صفحه نخست

بین الملل

سیاسی

چند رسانه ای

اقتصادی

فرهنگی

حماسه و جهاد

دیدگاه

آذربایجان غربی

آذربایجان شرقی

اردبیل

اصفهان

البرز

ایلام

بوشهر

تهران بزرگ

چهارمحال و بختیاری

خراسان جنوبی

خراسان رضوی

خراسان شمالی

خوزستان

کهگیلویه و بویراحمد

زنجان

سمنان

سیستان و بلوچستان

فارس

قزوین

قم

کردستان

کرمان

کرمانشاه

گلستان

گیلان

لرستان

مازندران

مرکزی

هرمزگان

همدان

یزد

صبح صادق

محرومیت زدایی

صفحات داخلی

صفحه نخست >>  عمومی >> آخرین اخبار
تاریخ انتشار : ۲۹ خرداد ۱۳۸۷ - ۰۸:۳۷  ، 
شناسه خبر : ۳۳۳۶۵

نادر غلامی

نظریه پردازان امور اجتماعی- سیاسی آمریکا در دهه شصت میلادی قرن گذشته، نظریه « بی نظمی منظم » را پایه ریزی کردند که بعدها در دوره نئومحافظه کاران در شکل پیشرفته آن در قالب سیاست «هرج و مرج سازنده » بکارگرفته شد. این سیستم رفتاری که به ظاهر مجموعه عملکرد و یا رفتارهای خاص را نشان می دهد، که با یکدیگر تناسب و ارتباطی ندارند، در پایان هر پروسه ، هدف ویژه ای را محقق می کنند.

در علوم سیاسی و روابط بین الملل و مسائل امنیتی و نظامی نیز این نظریه از سوی نئومحافظه کاران و یا حکومتهای رژیم صهیونیستی در پروسه های مذاکراتی بکارگیری شده و مانند یک «عملیات فریب» اهداف ویژه ای را محقق نموده است.

رژیم صهیونیستی که براساس دروغ ، فریب و اشغال سرزمین فلسطین پایه گذاری شده و مفاهیم توراتی را دستاویز رویکردهای خود قرارداده، نمی تواند به چیزی به نام مذاکره با فلسطینی ها و سوریها برای باز پس دادن سرزمین های اشغالی معتقد باشد و اگر گاهی نیز اقداماتی تاکتیکی به عمل آورد، برای هدفی بزرگتر و منفعتی مهمتر است.

درکمپ دیوید برای خارج کردن مصر در جبهه مقاومت و استخدام آن در سیاستهای کلان آمریکایی - اسرائیلی ، سینا را به این کشور پس داده و حتی جایزه مالی سالانه 2 میلیارد دلاری از سوی آمریکا و یا حفظ حاکمیت رهبران آن را تضمین کرده تا این کشور در مسیر مطلوبیت های منطقه ای و استراتژیک اسرائیل رفتار کند. در وادی عربه با اردن در سال 1994 برای تضمین مرزهای طولانی شرقی که مهمترین جبهه احتمالی تهدید از نظر صهیونیست ها است ، پیمان صلح منعقد می شود ولی تمامی اردن به «خاکریز کمین» امنیتی که هسته اصلی اسرائیل را محافظت می کند، تبدیل می شود. اردن امروز به جای حمایت از آرمان فلسطین، کسانیکه برای مبارزه سلاح به این مناطق وارد کنند محاکمه و زندانی می کند و سیستم امنیتی آن در یک تبادل قانونی، هشدارهای لازم به رژیم صهیونیستی را می دهد. البته این پیمان صلح با اردن در نگاه رهبران اسرائیلی با این هدف است که سرزمین فلسطینی ها، خاک اردن است. سناریوی مذاکره با سوریه نیز برای بازپس دهی جولان، اهداف ثانوی دارند.

حتی اگر بپذیریم که حکومت اولمرت توان چنین مذاکره ای را دارد و بوش آن را می پذیرد و اسرائیل آماده خروج از خاک سوریه ( جولان ) است و هیچ اعتراض درونی در اسرائیل وجود ندارد ، دو مقوله و هدف مهم برای اسرائیل خط قرمز است و باید آن را تامین کند.

1- هر پیمان صلحی با سوریه در واگذاری جولان نباید امنیت این رژیم را با توجه به موقعیت سوق الجیشی آن به خطر بیندازد و لذا باید ضمانت های لازم در پیوست های امنیتی پیمان صلح منظور گردد.

2- سوریه باید از جرگه و جبهه سیاسی- امنیتی مخالف رژیم صهیونیستی خارج شده و ضمن پذیرش عادی سازی مناسبات در تمامی عرصه های سیاسی، امنیتی ، نظامی و اقتصادی و حتی فرهنگی و رسانه ای، از هر رفتاری که احساس نگرانی در اسرائیل ایجاد کند، بپرهیزد.

به همین دلیل استراتژی و رویکرد رژیم صهیونیستی از سال گذشته بر خارج کردن سوریه از محور مقاومت منطقه ای قرارگرفته تا ارتباط این کشور با ایران و حمایت از حزب الله، حماس، جهاد اسلامی وگروه های مبارز قطع گردد.

لذا طی مذاکراتی که اخیرا توسط حکومت ترکیه در حکم میانجی و بشکل غیرمستقیم بین سوریه و اسرائیل شروع شده و بنا به گفته فیصل مقداد در مراحل ابتدایی است، سناریوی پیش گفته و دو هدف اصلی به وضوح از زبان رهبران صهیونیستی عنوان می شود.

یک گروه در اسرائیل اساسا با مذاکره در واگذاری جولان بدلیل و بهانه امنیتی مخالفند و برای حفظ امنیت خود در سرزمین های اشغالی ، حاضر به بازپس دهی سرزمین سوریه نیستند.

و گروه دوم که به ظاهر نقش کبوترها را بازی می کنند، شرط اولیه خود را ، هدف دوم و حذف سوریه از خط مقاومت اعلام کرده اند.

البته در تمامی این نمایش پیچیده ، نکات و محورهای فنی در مذاکره نیز مطرح هستند که به جز امتیازات سیاسی، امنیتی به باج خواهی های فطری صهیونیست ها مرتبط است. صهیونیست ها از ابتدای اشغال فلسطین با شعار دروغین ، « ملت بدون سرزمین برای سرزمین بدون ملت» وارد شده و فلسطین را بدون صاحب فرض کرده اند و لذا در مذاکرات دهه نود و هم اکنون، بجای مرزهای اشغالی 1967 ، مبنای مرزهایی که توسط فرانسه و انگلیس در سال 1923 گذاشته شده را قبول دارند تا سواحل شرقی دریاچه طبریا را به سوریه واگذار نکنند. یا اینکه برای آسایش خود، خواستار منابع آبی اصلی این دریاچه در سرچشمه های بایناس و 5 نیز هستند.

رویاهای صهیونیسم اگر چه در پایان حکومت بوش لرزان است ولی امیدوارند از طریق بازیهای سیاسی چه در ترکیه و یا نشست 13 ژولای در فرانسه با نام « صلح در خاورمیانه» نه تنها به تضمین های اولیه امنیتی- سیاسی دست یابند بلکه کشورهای پیرامونی را به خاکریزهای دفاعی خود تبدیل کنند.

30 سال پس از کمپ دیوید و 15 سال پس از « وادی عربه»، نظامهای سیاسی هم پیمان با اسرائیل در کابوس خیزش مردمی بسر می برند که از قبل نیز به نحوی وامدار غرب بوده اند. حال نیز با همین امید با سوریه وارد مذاکره شده اند که ریسک بالا و امید ناچیزی به پایان و نتایج مفید آن وجود دارد.

نام:
ایمیل:
نظر: