رضا فاطمی
برگزاری انتخابات مجلس خبرگان و شوراهای اسلامی شهر و روستا در نیمه دوم سال 85، این فرصت را در اختیار احزاب و گروههای سیاسی قرار داده است تا علاوه بر بازسازی ونوسازی ساختار «سازمانی» تدابیری را برای اصلاح «روش»ها و رفتارهای حزبی شان تدارک ببینند.
پس از پیروزی دکتر احمدی نژاد در انتخابات نهم، بسیاری از ناظران سیاسی از آن به عنوان پیروزی مطالبات مردم بر گرایشها و تمایلات حزبی نام بردند چرا که در این انتخابات، فردی بر کرسی قدرت تکیه زد که خود را وامدار هیچ حزب و گروهی نمی دانست. انتخابات نهم نشان داد که فاصله میان ذائقه سیاسی مردم با احزاب و دستجات سیاسی به گونهای است که تشکلهای سیاسی قدرت بسیج و تجهیز سیاسی جامعه را ندارند. بر این اساس، اگر از احزاب و گروههای سیاسی کشور به عنوان «بازماندگان انتخابات نهم» یاد نمائیم، سخنی به گزاف نگفتهایم. بنابر این طبیعی است که سران و تصمیم گیران عالی جناحهای سیاسی کشور برای جلب اعتماد مردم و پیروزی در دو انتخابات یاد شده اقدام به بازخوانی سیاستهای پیشین و طراحی و اجرای برنامههایی در جهت بازیابی هویت حزبی شان داشته باشند.
برگزاری نشست مشترک اعضای مرکزی حزب موتلفه با شورای مرکزی حزب مشارکت، دیدار بهزاد نبوی و عزت الله سحابی پس از 24 سال، گردهمایی سراسری جمعیت ایثارگران، برگزاری جلسات بازنگری در اساسنامه مجمع روحانیون مبارز، کنگره سراسری حزب مشارکت در تیرماه، تصویب اساسنامه حزب اعتماد ملی و آغاز عضوگیری، نشست مسئولان دفاتر حزب اعتدال و توسعه در اردیبهشت ماه، آغاز فعالیت آبادگران جوان، انتشار روزنامه ارگان حزب کارگزاران، جلسات مشترک مجمع روحانیون و حزب اعتماد ملی، پیشنهاد برگزاری جلسات مشترک میان جامعه روحانیت و مجمع روحانیون، دیدارهای حزبی میان اعضای حزب مشارکت و نهضت آزادی و دهها رویداد و رخداد دیگر حزبی نشان می داد که سال 85 را باید سال شکل گیری آرایشهای جدید سیاسی، ائتلافهای نوین و سرعت گرفتن روند همگراییها و واگراییها در رفتارها و کارکردهای حزبی بنامیم.
تأملی بر مواضع و رفتار گروههای سیاسی در ماههای اخیر گویای این واقعیت است که بازگشت به سطح جامعه و توده مردم در دستور کار اول این گروهها قرار گرفته است. در نخستین گام «تطبیق ذهنیتهای حزبی بر واقعیات اجتماعی» سران احزاب را وادار به تجدیدنظر در مانیفستها و مرامنامههای حزبی شان نموده است.
از سوی دیگر، روند فعالیتهای سیاسی احزاب نشان می دهد که بازیگری «تک چهره»های سیاسی و «ژنرال»های حزبی همچون کروبی، خاتمی، غلامحسین کرباسچی، بهزاد نبوی عزت الله سحابی و ابراهیم یزدی از اقبال بیشتری در سطح رسانهها و مجامع سیاسی برخوردار می باشد به گونهای که پیش بینی می شود بخشی از تاکتیکها و استراتژیهای احزاب معطوف به آرایشهای جدید حول بازیگران تک چهره و بازبینی روشهای حزبی و جبهه ای، عملیاتی و اجرا می گردد.
اما نکته مهم در دور جدید فعالیتها و شکل گیری ائتلافهای جدید حزبی آن است که جمهوری اسلامی ایران به چنان ظرفیتی در عرصه سیاسی رسیده است که نه تنها کمترین بیم و نگرانی به صحنه آمدن احزاب منتقد و گاه اپوزیسیون ندارد بلکه این تحرکات را در جهت نشاط سیاسی و حفظ انسجام ملی به فال نیک گرفته و آن را نمایشی از تضارب آرا و در راستای تحکیم بنیانهای نظام مردم سالاری می داند که امروزه به الگویی الهام بخش در میان کشورهای همسایه و ملتهای اسلامی تبدیل شده است.