رضا گرمابدری
بسم الله الرحمن الرحیم
مروری بر روند و چگونگی سلطه صهیونیسم و امپریالیسم جهانی بر گلوگاه های حیاتی دنیای معاصر و بسط و توسعه این سلطه حاکی از آن است که مبنای شکل گیری این سلطه حاکمیت مطلق این دو مجموعه پلید بر ابزار رسانه ای جهان است و با وجود آنکه امروزه تمامی کشورها و سیاستمداران به سر این موضوع پی برده اند، همچنان بسان موجودات سحر شده تنها نظاره گر این وضعیت هستند و با وجود برخی اقدامات پراکنده درشکستن اقتدار رسانه ای صهیونیسم و امپریالیسم توفیقی کسب نکرده اند. در اختیار گرفتن افکار عمومی به عنوان یکی از اصلی ترین عوامل کامیابی بویژه درخصوص مسائل سیاسی در ابعاد جغرافیایی «باز و بسته» یکی از تجربه های ذی قیمت حیات بشری است که با حفظ آن به عنوان موضوعی ثابت و عاملی بی بدیل ابزار تاثیرگذار بر آن در اشکال مختلف در زمره حوزه هایی از زندگی انسان است که دستخوش بیشترین تغییر، تحول و پیشرفت شده است و به سبب اهمیت موضوع تقریبا تمام حوزه گسترده تغییر و تحول در این مساله نیز در اختیار صهیونیسم و امپریالیسم بوده و می باشد. نوع حفاظت صاحبان ابررسانه ها از حریم رسانه ای خود و از میدان به در کردن هر گونه رقیب احتمالی با هر شیوه ممکن اهمیت این نکته را آشکار می سازد که چرا صاحبان زر و زور جهانی هنوز برای لطمه زدن به مردمی که برای حفظ زندگی شرافتمندانه دست رد به سینه آنها می زنند از تاسیس ایستگاه های رادیویی، تلویزیونی، ماهواره ای و هجمه های اینترنتی استفاده می کنند. در جهان امروز تشخیص نسبت رسانه با میزان قدرت نظام های سیاسی کار دشواری نیست و به جرأت می توان گفت به هر میزان که از توان رسانه ای نظامی کاسته شود دو برابر آن از قدرت آن نظام سیاسی کاسته خواهد شد، عکس این مساله نیز صدق می کند.
در سال های اخیر از جمله کشورهایی که با تشخیص ارزش و جایگاه رسانه تلاش کردند با بازنگری در حوزه رسانه ای خود وضعیت جدید و بهبود یافته ای را ایجاد کنند جمهوری اسلامی ایران بود که در وضعیت جدید به موفقیت هایی دست پیدا کرد و توانست با مستقر کردن خبرنگارانی در نقاط مهم دنیا مستقیما از تحولات و مسائل آن مناطق به کسب خبر بپردازد. اما این اقدام ارزشمند در مقایسه با نحوه و گستره عملکرد ابررسانه ها به چشم نمی آید و از مهمترین ویژگی رسانه موثر که در حکم سلاحی بسیار برنده است بی نصیب می باشد و آن قدرت جریان سازی در ابعاد جهانی است. با مزین شدن امسال به نام قدسی پیامبر اعظم(ص) ملت ایران به عینه در زیر پرچم اشرف خلایق قرار گرفته است در حالی که در برابر این ملت جهانی واقع شده که به واسطه حاکمیت رسانه ای جمعی شیطان صفت عموم مردم آن نسبت به این شخصیت بی نظیر و آموزه های آسمانی اش یا کاملا بی اطلاع هستند و یا از اطلاعاتی برخوردار هستند که توسط این رسانه ها آلوده به زشتی و پلیدی شده است، حال چنانچه با فرصت مبارک ایجاد شده هوشمندانه برخورد شود، دو اقدام بسیار مهم می تواند به اجرا گذاشته شود: 1-معرفی شخصیت پیامبر اعظم(ص) و دستاوردهای آسمانی اش برای بشریت امروز که به واسطه سرخوردگی از تراوشات اندیشه های صرفا انسانی در عطش آموزه های ناب آسمانی به سر می برد. 2-آغاز مرحله دوم صدور انقلاب اسلامی پس از 27 سال.
این دو مهم که انجام موفقیت آمیز آن جهانی دگرگون شده و از جنس معنویت را پیش روی نسل های آتی قرار خواهد داد. میسر نخواهد بود مگر از طریق سازماندهی یک برنامه رسانه ای جهانی که می تواند با مشارکت بسیاری از کشورهای اسلامی به اجرا گذاشته شود و چنانچه در این مهم هیچ کشوری هم میل به مشارکت نداشته باشد، نظام اسلامی می تواند به تنهایی از عهده آن برآید، مشروط بر آنکه با جهانی دیدن حد و اندازه آن، بدون فوت وقت اقدام به انگیزه سازی و تقویت اراده انجام این امر بزرگ نماید. به یادداشته باشیم «راه دور اما پیمودنی است» بویژه آنکه گام برداشتن در مسیر اعتلای «نام و پیام» پیامبر اعظم(ص) باشد. ان شاءالله.