مجید هادوی
در حالی که اساسا نئومحافظهکاران در سیاستهای طراحی شده با لابی صهیونیستی، حذف مسئله فلسطین از دستور کار سیاست خارجی آمریکا را نهایی کرده بودند و مدیریت مسائل فلسطین را به رویکردهای ضروری اسرائیلی واگذار نموده بودند، شرایط دوره پایانی ریاست بوش موجب شده تا در یک چرخش تبلیغاتی، از مسئله بحران فلسطین، زمینهای برای ثبت دستاوردهای سیاسی در روند انتخابات آمریکا بسازند.
کارنامه سیاست خارجی بوش چه در عرصه بینالمللی و چه در عرصه تعامل با قدرتهای جهانی و به ویژه در خاورمیانه، تصویر ناکام و بعضا شکست خورده به جای گذاشته و در بخش داخلی نیز با نادیده گرفتن حقوق شهروندی، امنیت شخصی و شغلی و خدمات اجتماعی، افکار عمومی آمریکا را به پایینترین حد از حمایت از بوش قرار داده است.
بحران عراق بنا به ارزیابی نخبگان آمریکایی ستون فقرات سیاست خاورمیانهای آمریکاست که در کشاکش رقابتهای حزبی و انتخاباتی و نارضایتی افکار عمومی آمریکا و دیگر نقاط جهان به پاشنه آشیل حکومت بوش تبدیل شده و بوش با ضربالاجل کنگره باید موفقیتهای سیاسی - امنیتی 18 گانهای در عراق را ارائه تا نسبت به تأمین بودجه نظامیان آمریکایی تصمیمات مجدد صورت گرفته و موضوع عقبنشینی بیش از یک صدهزار نیرو تا قبل از پایان سال 2008 نهایی شود. چشمانداز موجود در عراق و مسئله فشارهای روزافزون برای خروج از عراق که دموکراتها را واداشته که با پرونده پرچالش و پرهزینه عراق ریاست خود را آغاز نکنند، موجب شده تا بوش به بهرهمندی از شرایط جاری در فلسطین امکان تحتالعشاع قراردادن موضوع عقبنشینی احتمالی از عراق را مورد توجه قرار دهد.
تحولات غزه و علنیتر شدن کارکرد و رفتار و اندیشههای حکومت ابومازن و فیاض که طی دیدار با اولمرت و بوش در مسیری مانند آنتوان لحد قرار گرفتهاند، با گزینه فوق نیز کمک میکند. جالب است که در سال 2002 نیز بنا به توصیه شارون، موضوع حذف عرفات از روند سیاسی فلسطین توسط بوش به اجرا درآمد و این نقش به ابومازن سپرده شد. هماکنون نیز علیرغم ارزیابی دستگاههای اطلاعاتی اسرائیل و آمریکا از ابومازن و ناتوانی وی برای حذف حماس، سازوکارهای حمایت مالی و سیاسی از ابومازن در جریان است تا قوام حکومت ابومازن در حذف و سرکوب حماس و مقاومت در فلسطین به کارآمدی لازم برسد. آزادی 250 زندانی فتح توسط اولمرت و زمزمه واگذاری تدریجی تعدادی از شهرهای کرانه باختری به حکومت فیاض، در ازاء استمرار سیاست خلع سلاح گروههای فلسطینی و فشار به حماس در غزه و مهمتر از همه بهرهمندی از گاز ساحل غزبه توسط اسرائیل مطرح است. در قرارداد خرید گاز که یک شرکت مهم انگلیسی وظیفه استخراج گاز از سواحل غزه را به عهده گرفته و حدود 3 تا 6میلیارد دلار خواهد بود، با قیمت نصف بهای جهانی نفت، تنها یک میلیارد با ابومازن تعلق خواهد گرفت تا مصروف هزینههای مقابله با حماس و سرکوب مقاومت در غزه و کرانه باختری شود. در طرح صلح بوش که طی کنفرانس بینالمللی برای خاورمیانه در پاییز دنبال خواهد شد، بوش قبل از هر چیزی امنیت اسرائیل متعهد است و با طرح ضرورت شکلگیری زمینه یک افق سیاسی جهت مذاکرات صلح، با تکیه بر بخشهایی از نقشه راه، مطالباتی از ابومازن صورت خواهد گرفت و مراحل بعدی مذاکره سیاسی موکول به اجرای این مطالبات از سوی ابومازن خواهد شد. طرح بوش شامل دو مرحله اجرایی است:
1- حکومت ابومازن باید تروریسم و فساد در فلسطین را ریشهکن کرده و با دستگیری عناصر مقاومت و خلعسلاح و نابودی گروههای جهادی، امکان ورود به مرحله دوم را فراهم کند.
2- در مرحله دوم، مذاکرات اسرائیلی – فلسطینی آغاز میشود و مسائلی مانند مرز، بیتالمقدس، آوارگان، وسعت سرزمینی و حاکمیت مورد بحث خواهد بود. اگر چه اولمرت مذاکره برای مسائل نهایی را نپذیرفته ولی بوش تأکید کرده است که در تعیین مرزها و وسعت سرزمینی دولت فلسطین، مصوبات شورای امنیت سازمان ملل و شرایط موجود در فلسطین (مناطقی که توسط اسرائیل شهرکسازی شده) و توافقات دو طرف برای تبادل اراضی مدنظر خواهد بود. این بدان معناست که بوش در آستانه صدور گزارش نهایی وینوگراد و با راهاندازی کنفرانس فوق، امکان فروپاشی حکومت اولمرت را تقلیل خواهد داد و در عین حال با تحمیل سیاست مقاومت ستیزی با ابومازن و موکول کردن مذاکرات سیاسی به اجرای مرحله اول، در واقع از امتیاز یک تحرک سیاسی در بحران منطقهای بهرهمند شده و زمینه امنیتسازی برای اسرائیل را نیز تأمین نموده و در پایان دوره ریاستی خود، که احتمالا مرحله اول طرح بوش، پایان نیافته، پرونده را خواهد بست و دموکراتها نیز میتوانند از نقطه دیگری این پروژه را ادامه دهند.
پیگیری تلاشهای صلح نیز به بلر به عنوان نماینده ویژه کمیته بینالمللی چهارجانبه واگذار شده تا در کنار خانم رایس، ابعاد اجرایی این کنفرانس و مدیریت مرحله جدید بحران در فلسطین را دنبال کنند. اگرچه کشورهای اروپایی، کمیته چهارجانبه، دبیرکل سازمان ملل و بیشتر کشورهای عربی از این کنفرانس استقبال کردهاند و ابومازن تیم حکومتی خودگردان بدان امید بستهاند ولی پتانسیل مقاومت و اراده ملی فلسطینی برای کسب حقوق خود و تحولات ناشی از شکست سیاستهای آمریکا در منطقه مانند عراق، لبنان و افغانستان و انزجار افکار عمومی اسلامی - عربی و جهانی از سیاستهای آمریکا و اسرائیل، شاخصهای کافی برای شکست اهداف این کنفرانس خواهند بود.