محمد بهمنى قاجار / بخش پایانى
بصیرت: پادشاهان آل بویه که از سال ۳۳۴ تا ۴۴۷ هجرى، حدود ۱۱۳ سال حکومت کردند، مجدداً قدرت سیاسى را در منطقه خلیج فارس از آن خود کردند و عملاً خلیفه را به صورت یک مقام تشریفاتى بدون قدرت درآوردند. به هر حال «از زمان به قدرت رسیدن آل بویه، خلیج فارس و بنادر و جزایر آن از جمله سواحل جنوبى و جزایر بحرین به حیطه اختیار و قلمرو آنان درآمد، در دوره اتابکان، فارس، بحرین، قطیف و مضافات آن در تصرف آنان بود. در زمان مغول ها، بحرین در اطاعت فرمانرواى فارس بود، حمدالله مستوفى در کتاب جغرافیاى معروف خود به نام نزهة القلوب نوشته است: در این بحر یعنى دریاى فارس آنچه مشهور است و از حساب ملک ایران بشمارند، مردم کیش، هرمز، بحرین و خارک است. ابن بطوطه (حدوداً متولد ۷۱۱ و متوفى سال ۷۸۴ هجرى) که در قرن هشتم هجرى از خلیج فارس گذشته، مردم بحرین را شیعه خوانده دلیل آن است که مردم آن قیام کنندگان ایرانى علیه تسلط خلفا بوده اند، در حکومت آل مظفر در فارس و به روزگار پادشاهان تیمورى بحرین و جزایر خلیج فارس در تصرف حکام فارس و والیان هرمز بوده است.»
«پس از قدرت گرفتن شاه اسماعیل صفوى و یکپارچگى و قدرت گرفتن ایران و تشکیل شاهنشاهى صفوى در سال ۹۱۳ هجرى قمرى، آلبوکرک، به دنبال هجوم پرتغالى ها به اقیانوس هند، به منطقه خلیج فارس وارد گردید و پرتغالى ها پس از گرفتن عمان به هرمز آمدند.»
شاه اسماعیل به علت گرفتارى هاى زیادى که در جنگ هاى شمالى ایران داشت نتوانست به خلیج فارس توجهى جدى کند. از این رو آلبوکرک در خلیج فارس قدرت گرفت و بحرین را نیز به تصرف درآورد، سیادت پرتغالى ها در خلیج فارس ۱۱۷ سال طول کشید.
«در سال ۱۰۱۱ هجرى برابر با نخستین روزهاى سال ۱۶۰۲ میلادى خبرهایى از جنوب ایران به شاه عباس (۱۰۳۸-۹۹۶) مى رسید، در این سال پس از مرگ فرخ شاه والى هرمز و باجگذار پرتغالى ها، رکن الدین مسعود حاکم بحرین که تحت فرماندهى والى هرمز بود، ضمن بهره بردارى از موقعیت اعلام استقلال کرد و چون از حمله پرتغالى ها بیمناک بود، خود را زیر چتر حمایت الله وردى خان حاکم فارس قرار داد و منتظر کمک نظامى او شد. شاه عباس، هرمز و متعلقات آن را جزئى از ایران مى دانست. الله وردى خان با استفاده از موقعیت به متصرفات پرتغالى ها در خلیج فارس حمله کرد. او نیرویى به فرماندهى خواجه معین الدین فالى مرکب از تفنگداران فالى به بحرین فرستاد و بحرین مجدداً به مالکیت ایران درآمد.»
شاه عباس پس از تصرف جزیره قشم به کمک انگلیسى ها به کمپانى هند شرقى پیشنهاد کرد که براى از میان بردن قدرت پرتغال و اخراج آنها از خلیج فارس قراردادى با ایران منعقد نماید تا با کمک یکدیگر به سیادت پرتغالى ها خاتمه دهند، این مذاکرات یک سال طول کشید و بالاخره انگلیسى ها حاضر به همکارى با ایران علیه پرتغال شدند، پس از عقد قرارداد بین ایران و کمپانى انگلیسى هند شرقى، قواى ایران به فرماندهى امام قلى خان حاکم فارس و کشتى هاى انگلیسى تحت فرماندهى «ودال» خود را براى حمله از راه زمین و دریا آماده کردند و پرتغالى ها پس از شکست در بندرعباس و از دست دادن بحرین، قشم و هرمز در مسقط مستقر شدند.»(۱۴) «هنگامى که افغان ها در ایران مشغول تهاجم بودند، اعراب نیز از موقعیت استفاده کرده و به جزایر بحرین حمله کردند، نادرشاه پس از تاجگذارى و هنگامى که محمدتقى خان شیرازى به استاندارى فارس مأمور مى شد، به وى دستور داد که با نیروى خود به بحرین رفته و همگى جزایر آن را که در دست شیخ جبار هوله بود بازپس بگیرد، در ماه رجب ۱۱۴۹ هنگامى که نادرشاه به سوى قندهار رهسپار بود، بیگلربیگى فارس به بحرین حمله نموده و جبار هوله جزایر بحرین را بدون نبرد به نیروهاى ایرانى تسلیم کرد، پس از آن بیگلربیگى فارس متوجه تسخیر مسقط شده و به طرف آنجا حرکت نمود که نیروهاى امام مسقط تسلیم او شده و مسقط دوباره باجگذار ایران شد.»(۱۵) «نادرشاه روز هشتم صفر سال ۱۱۵۲ بعد از ۸۵ روز اقامت در دهلى به سوى ایران حرکت کرد.»(۱۶) «در هنگام بازگشت نادرشاه از هندوستان به ایران در سال ،۱۱۵۲ اعراب مسقط و عمان براى جبران شکست سال ۱۱۴۹ به کشتى هاى ایران که در آب هاى بندرعباس لنگر انداخته بودند، حمله ور شده آنها را غرق کردند و از پرداخت خراج خوددارى نمودند، این امر موجب آن شد که نادرشاه به «نظام الملک» فرمانرواى دکن فرمان داد که ۲۰ فروند کشتى ساخته به ایران گسیل دارند، کشتى ها در بهار سال ۱۱۵۴ آماده شده و از بندر «سوارت» به بندرعباس رسیدند. بیگلربیگى فارس به همراه کلبعلى خان کوسه احمدلو فرزند باباعلى بیگ کوسه احمدلو با ۵۰۰۰ پیاده و ۱۵۰۰ سوار از سپاهیان پادگان فارس به عمان و مسقط حمله نمودند و پس از یک جنگ سخت دریایى کشتى هاى تازیان را به گلوله بستند و به گلوله توپ سوراخ و غرق نموده و سپس از خشکى پیاده شده، به مسقط وارد شدند کلبعلى خان در راه خود «دژلوا» را گرفته سلطان بن مرشد امام مسقط چون کار را سخت دید به دژ سحار پناهنده گردید، نیروهاى ایرانى به دژ سحار حمله کردند و پس از یک جنگ تن به تن امام مسقط از روى ناچارى براى نبرد با ایرانیان از دژ بیرون تاخت و درگیر و دار جنگ با تیر تفنگ سربازان ایرانى کشته شد، چون امام مسقط کشته شد تازیان از هر سو پا به فرار نهاده و احمدبن سعید، کلانتر دژ سحار، دژ را به سردار ایرانى تسلیم نمود و آنگاه به فرمان نادرشاه، سیف بن سلطان فرزند سلطان بن مرشد را به فرماندارى مسقط و عمان برگماشته و سرداران ایرانى به فارس برگشتند.»(۱۷) به طور کلى در زمان نادرشاه افشار جزایر خلیج فارس از جمله بحرین، هرمز و قشم تحت تسلط ایران باقى ماند، نادرشاه همچنین در فکر ایجاد نیروى دریایى براى ایران بود که به علت مرگ او این آرزوى وى عملى نشد. «وادالا» کنسول فرانسه در بوشهر در مورد خرید کشتى به وسیله نادرشاه در کتاب خود چنین مى نویسد: «نادرشاه مى خواست نام وى روى دریاى خزر باشد و از جان التون انگلیسى انجام این کار را خواست ولى او موفق به انجام آن نشد زیرا وى در سال ۱۷۵۱ در یک بلوا و شورش جان خود را از دست داد، نادرشاه پس از آن به فکر خلیج فارس افتاد، هم او است که بوشهر را به سبب نزدیک بودن به شیراز به عنوان یک پایگاه دریایى انتخاب نمود و ۳۰ ناو جنگى که در اروپا و هندوستان ساخته شده بودند در اختیار داشت، که ملوانان آنها هندى و پرتغالى بودند. نادرشاه همچنین مى خواست یک کارخانه کشتى سازى دایر کند، چوب و کارگر از مازندران آورد، اما آنها نتوانستند و بدین ترتیب رویاى دریانوردى نادرشاه خیلى زود ناپدید گشت.»(۱۸) پس از کشته شدن نادرشاه و به وجود آمدن آشفتگى در ایران و قدرت گرفتن حکام محلى، هلندى ها مجدداً در سال ۱۱۶۷ هجرى (۱۷۵۲ میلادى) خارک را براى مقاصد تجارى خود مناسب دیده و پس از مذاکره با حاکم محلى بندر ریگ (امیرنصیر) با دو کشتى و ۵۰ نفر سرباز جزیره خارک را تصرف نموده و قلعه اى در آنجا ساختند که این آخرین فعالیت هلندى ها در ایران بود.»(۱۹)
* نتیجه گیرى
بررسى پیشینه تاریخى کشمکش هاى منطقه خلیج فارس از گاه باستان تا پایان دوره پادشاهى نادرشاه افشار (۱۱۶-۱۱۴۸) بیانگر هویت تاریخى این منطقه و اقوامى است که در پیرامون این دریاى بزرگ زیسته و از آن بهره گرفته و آثار تمدن و مدنیت و میراثى مشترک را پى ریخته اند، نگاهى به این حوادث نشان مى دهد که ایرانیان همواره در کشاکش این حوادث حقانیت خود را در برخوردارى از این نعمت طبیعى با توجه به وسعت قلمرو خود و موقعیت سرزمینى که دارند با دفاع از تمامیت ارضى، فرهنگى و تاریخى خویش به ثبوت رسانده اند، بدیهى است براى نتیجه گیرى بهتر، مى باید چالش هاى بوجود آمده از پایان دوره نادرشاه تا زمان ما نیز در مقاله اى جداگانه مورد بررسى قرار گیرد که در پایان مسلماً به این نتیجه خواهیم رسید که موقعیت ممتاز ایران در طول این مدت که تا زمان ما همچنان ادامه داشته است این امر را ایجاب مى کند که اقوام ساکن این منطقه بدون چالش با بزرگترین قدرت منطقه اى یعنى ایران و بدون پافشارى بر روى تعصبات نژادى بر آنچه در طول تاریخ باتوجه به لیاقت و کاردانى خود بدست آورده اند، قانع باشند و بدانند که این امر، طبیعى است که ایران باتوجه به سیادت تاریخى خود در منطقه و موقعیت جغرافیایى و طول سواحل خود در خلیج فارس مى باید حرف اول را بزند و تنها راه پیشرفت همه کشورهاى منطقه، همکارى با ایران و لزوم فعالیت هاى مشترک همه جانبه، باتوجه به میراث فرهنگى مشترک در جهت توسعه سیاسى، اقتصادى و اجتماعى بدون دخالت بیگانگان است.