انتصاب فرمانده جدید سپاه سردار سرلشکر محمدعلی جعفری از سوی فرمانده معظم کل قوا با واکنشهای آنی و دانی از سوی رسانههای بیگانه همراه شد، واکنشهایی که فاقد هرگونه تشخیص و تنبیه بود. اگرچه واکنش، کار رسانه است اما کاری به قاعده نیست، حال آنکه غالب واکنشهای تحلیلی آنها بیقاعده و برآمده از فضایی کاملا ذهنی و به دور از واقعیت بود. چون اینگونه بود راه به خطا بردند و با دستاویز قراردادن عوامل تصادفی علت این تغییر را در مسائلی همچون بحث احتمال قرار گرفتن نام سپاه در فهرست سازمانهای تروریستی از سوی آمریکا و یا قوت گرفتن احتمالی درگیری نظامی آمریکا با ایران و... دیدند و درباره آن سخنفرسایی کردند، اما حقیقت چیز دیگری بود.
سردار صفوی نزدیک به ده سال فرمانده کل سپاه بود و طی روزهای آینده این ده سال به اتمام میرسید و چون داب مقام معظم رهبری قراردادن یک فرد در یک منصب بیش از دو دوره نیست، لازم بود سردار صفوی در فرصتی مناسب تودیع شود و سردار جعفری نیز به عنوان فرمانده جدید در فرصتی مناسب معارفه گردد و برای تودیع و معارفه چه فرصتی مناسبتر از سمینار سراسری فرماندهان و مسئولین سپاه ـ اگر چه تودیع و معارفه رسمی چند روز پیش از آن انجام گرفت ـ که بهترین موقعیت برای بیعت با فرماندهان و مسئولین سپاه با فرمانده جدید است و پس از این همایش سراسری سردار جعفری میتواند با پشتوانه محکم و دلگرمی یشتر به رتق و فتق امور بپردازد. بنابراین برخلاف آنچه که رسانههای بیگانه در توصیف آن، اقدامی ناگهانی و غیرمترقبه گفته بودند، حرکتی از سر تدبیر و هوشیاری بود. واقعیت و اصل موضوع نمیتوانست بیش از این باشد. سردار صفوی پس از قریب به یک دهه در حالی سپاه را ترک گفت که در این زمان طولانی در حد و توان خود و فرماندهان و مدیرانش پله به پله بر ارتقای کمی و کیفی سپاه افزود. چنانچه حساسیت، تحولات و چالشهای سخت و طاقت فرسای این دوره یک جا و در مروری کوتاه به خاطر آید، اهمیت مدیریت و فرماندهی سپاه بیشتر آشکار میشود. امروزه سپاه همچنان در مسیر تعالی و پیشرفت قرار دارد و پایان یافتن دوره مسئولیت یک فرمانده به معنای دستیابی سپاه به اهداف بلند خویش نیست، بلکه میبایست راه با قوت و قدرت بیشتر ادامه یاد. ادامه این مسیر توسط هر کسی امکانپذیر نیست و نیازمند افراد ویژه و شاخص است. فردی میتواند کاروان بزرگ سپاه و بسیج را در این مسیر متعالی راهبری کند که شجاع، متهور، مجاهد، رزمآور، مدیر و فکور باشد و از همه مهم تر سپاه را از درون و برون تجربه و آن را بررسی نموده باشد. حضور درازمدت سردار جعفری در سپاه از سال 60 و رشد یافتن در سلسله مراتب آن در دوران دفاع مقدس و همچنین حضور سیزده ساله در پس از دوران دفاع مقدس و قرار گرفتن در راس فرماندهی نیروی زمینی بهترین فرصت و زمینه برای شناخت دقیق سپاه از زوایای مختلف در زمان رزم و غیر از آن را برای وی میسر ساخت افزون بر آن که مسئولیت یک سال و نیمه در راس مرکز مطالعات راهبردی سپاه این امکان ارزشمند را در اختیار وی قرار داد تا فارغ از تمام مسائل درون سپاه به عنوان ناظر بیرونی مسائل سپاه را از بیرون نیز مورد مطالعه و بررسی قرار دهد امری که قطعا ایده و چشمانداز جدید در صوص سپاه میتواند از دستاوردهای ارزنده آن باشد.
با لحاظ این نکته میتوان گفت جدایی سردار جعفری از امور اجرایی در سپاه و منصوب شدن به عنوان رئیس مرکز مطالعات راهبردی سپاه اقدامی تصادفی نبود و چه بسا وی از آن زمان در زمره اولیترین افراد برای فرماندهی سپاه در نظر گرفته شده بود. همانگونه که در حکم فرمانده معظم کل قوا آمده و سردار جعفری هم در سخنان خود به آن اشاره داشته دو وظیفه اساسی در منصب فرماندهی کل سپاه به عهده او گذاشته شده و میبایست در دوران فرماندهی خود بر سپاه آن دو وظیفه را محقق سازد که عبارتند از: پیشرفت روزافزون و تحول آمیز در همه ابعاد. معنای ناظر به نتیجه که از این دو وظیفه برداشت میشود این است که سپاه میبایست از حیث توان نظامیبا توجه به تحولات سریع عرصه نظامیگری از بعد تجهیزات و نیروی انسانی و سایر نیازها در تراز قدرتمندترین ارتشهای دنیا قرار گیرد تا بتواند حافظ قابل اطمینانی برای دفاع از انقلاب و دستاوردهای آن در مقابل اقدامات کینهجویانه دشمنان باشد. انجام این مهم به خودی خود میسر و امکانپذیر نیست مگر اینکه با شناخت صحیح و بهنگام تحولات و فناوری نظامی و رصد و پایش تحرکات دشمنان که خود در گرو انجام تغییر و تحولات درونی متناسب با تغییرات و تحولات جهان امروز است، باشد. به نظر میرسد فرماندهی دوره سردار جعفری از جهاتی که تا حدودی کار را سخت تر و تحول را ضروریتر میکند مشکلتر از دورههای پیش باشد، زیرا در دو دوره گذشته نیاز چندانی برای تربیت پاسداران و آشنا ساختن آنها به مسائل مختلف نبود چرا که آنها خود با آشنایی نسبت به همه این مسائل و حفظ نظام و خدمت به انقلاب وارد سپاه شدند و به عنوان پاسداران انقلاب که رسالت سنگین دفاع از انقلاب و کشور را بر دوش داشتند و در چند جبهه علیه دشمنان نظام میجنگیدند بیشترین تاثیر را بر محیط اجتماعی داشتند و مردم هم ضمن تاثیرپذیری از رفتار و عملکرد پاسداران جانانه از آنها حمایت میکردند و حاضر بودند هرگونه سختی را بر خود هموار سازند. در حالی که این موضوع در شرایط حاضر از اساس تغییر کرده و تنظیم و تجدید رابطه گذشته که معلول شرایط خاص بود بسیار مشکل به نظر میرسد لذا میبایست به فکر راه و مشی جایگزین بود. در گذشته عمدهترین مشکلات سپاه در بعد سختافزاری بود به نحوی که سپاه مدت طولانی در اوج مظلومیت و محرومیت با برخورداری از حداقل امکانات و تجهیزات در برابر متجاوزین ایستاد، مقاومت کرد، یورش برد و سرانجام جنگ را با سرافرازی به پایان رساند، زیرا در بخش نرم افزاری که به افکار و ایدهها و تربیت نیروی انسانی و طراحیهای عملیاتی باز میگشت سرشار از توان، استعداد، انگیزه و انرژی بود. دوره دفاع مقدس اینگونه سپری شد و همین نیروها پس از دفاع مقدس به بازسازی سپاه پرداختند که به ناگاه گردش ایام آنها را به نقطه بازنشستگی و خروج از سپاه نزدیک کرد. سپاه تقویت شده در بخش سختافزاری با از دست دادن نیروهای باتجربه تا حدی با مشکل نرمافزاری مواجه شده که ضرورت دارد برای کاهش آسیب جداشدن نیروهای قدیمی از سپاه برنامههای آموزشی و تربیتی در سپاه آنگونه تدوین شوند که پاسداران جوان از این حیث به پاسداران دوره گذشته شباهت پیدا کنند. زمانی که مقام معظم رهبری فرمودند سپاه ستون استوار انقلاب است هرگاه در جایی مشکلی پیش آید آن را به این ستون میبندیم تا از آن رفع مشکل شود، منظور یک زمان خاص نبود این ویژگی میبایست در تمام زمانها برای سپاه به عنوان یک ویژگی برجسته باقی بماند. حفظ و تداوم این ویژگی و سایر مسائلی که به افتخارات گذشته سپاه مربوط میشود پیوند ناگسستنی با تدوین برنامههای تحولآفرین دارد.