صفحه نخست

بین الملل

سیاسی

چند رسانه ای

اقتصادی

فرهنگی

حماسه و جهاد

دیدگاه

آذربایجان غربی

آذربایجان شرقی

اردبیل

اصفهان

البرز

ایلام

بوشهر

تهران بزرگ

چهارمحال و بختیاری

خراسان جنوبی

خراسان رضوی

خراسان شمالی

خوزستان

کهگیلویه و بویراحمد

زنجان

سمنان

سیستان و بلوچستان

فارس

قزوین

قم

کردستان

کرمان

کرمانشاه

گلستان

گیلان

لرستان

مازندران

مرکزی

هرمزگان

همدان

یزد

صبح صادق

محرومیت زدایی

صفحات داخلی

صفحه نخست >>  عمومی >> آخرین اخبار
تاریخ انتشار : ۱۲ آذر ۱۳۹۷ - ۰۹:۵۸  ، 
شناسه خبر : ۳۱۳۰۶۸
گذاشتن رویکردها و سیاست‌ها در بوته نقد و ارزیابی امر مرسوم و لازمی در بسامان کردن همه امور به ویژه امر سیاست و دولت‌مداری است، به شرط آنکه اولاً، با کار کارشناسی و روحیه دلسوزانه از سوی نقدکننده به منصه ظهور برسد[...]
پایگاه بصیرت / فتح‌الله پریشان
یادداشت: گذاشتن رویکردها و سیاست‌ها در بوته نقد و ارزیابی امر مرسوم و لازمی در بسامان کردن همه امور به ویژه امر سیاست و دولت‌مداری است، به شرط آنکه اولاً، با کار کارشناسی و روحیه دلسوزانه از سوی نقدکننده به منصه ظهور برسد. ثانیاً، از سوی انتقاد شونده نیز عزم و اراده برای شنیدن و اصلاح برنامه‌ها و سیاست‌ها در عمل وجود داشته باشد. اما قصه فزاینده نقدها و نظرهای بی‌محابای امروز جریان‌ها و شخصیت‌های سیاسی از دولت آقای روحانی که آخرین سلسله از این نقدها را در سومین کنگره حزب کارگزاران سازندگی دیدیم، بیشتر از جنس فرار به جلو و انکار سهم حزبی و فروکاستن از نقش جناح اصلاح‌طلبان در برآمدن این دولت است، تا نقد دلسوزانه با رویکرد جانبداری از مردم!
دقیقاً به همین دلیل است که انتقادها نتیجه نمی‌دهد و همراهیِ مردم را برنمی‌انگیزد. مردم ایران دوست دارند تمام جریان‌های سیاسی و افرادی که در سال‌های 92 و 96 حمایت از روحانی را «تَکرار» می‌کردند، امروز نیز مردانه و با پذیرش مسئولیت خود پای همکاری و مساعدت به دولت بایستند.
نمونه بارز رفتار منطقی و عقلایی با دوگانه حمایت‌ـ انتقاد دلسوزانه در رفتار رهبران نظام اسلامی درس‌آموز است. امام(ره) تا آنجا که امکان و احتمال اصلاح وجود داشت، بنی‌صدر را، هم نصیحت کرد و هم تحمل. این میراث امام در منطق رفتاری حمایت توأم با نقد دلسوزانه نسبت به همه دولت‌ها در سلوک سیاسی امام خامنه‌ای(مدظله‌العالی) نیز به عیان دیده می‌شود. در قضیه هسته‌ای، رهبری از ابتدا با اعتماد به آمریکا مخالف بود، ولی زمانی که دولت اصلاحات با هدف کوتاه کردن دیوار بلند بی‌اعتمادی بین ما و غرب، بیش از دو سال مراکز هسته‌ای را پلمب کرد و نتیجه‌ای نگرفت باز در پرتو دوگانه حمایت‌ـ نقد رهبری موظف شد در شش ماهه پایانی دولت دوم اصلاحات، مراکز هسته‌ای را خود بازگشایی کند. همین مثال در دولت کنونی با رویکرد تعامل و توجه بیش از حد به غرب و آمریکا بدون فعال‌سازی ظرفیت‌های داخلی که مورد نقد معظم‌له بود، تکرار شد و تجربه نافرجام برجام را رقم زد؛ اما با منطق رهبری بازشناخت رویکرد استعماری آمریکا رهاورد آن اعلام شد. غرض اینکه، امروز زمان جا خالی دادن نیست و همه باید با مسئولیت‌پذیری به دولت در تصحیح و تقویت مسیری که آغاز کرده است، کمک کنند.             

نام:
ایمیل:
نظر: