ماجرا از آنجا آغاز شد که ولید جنبلاط رهبر حزب ترقیخواه سوسالیست اتهامات جدیدی را علیه حزب الله وارد ساخت. این بار جنبلاط روی نقطه کلیدی و حساس مقاومت انگشت نهاد که عبارت بود از "شبکه مخابراتی" حزب الله. البته این گزینش هدفمند و مسبوق به سابقه بود. قرار بود در دهم اردیبهشت ماه با یک نقشه حساب شده سید حسن نصرالله ترور شود و همین شبکه پیشرفته موجب ناکامی طرح ترور شد و جالب آنکه جنبلاط هدایتگر شبکهای بود که در لبنان جهت انجام این ترور به اسرائیل اطلاعات میداد. از سویی گزارش کمیته وینوگراد بر نقش مهم این شبکه تاکید کرده و اعتراف کرده بود که کارایی بالای آن باعث پیروزی حزبالله در جنگ سی و سه روزه گردید. بنابراین شبکه مخابرات حزبالله از مدتها پیش مورد هدف دشمنان و مخالفان این حزب بوده است. گفته میشود سناریوی برچیده شدن این شبکه از سوی آمریکا طراحی شد و دیوید ولش معاون وزیر خارجه آمریکا در سفر خود به عربستان این طرح را ارائه کرد و عربستان هم آن را به سعد حریری رهبر جریان المستقبل واگذار کرد. چون حریری به لبنان بازگشت فردی بهتر از جنبلاط نیافت و او هم در مصاحبه خود حمله شبکه مخابراتی حزبالله را آغاز کرد و مدعی شد حزبالله با دستگاههای پیشرفته خود مکالمات شهروندان لبنانی و دولت را شنود میکند. متعاقب این ادعاها دولت لبنان مصوبه برچیدن این شبکه را صادر کرد و درخواست کرد به این موضوع رسیدگی قضایی شود. این سناریو میرفت تا حزبالله را در فشار قرار دهد و زمینه ساز تابستان داغی شود که پیش از این مقامات آمریکایی و اسراییلی از آن سخن گفته بودند. سخنان کوبنده نصرالله در مصاحبه مطبوعاتی کافی بود تا رعشه بر اندام جناح حاکم بیفکند، زیرا بر خلاف گذشته لحن سید علیه مخالفان داخلی کاملاً عریان و تهدید آمیز بود و تصریح کرد شبکه ارتباطی از مهمترین سلاح مقاومت محسوب میشود و برچیدن آن به مفهوم همکاری با اسراییل جهت نابودی مقاومت است. وی تهدید کرد هر دستی که بر این سلاح دراز شود قطع خواهیم کرد. نصرالله همچنین به شدت علیه ولید جنبلاط شورید و به نحو بی سابقهای او را دزد و قاتل و دروغگو خطاب کرد. دبیر کل حزب الله لبنان در پاسخ به خبرنگاری که پرسید تاکنون میگفتید سلاح مقاومت فقط علیه اسرائیل به کار میرود، اما در حال حاضر مخالفان داخلی را تهدید میکنید گفت: سلاح ما در جبهه نبرد علیه اسرائیل به کار میرود نه جبهه داخلی، اما اکنون مخالفان ما قدم به جبهه اسرائیل گذارده و میخواهند ما را خلع سلاح کنند. بنابراین با این مخالفان هیچ تقاوتی با نبرد در عیناتا وبنت جبیل ندارد. این موضع گیری قاطع کافی بودکه جبهه 14 مارس به زودی دچار انفعال شود و هر چند سران این جناح به سخنان و مواضع نصرالله حمله برده و اقدام طرفداران حزبالله در بیروت را کودتای مسلحانه و اشغال بیروت قلمداد کردند و یا مطابق معمول از دخالتهای سوریه و ایران سخن گفتند، اما در عین حال در کلام آنان سخن از مذاکره و راه حل های مسالمتآمیز به چشم میخورد و نهایتاً اداره امور را به ارتش سپردند. این در حالی بود که برخی ناظران از وقوع جنگ داخلی در لبنان اظهار نگرانی کرده و معتقد بودند حزبالله بر سر دوراهی "تسلیم در برابر دولت" و یا "جنگ داخلی" قرار گرفته و راه سومی ندارد. اما نصرالله در سخنان خود به ضمانتهای مربوط به عدم جنگ داخلای به ویژه از سوی شیعه و سنی پرداخت و در عمل هم درگیریهای بیروت و برخی دیگر از شهرهای لبنان گستره زیادی نیافت و حزب الله مقرهایی را که اشغال کرده بود به سرعت به ارتش واگذار کرد و البته این اقدام حساب شده بود چون ارتش همچنان نماد ملی و فراطائفهای لبنان محسوب میشود و حضور آن در مواقع بحران، میتواند اوضاع را آرام کند. با این وصف تعابیری چون کودتا و یا اشغال بیروت مفهومی ندارد و به قول نصرالله اگر قرار بر اشغالگری و اقدام مسلحانه بود، مدتها پیش از این کار تمام شده و دیگر اثری از جناح حاکم نبود، اما مساله مهم آن است که حزب الله همچنان به راه حلهای مسالمت آمیز و گفتوگو اعتقاد دارد. از سوی به نظر میآید حتی سران جناح حاکم که نسبت به وقوع فتنه و جنگ داخلی بی رغبت نبودند، دچار نگرانی شدند و احساس کردند حزبالله در تحقق وعدههای خود جدی است خصوصاً آن که حزبالله در پاسخ به تیراندازیها اقدام به تیراندازی کرد و نصرالله در واقع چراغ سبز شلیک تدافعی را به هواداران خود داده بود. حتی در صورا وقوع جنگ داخلی معلوم نیست برنده این جنگ لزوما جناح حاکم باشد چون از یک طرف حزبالله با لحاظ تسلیحاتی کاملاً بر سایر میلیشیاهای موجود برتری دارد و از طرف دیگر هر گونه نبرد داخلی در لبنان به شدت ویرانگر و دارای افقی تیره بروده و تر و خشک را خواهد سوزاند. از سوی دیگر جناح اکثریت متمایل به استفاده از ارتش میباشد، اما وارد کردن ارتش به معرکه نبرد علیه حزبالله کار آسانی نیست و ضمن آن که ارتش از ورود به هر گونه درگیری داخلی منع شده است، ارزیابی گروه 14 مارس آن است که در صورت شعله ور شدن جنگ، بسیاری از عناصر و حتی برخی از فرماندهان ارتش در کنار حزبالله خواهند ایستاد. با این تفاصیل میتوان اذعان کرد دشمنان مقاومت در سناریوی جدید علیه مقاومت ناکام شدند و حزبالله با درایت به مدیریت بحران جاری پرداخته و خسارتهای خود را به حداقل رسانید. با این حال به اعتقاد برخی تحلیلگران بحران لبنان همچنان به مثابه آتش زیر خاکستر است و باید منتظر حلقههای بعدی سناریوی دشمنان علیه جنبش انقلابی حزبالله باشیم.