صفحه نخست

بین الملل

سیاسی

چند رسانه ای

اقتصادی

فرهنگی

حماسه و جهاد

دیدگاه

آذربایجان غربی

آذربایجان شرقی

اردبیل

اصفهان

البرز

ایلام

بوشهر

تهران بزرگ

چهارمحال و بختیاری

خراسان جنوبی

خراسان رضوی

خراسان شمالی

خوزستان

کهگیلویه و بویراحمد

زنجان

سمنان

سیستان و بلوچستان

فارس

قزوین

قم

کردستان

کرمان

کرمانشاه

گلستان

گیلان

لرستان

مازندران

مرکزی

هرمزگان

همدان

یزد

صبح صادق

صدای انقلاب

صفحات داخلی

صفحه نخست >>  عمومی >> آخرین اخبار
تاریخ انتشار : ۰۵ مرداد ۱۳۸۷ - ۱۱:۵۳  ، 
شناسه خبر : ۳۶۹۵۲

حمید تلخابی

طلبه حوزه علمیه و دانش آموخته مدرسه اسلامى هنر

ما اگر قبول کنیم که چیزى به نام سینماى دینى داریم، باید سینماى دینى را این‌گونه تعریف کنیم: هر فیلمى که در جامعه دینى ساخته مى‌شود و یک موضوع اخلاقى و دینى را مطرح مى‌کند مى‌شود سینماى دینی. اما اگر بگوییم سینماى دینی، سینمایى است که همه آموزه‌هاى دینى در آن رعایت شده باشد با ذهن سازگارى ندارد و ما واقعا نمى‌توانیم این سینما را داشته باشیم. بنابراین بهتر است که به جاى سینماى دینى بگوییم حضور دین در سینما.

حال مى‌گوییم براى اینکه دین در سینما حضور پیدا کند، چه باید کرد؟شهید آوینى مى‌گوید: “براى اینکه سینما در خدمت اسلام درآید باید حجاب تکنیک سینما خرق شود، شرط اصلى همان تقواست که انسان را به اخلاص مى‌رساند و با اخلاص درهاى حکمت نیز بر قلب گشوده مى‌شود. تنها راه خروج از ولایت تکنیک و گذشت ازمتافیزیک غرب، تحت تقواست و آن گاه در پرتو حکمت متیقن، به تمدن غرب و لوازم و آثار و عناصر آن نگریستن.(1) سینماگرى که در عرصه دین فعالیت مى‌کند، ضمن اینکه باید به سینما و تکنیک‌هاى آن، خوب مسلط باشد، باید در دین حل شود وتجربه‌هاى دینى و معنوى را از دین بگیرد تا با دل و جان مخاطب رابطه برقرار کند و مخاطب را به تفکر و تامل وادارد.

“هنرمند اگر به معناى واقعى کلمه مومن باشد و نسبت به حقیقت عالم، مظهریت داشته باشد، کم کم سعى مى‌کند براى تسخیر تکنیک راه‌هایى به دست بیاورد و جوهرش را تسخیر کند.”(2)

ما وقتى روایت فتح را مى‌بینیم این سخنان براى ما ملموس مى‌شود. روایت فتح نمونه کاملى است که از تکنیک عبور مى‌کند و به جوهره و ذات مى‌رسد. به همین جهت است که هنوز هم با دل و جان مخاطب رابطه برقرار مى‌کند.

اگر سینماگرى که دغدغه دین دارد، در دین حل نشده باشد نتیجه‌اش فیلمى مى‌شود که محتواى دینى ندارد، ولى براى اینکه فیلم را دینى کند، سکانس نماز یا سکانس اذان را در فیلم جا مى‌دهد و یا اینکه مثلا ریش را نماد دین در آقایان و چادر را نماد دین در خانم‌ها قرار مى‌دهد. یا حتى در بعضى از فیلم‌هاى دینى مى‌بینیم که کسى که از کوزه آب مى‌خورد، کسى که روى حصیر مى‌خوابد، کفش پاره و لباس وصله خورده مى‌پوشد، انسان عارف و دیندارى نشان داده مى‌شود و در مقابل کسى که زندگى مرفهى دارد و انسان متمولى است، شخص بى‌دین نشان داده مى‌شود. اکثر فیلم‌هایى که در این زمینه مى‌سازند از اینها به‌عنوان نماد استفاده مى‌کنند. شاید به خاطر همین برجستگى مفاهیم و بیرون زدن مفاهیم از فیلم باشد که در این‌گونه از سینما با نزول تماشاگر مواجه‌ایم.

این نمادها نه تنها نمى‌تواند کمکى در پیشبرد سینماى دینى (با تعریفى که در بالا ذکر کردیم) داشته باشد، بلکه ممکن است ضربه‌هایى هم به دین بزند و کج فهمى‌هایى را در مخاطب ایجاد کند. چون اگر مفاهیم دینى ومعنوى بعد از نوشتن، وارد قصه شود عوارض منفى‌اى را به بار خواهد آورد.

اغلب سینماگران ما گمان کردند اگر دین و تجربه‌هاى دینى را در قالب زندگى‌هاى بدوى و روستایى نشان بدهند و یا اینکه از دریچه فقر وتنگدستى وارد بشوند، بهتر مى‌توانند به معناى دینى وعرفانى دست پیدا کنند که البته معمولا در این زمینه کارهاى ناموفقى را در کارنامه خودشان به ثبت رساندند.

بله، فیلم‌هایى مثل “بچه‌هاى آسمان” و “رنگ خدای” مجید مجیدى به جهت اینکه داستان این فیلم‌ها گره خورده است با فقر و تنگدستی، گره خورده است با زندگى روستایى کارهاى موفقى هستند. به علاوه اینکه تنگدستى و فقرى که در فیلمى مثل “بچه‌هاى آسمان” دیده مى‌شود، فقر خوشایند با مذاق مخاطب و همان چیزى است که در کلام پیشوایان دین از آن به نیکى یاد مى‌شود. در مقابل ما کارهایى مانند “خیلى دور خیلى نزدیک” داریم که شخصیت اصلى داستان یک پزشک متمولى است که به گزاره‌هاى دینى اعتقاد ندارد و از چارچوب‌ها و قیدوبندهاى دینى رهاست. اما مى‌بینیم خیلى استادانه مفاهیم دینى در درون فیلم، تزریق شده است. بنابراین ما مى‌توانیم فیلم‌هایى با موضوعات متفاوت داشته باشیم و در عین حال از مفاهیم دینى و معنوى برخوردار باشد.

باید حواسمان باشد که سینماى ما (حتى رسانه ما)دارد به سمتى حرکت مى‌کند که دین در حاشیه قرار بگیرد و سکولار را تبلیغ مى‌کند. این بحثى است که باید بیشتر مورد توجه حوزه‌هاى علمیه قرار بگیرد. ما نباید بگوییم کدام برنامه، کدام داستان، مخاطب بیشتر دارد و صرف در نظر گرفتن مخاطب آن را بسازیم. بلکه ما باید هدفمان تولید فیلم‌هاى دینى وپرمخاطب باشد و فیلم دینى تنها این نیست که درباره پیامبر یا پیشوایان دین باشد بلکه ما بدون اینکه از ائمه و پیامبر حرف بزنیم مى‌توانیم از دین اقتباس مفهومى کنیم چرا که طبیعت و جهان،همه آیات خداوند هستند و خداوند همه جا هست.

پى‌نوشتها:

-1 سوره ، شماره 2 و3ص 84

-2 استعارات تاویلی، ص 155

نام:
ایمیل:
نظر: