صفحه نخست

بین الملل

سیاسی

چند رسانه ای

اقتصادی

فرهنگی

حماسه و جهاد

دیدگاه

آذربایجان غربی

آذربایجان شرقی

اردبیل

اصفهان

البرز

ایلام

بوشهر

تهران بزرگ

چهارمحال و بختیاری

خراسان جنوبی

خراسان رضوی

خراسان شمالی

خوزستان

کهگیلویه و بویراحمد

زنجان

سمنان

سیستان و بلوچستان

فارس

قزوین

قم

کردستان

کرمان

کرمانشاه

گلستان

گیلان

لرستان

مازندران

مرکزی

هرمزگان

همدان

یزد

صبح صادق

محرومیت زدایی

صفحات داخلی

صفحه نخست >>  عمومی >> آخرین اخبار
تاریخ انتشار : ۰۳ تير ۱۳۸۷ - ۱۰:۴۹  ، 
شناسه خبر : ۳۳۷۸۲

زکریا یازرلو

به تدریج تغییر نمادهاى فرهنگى که معرف و سخنگوى لایه زیرین و هسته سخت فرهنگ جامعه است، مأموریت ویژه مؤسسات فرهنگى شد. تغییر پیوسته نوع پوشش، گفت وگو، ایماء و اشارات، سبک زندگى، تغذیه، ارتباطات جمعى و هجوم گسترده واژگان در ساختار زبان مخفى به فرهنگ لغات جوانان بویژه در وب لاگ هاو... بیانگر حضور نامتجانس «غیر»در مدیریت حوزه فرهنگ عمومى بود.

برآیند مجموعه رفتارهاى طراحى شده در حوزه هاى فرهنگى، اجتماعى و سیاسى قبل از پدیده سوم تیر، بیانگر رسوخ، نفوذ و حضور پیدا و پنهان تفکر بیگانه در درون حاکمیت بود به طورى که بعضاً گزش صداى برخاسته از حنجره برخى مسئولان سیاسى جمهورى اسلامى، افزون تر و کارآمدتر از گزش مواضع خصمانه استکبار در نهادهاى بین المللى بر اندام انقلاب اسلامى مى نمود.

منتخب سوم تیر برآیند مهندسى افکار عمومى براساس اجتماعات ساختگى، حزبى و... نیست بلکه انکشاف مردم است.

واکاوى درباره نحوه شکل گیرى و ظهور پدیده هاى سوم تیر ۱۳۸۴ از دو منظر میسر بلکه ضرورت دارد. نخست تبیین شرایط فرهنگى، اجتماعى و سیاسى آن جامعه و آنگاه بازشمارى ویژگى هایى که مردم را براى انتخاب نیکوى خویش برانگیخت.

بررسى شرایط فرهنگى، اجتماعى و سیاسى که از سوى نهادهاى درون حاکمیت براى انقلاب مردم شریف ایران، پیش آورده بودند به گونه اى بود که در حوزه فرهنگ با بازتولید و افکندن و سریان واژگان و رویکردهایى همچون تساهل، تسامح، مدارا و... اباحه گرى دولتى فرهنگ را مشروعیت مى بخشید و به تدریج امکان افول و آنگاه جایگزینى ارزش ها و هنجارهاى متفاوت با فرهنگ برخاسته از جامعه ایرانى را فراهم مى ساخت.

اعتقاد و ابرام بر این مبناى فکرى از سوى نهادهاى فرهنگى حاکم، عرصه توجیه و تولید را براى انبوهى از فرآورده هاى فرهنگى و هنرى در حوزه هاى موسیقى، تئاتر، سینما، رمان، داستان و... که مأموریت در ساخت هنجارهاى «غیر» داشت، فراهم نمود.

به تدریج تغییر نمادهاى فرهنگى که معرف و سخنگوى لایه زیرین و هسته سخت فرهنگ جامعه است، مأموریت ویژه مؤسسات فرهنگى شد. تغییر پیوسته نوع پوشش، گفت وگو، ایما و اشارات، سبک زندگى، تغذیه، ارتباطات جمعى و هجوم گسترده واژگان در ساختار زبان مخفى به فرهنگ لغات جوانان بویژه در وب لاگ ها و... بیانگر حضور نامتجانس «غیر»در مدیریت حوزه فرهنگ عمومى بود.

در حوزه اجتماعى به جاى اتخاذ سیاست هاى مبتنى بر اندیشه انقلاب اسلامى و طراحى برنامه هاى جامع و پیگیرى مطالبات ناشى از سیاست هاى اجتماعى و اصرار به استیفاى حقوق مردم با آینده نگرى و پیش بینى متناسب با روند تحولات جمعیتى، درموضوعات اساسى همچون اشتغال براى جوانان، تأمین مسکن، تسهیل ازدواج و... و در صورت تحقق حقوق مصرح مذکور در قانون اساسى جمهورى اسلامى ایران، کارآمدى مفاد و محتوا و ساختار آن را به ارمغان مى آورد، با قلب مسائل اساسى و جایگزین ساختن مسائل القایى و امور متوهم، ناکارآمدى قانون اساسى را زمزمه مى کردند، به تضعیف نهادهاى سیاسى- اجتماعى قانونى، اهتمام مى ورزیدند و به جاى توسعه سرمایه اجتماعى و جلب اعتماد، همبستگى و همکارى آحاد هم میهنان براى تأمین نیازهاى اساسى ایشان، فروپاشى اجتماعى را از سوى حزب حاکم در دستور کار تشکل هاى اجتماعى قرار مى دادند.

در شرایطى که به دلیل اتخاذ اباحه گرى فرهنگى و عدم توجه به نیازهاى اساسى جوانان، نرخ طلاق افزون مى شود و زنان اولین و گسترده ترین قربانیان چنین رویکردها و برنامه ها بودند، تأکید بر سازماندهى جوانان براى دستیابى به حقوق زنان، قومیت ها، صلح جهانى و... از سوى دستگاه هاى اجتماعى، موضوعیت مى یافت.

در هنگامه اى که به دلیل انباشت جمعیت نوجوان وجوان کشوردر دو بخش مهم آینده ساز آموزش و پرورش و آموزش عالى، شایسته مى نمود، بهبود کیفیت و کارآمدى سامانه ها و اثربخشى فرآورده هاى آن پرورش نسل هویت ساز، دانا و توانا در تولید علم و فناورى، امکان تأسیس جامعه اى دانش بنیان را فراهم سازد با اخلال در این دو نهاد مهم و اتخاذ سیاست هایى همچون انحلال نهادهاى تربیتى و حادثه آفرینى در سطح دانشگاه ها، اختلال در دستیابى انقلاب اسلامى به اهداف متعالى آموزش عمومى و عالى مى نمودند.

در حالى که مردم سازماندهى شده در شهرهاى کوچک، روستاها و مستقر در دهک هاى پائین اقتصادى، براساس مفاد سیاست هاى اجتماعى مندرج در قانون اساسى، متقاضى بهسازى امور زندگى خویش و بهره مندى از رفاه و تأمین اجتماعى هستند و جوهر انقلاب اسلامى اصرار بر اصلاح و ارتقاى شاخصه هاى رفاه وتأمین اجتماعى را جست وجو مى کند و خواهان نواختن آهنگ فراگیر توسعه در سراسر میهن اسلامى مى گردد و کاهش شکاف بین دهک هاى بالا و پائین جامعه و بین ساکنان شهر و روستا مى گردد، سیاست هاى حاکم بر برنامه هاى توسعه به گونه اى است که فاصله بین دهک ها و بین ساکنان شهر و روستا، ژرف تر مى گردد و فقر رخ مى گشاید، فساد آشکار مى شود، تبعیض توجیه مى پذیرد و ویژه خوارى روا مى نمایاند و... در حوزه سیاسى، صداى متفاوت با اندیشه انقلاب اسلامى از سوى حاکمان بر دستگاه هاى سیاسى جمهورى اسلامى، شنیده مى شود. اصرار بر زدودن اعتقاد و سلب اعتماد از نهادهاى قانونى سیاسى که سازنده و نگه دارنده هویت تابناک انقلاب اسلامى ایران هستند، پافشارى به ایجاد اختلال توسط مسئولان سیاسى- امنیتى در درون قشرهاى دانشجویى، طراحى پیوسته رفتارهاى خشونت آمیز همراه با انتشار و انتساب القابى که بیانگر عقب ماندگى، تحجر، ناکارآمدى و... به نیروهاى وفادار انقلاب است، آن گونه ترویج یافت که مسئولان سیاسى- امنیتى وزارت کشور به جاى تأمین امنیت با متخصصین کوى دانشگاه، همنشین و هم ندا مى شدند.

نمایندگان مجلس براى استیفاى حقوق متوهم خویش از نهادهاى محترم و ارزشمند سیاسى مصرح در قانون، در درون مجلس به تحصن مى نشینند، فروپاشى اجتماعى، دستور کار رسانه هاى مکتوب و نشست هاى خبرى و حزبى قرار مى گیرد و...

برآیند مجموعه رفتارهاى طراحى شده در حوزه هاى فرهنگى، اجتماعى و سیاسى قبل از پدیده سوم تیر، بیانگر رسوخ، نفوذ و حضور پیدا و پنهان تفکر بیگانه در درون حاکمیت بود به طورى که بعضاً گزش صداى برخاسته از حنجره برخى مسئولان سیاسى جمهورى اسلامى، افزون تر و کارآمدتر از گزش مواضع خصمانه استکبار در نهادهاى بین المللى بر اندام انقلاب اسلامى مى نمود. اینگونه بود که ترنم دل انگیز اصولگرایى در اندیشه، نوگرایى در روش و همگرایى در رفتار، بازگشت به مبانى، روش ها و کارکردهاى فرهنگى، اجتماعى، سیاسى و اقتصادى جمهورى اسلامى رویکرد اساسى مردم ایران، در انتخابات گردید.

گفتمان عدالت خواهى براى دستیابى به توسعه فراگیر و پایدار که مقوم ذاتى و جوهر انقلاب مردم ایران است، جایگزین توسعه یک بعدى سیاسى موعود گردید.

مهندسى علمى مسائل اساسى مردم از سوى اصولگرایان، جانشین مسائل القایى و موضوعات متوهم شد. خواست عمومى مردم ایران براى نیل به کمال، سعادت، آسایش و آرامش با امکان اشتغال کرامت آفرین، اسکان امن، ازدواج آرامش زا و... برجسته شد و حضور و ظهور اصولگرایان را تسجیل ساخت.

بررسى هاى علمى و کنکاش در دلایل گرایش و انتخاب مردم ایران که بارها از سوى رهبر فرزانه انقلاب اسلامى ایران، تحسین شده و مورد استقبال قرار گرفته، حاکى است که ویژگى هاى شخصیتى جناب آقاى دکتر احمدى نژاد، متغیر تعیین کننده در انتخاب او از سوى مردم شریف ایران است.

کسوت استادى در دانشگاه، دانایى و توانایى وى را در فهم، مدیریت و برنامه ریزى کلان کارآمد ساخته است. زى ساده و تعلق به قشر متوسط جامعه، وى را در دریافت و تشخیص واقعى مسائل اساسى مردم از مسائل القایى، موفق نموده است، پاکى و خلوص او در زندگى، تهور و شجاعت را براى اتخاذ تصمیمات بایسته فراهم نموده است.

بنیان دینى وى، رویکرد تکلیف گرایى را همراه با تدبیر و حکمت در او تقویت نموده است. آگاهى از روش ها و کارکردهاى فرهنگ اسلامى، وى را در گزینش روش هاى ویژه ارتباطى، کامیاب ساخته است، تصلب درحق گرایى و فروتنى در تعامل، اطمینان را براى اتخاذ مواضعى که منفعت ملى را درپى دارد، به ارمغان آورده است.

دکتر احمدى نژاد به مبانى انقلاب اسلامى و خط امام (ره) و رهبرى «مدظله» بازگشت و با فطرت و دیانت مردم سخن گفت.

علاوه بر ویژگى هاى شخصیتى مذکور، بهره مندى از تفکر ارزشى و شالوده شکن بسیجى همراه با ترویج گفتمان عدالت و اتخاذ راهبردهاى توسعه عدالت، مهرورزى، خدمت افزون و پیشرفت کشور، جامعه را براى انتخاب ممتاز، در سوم تیر، رهنمون شد. بنابراین سوم تیر، برآیند نگاه خدمت از جنس اخلاص و صداقت است.

پیامدهاى انتخاب سوم تیر نیز در دو ساحت اندیشه و برنامه ریزى در دولت نهم، امکان بررسى دقیق را دارد.

به زعم تمام مردم شریف ایران اسلامى، دولت نهم، دولتى اصولگرا و متکى بر گفتمان معنویت خواهى، کمال جویى و عدالت گسترى است.

دولت منتخب سوم تیر، مجموع فرآیندهاى تصمیم سازى و تصمیم گیرى خویش را در سپهر معرفتى دین، ذهنیت فلسفى اسلامى، دستگاه فکرى شریعت کنکاش مى کند. معتقد است که دین، جامع ترین، عمیق ترین و منعطف ترین دستگاه فکرى است که به تمام پرسش هاى مطرح در سیاست و حکومت دارى، پاسخ بهینه و بهنگام دارد. بنابراین نخستین پیامد دستگاه فکرى دولت منتخب سوم تیر، اعتقاد و اعتماد به قابلیت و ظرفیت دین مبین اسلام براى حاکمیت است.

دومین پیامد در سپهر معرفتى دولت نهم این است که اسلام، نه تنها ظرفیت و توان ارائه پاسخ به نیازهاى بشریت را دارد بلکه فراتر از این معتقد است که هیچ بن بستى با حاکمیت اسلام، مشاهده نمى شود، بلکه اسلام در موضع حاکمیت افزون تر از تأمین نیازهاى بشر، سازنده نیازهاى جدید است و نه تنها نیازهاى فرودین حیات فیزیولوژیک بشر «آسایش» را تأمین مى کند بلکه او را براى دستیابى به افق هاى فرادست زندگى «آرامش»، آماده مى کند.

دولت منتخب سوم تیر، اعتقاد دارد، اسلام در موضع حکومت، دارنده حکمت حکومتى، فقه حکومتى و اخلاق حکومتى است که متفاوت از حوزه انفرادى است و این منظر و رویکرد برخاسته از زاویه اى است که معمار بزرگ انقلاب اسلامى با «احضار و معاصر سازى فقه جواهرى» در عرصه تصمیم سازى به آن امکان وقوعى دادند.

در حکمت حکومتى، از مبانى نظرى قوى، جامع، عمیق و منعطف همچون اصول و روش رئالیسم، بهره مند است و در فقه حکومتى، فقه منتظر استغنا و استفسار مکلفین و شهروندان نمى ماند بلکه حکومت موظف است همچون آینده پژوه حرفه اى به رصد و ردگیرى موضوعات و مسائلى بپردازد که در دهه هاى آینده امکان آفرینش و حضور آنها به وجود مى آید و فقه حکومتى، پیش از ایجاد مسئله و بروز چالش، به حل مسائل و ارائه راه حل اهتمام مى ورزد. در اخلاق حکومتى، صرفاً به گزاره هاى حقوقى که نسبت به تعیین روابط افراد مى پردازند، بسنده نمى شود، بلکه گزاره هاى اخلاقى براساس رشد یافتگى و فرزانگى شهروندان، مافوق گزاره هاى حقوقى، کارکردهاى خود را به ارمغان مى آورند.

اسلام در موضع حکومت، نه تنها «نیازسنج» بلکه براى زیست مطلوب شهروندان «نیازساز» است.

نه تنها به تأمین آسایش بلکه به آرامش آنان مى اندیشد.

سومین پیامد دولت نهم، زاویه، رویکرد و منظرى است که از آن منظر به پدیده ها مى نگرد.

نگاه دولت سوم تیر، عطیه و گوهر ارزشمندى را که بنیانگذار فقید نظام جمهورى اسلامى با اقتباس از فقه جواهرى، الگوى نوین سیاسى را با عنوان «ولایت فقیه»، ارمغان ایرانیان فرمودند، ملاک و استاندارد عملکرد خویش قرار داده است.

بنابراین افتخار به این که معیار مشروعیت، دیندارى و اسلامیت تصمیمات دولت نهم، معیار صواب، صلاح، درستى و انطباق مفاد آن با نظریه «ولى فقیه» است، منتخب سوم تیر را نزد مؤمنان محبوب ساخته و تعلق خاطر ایشان را بر خویش معطوف نموده است.

دولت نهم با تابش و افکندن مسائل و موضوعات مستحدثه حکومتى در حوزه اندیشه دینى، ترافیک ایجاد نموده است و درنتیجه، تکاپو را درحوزه نظریه پردازى، گسترش داده است.

باب تعامل و نه تقابل و انعطاف، نه انفعال را با حوزه هاى فکرى جهانى گشوده است.

اگر نظریه ها، سازنده روش ها و روش ها، آفریننده کارکردها هستند، اندیشه دینى در ابعاد مختلف با حفظ محتواى اسلامى، مولد قالب ها و ساختارهاى متنوع، متکثر و... از فرآورده هاى آن خواهد بود. باز تولید و باز زنده سازى کارکردها و روش هاى فرهنگى، اجتماعى و اقتصادى نوین در مأموریت هاى دولت جلوه هاى تابناک این جهت گیرى است.

حضور فکرى در جهان اسلام و مصادره مؤلفه هاى تغییر اراده مسلمانان در کارکردهاى سیاسى - اجتماعى جهانى به نفع جهان اسلام پیامد اتکال به مبانى اسلامى از سوى دولت منتخب سوم تیر است.

احیا و تابش تفکر حضرت امام خمینى (ره) در مجموع جهان سوم و اهتمام بر استیفاى حقوق شهروندان و ترویج رویکرد خداپرستى، معنویت گرایى، عدالت خواهى و... در آستانه هزاره سوم از پیامدهاى مبارک منتخب سوم تیر مردم شریف ایران قلمداد مى شود.

همچنین توسعه عدالت اجتماعى در برنامه ریزى کلان با اعطاى فرصت براى همه و توزیع برابر منابع و اعتبارات در گستره ملى همراه با تأمین و تعقیب منافع ملى در تمام مذاکرات و روابط دیپلماتیک و برنامه ریزى معطوف به مسائل مردم در سفرهاى استانى و... از پیامدهاى تجهیز حاکمیت به نگاه فاخر و مبانى متعالى اسلامى است.

امید است، دولت نهم که برخاسته از خواست و اراده مؤمنان، ایثارگران، بسیجیان، فرزانگان، نخبگان و مستضعفین ایران اسلامى است با بازشناسى پیوسته برنامه ها، محتوا، مفاد، روش ها، فرآیندها، یافته ها، نتایج و پیامدهاى عملکرد خود و بازخوانى ظرفیت بیکرانه اصولگرایى در گستره ملى و بازسازى کاستى هاى احتمالى موجود، مبادرت به بازآفرینى کارکردهاى خویش نموده و ضمن بهره مندى از پویایى جاودانه، پیوسته کام شیرین ایرانیان را به شهد تجربه حاکمیت مؤمنان که منجر به کارآمدى سامانه ها و اثربخشى فرآورده ها و خدمات حکومت دینى مى گردد، بچشاند.

نام:
ایمیل:
نظر: