على تتماج
با پیروزی جمهوری خواهان در انتخابات سال 2000 آمریکا، باب تازهای در روابط لندن با واشنگتن بازگشایی شد، بگونهای که دو کشور به متحدانی بزرگ و هماهنگ مبدل گردیدند که سیاستهای نسبتا مشابهی را در عرصه داخلی و خارجی پی گیری می نمودند. همکاری نسبتا موفق آنها در جنگ افغانستان که موجب آغازی بر حضور استعماری بریتانیا بود، سبب شد تا بار دیگر آنها بدون توجه به خواست جامعه جهانی در جنگ عراق مشارکت نمایند.
این رویکرد در حالی صورت گرفت که در سایر تحولات جهانی نیز دو کشور در یک صف قرار گرفته و به حمایت همه جانبه از یکدیگر پرداختند. عواملی همچون ناتوانی در تحقق اهداف جنگ عراق، برملاشدن جنایات و عملکردهای ضدبشری نظامیان انگلیسی، نقض گسترده حقوق بشر، تغییر در ساختار نظام بینالمللی و حضور بازیگران جدید و... موجب شد تا بلر نیز در کنار بوش مورد هجوم همه جانبه معترضان قرار گیرد. با توجه به کارنامه همکاری بلر با بوش بویژه پس از جنگ عراق مهمترین پیامدهای این اتحاد نامیمون را می توان در چندعرصه مورد بررسی قرار داد.
1) در عرصه داخلی: بلر در حالی همسویی بی قید و شرط با آمریکا را سرلوحه سیاستهای خود قرار داد که جنگ افروزیها وی در عراق موجب دوری دولت از تحولات داخلی گردید که موجب شد تا اولا بسیاری از طرحها و اهداف بویژه در بخشهای عمران و آموزشی و اجتماعی، اجرا نگردد و حتی بودجه آنها صرف هزینه جنگ گردد. بر اساس آمار در سه سال اخیر بیکاری، تورم، حاشیه نشینی، تعطیلی اماکن خیریه و مدارس به دلیل عدم رسیدگی دولت، افزایش چشم گیری داشته و بسیاری عمرانی از طرحها نیز به صورت ناتمام رها گردیدهاند.
ثانیا: بی توجهیهای بلر به دیدگاه نمایندگان پارلمان و عملکردهای وی، موجی از انتقادات فراگیر از او، حزب کارگر و حتی مجموعه دولت را به همراه داشته است. از یک سو مردم و سایر احزاب و گروهها با برپایی تظاهراتهای گسترده و انتشار گزارشهای متعدد بر نحوه عملکرد دولت اعتراض کرده و بارها خواستار برکناری بلر گردیدهاند. بویژه اینکه بلر در چارچوب همسویی با بوش، با تصویب قوانین ضدتروریسم و استراق سمع که محدودیتهای داخلی را افزایش داده بر مشکلات اقتصادی و اجتماعی مردم افزوده است. از سوی دیگر هم پیمانان بلر در حزب کارگر نیز دیگر پذیرای وی نبوده و ضمن مخالفت با طرحهای او تلاش دارند تا به هر نحوی او را متقاعد سازند که برای حفظ وجهه حزب کارگر از قدرت کناره گیری کند. نمایندگان حزب کارگر در پارلمان طی چندین نامه راهکار خروج از بن بست انگلیس را صرفا کناره گیری بلر ارزیابی نموده و خواستار جایگزینی برای وی شدهاند.
2) در اتحادیه اروپا: هر چند که دولتمردان انگلیس به عنوان یکی از بانیان اتحادیه اروپا، تلاش داشتهاند تا با برعهده گیری سکان هدایتاین اتحادیه از آن در جهت تحقق اهداف خود بویژه حفظ جایگاه جهانی به عنوان یک ابرقدرت بهره برداری کنند، اما گرایش یکجانبه بلر به بوش و حضور ناموفق آن در جنگ عراق موجب شد تا اولین پیامد آن در روابط اروپا با این کشور تجلی یابد. در طی سالهای اخیر از یک سو انگلیس دیگر بازیگری فعال در معادلات و تصمیم گیریهای اتحادیه محسوب نمی شود و گرایشات اتحادیه، صرفا برای حفظ اتحاد می باشد چنانکه ریاست دورهای بریتانیا براین اتحادیه موجی از انتقادها را به همراه داشت. از سوی دیگر افکار عمومی نیز از لندن به عنوان ستون پنجم آمریکا در اتحادیه یاد کرده و بر این عقیدهاند که این کشور، در چارچوب اهداف تک قطبی آمریکا، به تضعیف اتحادیه می پردازد چنانکه صراحتا با تصویب قانون پول واحد مخالفت کرده است لذا دولتها باید ضمن کاهش مراودات با انگلیس، این کشور را در حاشیه تصمیم گیریهای اتحادیه قرار دهند. به عبارتی دیگر می توان گفت که اتحاد بوش و بلر در نهایت منجر شد تا انگلیس متحدان سنتی و همسایگان خود را به دشمنانی مبدل سازد که صرفا برای حفظ صلح و امنیت به مخالفت آشکار با آن نمی پردازند و سعی دارند تا از طریق سیاسی آن را به انزوا بکشانند.
ج) در عرصه بین المللی: آنچه در پیامدهای همسویی بلر با آمریکا قابل تامل است، تاثیراتاین همکاری بر سیاست خارجی و جایگاه بریتانیا در عرصه بین الملل است. لندن که فکر می کرد با حضور د رجنگ عراق می تواند وجهه به دست آمده در افغانستان را ارتقا بخشد، بدون توجه به خواستههای مجامع جهانی وارد جنگ شد. سه سال جنگ عراق در نهایت منجر شد تا اولا افکار عمومی جهان، لندن را در کنار واشنگتن به عنوان ناقض حقوق بشر و جلادی که برای سیاستهای توسعه طلبانه فعالیت می کند، معرفی و خواستار اقدام جهانی علیه آن شوند. موجاین اعتراضات را در تظاهراتهای گستردهای که در سراسر جهان برگزار گردید می توان مشاهده کرد. ثانیا در مجامع بینالمللی و سازمان ملل متحد، جایگاه انگلیس به عنوان حامی حقوق بشر و صلح و امنیت جهانی که موجب می شد تااین کشور بهاین بهانهها در امور داخلی سایر کشورها مداخله کند، کاملا محو گردد. امروز شاهد می باشیم که اهداف و خواستههای آن با مخالفت جامعه بین الملل مواجه می شود. ثالثا حضور در جنگ عراق موجی از انگلیسی ستیزی را در جهان اسلام بویژه در خاورمیانه ایجاد کرد که موجب شکست طرحهای آن در این مناطق گردید. در حالی که این امر لطمات اقتصادی و سیاسی بسیاری برای آن به همراه داشت. رابعا سیاست جنگ افروزانه سبب شد تا دستگاه دیپلماسی بریتانیا نتواند چندان در سایر نقاط جهان فعال گردد. در حالی که بازیگران جدیدی نظیر روسیه، چین، هند و آلمان توانستند در سراسر جهان حتی در آفریقا و آمریکای لاتین به حوزههای نفوذ جدیدی دست یابند، تا در عرصه بینالملل نیز بریتانیا شکستهای بزرگی را متحمل گردد در حالی که از جنگ عراق نیز دستاوردی جز افزایش تلفات و انتقادهای جهانی حاصلی نداشته است.
بر این اساس می توان گفت که همسویی بلر با بوش در سالهای اخیر بویژه در قبال عراق، موجب گردید تا از یک سو حزب کارگر که سه دوره بر عرصه قدرت تکیه زده، آینده خود را در ابهام ببیند، از سوی دیگر انگلیس که برای احیای قدرت در بحرانهای جهانی شرکت کرده، امروز، خود را در مسیر زوال و انزوای جهانی مشاهده کند در حالی که در عرصه داخلی نیز وضعیت مطلوبی را تجربه نمی کند. لذا می توان گفت که در شرایط کنونی که بلر همچنان بر سیاستهای تک گویانه خود تاکید دارد و خروج از عراق را شکستی بزرگ تر از تحولات و ناکامیهای کنونی می داند، باید حزب کارگر خود را برای کناره گیری از قدرت و انگیس برای پاسخ گویی به جامعه جهانی آماده سازند.