محمد اسکندری
دکتر محمود احمدى نژاد در سخنرانى اخیر خود در اجلاس سران کشورهاى در حال توسعه اسلامى ضمن تاکید بر نقش دى هشت در عرصه مناسبات جهانى خاطرنشان کرد گروه دى هشت مى تواند پرچمدار عدالت ، دوستى و صلح در جهان باشد و الگویى از فعالیت هاى عادلانه و صلح آمیز را به جهان عرضه کند .احمدى نژاد همچنین تاکید کرد: توسعه همکارى هاى چند جانبه و مشترک مى تواند راه حلى براى مواجهه با مشکلات و چالشها باشد. گروه دى 8 براساس فلسفه وجودى و اهداف اصلى تاسیس آن باید نقش سازنده و موثرى در هم افزایى توان و امکانات کشورهاى عضو و حل مشکلات و چالشها در تحولات منطقه اى و بین المللى ایفا نماید.
پرواضح است که گفتمان حاکم بر نظام اقتصادى جهانى نیز مانند بسیارى از مکانیسم هاى جهانى دیگر در راستاى منافع کشورهاى غربى و صنعتى تعریف شده است.در واقع جو حاکم بر اقتصاد جهانى به نحو چشم گیرى از سیاست هاى کشورهاى غربى تاثیر مى پذیرد.در این اثنا ایجاد راهکارهاى هم افزایى تجارى و بازرگانى نقش بسزایى را در رشد و اعتلاى توسعه صنعتى کشورهاى در حال توسعه بازى مى کند.درواقع همکارى هاى چندجانبه کشورهاى در حال توسعه فضاى جدیدى را در عرصه اقتصاد بین الملل ایجاد مى کند که تعاملات صورت گرفته در این فضا مى تواند جو حاکم بر اقتصاد جهانى را تغییر دهد.اما باید گفت مولفه هاى متعددى در کارایى یک سازه همگرایى اقتصادى موثر است اما مهمترین فاکتورى که در ساختار گروه دى هشت نشان از کارآمدى آن در آینده دارد محوریت “اسلامی” در این سازوکار همکارى است.
نظر قریب به یقین اکثر کارشناسان اقتصادى در موضوع رشد و توسعه اقتصادى کشورهاى توسعه نیافته در مقوله بومى بودن مدل توسعه اقتصادى و واقع گرایانه بودن آن خلاصه مى شود.درواقع سنگ محک یک مدل اقتصادى خوب میزان مدنظر قرار دادن ظرفیتهاى اقتصادى داخلى ، هنجارهاى هاى جامعه ، و سایر مقوله هاى داخلى آن کشور است که این شاخص ها جز در چارچوب یک مدل بومى و ملى نمى توانند تعریف شوند.محوریت “اسلامی”در گروه دى هشت در واقع در ذیل همین نکته تفسیر مى شود.در حالى که ساختار اقتصادى نظام بین الملل به نحوى زیرکانه در جهت حفظ و گسترش منافع غرب تکوین یافته اعتماد به نسخه هاى جهانى بانک اقتصاد جهانى و صندوق بین المللى پول براى توسعه اقتصادى عقلانى به نظر نمى رسد و باید به فکر چاره دیگرى بود.لذا مى توان تجمیع کشورهاى توسعه نیافته اسلامى را در زیر خیمه “توسعه اقتصادى اسلامى “ پیش آهنگى از آغاز روند توسعه اقتصادى حقیقى در این کشورها و بروز برخى تغییرات در ساختار اقتصادى نظام بین الملل دانست.به عبارت دیگر مهمترین عاملى که مى تواند دى هشت را در عرصه بین المللى به عنوان یک وزنه سنگین معرفى کند تمسک به ریسمان اسلام است. ”توسعه یافتگی” در کشورهاى اسلامى زمانى محقق مى شود که این فرآیند به وسیله نرم افزارهاى ملى و در چارچوب هنجارهاى “دین مدارانه” ترسیم گردند.امرى که متاسفانه هنوز در کشورهاى اسلامى به صورت جامع و مانع تحقق نیافته است.
نکته دیگر اهمیت اقتصاد در نظم سیاسى نوین جهانى است.این امر به خوبى امروز مسجل است که قدرت اقتصادى یکى از ابزارهاى اساسى و برگ برنده اى در مناقشات سیاسى است.حتى بسیارى از تنش هاى سیاسى سده اخیر حول محور استیلا بر منابع اقتصادى کشورهاى ضعیف صورت گرفته است.در دهه دوم از هزاره سوم میلادى به واقع آن کسانى که صاحب زر هستند از زور نیز برخوردارند.حال آنکه این زور براى آواره کردن مردم فلسطین و یا کشتن مردم عراق مورد استفاده باشد و یا دفاع از یک حق مشروع و واستیفاى آن.به هر نحو پشتوانه اقتصادى امروز یکى از کلید هاى اساسى در نظام بین الملل است.گروه دى هشت با بیش از 950 میلیون جمعیت و 400 میلیون نفر نیروى کار فعال مى تواند سهم قابل توجهى از اقتصاد را به خود اختصاص دهد.به تبع این نیروى بزرگ اقتصادى هنگامى که با پشتوانه مردمى و راهبردهاى اسلامى همراه گردد مى تواند بسیارى از معضلات و مشکلات جهانى را بر طرف سازد.به سخن بهتر گروه دى هشت مى تواند به پرچمدار صلح جهانى بدل گردد.
اما در نهایت اینکه اخیرا و در خلال اجلاس سران گروه دى هشت نقشه راه یک دهه اى این گروه که توسط ایران تدوین شده است به تصویب وزراى امور هشت کشور اسلامى رسید.این نقشه در واقع اهداف اقتصادى گروه دى هشت و نحوه نیل به آنها را تدوین کرده است که بنابر آن قرار است مبادلات تجارى این کشورها به 571 میلیارد و 500 میلیون دلار یا 15 تا 20 درصد از کل تجارت کشورهاى عضو برسد.امرى که نشان از توسعه و پیشرفت روزافزون این گروه اسلامى است.درواقع همانطور که رئیس جمهورکشورمان نیز اشاره کرده اند گروه دى هشت با دستیابى به اهداف خود مى توانند راه حلى براى چالش هاى جهانى باشند و روح تازه اى در کالبد اقتصاد بین الملل بدمند