علی حمزهپور
بازشناسی و توسعه شناخت علمی و کاربردی از مکاتب فکری، اندیشه و گفتمان سیاسی و اجتماعی حاکم در تمدن غرب در مناطق مختلف (اروپا و آمریکا) و جغرافیای مشخص آن در سلسله مقالاتی توصیفی ارائه خواهد شد. از آنجائیکه ایالات متحده آمریکا به عنوان نماد برجسته غرب مطرح میباشد ابتدا موضوع مطالعات منطقهای را در راستای غربشناسی، بر روی آن متمرکز مینمائیم.
به منظور ایجاد شناختی عمیق از گفتمانهای سیاسی و شرایط عینی حاکم بر ایالات متحده آمریکا مدلی چهار لایه به شرح ذیل را به ترتیب مورد اهتمام قرار خواهیم داد:
بخش اول) شناخت عقبه فکری؛ ایدئولوژی و اعتقادات ادیان و مذاهب رایج و تعیین گستره و عمق نفوذ آن در جامعه سیاسی (شامل مسیحیت کاتولیک، پروتستان، مسیحیت صهیونیسم، یهود، اسلام و سایر اقلیتهای مذهبی و لائیکها)
بخش دوم) شناخت مکاتب و نحلههای سیاسی موجود و تعیین عقبههای فکری احزاب و گروههای سیاسی (شامل دیدگاههای راستگرایان محافظهکار، نومحافظهکار، چپگرایان واقعگرا، نوواقعگرا و...)
بخش سوم) شناخت احزاب و گروههای سیاسی و تعیین میزان نفوذ در هیأت حاکمه آمریکا (شامل حزب جمهوریخواه، حزب دموکرات، احزاب اقلیت و گروههای فشار به ویژه صهیونیستها)
بخش چهارم) شناخت گرایشات رفتارشناسی و جامعهپذیری سیاسی جامعه آمریکا (شامل اکثریت مردان و زنان، اقلیتهای قومی و نژادی شامل سیاهپوستان، هیسپاتیکها، سرخپوستان، مهاجران و اتباع خارجی به ویژه یهودیان و ایرانیان مقیم آمریکا)
بخش اول ـ ایدئولوژی، ادیان و مذاهب آمریکا
با توجه به اهمیت مذهب به عنوان شکلدهنده شخصیت و فرهنگ آمریکائی در مقاله حاضر پیشینه، نحوه تأثیرگذاری و استفاده ابزاری از آن توسط دولتمردان آمریکا را به اجمال مورد بررسی قرار میدهیم:
الف: نهضت پیورتینیسم پیشینه مذهبی در آمریکا:
این نهضت از ارکان مهم شکلدهنده هویت آمریکائی و اصلیترین عنصر فرهنگی و مذهبی تشکیلدهنده تمدن آمریکائی به شمار میآورد. چنانچه تفسیرهای عقلانی و سرمایهسالارانه آن نیز به خوبی با روح سرمایهداری در حال تکوین آمریکا همخوانی دارد. از آنجائیکه انسان نوین در نظر جامعهشناسانی چون ماکس وبر، هایلبرونر و هورکهایمر، با نوعی سودنگری، محاسبه سوداگری و سرمایهسالاری تعریف میشود، ایجاد پروتستانیسم مسیحی توسط نهضت مارتین لوتر و ژان کالوین، شاید اصلیترین گرایش تجدید نظرطلبانه در جهت دنیایی کردن روح دین با عنوان رفرم مذهبی بود که در اروپا رخ داد. پیورتینیسم یکی از فرق کالونیسم منشعب از تعالیم ژان کالوین (از بنیانگذاران پروتستانیسم مسیحی) است و به دلیل تاکیدی که بر خصایصی نظیر ثروتاندوزی، مشروعیت دادن به سرمایهداری و تجارت، تاکید بر کار تصرفگرایانه ماشین و توصیه به صرفهجویی و انباشت سرمایه داشت بطور کامل با نظام سرمایهداری منطبق بود و با تاکید افراطی بر انضباط در رعایت برخی ظواهر، روح متعالی و معنوی و ملکوتی دینی که در اتصال آدمی با ساحت قدس تجلی مییابد را تابع منطق سوداگری و عقل معاش (منقطع از وحی) و روش زندگی سرمایهداری تجاری و کار از خود بیگانه صنعتی قرار داد. با پیورتینیسم خلق و خوی بورژوازی به عنوان آیات و نشانههای برکت خدا حاکم شد و زمینهای برای شکلگیری سرمایهداری اقتصادی گردید و با توجه به ظلم و ستمی که به زعم خود در اروپا انگلستان از سوی دیگر مذاهب مسیحی در حق آنها روا شده بود بیشتر آنها خواهان آزادی مذهبی و بهبود وضعیت اقتصادی بودند و کار سو کوشش و افزایش ثروت و قناعت در مصرف را به عنوان راهی به سوی بهشت مینگریستند. یکی دیگر از تأثیرات این مذهب، نفوذ تفکر حقوق بشری (هیومانیسم) با الگوی جدایی دین از حکومت است. آنها همچنین در واکنش بر فشارهای مذهبی در کشورشان و بروز جنگهای فرسایشی از همان ابتدا سیاست آزادی مذهبی را در پیش گرفتند و آن را در قانون اساسی آمریکا نیز وارد نمودند و لذا حکومت آمریکا سیاست سکولار را در پیش گرفت.
ب- استفاده ابزاری دولتمردان از رشد مذهب در آمریکا
جامعه آمریکا علیرغم پیشگامی در ترویج اصول لیبرالیسم همانند برخی از جوامع غربی تحت تأثیر آموزههای دین قرار گرفته و گرایش به مسیحیت در این جامعه در مقایسه با گذشته به مراتب بیشتر شده است و آن را به برجستهترین ویژگی کشور آمریکا در مقابل دیگر کشورهای غربی تبدیل نموده است و دستهبندیهای سیاسی در حال حاضر در جامعه آمریکا مبتنی بر مفاهیم اعتقادی مذهبی شکل میگیرد و در انتخابات گوناگون خطمشیهای احزاب و نگرش سیاسی رأیدهندگان را تعیین مینماید، لذا روندها و سنتهای مذهبی به شدت نگرشهای سیاسی را شکل میدهند و آن را در قالبهای مشخصی تعریف میکنند و برخلاف گرایشهای اجتماعی در اروپا که گسلهای طبقاتی و جغرافیایی عامل تعیینکننده حیات سیاسی هستند؛ در آمریکا پویایی حیات سیاسی کاملاً تنیده در تفکرات و گرایشات مذهبی روزافزون جامعه آمریکا میباشد. مطابق با نظرسنجیهای صورت گرفته توسط موسسه گالوپ در سال 1999 در آمریکا، 92 درصد مردم آمریکا اعتقاد به خداوند یکتا و قدرتمند دارند، 88 درصد اعتقاد به معجزه، 85 درصد اعتقاد به بهشت و 72 درصد اعتقاد به جهنم دارند.
لکن علیرغم وجود گرایشات دینی مذکور دولتمردان آمریکائی همواره سعی نمودهاند از آن به عنوان ابزاری برای ثبات اجتماعی، حل برخی بحرانهای اجتماعی گریبانگیر غرب همچون بحران فروپاشی خانواده و جلوگیری از انحراف جوانان بهره ببرند و افزون بر آن به عنوان محملی برای کسب آراء در انتخابات استفاده نمایند چنانچه در انتخابات اخیر ریاست جمهوری جمهوریخواهان کسب آراء اکثریت خود را از طریق حمایت از برخی موضوعات مذهبی همچون مبارزه با سقطجنین و… حائز گردیدند است؛ لکن با توجه به ماهیت سکولار دولتمردان آمریکا علیرغم رشد معنویت مذهب در آمریکا به شدت با کارکرد اجتماعی دین مخالفت نموده و در مقابل تلاش موثری را در استمرار قوانین سکولار به عمل میآورند که به عنوان یک پارادوکسیکال در جوامع غربی و به ویژه آمریکا به حساب میآید.