دکتر یدالله جوانی
تا پیش از انقلاب اسلامی نه تنها مسلمانان و به ویژه روشنفکران مسلمان در کشورهای مختلف اسلامی در دعوت به اسلام خیلی حرفی برای گفتن نداشتند، بلکه برخی از آنان در قالب جریانهای فکری ـ سیاسی، راه نجات و پیشرفت در جوامع اسلامی را در گرو روی آوردن به اندیشههای غیر اسلامی میپنداشتند. دلیل این وضعیت را در 2 نکته میتوان خلاصه کرد.
1ـ عقبماندگی تمامی کشورهای اسلامی درکنار پیشرفت غرب و وابستگی شدید مسلمان در تمامیزمینهها به غیرمسلمانان به ویژه غربیها.
2ـ تبلیغ شدید علیه دین و معرفی دین به عنوان عامل عقب ماندگی تا جائیکه دین را افیون تودهها معرفی میکردند
تصریح بر تقابل علم و ایمان و القای ناسازگاری عقل بشری با وحی، در حال تبدیل به یک باور بود و چنین باوری به طور قطع این پیامد را داشت که هر کشور و جامعهای که بخواهد پیشرفت بکند، باید به علم روی آورد و برای رشد علمی باید از وحی، اندیشههای آسمانی و دین فاصله گرفت. انقلاب اسلامی این باور را در هم ریخت و اکنون در سالهای پایانی دهه سوم انقلاب اسلامی، دیگر کسی در مورد دین، به ویژه دین اسلام نمیتواند چنین ادعایی را داشته باشد. پیشرفتهای علمیـ فنی در جمهوری اسلامی ایران، توانمندیهای دین را برای پیشرفت یک جامعه اسلامی به نمایش گذاشته است. اگر در سالهای اول انقلاب برخی از جریانهای فکری ـ سیاسی در مورد قابلیتهای دین برای پیشبرد ایران تردیدهای جدی داشتند، ولی اکنون با پیشرفتهای شگفتانگیز علمی در حوزههای مختلف و تاکید رهبر معظم انقلاب بر جهاد علمی و جنبش نرمافزاری و ترسیم ایران اسلامی در افق 4041 براساس سند چشم انداز به عنوان مقام اول علمیدر منطقه و تولیدکننده علم در جهان اسلام، هیچ کس نمیتواند نسبت به ناسازگاری علم وایمان سخن بگوید. شاید نگرانی اصلی غرب امروز در همین نکته خلاصه میشود که ملتی به نام دین براساس دین و با قصد تجدید حیات دین در حال پیشرفت است و پلههای ترقی و رشد و توسعه را با تمامیمحدودیتها به سرعت طی میکند.
قبل رهبر معظم انقلاب اسلامی، یکی از مقاصد انقلاب اسلامی را پیریزی تمدن نوین اسلامی اعلام کرده و اکنون در افق، نشانههای ظهور چنین تمدنی نمایان است. پیشرفتهای علمیـ فنی و گسستن زنجیرههای وابستگی به اجانب از یک سو، شعارهای آزادیخواهی، عدالت خواهی، استکبار و ظلمستیزی و دفاع از محرومان ومستضعفان ملت ایران از سوی دیگر، انقلاب اسلامی و جمهوری اسلامی را در کانون توجهات قرارداده و جاذبههای اسلام به عنوان یک دین آسمانی مترقی را در میان ملل مختلف بالا برده است. اگر زمانی حتی مسلمانان از اسلام به دلایل پیش گفته گریزان بودند و راه نجات را سرابگونه در دیگر مکاتب و اندیشههای مادی جستوجو میکردند، امروز این اسلام است که رونق یافته و در اقصی نقاط عالم گرایش به اسلام به یک پدیده قابل مطالعه تبدیل شده است. چندی قبل کشیش مسیحی آلمانی خودسوزی کرد تا این پیام را به رهبران کلیسا و دولتمردان اروپا بدهد که هوشیار باشید، اسلام در باشگاه مسیحیت یعنی اروپا در حال گسترش است. براساس گزارشی که چندی قبل از سوی یک مرکز تحقیقاتی در اروپا منتشر شد آمده که در سال 2007 میلادی 114000 نفر در قاره اروپا به اسلام گرویده اند. براساس این گزارش طی یک سال در کشور کوچک نروژ حدود 2000 نفر به اسلام گرویدهاند و اکثر آنان را زنان تشکیل میدهند. گزارشهای متعدد نشان میدهد کتابهای مذهبی و فلسفی در اروپا با استقبال زیادی روبهرو شده و در میان این کتب، قرآن در صدر قرار دارد. گرایش به اسلام در دیگر قارههای جهان و در میان ملتهای دیگر غیرمسلمان نیز شبیه به اروپا میباشد. گرویدن به اسلام به صورت قبیلهای و دستهجمعی به یک پدیده شگفتانگیز در کشورهای آمریکای لاتین تبدیل شده است. براساس گزارشهای رسانههای خبری غرب تاکنون در چندین مورد در ونزوئلا به صورت قبیلهای مردم این کشور ستمدیده به اسلام پیوستهاند. نکته قابل توجه اینکه جهان با یک خلأ ایدئولوژیک مواجه شده است. سوسیالیزم فرو ریخت و لیبرال دمکراسی به بنبست رسیده و در نقطه پایانی قرار دارد. در واقع با پایان یافتن عصر دو مکتب پرهیاهوی قرن بیستم، بشر در ابتدای هزاره سوم در مقیاس جهانی با یک خلأ ایدئولوژیک روبهرو شده است. شاید تعجبآور باشد که امروز در کشورهای آمریکای لاتین چپگرا، افرادی مانند فیدل کاسترو و هوگو چاوز، بسترهای ترویج اسلام را فراهم ساخته و دست مبلغین مذهبی اسلامی را بر تبلیغ دین اسلام بازگذاشتهاند. دلیل چنین رویکردی را باید در همان مطلبی جستوجو کرد که چندی قبل فیدل کاسترو در دیدار با آقای دکتر حدادعادل بیان داشته بود. وی در این دیدار اظهار کرده که در کشورمان کمبود دین را احساس میکنیم. امروز این احساس در بسیاری از نقاط جهان مشهور است و اسلام تنها دین پویا و بالندهای است که میتواند در عصر افول مکاتب الحادی برطرفکننده نیاز بشر حقیقتگرا باشد. گرایش به اسلام، افق در پیشروی را به گونهای ترسیم میکند که حضرت امام خمینی(ره) با جمله «قرن آینده، قرن اسلام است.» از آن خبر داده بودند.