صفحه نخست

بین الملل

سیاسی

چند رسانه ای

اقتصادی

فرهنگی

حماسه و جهاد

دیدگاه

آذربایجان غربی

آذربایجان شرقی

اردبیل

اصفهان

البرز

ایلام

بوشهر

تهران بزرگ

چهارمحال و بختیاری

خراسان جنوبی

خراسان رضوی

خراسان شمالی

خوزستان

کهگیلویه و بویراحمد

زنجان

سمنان

سیستان و بلوچستان

فارس

قزوین

قم

کردستان

کرمان

کرمانشاه

گلستان

گیلان

لرستان

مازندران

مرکزی

هرمزگان

همدان

یزد

صبح صادق

محرومیت زدایی

صفحات داخلی

صفحه نخست >>  عمومی >> آخرین اخبار
تاریخ انتشار : ۰۵ مرداد ۱۳۸۷ - ۱۱:۵۵  ، 
شناسه خبر : ۳۶۹۵۱

مهدى‌بستانآبادی

قسمت دوم

در شماره قبل عنوان داشتیم که از مذموم‌ترین صفات اخلاقى که کارگزاران، زمامداران و مدیران بیش از دیگر اقشار مردم در معرض ابتلا و گرفتار شدن بدان مى‌باشند، حرص و طمع به قدرت و جاه طلبى و مقام پرستى مى‌باشد. در دین مقدس اسلام، جاه طلبی(که هدف در آن تنها رسیدن به مقام است) و شهرت خواهى در هر امرى مذموم و ممنوع است.

نتایج طمع ورزى در قدرت و مقام

طمع به معناى حرص و امید به چیزى و ضد یاس و ناامیدى است. طمع براى حاکم و مجرى قانون اسلامى بسیار ضرر دارد. امام مى‌فرمایند: «فرمان خدا را برپا ندارد؛ جز کسى که در حق مدارا نکند و سهل نگیرد و خود را خوار نسازد و در پى طمع‌ها نباشد.» بیشتر درگیرى‌هاى سیاسى در میان گروه‌ها و جناح‌هاى حاضر در هر نظامى بر اساس طمع ورزى آنها نسبت به قدرت و ثروت موجود در کشور و تلاش ایشان براى تصاحب و مصادره آنها به نفع خویش مى‌باشد. سر منشا بسیارى از دامها که براى کارگزاران پهن مى‌شود و آنها را گرفتار سوء استفاده و سقوط از قدرت و اعتبار مى‌نماید، طمع است. نتیجه طمع به مال، قدرت، زندگى مرفه و سرزنش و شقاوت است. حضرت امیرالمومنین (ع) در این خصوص مى‌فرمایند: «ثمرته الطمع الملامه» ، نیز مى‌فرمایند: «ثمره الطمع الشقاء.» (ثمره و نتیجه طمع، سرزنش و شقاوت و بدبختى مى‌باشد)، دلیل نایل آمدن به چنین نتیجه‌اى را مى‌توان چنین بیان داشت که از آنجا که افراد براى رسیدن به قدرت، با تمام شقاوت و سنگدلى و با شکستن چارچوب‌هاى اخلاقی، به حذف رقیبان خود مى‌پردازد، این‌چنین عملکردى اگر در این دنیا مایه سرزنش و سرشکستگى فرد طمعکار نگردد و بر اساس سنت‌هاى جارى الهی، چنین فردى در همین دنیاى مادى عاقبت سوء عمل خویش را نبیند، در نهایت در قیامت مبتلا به سرزنش الهى و سرشکستگى و سرافکتدگى در برابر معبود یکتا و جبار ظالمین خواهد شد.

منشا طمع‌ورزى ضعف پارسایى و تقوا در افراد مى‌باشد ؛ چه بسیار اتفاق افتاده که طمع اندک، پرهیزکارى بسیار را نابود کرده است (یسیرالطمع یفسد کثیر الورع)؛ بسیار اتفاق افتاده که وقتى افراد صالح به قدرت رسیده اند، پس از مدتى تمام باورهاى خود را زیر پا نهاده و به طماعان و قدرت طلبان بدل شده‌اند و نتیجه این طمع ورزی، فساد دین آن‌ها بوده است، (لا یفسد الدین کالطمع)؛ از دیدگاه حضرت امیر المومنین (ع)، طمع و ورع با هم جمع نشده و با یکدیگر در تضادند و این تضاد در بسیارى از مواقع به پیروزى طمع منتهى مى‌شود؛ از این رو یکى از صفات ناپسند قاضی، طمع است. زیرا طمع، بندگى همیشگى است و قاضى طمعکار گرفتار هواى نفس مى‌شود و عده‌اى از این ضعف او بهره مى‌برند و وى را با مال تطمیع مى‌کنند و از اجراى حق و اعلام آن باز مى‌دارند. این امر نه تنها در مورد قضات بلکه در مورد تمامى افراد مردم على الخصوص مدیران و صاحب منصبان صادق بوده و ایشان بسیار بیشتر از افراد دیگر در معرض خطر سقوط در پرتگاه دنیا‌پرستی، بى‌دینى و بى‌اخلاقى مى‌باشند. چراکه دشمن‌ترین دشمنان ابناء بشر نفس ایشان بوده و این نفس است که در راستاى دستیابى به قدرت و کمال مطلق، حس طمع‌ورزى را در آدمى بیدار نموده و وى را وادار مى‌نماید به هرگونه عمل غیر اخلاقى و خلاف شرع و عرف دست زند.

حس طمع به مقام و قدرت، انسان را وادار مى‌نماید تا از عواملى که منجر به دورى وى از مقام و منصب مى‌گردد دورى گزیده و از انجام آنها اجتناب ورزد. از جمله این عوامل انجام تکالیفى است که با عمل به آن تکالیف مقدمات دشمنى و حسادت مخالفان و یا زمینه ناراحتى موقت مردم (ولو از سر بى‌اطلاعى یا کمى صبر) فراهم گردد. که در این هنگام شخص طماع و قدرت طلب با عافیت طلبى و عدم عمل به چنین تکالیفى زمینه بقاء خویش در قدرت را فراهم مى‌نمایند. لذاست که تکلیف محورى در تضاد کامل با قدرت طلبى و مقام پرستى مى‌باشد.

در شماره قبل گفتیم که خوشبختانه دولت خدوم و عدالت محور دکتر احمدى نژاد با بى‌توجهى هرچه تمام به تداوم و ثبات جایگاه خویش در قوه اجرایى در پى انجام تکالیف خویش بوده و با احساس سنگینى تکالیف موجود بر دوش خویش در قبل مردم و جامعه اسلامى و دقت در این نکته که چندى بعد در دادگاه الهى پاسخگوى اعمال و کردار خویش در زمان تصدى امور اجرایى خواهد بود، با نصب العین قرار دادن این سخن حضرت امام خمینى (ره) که ما مامور به تکلیف هستیم و نه مامور به نتیجه، پا به عرصه اجراى طرح‌هاى بنیادین و در عین حال تنش‌زا و حساسى چون سهمیه بندى بنزین و طرح هفت محورى تحول اقتصادى گذارد.

نام:
ایمیل:
نظر: