صفحه نخست

بین الملل

سیاسی

چند رسانه ای

اقتصادی

فرهنگی

حماسه و جهاد

آذربایجان غربی

آذربایجان شرقی

اردبیل

اصفهان

البرز

ایلام

بوشهر

تهران بزرگ

چهارمحال و بختیاری

خراسان جنوبی

خراسان رضوی

خراسان شمالی

خوزستان

کهگیلویه و بویراحمد

زنجان

سمنان

سیستان و بلوچستان

فارس

قزوین

قم

کردستان

کرمان

کرمانشاه

گلستان

گیلان

لرستان

مازندران

مرکزی

هرمزگان

همدان

یزد

صبح صادق

صدای انقلاب

محرومیت زدایی

صفحات داخلی

صفحه نخست >>  عمومی >> آخرین اخبار
تاریخ انتشار : ۱۸ تير ۱۳۸۷ - ۰۹:۱۱  ، 
شناسه خبر : ۳۵۳۴۲

عبدالحسین معتمدی

رادیو صدای آمریکا شنبه گذشته به بهانه اظهارات چند ماه پیش رئیس گروهک نهضت آزادی در مؤسسه خاورمیانه واشنگتن و مصاحبه بعدی وی با سایت ضد انقلابی روز نت (25 خرداد 87) میزگردی با حضور دو تن از عناصر سلطنت طلب ترتیب داد. در این میزگرد ناصر محمدی معاون سردبیر نشریه سلطنت طلبان چاپ لندن و منوچهر گنجی رئیس گروهک درفش کاویانی ( مهره شناخته شده سازمان سیا) به شرح و بسط و ارزیابی و نقد! اظهارات ابراهیم یزدی پرداختند.

پیش از آن که وارد محتوای اظهارات ابراهیم یزدی و میزگرد صدای آمریکا درباره آن شویم، ذکر این نکته ضرورت دارد که حدود 4 ماه پیش هنگامی که یزدی قصد عزیمت به آمریکا و انجام برخی ملاقات ها و سخنرانی ها را داشت ادعا کرد «آمریکایی ها 2 سال است به من ویزای سفر نمی دهند». برخی سایت های نزدیک به وی هم اعلام کردند که دولت آمریکا او را از مقامات سابق جمهوری اسلامی و مورد شکایت خانواده تیمسار رحیمی از مقامات رژیم شاه (به اتهام شرکت در قتل این مقام ارتش) می داند و ویزا نمی دهد. اما به زودی به شکلی معجزه آسا! مشکل ویزا در دوبی حل شد و رئیس گروهک نهضت آزادی به آمریکا رفت و با این وجود از تمام سفر وی تنها گزیده ای از سخنرانی اش در مؤسسه خاورمیانه واشنگتن از سوی سایت نهضت آزادی منتشر شد.

اتفاق جالب دیگر این بود که رادیو صدای آمریکا در اقدامی غریب و با آب و تاب تمام ادعا کرد مایل به گفت وگو با یزدی درباره سفرش به آمریکا بوده اما نامبرده از این امر استنکاف کرده است. در ادامه ماجرا، ابراهیم یزدی توضیحی تحت عنوان اعتراض منتشر کرد که در آن ادعا شده بود «دبیرکل نهضت آزادی به خاطر اسلام ستیزی صدای آمریکا و میدان دادن به کسانی که به باورها و اعتقادات میلیون ها ایرانی توهین می کنند و به خاطر عدم رعایت بی طرفی از سوی صدای آمریکا، تن به مصاحبه با این رسانه نداد».

تا اینجا پیداست که رئیس نهضت آزادی می کوشد مرز خود با صدای آمریکا و مخالفت دولت آمریکا با سفر وی را القا کند. نگارنده ضمن تایید اسلام ستیزی صدای آمریکا مایل بود ادعای آقای یزدی را بپذیرد اما حل شدن ناگهانی مسئله ویزا- موضوعی که آمریکایی ها بارها بر سر آن برای مقامات رسمی جمهوری اسلامی حتی در سفرهای رسمی به نیویورک دردسر درست کرده و کوتاه نیامده اند- و پس از آن میزگرد مثبت صدای آمریکا درباره مواضع اخیر نامبرده، موضوع را اندکی پیچیده می سازد و ناظر بی طرف و خوش گمان را با پرسش و بدگمانی مواجه می کند.

مگر آقای یزدی چه گفته بود که با استقبال VOA مواجه شد؟ رئیس گروهک نهضت آزادی در سخنرانی خود در آمریکا به پیوند دین و سیاست در جامعه ایرانی اشاره و تصریح می کند «ملیت و مذهب یا ایرانیت و اسلامیت آنچنان به هم تنیده اند که جدا کردن آنها تقریبا ناممکن است. یکی از پرسش های بنیادین پیرامون فرآیند مدرنیزاسیون در ایران، سازگاری یا ناسازگاری اسلام با مفاهیم مدرن مانند حقوق بشر و دموکراسی است». او سپس هدف از جنبش اصلاحات را ایجاد فشار بر حاکمان می داند و با اشاره به مخالفت ملت ایران با مداخله خارجی چنین می گوید «نیروهای خارجی تنها زمانی می توانند بر تسریع فرآیند داخلی دموکراسی در یک کشور کمک کنند که هم جهت با پیشامدهای درون کشور قرار گیرند. خط مشی آمریکا در مورد ایران کمکی به آرمان دموکراسی نمی کند بلکه به آن آسیب می رساند». وی سپس در مصاحبه با روزنت ادعا می کند «نظام به بن بست رسیده و باید به قانون اساسی و جمهوری اسلامی منهای ولایت فقیه بازگشت».

جالب اینجاست که در میزگرد شنبه گذشته صدای آمریکا، دو عنصر سلطنت با وجود تخطئه ظاهری ابراهیم یزدی، به شرح و بسط سخنان وی می پردازند و از جمله منوچهر گنجی وزیر آموزش و پرورش شاه که همکاری خود با «سیا» را انکار نمی کند، با تخطئه ظاهری و خلاف واقع ابراهیم یزدی می گوید «ابراهیم یزدی در روزهای اول انقلاب تیمسار رحیمی و تیمسار نصیری را محاکمه می کرد که منجر به اعدام آنان شد ]اما[ او مسئله جدیدی را تحت عنوان جمهوری اسلامی بدون ولایت فقیه مطرح می کند. بدون ولایت فقیه، 05 اصل قانون اساسی باید تغییر پیدا کند. بنابر این ممکن است دکتر یزدی دشمن من باشد [!؟]و من از او خوشم نیاید که نمی آید ولی مسئله مهمی را مطرح کرده و من دست او را می بوسم». ناصر محمدی سلطنت طلب دیگر شرکت کننده میزگرد هم با تأکید بر این که «مخالفت با ولایت فقیه، نقطه مشترک اپوزیسیون است اما ولایت فقیه در قانون اساسی اول هم بوده است»، می گوید: «مسئله اصلی، اسلامی بودن جمهوری اسلامی است».

اکنون در خوش بینانه ترین تلقی و با فرض اینکه آقای یزدی با آمریکا و رسانه رسمی آن مرزبندی دارد، باید پرسید که چرا اظهارات وی با استقبال همین رسانه روبرو می شود و عنصر سلطنت طلبی چون گنجی دست او را می بوسد؟

چه نسبت فکری، سیاسی و راهبردی میان یک عنصر لائیک درباری وابسته با یک مدعی جمهوری خواهی و اسلام دوستی وجود دارد که اولی را دست بوس دومی می کند؟! و چه چیز باعث می شود مجری صدای آمریکا لابلای پرسش خود القا کند «با توجه به شرایط کنونی، یزدی نمی تواند یکدفعه بگوید جمهوری اسلامی تبدیل به جمهوری شود و یک روش گام به گام را پیشنهاد می کند».

البته وزن سیاسی گروهک نهضت آزادی و رئیس سابقه دار آن در ایران کاملاً مشخص است چه آن زمان که در خرداد 67 رسماً دعوت به تحریم انتخابات ریاست جمهوری کردند اما 03 میلیون ایرانی از همان انتخابات حماسه ای با شکوه و خیره کننده در دنیا ساختند و چه آن زمان که در دومین دوره انتخابات شورای شهر تهران لیست دادند اما نامزدهای آنها نتوانستند بین 2 تا 02 هزار رای جمع کنند. تنها یک مسئله می ماند و آن عمق نفاق نهفته در گروهک نهضت آزادی است که مشی کارگزاری پروژه های آمریکا را با انواعی از تظاهر پیش می برد تا شاید بدین ترتیب مؤثر واقع شود. آنها فهمیده اند و اذعان می کنند که مستقیماً با دیانت و انقلاب اسلامی مردم نمی توان درافتاد همچنان که نمی توان مثل گذشته آشکارا در آغوش آمریکا غش کرد. پس باید پروژه نهایی را مرحله بندی کرد و با پیچیدگی و نفاق مرکب پیش برد و ادعا کرد که جریان های درون انقلاب با ولایت فقیه مشکل دارند و نظام را در بن بست می دانند.

این هم حرف شخص رئیس نهضت آزادی نیست. درد جای دیگری است، درد بزرگ صهیونیست ها و نومحافظه کاران حاکم بر آمریکا است که در پایان هزاره دوم میلادی، قرن 12 را قرن جدید آمریکایی تعریف کرده و تغییر جغرافیای سیاسی خاورمیانه و ترسیم نقشه جدید برای آن را قطعی می دانستند اما ناگهان رشته های آن پروژه بزرگ را در برابر تدبیر رهبری فرزانه و شجاع ایران پنبه شده یافتند. درد و سوز اصلی را باید در کاخ سفید، سازمان سیا و موساد و پنتاگون جست وجو کرد و تنها این نکته را یادآور شد که سران نهضت آزادی کبک سر زیر برف کرده را می مانند و ماهیتشان در پیشگاه ملت ایران کاملاً روشن است. این لو رفتن هم تنها به اعتبار اسناد لانه جاسوسی آمریکا نیست بلکه مدت ها پیش از آن برای اهل خبر و مطالعه ماجرا روشن شده بود، آنجا که جیمز بیل محقق سرشناس و استاد دانشگاه آمریکایی یک روز قبل از پیروزی نهایی انقلاب اسلامی (12 بهمن 75) در حالی که کاخ سفید قافیه را باخته بود، در گفت وگو با مجله تایم به زمان تحصیل و تدریس خود اشاره و تصریح کرد: «آمریکا می تواند با چند تن از سران جدید ایران کنار بیاید... مردانی را می شناسم که در آمریکا تحصیل کرده و اصولاً محافظه کارند و آمریکا می تواند با آنها کنار بیاید و برای جریان یافتن دوباره نفت ایران به غرب از کمک آنها بهره مند شود. از جمله آنها دکتر ابراهیم یزدی و عباس امیر انتظام هستند. یزدی از طرفداران آمریکاست و امیر انتظام هر چه بخواهید آمریکایی است».

نام:
ایمیل:
نظر: