صفحه نخست

بین الملل

سیاسی

چند رسانه ای

اقتصادی

فرهنگی

حماسه و جهاد

دیدگاه

آذربایجان غربی

آذربایجان شرقی

اردبیل

اصفهان

البرز

ایلام

بوشهر

تهران بزرگ

چهارمحال و بختیاری

خراسان جنوبی

خراسان رضوی

خراسان شمالی

خوزستان

کهگیلویه و بویراحمد

زنجان

سمنان

سیستان و بلوچستان

فارس

قزوین

قم

کردستان

کرمان

کرمانشاه

گلستان

گیلان

لرستان

مازندران

مرکزی

هرمزگان

همدان

یزد

صبح صادق

صدای انقلاب

صفحات داخلی

فرهنگی >>  فرهنگی >> اخبار ویژه
تاریخ انتشار : ۱۸ اسفند ۱۳۹۵ - ۰۸:۵۰  ، 
شناسه خبر : ۲۹۹۸۵۶
در اکثر کشورهای عرب حوزه خلیج فارس، منابع ثروت آفرین نفت و گاز نقش بسزایی در افزایش درآمد سرانه آنها دارد. کشورهای عرب هر روز مقادیر زیای از تولید نفت خود را صادر می کنند و هیچ صنعت و درآمدی نیز تولید نمی کنند، در نتیجه فرهنگ کار جای خود را به فرهنگ مصرف گرایی و تنبلی داده است.
پایگاه بصیرت / گروه فرهنگی/شیرین کمالی
ثروت های فرهنگی یک ملت از جمله خودباوری و اعتماد به نفس ملی، از ارزش و اعتباری برخوردارند که نمی توان آن ها را با محاسبات مادی سنجید. این دست از ثروت ها، ذخایر راهبردی یک کشور هستند که در مواقع بحران سبب نجات آن ملت و دولت شده و اجازه نمی دهند یک تمدن نابود شود. گاه در ذیل پیشرفت های مادی برخی جوامع این ثروت های فرهنگی و معنوی فراموش می شوند و ممکن است برخی، آن جوامع که صرفا در بعد مادی توسعه یافته اند را بهشت موعود بدانند. چنین نگرشی در رابطه با کشورهایی که پیشرفتی ظاهری و ویترینی دارند، بسیار جای تعجب دارد.
کشورهای عرب حوزه خلیج فارس چون امارات متحده عربی، عربستان سعودی، کویت و قطر در سال های گذشته شاهد رونق اقتصادی خیره کننده ای بودند. شهرهای آراسته به آسمان خراش ها و برج های تجاری و مراکز خرید بزرگ، وسایل حمل و نقل پیشرفته، وجود افراد میلیاردر و جمعیت مرفه، حضور سرمایه گذاران خارجی و بازار آزاد آن چیزی است که در ظاهر امر بر هیچ کسی پوشیده نیست. و البته چشم گیرتر از همه یارانه های دولتی است که به حساب یکایک شهروندان عرب واریز شده و یا با تعلق آن به خدماتی چون آب و برق و ... تقریباً زندگی در کشورهای مذکور را بدون هزینه ساخته است. اما سوالی که در اینجا مطرح است این است که آیا این همه می تواند به معنای توسعه یافتگی باشد؟

به زعم برخی از محققان، با نگاه خاص خود و با تکیه بر آمار و ارقام موسسات جهانی از "درآمد سرانه" کشورهای عرب، این کشورها در ردیف جوامع توسعه یافته قرار دارند. اما در تعریف صحیح از توسعه یافتگی، در کنار توجه به میزان درآمد سرانه، منبع و منشأ این درآمد نیز باید مورد توجه قرار گیرد. درآمدی می تواند مبنایی برای توسعه پایدار قرار گیرد که متکی بر "تولید" باشد. اما در اکثر کشورهای عرب حوزه خلیج فارس، منابع ثروت آفرین نفت و گاز نقش بسزایی در افزایش درآمد سرانه آن ها دارد. کشورهای عرب هر روز مقادیر زیای از تولید نفت خود را صادر می کنند و هیچ صنعت و درآمدی نیز تولید نمی کنند، در نتیجه فرهنگ کار جای خود را به فرهنگ مصرف گرایی و تنبلی داده است. تاجایی که چند روز قبل روزنامه الوطن عربستان گفت، مردم عربستان سومين ملت تنبل دنيا هستند، همچنين ۳ کشور عربی حوزه خليج فارس جزء ۱۰ ملت تنبل دنيا هستند. این وضعیت نتیجه راهبردی است که سال ها پیش در بسیاری از کشورهای تولیدکننده نفت برای رسیدن به پیشرفت اتخاذ شد.

خریدن راهبرد توسعه 
از دهه 1950 که برخی پادشاهی های عربی نفت خیز خلیج فارس برای نخستین بار به جوامعی با مازاد درآمد تبدیل شدند و به طور مشخص تر از زمان صعود بهای نفت در سال 1973، این کشورها روی یک راهبرد حساب باز کردند. این راهبرد، کمابیش مبتنی است بر اینکه، توسعه اساساً عبارت است از به کارگیری سرمایه کافی و یا به عبارت دیگر، خریدنی است. اتخاذ این راهبرد تاکنون، بهترين فرصت را براي تهيه هر گونه اقلام مورد نياز در كشورهاي عربي فراهم کرده است. اما خرید تکنولوژی از غرب، بدون اندک تلاش جهت تولید و دست یابی به سخت افزار و نرم افزار صنعت مدرن، منجر به توسعه وابسته و تقویت فرهنگ خودباختگی در شیخ نشین های حاشیه خلیج فارس شده است. 

خودباوری حلقه مفقوده در توسعه وابسته
کشورهای توریستی و پیشرفته حاشیه خلیج فارس، امروز به نمایشگاهی از توسعه وارداتی و ویترینی از نفوذ و سلطه غرب در غرب آسیا تبدیل شده اند. این موضوع بیش از همه سبب روحیه خودباختگی و یا کم بها دادن به امکانات و ارزش های خودی در ملت های عرب شده است. ملتی که به موجب سیاست نخبگان و مدیران جامعه خود در وابستگی به دلارهای نفتی، از مجهز شدن به روحیه اعتماد به نفس و خودباوری عقب افتاده است. در ادامه به مهم ترین عواملی که منجر به تضعیف روحیه خودباوری در کشورهای عرب حاشیه خلیج فارس شده می پردازیم:


1- کرنش در برابر غرب و از بین رفتن توانایی های ذاتی اعراب
وقتی کشوری در ذیل قدرتی تعریف شد، همه امکانات او خواه یا ناخواه به آن قدرت تعلق می گیرد و آن قدرت از امکانات، منابع و موقعیت استراتژیک و راهبردی کشور مورد نظر در جهت منافع خود استفاده می کند. با در نظر گرفتن وابستگی شدید کشورهای عرب خلیج فارس به واردات، هرگونه اندیشه امکان استفاده از نفت در مناقشات سیاسی با غرب و تکرار تجربه شوک نفتی 1973 به امری دشوار تبدیل شده است. از طرف دیگر همراهی کشورهای عرب با حامیان غربی آنها، سبب شده است تا نفت حتی به ابزاری برای ترتیب اثر دادن به سیاست های غرب در منطقه تبدیل شود. همانطور که در اقدام اخیر عربستان در کاهش قیمت نفت، جهت افزایش فشار بر ایران شاهد آن بودیم.

2- عدم توجه به تربیت نیروهای متخصص و مبتکر 
نداشتن شرایط فنی و نیروی انسانی لازم سبب شده است کشورهای عرب حاشیه خلیج فارس، از داشتن صنایع بومی محروم شوند. صنایع موجود تماماً وارداتی بوده و وابسته به دانش فنی خارج است. چنانکه امروز حتی تکنولوژی بهره برداری از صنایع نفت و گاز این کشورها در دست مهندسان غربی و شرقی قرار دارد. در نتیجه این عدم توجه به پی ریزی دانش فنی بومی، استقلال این کشورها تحت الشعاع قدرت های خارجی قرار گرفته است، چراکه در صورت بروز کوچک ترین مسئله ای می توانند از نیروهای متخصص و امکانات خود برای تحت فشار قرار دادن این کشورها استفاده کنند. چنانکه هر لحظه با اشاره قدرت ‌های بزرگ بخشی از ظرفیت تولید نفت در این کشورها از دور خارج شده، یا برعکس وارد مدار می ‌شود.


3- عدم آزادی و مشارکت مردمی در تعیین سیاست های فرهنگی و اجتماعی
از منظر سیاسی کشورهای عرب مورد بحث، ساختاری غیردموکراتیک دارند. از این رو علی رغم پیشرفت اقتصادی و رفاه سطح بالا، از نظر مشارکت اقتصادی و آزادی های اجتماعی به اتباع خود، درصدد کاهش تقاضاهای سیاسی برآمده اند. بدین ترتیب اغلب شهروندان عرب از آزادی و مشارکت در تعیین سیاست های فرهنگی و اجتماعی خود محروم هستند. 

4- تنبلی جمعیت
در ممالک عرب، نقش اقتصادی مردم این است که مصرف کنند و نه تولید. این وضعیت نیز تابعی از سیاست دولت های عرب است. به طور کلی درآمدهای نفتی باعث گردیده که دولت ها سیاست های استخراجی از جمله اخذ مالیات و تأمین سایر درآمدها از مردم را در اولویت قرار ندهند. بنابراین تنها وظیفه دولت تقسیم درآمد نفت به صورت سوبسید، حقوق و دستمزد در جامعه است آن هم با هدف حفظ خود در قدرت! به دنبال این وضعیت جمعیت بومی نیز رفته رفته، دریافت مواجب دولتی را به عنوان حق بیزاری از کار مفید درک می کند. برای مثال درآمد نفت و سیاست های غلط دولت سعوی در کنار سایر عوامل سبب شده است که بیش از 80 درصد مردم عربستان کار نکنند، که این خود عددی نجومی و شگفت انگیز است. به علاوه بخش خصوصی این کشور توسط اشخاص بیگانه اداره می شود. 


5- تهدید امنیت غذایی
جهت گیری صنعتی کشورهای عرب، باعث بی توجهی به گسترش امکانات کشاورزی و مشخصاً به رشد تولید مواد غذائی شده است، و در نتیجه رشد تولید مواد غذائی با رشد جمعیت هماهنگ نماند. در حالی که دو سال قبل سازمان خواربار و کشاورزی ملل متحد (فائو)، جمهوری اسلامی ایران را الگوی امنیت غذایی در منطقه توصیف کرد و از تلاش‌های جمهوری اسلامی ایران به عنوان یکی از کشورهای مهم تاثیرگذار در ارتقا سطح امنیت غذایی در منطقه قدردانی کرد، کشورهای عربی با درآمد هنگفت نفت، تاکنون اقدام درخوری جهت قطع وابستگی خود به صنایع غذایی انجام نداده اند. برای مثال عربستان سعودی بنابر اعلام شرکت ان بی سی کپیتال به علت وابستگی شدید به واردات مواد غذایی، همچنان نسبت به افزایش قیمت های جهانی آسیب پذیر است. این وضعیت درباره قطر با 97 درصد واردات مواد غذایی، بحرین 92 درصد و کویت 91 درصد، عمان و امارات 89 درصد صادق است. 

توسعه خودکفا چیست؟
در حالی که کشورهای عرب حاشیه خلیج فارس، با برخورداری از امکانات مادی و همراهی دولت های غربی همچنان موفق به رشد و توسعه واقعی نشده اند، تجربه جمهوری اسلامی ایران، کشوری که همسایه ای نزدیک به کشورهای عرب است، درس هایی را در رسیدن به توسعه خودکفا داشته است. 
انقلاب اسلامی در ایران با اتکا به روحیه ما می توانیم به پیروزی رسید. در ادامه جنگ تحمیلی نیز اگرچه تلخ بود و خسارات زیادی را منجر شد، با این همه یک حسن بزرگ داشت، اینکه ملت ایران نشان داد که  اگر اراده کند در میدانی وارد شود، می تواند بر رقیب هرقدر که قدرتمند باشد، فائق آید. و اما تحریم های بین المللی که از ابتدای انقلاب تاکنون ادامه داشته است، به آزمونی برای اعتماد به نفس و خودباوری ایرانیان تبدیل شد. در نتیجه تحریم ها ایران مجبور بوده است به بخش هایی مانند پتروشیمی و کالاهای مصرفی توجه کند و اقتصاد خود را برخلاف همسایگان عرب متنوع سازد.


بنابراین روحیه خودباوری و اعتماد به نفس ملی، امروز یکی از مهم ترین ثروت های فرهنگی ما محسوب می شود. به فرموده مقام معظم رهبری ثروت فرهنگی «یعنی شما وقتی در بین ملت ایران حرکت کنید و گردش کنید، جز عدّه‌ی معدودی، در بقیّه‌ مردم کشورمان یک انگیزه‌ حرکت در راه دین هست؛ ... یکی بیشتر از این انگیزه دارد، یکی تا آنجا انگیزه دارد که جانش را حاضر است بدهد و فدا بکند؛ این حس مجاهدت ‌طلبی و مجاهدت ‌پذیری و اعتقاد به مجاهدت یک ثروت فرهنگی است؛ این در کشور ما وجود دارد، در خیلی از کشورها نیست.» 
در پرتو روحیه خودباوری ایران سریعترین رشد علمی را در جهان داراست و پیشرفت‌ های شایانی در فناوری هوافضا، فیزیک هسته ‌ای، پزشکی و سلول ‌های بنیادی داشته است. اما در زمینه صنایع دفاعی باید گفت، چراغ حرکت به سمت خودکفایی صنایع دفاعی که با صدور فرمان مقام معظم رهبری در 23 دی ماه 1358 روشن شد، امروز به نور خیره کننده ای تبدیل شده، که حتی قدرت های نظامی دنیا را در برابر خود متحیر ساخته است. اگر نگاهی به توانايي کشورمان در حوزه دفاعي، نظامی و امنيتی داشته باشيم، می بینیم به برکت حضور نخبگان ایرانی و اتکا به توان و امکانات داخلی، پیشرفت های قابل ملاحظه ای را کسب کردیم. هم اکنون در عرصه نظامیِ جمهوری اسلامی ایران، جایی برای وابستگی وجود ندارد و به برکت خودکفایی نظامی نه تنها استقلال نظام تضمین شده است، بلکه با حمایت از محور مقاومت در حفظ استقلال سایر ملت های مسلمان در برابر دست اندازی بیگانگان موفق عمل کرده است. 


در مجموع می توان گفت، توسعه در معنای واقعی آن در ایران به وقع پیوسته است، و محدودیت ها و سنگ اندازی های دشمن نه تنها نتوانسته به مانعی جهت تحقق توسعه تبدیل شود، بلکه خود به عاملی جهت تقویت روحیه ما می توانیم و رسیدن به خودکفایی تبدیل شده است. حال ممکن است بگوییم هنوز راه زیادی تا رسیدن به توسعه در معنای واقعی آن در تمامی زمینه ها وجود دارد، چنانکه در صنایع غذایی و نفت، به عنوان صنایع استراتژیک هنوز وابستگی هایی وجود دارد. اما با گام های برداشته شده و همت والای ملت ایران و وجود متخصصین بومی، تحقق خودکفایی و توسعه پایدار دست یافتنی است.

فرجام سخن
خودباوری و اعتماد به نفس ملی عاملی بسیار موثر در رشد و توسعه محسوب می شود. ملتی می تواند به توسعه در معنای واقعی آن برسد که دارای اعتماد بنفس بوده و غرور ملی خود را حفظ نموده و خود را حقیر و کوچک نشمارد. اما برعکس وقتی یک ملت با دارا بودن فرهنگ و تاریخ کهن، ایدئولوژی پویا و زنده، منابع انسانی و مالی فراوان و موقعیت استراتژیک منطقه ای و جغرافیایی، غرور ملی خود را از دست بدهد و خود و ملتش را کم ارزش بداند، در این صورت اعتماد بنفس خود را از دست داده و نمی تواند در جهان پر تلاطم کنونی، راه سعادت و پیشرفت را در پیش بگیرد. این آنچیزی است که درباره ملت های عرب حاشیه خلیج فارس اتفاق افتاده است. از دست رفتن اعتماد به نفس ملی در نتیجه وابستگی به دلارهای نفتی، و تقویت روحیه وابستگی در همه ابعاد علمی، فرهنگی، سیاسی و اقتصادی، به مانعی در برابر توسعه واقعی و خودکفا تبدیل شده است. به گونه ای که امروز اگر تهدیدی علیه این کشورها صورت بگیرد، هیچ توان بومی برای مقابله با آن وجود ندارد، و نیازمند استفاده از تکنولوژی و طراحان و مجریان خارجی هستند. اما بالعکس نظام جمهوری اسلامی ایران به برکت نیرو وتوان بومی خود امروز به قدرت منطقه ای تبدیل شده است که به چالش کشیدن آن عواقب خطرناکی را به دنبال خواهد داشت. 

نظرات بینندگان
انتشار یافته: ۱
در انتظار بررسی: ۰
Delores
Russian Federation
۲۱:۵۲ - ۱۳۹۶/۰۲/۰۷
This arictle keeps it real, no doubt.
نام:
ایمیل:
نظر: