صفحه نخست

بین الملل

سیاسی

چند رسانه ای

اقتصادی

فرهنگی

حماسه و جهاد

دیدگاه

آذربایجان غربی

آذربایجان شرقی

اردبیل

اصفهان

البرز

ایلام

بوشهر

تهران بزرگ

چهارمحال و بختیاری

خراسان جنوبی

خراسان رضوی

خراسان شمالی

خوزستان

کهگیلویه و بویراحمد

زنجان

سمنان

سیستان و بلوچستان

فارس

قزوین

قم

کردستان

کرمان

کرمانشاه

گلستان

گیلان

لرستان

مازندران

مرکزی

هرمزگان

همدان

یزد

صبح صادق

محرومیت زدایی

صفحات داخلی

صفحه نخست >>  عمومی >> آخرین اخبار
تاریخ انتشار : ۱۶ ارديبهشت ۱۳۸۷ - ۱۱:۳۶  ، 
شناسه خبر : ۲۹۱۰۰

کار فرهنگی را باید از ریشه شروع کرد. دبستان پایه مشترک همه کسانی است که به بخش های مختلف جامعه راه پیدا می کنند. به همین دلیل بنیان فکری و فرهنگی آحاد جامعه را باید از کلاسهای دبستان پی ریزی کرد. نگاه به آدم ها نگاه به شغل نگاه به دنیا و آخرت نگاه به مقام و منصب نگاه به مال و منال و هر چیز دیگری که در طول زندگی بر سر راه آدم ها سبز می شود را باید از همان روزهای پرخاطره دبستان و همراه با الفبا و با زبان شیرین معلم به کودکان آموخت .

در مدرسه راهنمائی و دبیرستان هم باید همین راه را ادامه داد و در دانشگاه هم باید این پیوستگی را حفظ کرد و تداوم بخشید. در جامعه گسترده و باز امروز فقط درصد بسیار ناچیزی از این کار از عهده پدران و مادران برمی آید بیش از 90 درصد کار در اختیار مدیران جامعه است . اینکه بر دبستان و دبیرستان و دانشگاه چه فرهنگی حاکم باشد در کوچه و خیابان چه بر سر نوجوانان و جوانان بیاید در سینما و تماشاخانه و مراکز فرهنگی هنری چه چیزی به خورد آنان بدهند رادیو و تلویزیون چه چیزی به رگهای فکری آنان تزریق کنند و اینترنت و ماهواره آنها را به کدام سو بکشانند از اختیار والدین خارج است و این مدیران جامعه هستند که باید این مجراها را از آلودگی پاک کنند تا فکر و فرهنگ کسانی که در این جامعه رشد می کنند و مجاری تنفس فرهنگی آنها همین هاست که برشمردیم بربنیانی مستحکم و پاک استوار باشد.

لحظه ای به راهزنان فرهنگی که در گوشه و کنار جامعه ما کمین کرده اند بیاندیشید. به خرافاتی ها به مروجان اباحیگری به مبلغان بی خدائی به سوداگران مرگ های خاموش و به مدعیان وساطت میان خدا و اولیا خدا با مردم که از همه خطرناک ترند به اینهمه راهزن بیاندیشید و تصور کنید اگر کودکان و نوجوانان و جوانان این جامعه تحت مراقبت کامل فرهنگی و فکری نباشند چه به روزگارشان و به روزگار آینده جامعه ما خواهد آمد. فقط همین اشاره مختصر کافی است که در ضرورت کار فرهنگی از ریشه تردید نکنیم و بپذیریم که فرهنگ باید حرف اول را بزند.

حرف اول زدن فقط به این معنا نیست که از روز اول باید روی مغز کودک کار فرهنگی کرد. این فقط آغاز کار است . کار مهمتر اینست که در همه ارکان جامعه حاکمیت بلامنازع با فرهنگ باشد. سیاست اقتصاد قضا و همه عرصه های دیگر باید با عطر فرهنگ معطر باشند. فقط در اینصورت است که فرهنگ حرف اول را خواهد زد و فقط در اینصورت است که مشکلات از سیاست و اقتصاد و قضا و روابط اجتماعی ما رخت برخواهد بست .

اگر امروز همه مینالیم که چرا بازی سیاسی جای سیاست را گرفته به این دلیل است که فرهنگ سیاسی نداریم . اگر می پرسیم که چرا کاسب و تاجر به حق خود قانع نیستند و تا جیب مشتری را خالی نکنند راضی نمی شوند برای اینست که فرهنگ اقتصادی نداریم . اگر کسانی که به محاکم قضائی مراجعه می کنند ناراضی و شاکی بر می گردند برای اینست که در آنجا هم مشکل فرهنگی داریم .

این مشکلات فقط درصورتی حل خواهد شد که فرهنگ دینی و ارزشهای اسلامی بر همه عرصه ها حاکم شوند. در قدیم هرکس به سراغ تجارت میرفت اول احکام تجارت را می آموخت . وجود مسجد و مدارس علوم دینی در قلب همه بازارهای ایران برای همین بود که هر بازاری هر روز اول صبح قبل از آنکه مغازه اش را باز کند به مدرسه دینی میرفت و درس متاجر و مکاسب میخواند ظهر برای شرکت در نماز جماعت به مسجد میرفت و با این دو کار همواره خود را در چارچوب فرهنگ دینی نگهمیداشت و این حفاظ ها او را از گران فروشی و کم فروشی و فریبکاری و طمع ورزی و احتکار حفظ می کردند. وقتی این حفاظ ها برداشته شوند نه اقتصاد سالم خواهد ماند نه قضاوت و نه سیاست .

اقتصاد و سیاست و قضاوت باید تابع فرهنگ باشند. اگر سیاست بر اقتصاد و قضا حاکم شود آن دو را و خود را ویران خواهد کرد و از این بدتر آنکه فرهنگ نیز محکوم سیاست باشد. اگر کارهای فرهنگی برنامه های فرهنگی و عزل و نصب های فرهنگی بر محور و مدار سیاست بچرخند باید فاتحه فرهنگ را خواند و البته میدانیم که وقتی فاتحه فرهنگ خوانده شود فاتحه اقتصاد و سیاست و قضا هم خوانده خواهد شد.

این رابطه باید برعکس باشد. فرهنگ باید بر همه عرصه های دیگر حاکم باشد. سیاست و اقتصاد و قضا و همه شئون جامعه باید تابع فرهنگ باشند و همه فعل و ترک های متولیان این عرصه ها باید فرهنگی باشد تا جامعه به سوی صلاح و سلاد به پیش برود. اینست معنای اینکه حرف اول را باید فرهنگ بزند. این هدف هنگامی تامین خواهد شد که کار فرهنگی را از ریشه شروع کنیم .

متاسفانه قطار فرهنگ ما در هیچیک از محورهای اصلی که از آنها به عنوان شاخصه های فرهنگی یاد کرده ایم یعنی توجه به محتوا پیوستگی فرهنگی متولیان جامع نگر فرهنگی و اینکه فرهنگ باید حرف اول را بزند روی ریل قرار ندارد. آیا با این وضعیت می توان از بخش فرهنگ رفع مظلومیت کرد !

 

 

نام:
ایمیل:
نظر: