صفحه نخست

بین الملل

سیاسی

چند رسانه ای

اقتصادی

فرهنگی

حماسه و جهاد

آذربایجان غربی

آذربایجان شرقی

اردبیل

اصفهان

البرز

ایلام

بوشهر

تهران بزرگ

چهارمحال و بختیاری

خراسان جنوبی

خراسان رضوی

خراسان شمالی

خوزستان

کهگیلویه و بویراحمد

زنجان

سمنان

سیستان و بلوچستان

فارس

قزوین

قم

کردستان

کرمان

کرمانشاه

گلستان

گیلان

لرستان

مازندران

مرکزی

هرمزگان

همدان

یزد

صبح صادق

صدای انقلاب

محرومیت زدایی

صفحات داخلی

صبح صادق >>  دین >> یادداشت
تاریخ انتشار : ۱۱ بهمن ۱۴۰۱ - ۱۳:۰۱  ، 
شناسه خبر : ۳۴۳۸۸۱
پایگاه بصیرت / ایمان معینی

بسیاری از اتفاقات ناگواری که برای انسان‌ها در طول حیات‌شان رخ می‌دهد، متأثر از دو مسئله است: اول، جهل نسبت به یک حقیقت، دوم علم نسبت به یک حقیقت، اما کسانی که لجبازی می‌کنند و در عین علم به حقایق باز هم در راه نادرست قدم برمی‌دارند، قابل بخشش نبوده و حتی نمی‌توان آگاه‌شان کرد... یکی از صفات رذیله انسان نیز همین «لجبازی» است که او را در بدترین مهلکه‌ها گرفتار می‌کند. «لجاجت» در لغت، به معنای اصرار و پافشاری در انجام کاری‌ است که مخالف میل طرف مقابل باشد. علامه طباطبایی می‌گوید: «جهالت، ناشی از عوامل عارضی از جمله طغیان هوای نفس بوده و لذا ممکن است با از بین رفتن این عوامل به سبب پیدا شدن مانع در برابر آنها، یا در اثر حائل شدن زمان طولانی بین تصمیم و انجام گناه و...، فرد متوجه زشتی اعمال سابق خود شده و از آن افکار و اعمال پشیمان گردد؛ در صورتی ‌که لجاجت از روی عناد و تکبر بوده و از بد ذاتی ناشی می‌گردد. لذا با فروکش کردن هوس‌ها از بین نرفته و هیچ گاه به شخص لجوج ندامت فوری دست نمی‌دهد؛ بلکه مادامی که شخص زنده است، این‌حالت زشت نیز زنده خواهد ماند؛ مگر آنکه خدا بخواهد او را هدایت کند.»(ترجمه المیزان، ج‌۴، ص۳۷۹)

نمونه‌ای از این اصرار بر نفهمیدن و لجاجت در برابر حق در قرآن آمده است که می‌فرماید: «آن که پیوسته آیات خدا را می‌شنود که بر او تلاوت می‌شود، امّا از روی تکبّر اصرار بر مخالفت دارد، گویی اصلاً آن را هیچ نشنیده است. چنین کسی را به عذابی دردناک بشارت ده!»(جاثیه/ 8) این آیه به قبل از تبلیغ علنی و تلاوت قرآن از زبان رسول گرامی اسلام(ص) در کنار کعبه و پنبه گذاشتن مشرکان در گوش‌شان  و بی‌توجهی مردم به حقایق دین و دستورات قرآن در طول تاریخ برمی‌گردد. امام صادق(ع) نیز در روایتی، شش خصلت را برمی‌شمرد که در مؤمنان وجود ندارد: «سخت‌گیرى، کارشکنى، لجاجت، دروغ‌گویى، حسدورزى و ستمکارى.»(الخصال، ج1، ص325) مؤمنان در مقابل حق خاضع هستند، حتی اگر به نفع‎شان نباشد و ضرر دنیایی برای آنها داشته باشد؛ اما مشرکان و کفار برای منافع دنیایی در مقابل حق می‌ایستند و خود را به نشنیدن و نفهمیدن می‌زنند. این لجاجت را می‌توان در همه انسان‌ها پیدا کرد که در مراحل مختلف دیده می‌شود، وقتی شدت پیدا کند و مانند یک مریضی تمام فکر و روح انسان را در بر بگیرد، دیگر راه نجاتی باقی نمی‌ماند. آیاتی در قرآن نیز آمده است که از لجبازی انسان‌ها در حدی می‌گوید که عذاب و عقاب خداوند را به تمسخر می‌گیرند که خداوند گناه ناآگاهان آنان را نادیده می‌گیرد و آگاهان‌شان را عذاب می‌کند. در آیه 6 سوره رعد آمده است: «آنها پیش از تقاضاى حسنه [و رحمت]، از تو تقاضاى شتاب در سیّئه [و عذاب] مى‌کنند؛ با اینکه پیش از آنها بلاهاى عبرت‌انگیز نازل شده‌ است و پروردگار تو نسبت به مردم، با اینکه ظلم مى‌کنند، داراى آمرزش است و [درعین حال] پروردگارت سخت کیفر است.» جاهلان معاند که حق را می‌بینند، ولی قبول نمی‌کنند ولو گرفتار جهنم شوند، قابل نجات و بخشش نیستند.

نام:
ایمیل:
نظر: