مقدمه:
در هفتههای اخیر بار دیگر شاهد اوجگیری تهدیدات دنیای غرب به ویژه آمریکا علیه جمهوری اسلامی ایران بودیم. بخشی از این تهدیدات در حیطه تشدید تحریمهای اقتصادی و بخش دیگر آن در قالب احتمال هدف قرارگرفتن مراکز هستهای و پایگاههای نظامی ایراد گردید.
در این نوشتار سعی داریم به چهار سوال اساسی درباره 1) چرا دشمنان نظام اسلامی ما را تهدید میکنند 2) چرا تهدیدات نظامیخود را عملی نمیکنند 3)در صورت عملی شدن تهدیدات چه پاسخی دریافت خواهند کرد و 4) چه زمانی این تهدیدات خاتمه خواهد یافت، پاسخهایی مناسب را به اجمال ارائه مینماییم.
">مقدمه:
در هفتههای اخیر بار دیگر شاهد اوجگیری تهدیدات دنیای غرب به ویژه آمریکا علیه جمهوری اسلامی ایران بودیم. بخشی از این تهدیدات در حیطه تشدید تحریمهای اقتصادی و بخش دیگر آن در قالب احتمال هدف قرارگرفتن مراکز هستهای و پایگاههای نظامی ایراد گردید.
در این نوشتار سعی داریم به چهار سوال اساسی درباره 1) چرا دشمنان نظام اسلامی ما را تهدید میکنند 2) چرا تهدیدات نظامیخود را عملی نمیکنند 3)در صورت عملی شدن تهدیدات چه پاسخی دریافت خواهند کرد و 4) چه زمانی این تهدیدات خاتمه خواهد یافت، پاسخهایی مناسب را به اجمال ارائه مینماییم.
">مقدمه:
در هفتههای اخیر بار دیگر شاهد اوجگیری تهدیدات دنیای غرب به ویژه آمریکا علیه جمهوری اسلامی ایران بودیم. بخشی از این تهدیدات در حیطه تشدید تحریمهای اقتصادی و بخش دیگر آن در قالب احتمال هدف قرارگرفتن مراکز هستهای و پایگاههای نظامی ایراد گردید.
در این نوشتار سعی داریم به چهار سوال اساسی درباره 1) چرا دشمنان نظام اسلامی ما را تهدید میکنند 2) چرا تهدیدات نظامیخود را عملی نمیکنند 3)در صورت عملی شدن تهدیدات چه پاسخی دریافت خواهند کرد و 4) چه زمانی این تهدیدات خاتمه خواهد یافت، پاسخهایی مناسب را به اجمال ارائه مینماییم.
">مقدمه:
در هفتههای اخیر بار دیگر شاهد اوجگیری تهدیدات دنیای غرب به ویژه آمریکا علیه جمهوری اسلامی ایران بودیم. بخشی از این تهدیدات در حیطه تشدید تحریمهای اقتصادی و بخش دیگر آن در قالب احتمال هدف قرارگرفتن مراکز هستهای و پایگاههای نظامی ایراد گردید.
در این نوشتار سعی داریم به چهار سوال اساسی درباره 1) چرا دشمنان نظام اسلامی ما را تهدید میکنند 2) چرا تهدیدات نظامیخود را عملی نمیکنند 3)در صورت عملی شدن تهدیدات چه پاسخی دریافت خواهند کرد و 4) چه زمانی این تهدیدات خاتمه خواهد یافت، پاسخهایی مناسب را به اجمال ارائه مینماییم.
">مقدمه:
در هفتههای اخیر بار دیگر شاهد اوجگیری تهدیدات دنیای غرب به ویژه آمریکا علیه جمهوری اسلامی ایران بودیم. بخشی از این تهدیدات در حیطه تشدید تحریمهای اقتصادی و بخش دیگر آن در قالب احتمال هدف قرارگرفتن مراکز هستهای و پایگاههای نظامی ایراد گردید.
در این نوشتار سعی داریم به چهار سوال اساسی درباره 1) چرا دشمنان نظام اسلامی ما را تهدید میکنند 2) چرا تهدیدات نظامیخود را عملی نمیکنند 3)در صورت عملی شدن تهدیدات چه پاسخی دریافت خواهند کرد و 4) چه زمانی این تهدیدات خاتمه خواهد یافت، پاسخهایی مناسب را به اجمال ارائه مینماییم.
">مقدمه:
در هفتههای اخیر بار دیگر شاهد اوجگیری تهدیدات دنیای غرب به ویژه آمریکا علیه جمهوری اسلامی ایران بودیم. بخشی از این تهدیدات در حیطه تشدید تحریمهای اقتصادی و بخش دیگر آن در قالب احتمال هدف قرارگرفتن مراکز هستهای و پایگاههای نظامی ایراد گردید.
در این نوشتار سعی داریم به چهار سوال اساسی درباره 1) چرا دشمنان نظام اسلامی ما را تهدید میکنند 2) چرا تهدیدات نظامیخود را عملی نمیکنند 3)در صورت عملی شدن تهدیدات چه پاسخی دریافت خواهند کرد و 4) چه زمانی این تهدیدات خاتمه خواهد یافت، پاسخهایی مناسب را به اجمال ارائه مینماییم.
">مقدمه:
در هفتههای اخیر بار دیگر شاهد اوجگیری تهدیدات دنیای غرب به ویژه آمریکا علیه جمهوری اسلامی ایران بودیم. بخشی از این تهدیدات در حیطه تشدید تحریمهای اقتصادی و بخش دیگر آن در قالب احتمال هدف قرارگرفتن مراکز هستهای و پایگاههای نظامی ایراد گردید.
در این نوشتار سعی داریم به چهار سوال اساسی درباره 1) چرا دشمنان نظام اسلامی ما را تهدید میکنند 2) چرا تهدیدات نظامیخود را عملی نمیکنند 3)در صورت عملی شدن تهدیدات چه پاسخی دریافت خواهند کرد و 4) چه زمانی این تهدیدات خاتمه خواهد یافت، پاسخهایی مناسب را به اجمال ارائه مینماییم.
چرا تهدید میکنند؟
بخشی از تهدیدات علیه جمهوری اسلامی ایران مناسبت زمانی دارد. با نزدیک شدن به حادثه 11 سپتامبر، تهیه گزارش البرادعی و نشست 1+5 درباره پرونده هستهای ایران که جمعه (30 شهریور) در نیویورک برگزار گردید تا درباره قطعنامه سوم شورای امنیت تصمیمگیری نمایند، حجم این تهدیدات در هفتههای اخیر از شدت و گستره بیشتری برخوردار گردید.
آمریکا، انگلیس و فرانسه که فضای بینالمللی را برای تشدید تحریمها مساعد نمیدیدند، باید سقفی حداکثری (حمله نظامی) را مطح نمایند تا کشورهایی چون روسیه، چین و حتی آلمان، به کف و حداقلی از خواستههای آمریکا (تشدید تحریمها) رضایت دهند.
از سوی دیگر ارزیابی وضعیت کنونی آمریکا به ویژه در منطقه خاورمیانه نشان میدهد، دام و تلهای که قرار بود به ویژه پس از حادثه 11 سپتامبر برای جمهوری اسلامی ایران گسترانیده شود، در حال حاضر خود آمریکاییها در آن گرفتار آمدهاند بنابراین طبیعی است برای آنکه آمریکاییها که داعیه امپراطوری و سیطره بر جهان را در سر میپروراندند، هژمونی قدرت خود را به هر طریق ممکن حفظ نمایند، تهدیدها و بلوفهای خود را با هدف القای قدرت بلامنازع نظامی، اقتصادی و فرهنگی ایراد نمایند.
بخش دیگری از تهدیدات دنیای غرب به ویژه آمریکا و رژیم صهیونیستی با هدف کنترل و یا تغییر رفتار جمهوری اسلامی ایران صورت میپذیرد. نفوذ و فراگیری تاثیرات الهام بخش انقلاب اسلامی در منطقه خاورمیانه، دنیای اسلام و ملل ستم کشیده، اینک به کابوسی برای رژیمهای زیاده خواه و استکباری تبدیل گردیده است. به گمان واهی دولتهای غربی، شدت گرفتن تهدیدها میتواند جرات و جسارت را از مسئولان کشورمان سلب نماید. ضمن آنکه فرصت مناسبی را در جهت تست رفتار متقابل ایران در برابر این تهدیدها و بلوفها فراهم خواهد آورد.
از سوی دیگر، گرداب عراق باعث گردیده تا آمریکاییها برای خروج آبرومندانه از آن، ناچار به مذاکره با ایران شوند. بخشی از تهدیدات اخیر با هدف وادار کردن ایران به حضور مجدد در پای میز مذاکره و امتیاز گرفتن بر سر میز میباشد. تجربه رفتارهای آمریکائیان در نیم قرن اخیر نشان میدهد، یکی از محوریترین و قدیمیترین سیاستهای کاخ سفید در مواجهه با کشورهای رقیب، اتخاذ دیپلماسی فشار و تهدید بوده است. سیاستی که ضمن حفظ جایگاه هژمونیک ایالات متحده، دارای کمترین هزینه برای کشور تهدید کننده و بیشترین بار روانی و تحمل خسارتهای مادی برای کشور تهدید شونده بوده است. این سیاست در دوران جنگ سرد توسط دولت «ترومن» در بحران موشکی آمریکا و شوروی سابق در سال 1962 از بوته آزمایش با سلامت و موفقیت خارج شد و به عنوان سرمشقی برای دولتهای بعدی در دستور کار قرار گرفت.
در استراتژی «لبه پرتگاه»، میزان فشار، تهدید، ارعاب و هزینههای درگیر شدن به قدری بالا و غیرقابل تحمل است که کشور تهدید شونده تحت شرایطی بحرانی و دشوار، ناخودآگاه به سمت تسلیم و یا مجبور به انجام رفتاری حساب نشده و غیراستراتژیک میشود، چرا که در شرایط فشار و بحران، بسیاری از فاکتورهای منطقی و عامل حفظ منافع ملی به فراموشی سپرده میشود.
ایجاد اختلاف و کشمکش میان مردم، مسئولان و احزاب سیاسی در قبال حق بهرهمندی جمهوری اسلامی ایران از فناوری هستهای و میزان هزینههایی که باید در این راه پرداخت، از دیگر اهداف آمریکائیان در تهدیدهای اخیر میباشد. در این میان، آنان سخت به ترکیب مجلس هشتم چشم دوختهاند. بخشی از تهدیدات مستمر آنان که یقینا تا اسفند سال جاری ادامه خواهد یافت، با هدف ناراضی کردن مردم از فضای روانی تهدید و تجاوز میباشد که ناشی از اقدامات اسلامی انقلابی اصولگرایان حاکم بر قوه مجریه و مقننه است.
چرا آمریکائیان فقط میغرند؟
در پاسخ به این سوال که چرا تنازع میان جمهوری اسلامی ایران و دولتهای غربی تاکنون از حیطه واژگان و تنازع شفاهی به مرحله درگیری محدود و یا همه جانبه کشیده نشده، مقالات مبسوطی را میتوان ارائه کرد که توضیح آن در این مجال نمیگنجد اما به طور اختصار میتوان گفت توانمندیها و ظرفیتهای رشکبرانگیز جمهوری اسلامی ایران در حیطههای نظامی، سیاسی، اقتصادی، برخورداری از یک پایگاه مستحکم مردمی و موقعیت استراتژیک کشورمان در منطقه خاورمیانه باعث گردیده تا لقمه راحتالحلقومی برای قدرتهای غربی نباشیم. از سوی دیگر نقاط ضعف بلوک غرب به ویژه در زمینه انرژی که شریان اصلی حیات آنان به شمار میآید، سبب گردیده تا چارهای جز همنشینی همراه با تعامل و تقابل با جمهوری اسلامی ایران نداشته باشند.
اگر تهدیدات عملی شود....
اگر دشمنان جمهوری اسلامی ایران مرتکب حماقت شوند و بخواهند بخشی از تهدیدات خود را عملی نمایند، چه پاسخی دریافت خواهند کرد؛
یکی از پیامهای مهم رزمایشهایی که در سالیان اخیر برگزار نمودهایم این بوده است که کور و بی هدف به تجاوز دشمن پاسخ نخواهیم گفت بلکه پاسخهای متنوعی را از قبل طراحی و به مرحله اجرا خواهیم گذاشت. سلاحهای متنوعی که در مانورهای گذشته آزمایش و عملیاتی نمودهایم، دارای پیامهای متنوع است. آزمایشهای موشکی ما دارای یک پیام است، مانورهای دریایی ما پیام دیگر دارد و مانورهای مشترک سپاه و ارتش و لجستیک حجم عظیم نیرو و تسلیحات گوناگون در کمترین زمان ممکن، پیام دیگری دارد. در واقع متناسب با هر نوع تهدید، پاسخهای متنوع و غافلگیرکنندهای آماده کردیم که نوع، گستره و حجم آن بر دشمن پوشیده است. در واقع یکی از دغدغههای جدی و عوامل بازدارنده در جهت اجرایی شدن تهدیدات دشمن، ابهام در زمان، مکان، حجم، گستره و نوع پاسخی است که برای حملات احتمالی دشمنان این مرز و بوم تدارک دیدهایم. اگر رهبر معظم انقلاب و فرمانده کل قوا در دیدار سال گذشته افسران نیروی هوایی میفرمایند: «پاسخ ملت ایران به تجاوز دشمن، عکسالعمل سریع، قاطع و همه جانبه در همه نقاط جهان خواهد بود» حاوی این پیام مهم برای بدخواهان این ملت است که اولا آرام کردن نیروی نظامی جمهوری اسلامی ایران پس از تجاوز دشمن یا دشمنان ولو به صورت محدود و گزینشی، امری غیرممکن خواهد بود و ثانیا در میدانی که دشمنان مشخص کردهاند، هرگز وارد پاسخگویی به تجاوزات آنان نخواهیم شد، بلکه این متجاوزان هستند که مجبورند در میدان بازی و نبردی که جمهوری اسلامی ایران مشخص مینماید، متحمل خسارات و تلفات غیرقابل پیشبینی و پیشگیری شوند. امروز استراتژیستهای نظامیکشور مفتخرند اعلام نمایند مراحل پیشرفته الزامات دفاع همهجانبه را نیز طراحی و آماده اجرا دارند. یکی از بخشهای مهم و تاثیرگذار این دفاع فراگیر، بر مبنای امتیاز ضربه اول و عملیات پیشدستانه طراحی و عملیاتی گردیده است. در دکترین دفاعی جمهوری اسلامی ایران، حساب ویژهای برای امتیاز ضربه اول و حمله پیشگیرانه در برابر دشمنی که در وضعیت آماده باش نهایی و نیم خیز قرار گرفته، باز گردیده است چرا که اصل غافلگیر نمودن دشمن، از بدیهیترین و منطقیترین تاکتیکهای رایجی است که یک کشور میتواند در برابر تهدیدات قریبالوقوع به مرحله اجرا درآورد.
در منطقه دفاعی جمهوری اسلامی ایران، موضوعی به نام «خاکریز اول» وجود ندارد. مدل دفاعی و پاسخگویی ما به گونهای طراحی شده است که دشمنان این مرز و بوم نمیتوانند با مدل «بزن در رو» از زیر بار مسئولیت تجاوز خود شانه خالی نمایند. «پاسخ سریع» یعنی منتظر محکوم نمودن تجاوز دشمن توسط سازمانها و نهادهای بینالمللی نخواهیم ماند. «پاسخ همه جانبه» یعنی تمام منافع متجاوزان را در تمام دنیا مورد تهاجم قرار خواهیم داد، به عبارت دیگر هیچ هدفی از دشمن، دور از دسترس نخواهد بود و «پاسخ هدفمند» یعنی کور و چشم بسته از خود دفاع نخواهیم کرد بلکه با شناختی که از موقعیت و نقاط ضعف و قوت دشمن داریم، تاکتیکها و پاسخهای متنوعی را در صحنه نبرد به اجرا خواهیم گذاشت و اما «دفاع مستمر و ناآرام» شاید خردکنندهترین بخش دفاعی جمهوری اسلامی ایران باشد. شاید امتیاز ضربه اول را به هر دلیلی به دشمن بدهیم اما امتیاز «پایان نبرد» را به طور قطع و یقین در اختیار خود خواهیم داشت چرا که چگونگی آرام کردن دفاع فراگیر جمهوری اسلامی ایران، کابوسی است که خواب را از چشمان ناپاک دشمنان این آب و خاک ربوده است.
تهدیدات چه زمانی پایان مییابد؟
تا زمانی که انقلاب اسلامی ایران، وفادار به ارزشها و آرمانهای خود که همانا نفی سلطهگری و سلطهپذیری، عدالتمحوری و استقلال و آزادی باشد، این تهدیدات ادامه خواهد داشت «ولایزالون یقاتلونکم حتی یرتدعن دینکم» مجاهدت و کارزار مومنان با مشرکان هیچگاه پایان نخواهد پذیرفت مگر آنکه مومنان بخواهند از دین و آرمانشان کناره بگیرند.
اما در عین حال باید تدابیری را جهت مقابله با این تهدیدات اندیشید. نخست باید هزینه تهدید علیه جمهوری اسلامی ایران را به میزانی بالا برد که تهدیدکنندگان با محاسبه هزینه و فایده، نسبت به ابزاری که در حال حاضر برای آنان کمهزینه و پرسود میباشد، خلع سلاح شوند. ثانیا با تقویت توانمندیهای داخلی و بینالمللیمان، این تهدیدات را آنقدر کمرنگ و بیرمق نماییم که توخالی بودن و روانی بودن آن را بیش از پیش به منصه ظهور برسانیم. در عین حال نباید از آثار و برکات تهدید مستمر دشمنان علیه نظام اسلامیمان غافل بود. امروزه به یقین بخش عمدهای از نتایج دستیابی به فناوریهای نوین و پیشرفتهای محیرالعقولی که در صنایع نظامیکشور رخ داده، حاصل تهدیدات 29 سالهای است که همزاد انقلاب اسلامی ایران بوده است و این امر، هنر دولتمردان و رسانههای کشور را میطلبد که تهدیدات را تبدیل به رویشهایی برای انقلاب اسلامی نمایند. پایان این دفتر را با نقل فرازهایی از توصیههای بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران به پایان میبریم که سرمشق وی برای دولتمردان جمهوری اسلامی ایران، هوشیاری، هوشمندی و جسارت در میدان مصاف با دشمنان نظام اسلامی بود: «با چشمانی باز به دشمنان خیره شوید و آنان را آرام نگذارید که اگر آرامشان بگذارید لحظهای آرامتان نمیگذارند.»