صفحه نخست

بین الملل

سیاسی

چند رسانه ای

اقتصادی

فرهنگی

حماسه و جهاد

دیدگاه

آذربایجان غربی

آذربایجان شرقی

اردبیل

اصفهان

البرز

ایلام

بوشهر

تهران بزرگ

چهارمحال و بختیاری

خراسان جنوبی

خراسان رضوی

خراسان شمالی

خوزستان

کهگیلویه و بویراحمد

زنجان

سمنان

سیستان و بلوچستان

فارس

قزوین

قم

کردستان

کرمان

کرمانشاه

گلستان

گیلان

لرستان

مازندران

مرکزی

هرمزگان

همدان

یزد

صبح صادق

صدای انقلاب

صفحات داخلی

کهگیلویه و بویراحمد >>  عمومی >> یادداشت سیاسی
تاریخ انتشار : ۰۶ تير ۱۳۹۹ - ۲۰:۰۳  ، 
شناسه خبر : ۳۲۳۱۸۵
فقر عاطفی موجب می شود شخصیت انسان در نزد خود حقیر و پست به نظر رسد و فرد کرامت و عزت خود را از دست بدهد و چنین انسانی آبرو و عزت خود را بر باد رفته پنداشته و به هرکاری دست می زند.
پایگاه بصیرت / جهانگیرآشنا*
به درستی روشن‌شده است که عمده‌ترین فقر بشریت در جامعه ماشینی و صنعتی در جهان معاصر، فقر فرهنگی و عاطفی است و مهم‌ترین مشکل جوانان و نوجوانان امروزی در خانواده‌ها کمبود عاطفه و عشق و محبت است.
همان‌گونه که بشر نیازمند نیاز‌های اساسی مانند آب و غذا هست، نیاز به محبت هم دارد؛ بلکه نیاز‌های عاطفی و معنوی انسان به‌مراتب بیشتر از نیاز‌های جسمانی او است.
مهم‌ترین دلیل ناسازگاری فرزندان در خانواده‌ها و عامل بسیاری از ناهنجاری‌ها مانند فرار از خانه و امثال آن، ریشه در کمبود عشق، عاطفه و محبت دارد. فقر عاطفی موجب می‌شود شخصیت انسان در نزد خود حقیر و پست به نظر آید و فرد کرامت و عزت خود را از دست بدهد و چنین انسانی آبرو و عزت خود را بربادرفته پنداشته و به هرکاری دست می‌زند.
در ارتباط با همین مسئله، حدیثی از امام هادی علیه‌السلام وجود دارد که می‌فرمایند:
«مَنْ هانَتْ عَلَیهِ نَفْسَهُ فَلا تَأمَنْ شَرُه.
کسی که شخصیت خود را خوار و ذلیل پندارد، از شر او ایمن مباش.»
فرزندانی که از عقده حقارت و فقر عاطفی رنج می‌برند و برای خود هیچ‌گونه ارزشی قائل نیستند، نمی‌توانند افرادی مورد اعتماد باشند و مسئولیتی را در جامعه عهده‌دار شوند. سایر افراد جامعه نیز از شر این افراد در امان نخواهند بود. امّا اگر والدین بتوانند بامحبت، احترام، ارتباط صمیمانه، کرامت نفس را در نوجوانان تقویت کنند، آنان در آینده انسان‌هایی سالم و دوست‌داشتنی خواهند بود و وجود خود را با گناه و معصیت آلوده نخواهند کرد.
جمعیتی که در یک خانواده زندگی می‌کنند از آرامشی که در خانواده وجود دارد نیاز‌های عاطفی خودشان را که در یک فضای ملموس، طبیعی و درست است، می‌گیرند. این موضوع باعث می‌شود افراد، شاداب و زنده باشند و دچار فقر عاطفی نشوند.
خداوند متعال بنده را به خاطر محبت بیشتر به فرزندش مورد رحمت قرار می‌دهد. امام کاظم علیه‌السلام به کلیب صیداوی در مورد وفای به وعده‌ای که به کودکان داده می‌شود، تأکید نموده و فرمود: «خداوند متعال در هیچ مورد به‌اندازه آزار به زنان و کودکان خشمگین نمی‌شود.»
به طور طبیعی وقتی خانواده نتواند نقش عاطفی خودش را ایفا کند، نسل بعدی دچار مشکل فقر عاطفی، سردی و ارتباطات سطحی خواهند شد. ارتباطات سطحی باعث می‌شود افراد تاجرمآب شده و نوعی دیدگاه بازاری نسبت به مفاهیم خانواده و مفاهیم زندگی اجتماعی خودشان داشته باشند. این موضوع افراد را خیلی سطحی می‌کند و فرد به نیاز‌ها و محبت‌های کاذب دیگران نیازمند می‌شود و کم‌کم به سمت دروازه‌های آسیب‌های اجتماعی ورود پیدا می‌کند، آسیب‌هایی که فرد فکر می‌کند با ورود به آن‌ها بزرگ‌شده و احساس شخصیت می‌کند.
مسائل دیگری هم ممکن هست اتفاق بیفتد و ناهنجاری‌های اجتماعی همچون برافروختگی، عدم احساس مسئولیت، عدم احساس تعلق‌خاطر، عدم همبستگی اجتماعی و درنهایت اقدام به خودکشی و اختلالات روانی که ناشی از یک زندگی اجتماعی خالی از حوزه عاطفی است، رخ می‌دهد.
نگاه خیلی بدی که در جامعه امروزی وجود دارد، این است که خانواده‌ها انتظار دارند کارکرد‌های آموزشی، عاطفی و جامعه‌پذیری را سایر نهاد‌های اجتماعی و ارگان‌ها انجام بدهند. به‌طور مثال آن‌ها توقع دارند فرزندانشان باید‌ها و نباید‌های اجتماعی یا مهارت‌های ارتباطی را در مدارس یاد بگیرند، درحالی‌که بخشی از نهاد آموزش در خانواده است. به‌طور ملموس، مداوم و طولانی‌مدت است که افراد از اعضاء خانواده چگونگی ارتباط با دیگران را در یک فضای ملموس و عاطفی یاد می‌گیرند.
برای مشکلاتی که در حال حاضر در حوزه خانواده ایجادشده است، نمی‌توان پیشنهاد و راهکار قطعی ارائه داد. به همین خاطر مهم‌ترین راه‌حل این هست که از طریق آموزش، خانواده‌ها را متوجه اصالت و نقش آن‌ها در تربیت و آموزش درست فرزندان در جامعه را یادآوری کنیم و اینکه نقش یک محبت کوچک به فرزند و اهل خانواده آن‌ها را چطور در مسیر زندگی هدایت خواهد کرد؛ و با توجه به آموزه‌های اسلامی ما، نقش محبت در خانواده چنان ارزشمند و والا هست که نقل می‌کنند؛ مردی حضور رسول اکرم صلی‌الله علیه و آله آمده اظهار داشت، من تابه‌حال به هیچ‌یک از فرزندانم اظهار علاقه نکرده و یک‌بار هم آن‌ها را نبوسیده‌ام. بعد از رفتن او، رسول خدا فرمود:
«هَذَا رَجُلٌ عِنْدِی أَنَّه‏ مِنْ أَهْلِ النَّارِ.
به نظر من این مرد اهل آتش است.» 30
نام:
ایمیل:
نظر: