شائول موفاز وزیر راه و ترابری رژیم صهیونیستی اخیرا با ادبیات جدیدی که ناشی از سرمستی دکترین شکست خورده اسرائیل بوده، ایران را تهدید کرد که اگر برنامه هسته ای صلح آمیز خود را متوقف نکند، به آن حمله خواهد کرد. این ادبیات منسوخ مربوط به دکترین امنیتی مقتدرانه و اقدام پیشدستانه است. نه تنها اسرائیل، بلکه آمریکا نیز برای اقدام پیشدستانه «رمقی» ندارند. اگر چه بجز موفاز، بن الیعارز هم سخن از محو ایران زده ولی آنچه جالب است اینکه واکنش گسترده ای در بین رسانه ها و مقامات اسرائیلی در مخالفت با این مواضع شکل گرفته، تاحدی که اولمرت در آخرین نشست کابینه امنیتی، همه وزرا و مقامات حکومتی را در خصوص مواضعی که به امنیت ملی اسرائیل و مسائل استراتژیک مرتبط است، ممنوع الموضع کرده است. در ارزیابی این موضعگیری باید چنین عنوان کرد که: 1- همزمان با سفر اولمرت به آمریکا و حضور در نشست سالانه ایپک که معمولا سران رژیم صهیونیستی با کسب حمایت این لابی قدرتمند صهیونیستی، از مقامات آمریکایی باج خواهی می کنند، تلاشی آشکار توسط اولمرت و بوش صورت گرفت که نشان می داد، عزمی جزم برای توقف برنامه هسته ای ایران دارند. این مواضع از سوی بوش در سفر اروپایی اش نیز تکرار شده و همه گزینه های ممکن را برای این کار مجاز می داند ولی اولویت را به رویکردهای دیپلماتیک می دهد. 2- فساد مالی و پرونده قضایی اولمرت به حدی از نگرانی در جامعه صهیونیستی رسیده است که رهبران حزب کادیما، مانند خانم لیونی و شائول موفاز، خود را برای دستیابی به جانشینی اولمرت در ریاست حزب و سپس نخست وزیری آماده می کنند و لذا با مواضع تند و افراطی ، بدنبال جلب آرای درون حزبی هستند . بویژه اینکه اولمرت نیز پذیرفته است که بزودی کنگره حزب کادیما برای انتخابات درون حزبی منعقد و رقابت برای ریاست جدید حزب بعمل آید. 3- اگر چه اولمرت و کابینه وی کارنامه موفقی در محیط داخلی ، نوع تعامل با گروه های جهادی فلسطینی، مذاکره با ابومازن و تدابیر لازم برای جبران شکست در مقابل حزب الله و حتی معادلات منطقه ای ندارند ولی حداکثر تلاش این کابینه این است که با کمک بوش در آخرین ماه های ریاستی خود، سطح فشارهای بین المللی به ایران کاهش نیابد. بویژه اینکه حکومت بوش با وجود شعارهای افراطی نئومحافظه کاران، پس از انتشار بیکر- هامیلتون با رویکرد گفتمانی با ایران برخورد کرده و هر روز نیز خود را محتاج تر برای این مذاکره می بیند و دوره بعدی ریاستی در آمریکا نیز ناچار به ادامه همین رویکرد است و اگر اوباما به ریاست برسد، فضای آرامتری با ایران را دنبال می کند. این فضا و رویکرد، به هیچ وجه مطلوب رژیم صهیونیستی نیست و احساس می کنند، در چنین فضایی، رویکردهای اروپایی نیز بسرعت به تعامل فعال با ایران تغییر خواهد کرد. این در حالی است که رژیم صهیونیستی در بدترین شرایط تاریخی خود بسر برده و در معادلات منطقه ای در قبال ایران و خط مقاومت و اقتدار فزاینده آنها احساس نگرانی می کند. 4- دستور کار بوش و اولمرت در سفر به اروپا بر این امر قرارگرفته که با تشدید لحن نسبت به ایران و پرونده هسته ای و ابراز مواضع تهدید به حمله نظامی ، زمینه مصوبه جدیدی از شورای امنیت و مجازاتهای جدید را فراهم کنند و اجازه نرم شدن مواضع اروپایی را ندهند. 5- شرایط عمومی و مولفه های نظامی- امنیتی در اسرائیل بشکلی است که برای ورود به یک جنگ محدود در غزه، «دست به عصا» رفتار می کند و در مقابل حزب الله و سوریه نیز فاقد بازدارندگی است . 6- شرایط منطقه ای آمریکا و اوضاع درونی آمریکا، چه در سطح افکار عمومی و چه مولفه های رقابتی در انتخابات و یا اوضاع نابسامان اقتصادی، به سمتی می رود که حتی پنتاگون و آقای گیتس بدنبال یک «دگردیسی فکری» در این موسسه هستند و از هم اکنون بدنبال جابجایی افراد افراطی می باشند. 7- اگر چه مولفه های قدرت در آمریکا نسبت به رژیم صهیونیستی برای تهدید ایران بسیار متفاوت است و دسترسی و ابزارهای گوناگونی برای عملی کردن تهدیدات خود دارند ولی به خوبی می دانند، که گزینه نظامی در تعامل با پرونده هسته ای ایران، «بازی با آتش است». 8- با وجود اینکه آمریکا از ابزارهای گسترده تری برای تهدید ایران برخوردار است ولی مقامات آمریکایی و حتی صهیونیستی می دانند، در ازای تمام سناریوهای عملیاتی و بکارگیری ابزارهای استراتژیک مانند هواپیماهای دوربرد، موشک های قاره پیما ، کروز و زیردریایی ها برای عملیات از راه دور، « اولین و ویران کننده ترین پاسخ ایران در اسرائیل است.» زیرا برهمگان آشکار است که محرک اصلی جنگهای 8 ساله اخیر در منطقه، صهیونیست ها بوده اند و مشوق اصلی حمله احتمالی به ایران نیز رژیم صهیونیستی و لابی صهیونیستی در آمریکا می باشند. 9- این بدان معنا نیست که آمریکا و رژیم صهیونیستی نقاط ضعف دیگری ندارند که با هزینه ای کمتر، دچار شرایط غیرعادی شوند. ایران در شرایط نامتوازن ، پاسخ نامتقارن را به آمریکا و رژیم صهیونیستی خواهد داد. چنین پاسخی هم این رژیم را به تاریخ می سپارد و هم جمهوریخواهان افراطی را برای سالها و بلکه دهه های آینده در ورشکستگی قرارخواهد داد. 10- اگر چه مواضع موفاز، بن الیعارز، اولمرت و بوش یک تخلف آشکار در عرف بین الملل است و عکس العمل های بین المللی نیز حکایت از این موضوع دارد، ولی آنچه اهمیت بیشتری دارد این است که جریان فاسد صهیونیستی و تمامی طرفداران سیاسی آن در آمریکا و انگلیس و دیگر نقاط جهان ، با اندیشه های مخرب خود، امنیت منطقه ای و بین المللی را در خطر جدی قرارداده و می دهند. حاصل کارکرد اندیشه های صهیونیستی و نئومحافظه کاران، در 8 سال گذشته، فضای بی ثبات امنیتی و روانی، اقتصادی در خاورمیانه و عرصه بین المللی بوده و احساس امنیت در آمریکا و اروپا و تمامی جهان، امروز بسیار کمتر از 8 سال قبل است. 11- با وجودیکه تهدیدات موفاز و صهیونیست ها و بوش هیچگاه امکان عملی نمی یابد و قادر به اجرای آن نیستند ولی جمهوری اسلامی با تمام قوا و هوشیاری ، تحرکات این رژیم در تمرینهای نظامی یونان و یا پروازهای شمال عربستان و یا خریدهای نظامی جدید از آمریکا و هماهنگی های امنیتی با برخی کشورهای منطقه را با دقت دنبال می کند، همین امر درخصوص تلاش های آرام و تدریجی ولی فزاینده آمریکایی در کل منطقه و بویژه حوزه خلیج فارس و خارج آن با هوشیاری دنبال می شود و منتظر اولین خطای تاریخی از سوی صهیونیست ها و یا بوش می باشد. 12- در یک سطح تحلیلی تهدیدات موفاز و بوش، بیشتر با مصرف درون حزبی و یا داخلی است و در سطح تحلیلی دیگری برای جلوگیری از کاهش فشارهای بین المللی علیه ایران و یا جلوگیری از نزدیکی اروپا و آمریکا به ایران و همکاریهای سازنده است. در سطح سوم، این تهدیدات با مطلوبیت منافع رویکردهای جنگ طلبانه و کارخانجات تسلیحاتی آمریکا ساماندهی شده تا در فضای متشنج امنیتی در منطقه و جهان ، امکان فروش میلیاردها دلار سلاح را فراهم کنند. جالب است بدانیم که کشور کوچک امارات در ردیف های اولیه خریدهای تسلیحاتی در جهان و از کشورهای غربی و آمریکا است، حال آنکه این کشور هیچ تهدید واقعی در پیرامون خود ندارد. آخرین سطح تحلیلی مواضع یاد شده ، این است که صهیونیست ها و بوش خارج از چارچوب های عقلانی برای «فرار به جلو» دست به اقدامات دیوانه وار و پشیمان کننده بزنند. 13- برای تمامی سطوح تحلیلی یاد شده از سوی جمهوری اسلامی آمادگی کاملی وجود دارد و ابتکار عمل را حفظ خواهد کرد.