علی امینی
طی روزها و هفتههای اخیر شاهد رویکرد جدیدی در عرصه منطقهای و بینالمللی نسبت به ایران هستیم. گو اینکه دشمنان ایران و عقبههای منطقهای آنها از ناکامیهای خود در انزوای ایران عبرت گرفته و حاضر به پذیرش عمق، نفوذ و توانمندی منطقهای ایران شدهاند.
در نشست نوزدهم شورای همکاری کشورهای عرب خلیجفارس، رئیسجمهور ایران برای اولین بار دعوت به اجلاس میشود و سخنان و ابتکارات 12گانه وی در اجلاس مورد اقبال بیسابقه سران قرار میگیرد. متعاقب آن در اجلاس امنیتی منامه، مواضع منطقهای رابرت گیتس، وزیر دفاع آمریکا از سوی شیوخ عرب منطقه به چالش کشیده میشود و آنها بر خلاف آمریکا که سعی در بزرگنمایی تهدیدات ایران دارد، ایران را برای امنیت و حیات سیاسی خود نه تنها تهدید بلکه همپیمان و دوست خود قلمداد میکنند.
آنها همچنین از اینکه در کنفرانس آناپولیس توسط آمریکاییها به بازی گرفته شدهاند و از اینکه آمریکاییها در خصوص دستاوردهای اجلاس مذکور به آنها دروغ گفتهاند در ظاهر اظهار نگرانی میکنند. در همین رابطه اعزام هیئتی از سوی مصر به ایران برای احیای روابط دیپلماتیک و دعوت عربستان سعودی از آقای احمدینژاد برای سفر به عربستان و انجام مناسک حج قابل تامل است. در سطح بینالملل نیز انتشار دو گزارش از سوی آژانس بینالمللی انرژی اتمی و 16 نهاد امنیتی و جاسوسی آمریکا در خصوص پرونده هستهای ایران و تاکید آنها بر صلحآمیز بودن تلاشهای هستهای ایران تکمیلکننده رویکرد جدید منطقهای آمریکا در خصوص جمهوری اسلامی ایران است. این اقدامات و تحولات در دو سطح منطقهای و فرامنطقهای اگرچه در ظاهر از واقعیتهایی سخن میگویند اما ماهیت آنها نشاندهنده تغییر در تاکتیکهای آمریکا در تقابل استراتژیک با ایران است. بدون تردید استراتژی انزوای ایران از دستور کار آمریکاییها خارج نشده است اما تاکتیکهای اقدامات آنها برای برخورد با ایران متناسب با شرایط بینالمللی متفاوت خواهد بود.
شکی نیست که آمریکاییها طی چند سال گذشته بزرگترین مانع اجرای طرحهای خاورمیانهای خود را جمهوریاسلامی ایران قلمداد کرده و آنها برای منزوی کردن این کشور همه راهها از جمله صدور قطعنامههای زنجیرهای شورای امنیت، ائتلاف قدرتهای بزرگ و تهدید به جنگ نظامی را آزمودند اما نه تنها هیچ نتیجهای نگرفتند بلکه با ناکامیهای بزرگی مواجه شدند. آنها با یک اتحاد و انسجام قدرتمند داخلی با توانمندیهای نظامی و نامتقارن و ظرفیتهای بالای منطقهای ایران مواجه شدند. از این رو با یک «جا خالی استراتژیک» در سطح بینالمللی و منطقهای اجازه انتشار گزارشهای آژانس بینالمللی انرژی اتمی و نهادهای امنیتی و جاسوسی آمریکا و اعتراف آنها به حقوق هستهای ایران را دادند تابلکه زمینه برای بازکردن جبههای جدید اما با ماهیتی متفاوت علیه ایران مهیا شود. جبهه جدید آمریکا علیه ایران با انتشار گزارشهای مذکور، کمتر نظامی و بیشتر سیاسی و فرهنگی است. البته گزینه نظامی همچنان روی میز نومحافظهکاران واشنگتن است چرا که آمریکا به بهانه اجرای قطعنامههای شورای امنیت سازمان ملل ممکن است در یک شرایط خاص به ابزار نظامی نیز متوسل شود. اما تحولات اخیر در دو سطح جهانی و منطقهای در ارتباط با ایران از روندهای بسیار پیچیده سیاسی و امنیتی حکایت میکند که عبور از آن هوشیاری و توانمندی بالایی میخواهد. به نظر میرسد که آمریکاییها در فاز جدید دیپلماسی خود، فعال کردن وابستگان داخلی و ترغیب آنها به ورود به صحنه عملیات اغتشاش و بیثباتی، فعال کردن بخشهای قومیتی و... را در دستور کار پروژه تضعیف موقعیت ایران قرار دهند. همراهی کشورهای عربی منطقه با ایران که از جمله متحدین سنتی آمریکا محسوب میشوند ظواهری فریبنده دارد و ممکن است دامی برای به تور انداختن ایران باشد. تجربه نیم قرن اخیر ثابت کرده که کشورهای عربی منطقه هیچگاه بازیگر مستقلی نبودهاند و بازیگری آنها همیشه در پرتو قدرتهای فرامنطقهای بوده است. این سخن ملک عبدا...، پادشاه عربستان که اولویت آنها در عراق اسلامی، عربی است و دیپلماسی آنها در تقابل با نفوذ منطقهای ایران نیست مشکوک است. چگونه است پس از سالهای متمادی، دیپلماسی غالب عربی آنها رنگ میبازد و ماهیتی ابتدا اسلامی و بعد عربی مییابد!
به نظر میرسد که کشورهای عرب منطقه در چارچوب سیاستها و برنامههای جدید آمریکا سعی در نزدیکی به ایران و سپس تلاش برای استحاله مواضع راهبردی ایران در منطقه و در محیط بینالملل داشته باشند و در صورت عدم توفیق در این مسیر، حداقل در تعامل نزدیک با ایران، خود را از آسیبهای درگیری نظامی احتمالی میان ایران و آمریکا مصون نگه میدارند. اما مسئولان سیاست خارجی، بایستی امنیت ایران را امنیت منطقه تعریف کنند تا آنها را از هرگونه همپیمانی پنهان با آمریکا علیه امنیت و منافع ملی ایرانی باز دارد.