی

آذربایجان شرقی

اردبیل

اصفهان

البرز

ایلام

بوشهر

تهران بزرگ

چهارمحال و بختیاری

خراسان جنوبی

خراسان رضوی

خراسان شمالی

خوزستان

کهگیلویه و بویراحمد

زنجان

سمنان

سیستان و بلوچستان

فارس

قزوین

قم

کردستان

کرمان

کرمانشاه

گلستان

گیلان

لرستان

مازندران

مرکزی

هرمزگان

همدان

یزد

صبح صادق

صدای انقلاب

محرومیت زدایی

صفحات داخلی

صفحه نخست >>  عمومی >> آخرین اخبار
تاریخ انتشار : ۱۵ ارديبهشت ۱۳۸۷ - ۱۰:۱۰  ، 
شناسه خبر : ۲۸۹۵۷

اجزا فرهنگ یک جامعه را نمی توان جزایر متعدد فرض کرد. توجه به معنا و مفهوم فرهنگ این واقعیت را نشان می دهد که این مقوله از اجزا زیادی تشکیل شده که از تعلیم و تعلم گرفته تا تربیت و آداب و سنت ها و چگونگی معاشرت و لباس پوشیدن و غذا خوردن و مناسبات و انواع رفتارهای اجتماعی و حتی فکر کردن را شامل می شود. در یک تعریف جامع تر حتی هنر نیز زیرمجموعه فرهنگ محسوب می گردد.

در چارچوب این تعریف گسترده و عام بسیاری از دستگاه ها و نهادهای فعال در جامعه از مدرسه و دانشگاه گرفته تا رسانه ها و مسجد و حوزه علمیه و موسسات تبلیغاتی و تحقیقاتی و انتشاراتی و حتی سینما و تئاتر همه و همه زیرمجموعه فرهنگ یا به عبارت روشن تر اجزا فرهنگی هستند. بهره وری صحیح از این مجموعه فقط در صورتی میسر خواهد بود که اجزا این مجموعه یکپارچه و مرتبط با یکدیگر دیده شوند نه جدا و گسسته .

شاید برای اثبات این مدعا نیازی به استدلال نباشد با اینحال اشاره به این نکته مفید است که فرهنگ برای آنکه تاثیرگذار باشد باید آهنگ داشته باشد. همانطور که هیچ آهنگ موزونی بدون « هماهنگی » مجموعه دست اندرکاران آن شکل نمی گیرد فرهنگ نیز بدون هماهنگی اجزائی که آنرا تشکیل می دهند هرگز تاثیر و نتیجه لازم را نخواهد داشت . مهمتر آنکه اگر هر یک از اجزا ساز خود را بزنند و راه خود را بروند هرج و مرج فرهنگی پیش خواهد آمد که خود یکی از عوامل مظلومیت فرهنگی است .

جامعه ما سالهاست که دچار این مشکل است . ناپیوستگی فرهنگی یکی از موانع بزرگ عدم موفقیت متولیان امور فرهنگی است . متاسفانه این واقعیت علاوه بر آنکه کاملا آشکار است بسیاری از دست اندرکاران و صاحبنظران به آن توجه نیز دارند و درباره آن به عنوان یک معضل سخن هم می گویند ولی با اینحال تاکنون هیچ اقدامی برای حل این معضل صورت نگرفته است . اجزا تشکیل دهنده فرهنگ جامعه ما همچون جزایر متعددی هستند که در یک دریا وجود دارند و هر کدام با اراده و فرمان حاکم مستقل خود اداره می شوند. بی تعارف تر اگر بخواهیم بگوئیم واقعیت از اینهم تلخ تر است زیرا جزایر مستقل معمولا با همدیگر تعامل و تبادل دارند ولی اجزا تشکیل دهنده فرهنگ جامعه ما به دلیل عملکردهای غیرمتجانس همدیگر را خنثی هم می کنند.

این یک خسران است که نباید ادامه یابد. زیرا یکی از وجوه مظلومیت فرهنگ همین است و ادامه این وضعیت به معنای ادامه و حتی بیشتر شدن این مظلومیت خواهد بود.

راه چاره اینست که این اجزا به همدیگر متصل شوند و تحت یک فرماندهی قرار بگیرند. با این کار در بودجه صرفه جوئی خواهد شد جلوی کارهای موازی و تکراری گرفته خواهد شد از نیروها استفاده بهتر و بیشتری بعمل خواهد آمد برنامه های دقیق تر و جامع تری تدوین خواهد گردید هماهنگی لازم بطور طبیعی وجود خواهد داشت و در نتیجه شاهد رشد بازدهی خواهیم بود. از این طریق است که می توان از بخش فرهنگ رفع مظلومیت کرد حتی اگر بودجه فرهنگی کشور چندان هم افزایش نیابد.

آنچه تا اینجا برشمردیم مربوط به بخش برنامه ریزی و نرم افزاری است . فرهنگ اگر علاوه بر نرم افزار از سخت افزار برخوردار نباشد باز هم لنگ است و به نتیجه مطلوب نخواهد رسید. سخت افزار در بخش فرهنگ آدم های فرهنگی هستند. اگر همه بودجه کشور را به بخش فرهنگ تزریق کنید و آن پیوستگی موردنظر را هم پدید آورید و برنامه های دقیقی هم تدوین نمائید باز هم فرهنگ مظلوم خواهد بود مگر آنکه مجریان خوبی داشته باشید.

باید بپذیریم که جنگ فرهنگی کمتر از جنگ نظامی نیست . بالاتر حتی باید بپذیریم که جبهه فرهنگی مهمتر از جبهه نظامی است زیرا فرهنگ عقبه است و اگر دشمن بتواند عقبه را فتح کند همه جبهه را فتح کرده است ولی اگر عقبه نفوذناپذیر باشد در جبهه نظامی هر قدر افت و خیز پیش بیاید قابل جبران است و در نهایت پیروزی به دست خواهد آمد.

اگر قبول داریم که جنگ فرهنگی از جنگ نظامی مهمتر است باید بپذیریم که عرصه فرهنگ هم فرمانده میخواهد. فرمانده جبهه فرهنگی باید جامع باشد بگونه ای که همه اجزا و فرهنگ را بفهمد بشناسد جهت دهی کند و قدرت اجرای آن برنامه جامع را نیز داشته باشد.

فقط فرمانده لایق نیز کافی نیست . فرمانده لایق جبهه فرهنگی اگر همکاران فرهنگی کارآزموده و شایسته ای در اختیار نداشته باشد مثل شاه بی لشکر خواهد بود که کاری از او ساخته نیست .

بنابراین پیوستگی فرهنگی را با استفاده از عناصر باتجربه و کاردان و صاحبنظر فرهنگی باید به کمال رساند. اگر عرصه فرهنگ از عناصر فرهنگی خالی بماند و جای آنها را افراد ناآشنا با فرهنگ بگیرند رفع مظلومیت از بخش فرهنگ میسر نخواهد بود.

نام:
ایمیل:
نظر: