آیدین حسنلوقریب به یکسال زمان تا انتخابات دهمین دوره ریاستجمهوری مانده و در این میان تنها زمزمههایی از احتمال کاندیداتوری برخی چهرههای سیاسی شنیده میشود، زمزمههایی که تنها در روز ثبتنام رنگ واقعیت میگیرد.گویی آغاز دیرهنگام رقابتهای انتخاباتی در ایران رسم دیرین است چه آنکه در قریب به اکثر آنها زنگ رقابتها تنها چند ماه مانده به روز انتخاب نواخته میشود و در نهایت رایدهنگان در همان فرصت چند روزه تبلیغات، فرصت شناخت و تصمیمگیری دارند. این همه در حالی است که در آن سوی کره زمین و در ایالات متحده آمریکا، قریب به 18 ماه است که کشور درگیر انتخابات ریاستجمهوری است، انتخاباتی که قرار است در آبان ماه امسال میان تنها 3 نفر: یک فرد مستقل و 2 نماینده از دو حزب دموکرات و جمهوریخواه برگزار شود. انتخاباتی که حضور باراک اوباما، یک مرد رنگینپوست و هیلاری کلینتون، یک زن سفیدپوست از حزب دموکرات در رقابتهای مقدماتی در این حزب برای تعیین یک نفر، آن را تا حدی تاریخی کرد.در حالی که مرزهای جنسیت در رابطه با مقام ریاستجمهوری در برخی کشورهای غربیاز بین رفته است، اما در آمریکا تا به حال هیچ زنی به عنوان نامزد این سمت در رقابتها شرکت نکرده بود. از سوی دیگر با وجود تلاش چند دههای جنبشهای مدنی برای رفع تبعیض نژادی در آمریکا، اما مساله نژاد در این کشور همچنان موضوعی حساس بوده و چشمانداز سر کار آمدن رئیسجمهوری سیاه پوست و آفریقایی تبار در آن کشور بسیار دور مینمود. اکنون با قطعی شدن نامزدی باراک اوباما از حزب دموکرات از این پس مادران سیاهپوست آمریکایی هم میتوانند به فرزندانشان وعده دهند آنها نیز ممکن است روزی بتوانند رئیسجمهور شوند. اما جالبترین جنبه این انتخابات، صرفنظر از ویژگیهای نامزدهای آن، نوع گردش قدرت بود. در واقع جامعه آمریکا با رای بالا به نامزد حزب دموکرات در برابر گسترش نفوذ گرایشهای ارتجاعی و تبدیل شدن جنگ با عراق به فاجعهای انسانی واکنش نشان داد و از خود دفاع کرد. پس از آن بود که بوش بلافاصله پس از مشخص شدن نتیجه انتخاباتی که در اصل رفراندومی در برابر سیاستهای جنجالی دولت وی بود، به رهبران حزب دموکرات تبریک گفت و به نوعی به شکست سیاستهای خود اعتراف کرد و گفت صدای مردم را شنیده است.و اما ما در این سوی کره زمین در این فرصت انتخابات مجلس شورای اسلامی را برگزار کردیم و نمایندگان را روانه پارلمان کردیم و دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری را نیز در سال آینده پیش رو داریم. انتخاباتی که به گفته سیدمهدی هاشمی سرپرست وزارت کشور نباید از هماکنون و زودهنگام، بر طبل آن نواخت.در این میان همزمانی انتخابات هشتمین دوره مجلس شورای اسلامی با رقابتهای مقدماتی آمریکا، انتخاباتی که بسیاری از ایرانیان را نیز درگیر خود کرده است، ناخودآگاه اذهان را به مقایسه این دو نظام انتخاباتی واداشت، مقایسهای میان برخی مشابهتها و تمایزات.نخست اینکه در هر دو نظام انتخاباتی، انتخابات دو مرحلهای صورت میگیرد و تمامی نامزدها جواز حضور نهایی در انتخابات را پیدا نخواهند کرد با این تفاوت که در انتخابات ایران این اقدام توسط اعضای شورای نگهبان صورت میگیرد، اما در آمریکا مرحله اول انتخابات در درون احزاب انجام میگیرد، نامزدهای دو حزب در بین هواداران حزب خود در ایالتهای مختلف با یکدیگر رقابت میکنند و نهایتاً اعضا و نمایندگان حزب، نامزد نهایی خود برای انتخابات را تعیین میکنند.نکته دوم و قابل توجه، طولانی بودن روند انتخابات در آمریکاست بهطوری که این فرآیند بیش از یکسال طول میکشد. در آغاز، نامزدهای حزب درگیر رقابت داخلی نفسگیری میشوند و ایالت به ایالت میگردند و برنامههای خود را شرح میدهند و همین امر موجب آشنایی رایدهندگان با عقاید، نظرات و برنامههای آنان میشود. به این ترتیب شهروندان بیش از یکسال فرصت دارند تا با بررسی نظرات نامزدها، نهایتاً فردی را انتخاب کنند که حضورش را در مقام ریاست جمهوری بیشتر از سایران تامینکننده منافعشان تلقی کنند.اما در ایران روند انتخابات بسیار کوتاه است و مردم تنها مدت 10 روز فرصت تحقیق در مورد کاندیداها را در مدت مجاز تبلیغات آنها دارند و شاید گاهی چهرههای کمتر شناخته شده در میان مردم بخت پیروزی در انتخابات را بیابند.چه آنکه دو رئیسجمهور اخیر ایران سید محمد خاتمی و محمود احمدی نژاد نسبت به رقبای خود ناشناختهتر بودند. خاتمی نامزد گمنامی بود که تا 3 ماه قبل از برگزیده شدن برای انتخابات، اغلب مردم حتی نامش را نشنیده بودند، در حالی که رقیبش علی اکبر ناطق نوری از کرسی ریاست مجلس نامزد پست ریاست جمهوری شده بود.در نهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری نیز احمدینژاد در رقابت میان چهرههایی نامآشنا پیروز شد. نکته تمایز دیگر این دو انتخابات نوع تعامل احزاب با انتخابات است. در ایران در اغلب موارد افراد نامزد ریاستجمهوری میشوند و بعد احزاب از آنان اعلام حمایت میکنند و نامزدها نیز حتیالمقدور تلاش میکنند خود را مستقل از احزاب نشان دهند. به این دلیل تکرار این جملات از سوی نامزدها با گرایشهای مختلف در آستانه دورههای مختلف انتخابات که «من وامدار هیچ حزبینیستم» نشاندهنده این موضوع است و گویی نوعی گریز از حزب هم در میان نامزدها و هم در میان مردم وجود دارد. در حالی که در آمریکا عملاً بدون وابستگی به یکی از دو حزب اصلی بختی برای نامزدها وجود نخواهد داشت. البته در این میان ظهور احزاب خلق الساعه در آستانه انتخابات بهویژه در انتخابات مجلس نکته تمایز دیگری است، احزابیکه در دوره 10 روزه تبلیغات انتخاباتی با فهرستی از وعدهها ظهور میکنند و از برخی از نامزدهای متبوع خود حمایت میکنند و میروند تا انتخاباتی دیگر. البته این مساله به نوعی نشان از بیگانه بودن جامعه ایرانی با فعالیتهای حزبی دارد.