مهدى تقوى
لندن در مجموعه اتحادیه اروپا همچنان به صورت یک « عضو تکرو »عمل مى کند. این تکروى بیش از هر جا در روابط این مجموعه با ایران نمایان شده است. لندن در میدان سیاست خارجى اروپایى به معناى واقعى در نقش یک جزیره جدا عمل مى کند. کافى است به تصمیم ها و مواضع یک ماه اخیر دولت گوردن براون در مسئله هسته اى ایران، مواجهه با جنبش هاى انقلابى خاورمیانه، پرونده گروهک نفاق، قضیه سلمان رشدى، نویسنده مرتد آیات شیطانى و... نگاه شود. در همه این موارد دولت براون مسیرى متفاوت از بلوک اروپا پیموده است.
اما به باور ناظران هیچ کدام از این نقش هاى منفى که سیاست خارجى براون در برابر ایران ایفا مى کند، نشانه یک راهبرد تازه نیست. سیاست هایى مثل دفاع لندن از گروهک منافقین، نویسنده مرتد آیات شیطانى یا موضعگیرى علیه جنبش هاى حزب الله و حماس نشان از این دارد که بعد یک سال دولت براون هنوز نتوانسته خود را از قالب دیپلماسى آتلانتیک گراى بلر خارج کند.
حزب حاکم کارگر در عرصه سیاست خارجى اکنون با این معضل دست به گریبان است که دولت براون فاقد « دیپلماسى کارآمد» است. براون در مدت یک سال مدیریت خود بر سیاست خارجى جزیره هنوز براى دو بحران عمده افغانستان و عراق استراتژى روشنى ارائه نکرده است. ارتش ۵ هزار نفرى انگلیس درعراق پس از واگذارى مسئولیت بصره به دولت مالکى به صورت بلاتکلیف در این کشور مانده اند. در جبهه افغانستان نیز که مسئولیت تأمین امنیت ایالت سوق الجیشى هلمند برعهده ۷ هزار تفنگدار انگلیسى است، همه خبر ها از شکست هاى پى در پى ارتش ملکه در برابر شورشیان طالبان حکایت دارد به گونه اى که آمار تلفات این کشور هفته گذشته از مرز ۱۰۰ کشته فراتر رفت. براون در دو حوزه استراتژیک دیگر نیز چالش هاى عمیق براى دیپلماسى انگلیس بوجود آورد. بعد از گذشت یک سال که دوستى روسیه و انگلیس بر اثر گشودن پرونده قتل افسر تبعیدى روسیه، لیتوى ننکو به هم خورد هنوز هم شکاف میان لندن و مسکو ترمیم نیافته است.
از سوى دیگر در شرایطى که بسیارى از دولت هاى اروپایى با منطق واقعگرایى طرح مذاکره با ایران را پیش گرفته اند، دولت براون دیپلماسى خود را در جهان اسلام بر مبناى همان دوگانگى همیشگى انگلیس پیش مى برد.
تصویر آشفته دیپلماسى براون را مى توان در رفتارهاى تازه این کشور در خاورمیانه و ایران حس کرد. به راستى اقدام هایى مثل اهداى مدال به نویسنده مرتد آیات شیطانى، حمایت از گروهک تروریستى منافقین، مشارکت در پرونده سازى امریکایى ها علیه دیپلمات ایرانى( نصرالله تاجیک) و... در برهه کنونى آیا مفهومى غیر از تأثیر پذیرى وزارت خارجه براون از خط مشى قدرت آن سوى آتلانتیک دارد
واقعیت این است که دولت براون بهترین موقعیت را براى بازسازى دیپلماسى این کشور در خاورمیانه و جهان اسلام داشت. براون وارث حکومت ۱۰ ساله «تونى بلر»ى شد که با وجود موفقیت هایش در تحکیم موقعیت حزب حاکم کارگر اما در سیاست خارجى- بر اساس نظرسنجى هاى مؤسسات خود لندن - انگلستان را با بى سابقه ترین جو نفرت مسلمانان روبه رو ساخت. ایرانى ها نیز همانند افکارعمومى جهان پس از دوران بلر به انتظار یک تغییر جدى در نگاه دیپلماسى لندن بودند. اما اکنون دوران آزمون یک ساله گوردن براون در نظر ایرانى ها نیز رو به پایان است. جالب است که قضاوت افکارعمومى ایران و کشورهاى اسلامى درباره دیپلماسى براون همان است که نظرسنجى هاى تازه در لندن از شهروندان انگلیسى در پى داشته است. یعنى دولتى فاقد استراتژى مشخص و بى اعتنا به واقعیات سیاسى خاورمیانه.
وضعیت نابسامان دیپلماسى براون را مى توان از مقایسه موقعیت آن با حریفان اروپایى اش فهمید. آلمان، فرانسه و دیگر همقطاران اروپایى انگلیس اکنون براى حضور و نفوذ در همان حوزه هاى ژئوپلیتیک مسابقه گذاشته اند که بواسطه غفلت ها و اشتباهات براون از دست انگلیس خارج شده اند. آلمان طرح دوستى جدید با روسیه و برنامه میانجیگرى میان حزب الله و رژیم صهیونیستى را ریخته است، فرانسه همزمان براى میانجیگرى میان سوریه و لبنان و سوریه و رژیم اسرائیل تلاش مى کند و بروکسل (اتحادیه اروپایى) نیز به کمک سولانا درصدد یک همکارى استراتژیک با تهران است. بنابراین، این مسئله مایه بسى شگفتى است در روزهایى که دیپلمات هاى اروپایى هر کدام با ارائه طرحى نو در خاورمیانه براى دوره پس از بوش آماده مى شوند، لندن اصرار بر همسویى با سیاست دولتى در آن سوى آتلانتیک دارد که فقط ۵ ماه از عمر آن باقى مانده است. براى دولتى مثل براون که برنامه هایش براى حل رکود اقتصادى یا رفع نیازهاى رفاهى شهروندان بى نتیجه مانده است، سیاست خارجى بهترین فرصت براى کسب اعتبار بود. اما او در شرایطى میدان هاى بازى در حوزه دیپلماسى را به رقباى اروپایى اش واگذار مى کند که از یک سو نسل جدید رهبران اروپا موقعیت سنتى انگلیس در منطقه خاورمیانه را به چالش کشیده اند و از سوى دیگر حزب تحت رهبرى براون با یک زورآزمایى سخت از سوى رقیب تازه نفس اش یعنى حزب محافظه کار روبه رو است. بد ترین انتخاب این است که گوردن براون در این فرصت اندک همانند سران نومحافظه کار کاخ سفید ظهور نیروهاى تأثیرگذار از روسیه تا ایران را در بازى سیاست خاورمیانه به حساب نیاورد و بر واقعیات تازه دنیاى سیاست چشم ببندد.