صفحه نخست

بین الملل

سیاسی

چند رسانه ای

اقتصادی

فرهنگی

حماسه و جهاد

دیدگاه

آذربایجان غربی

آذربایجان شرقی

اردبیل

اصفهان

البرز

ایلام

بوشهر

تهران بزرگ

چهارمحال و بختیاری

خراسان جنوبی

خراسان رضوی

خراسان شمالی

خوزستان

کهگیلویه و بویراحمد

زنجان

سمنان

سیستان و بلوچستان

فارس

قزوین

قم

کردستان

کرمان

کرمانشاه

گلستان

گیلان

لرستان

مازندران

مرکزی

هرمزگان

همدان

یزد

صبح صادق

محرومیت زدایی

صفحات داخلی

صفحه نخست >>  عمومی >> آخرین اخبار
تاریخ انتشار : ۰۸ مرداد ۱۳۸۷ - ۰۹:۰۷  ، 
شناسه خبر : ۳۷۱۱۸

مهدی بستان آبادی

هر اجتماعی بدون رهبر و مدیر، دچار هرج و مرج شده، سرانجام آن نابودی خواهد بود. حضرت امیر(ع) در این خصوص می فرمایند: «وجود والی ستمگر، چه بسا از هرج و مرج همیشگی بهتر است.» (1) حضرت در اهمیت نقش مدیر در هر تشکیلاتی می فرمایند: «جایگاه من نسبت به حکومت اسلامی چون محور آسیاب به آسیاب است که دور آن حرکت می کند.» (2) نیز فرموده اند: «موقعیت رهبر و فرمانده، همانند موضع و نقش نخ تسبیح است که دانه ها را به هم پیوند می دهد. وقتی رشته پاره شد، دانه ها پراکنده شده و بدون نتیجه خواهند ماند و هیچگاه در کنار یکدیگر جمع نخواهند شد.» (3) همچنین حضرت رضا(ع) می فرمایند: «در مطالعه احوال بشر، هیچ گروه یا ملتی را نمی یابیم که در زندگی موفق و پایدار باشند، مگر به وجود مدیر و سرپرستی که امور مادی و معنوی آنان را مدیریت کند.» (4)

اگر ارتباط مدیر با بدنه سازمان، ارتباطی کامل و در عین حال سالم نباشد و یا از طرف دیگر مدیر از توانمندی لازم جهت استفاده از توانایی های موجود در نیروی انسانی و مادی موجود در سازمان بهره مند نباشد، شکست سازمان در رسیدن به اهداف و برنامه های خویش حتمی خواهد بود.

مدیریت موثر، به شکوفایی و تحقق سریع اهداف هر جمع و سازمانی منجر خواهد شد. حضرت امیر در توصیف مدیریت صحیح می فرمایند: «تدبیر و مدیریت خوب، سرمایه اندک را افزون می کند؛ اما مدیریت و تدبیر نادرست، سرمایه انبوه را نابود می سازد.» (5) از حضرت رسول اکرم(ص) نقل شده که فرموده اند از خطر بروز فقر بر امت اسلامی بیمناک نیستند، بلکه نگرانی ایشان از باب تدبیر نادرست است.

 

مدیریت، امانتی برای خدمت

مقام و جایگاه مدیریت، از دیدگاه اسلامی، امانتی است که به فرد سپرده شده و او باید ضمن مراقبت از آن، طبق معیارهای صحیح آن را نگاه داشته و در نهایت به اهلش بسپارد. از دیدگاه امیرالمومنین(ع) مدیریت، مسئولیتی سنگین و همراه با خدمت است و مدیر اسلامی هرگز منصب مدیریت را برای شخص خود نمی خواهد. اگر چنین اندیشه ای در ذهن مدیر پدید آید که او حاکم است و نه خادم، دیگر مدیر اسلامی نیست. مدیریت اسلامی پیش از آنکه ریاست مداری باشد، خدمتگزاری است. در نظام اسلامی، پذیرش مسئولیت اجتماعی و سیاسی در صورت دارا بودن شرایط و ظرفیت های لازم در فرد، یک تکلیف است و هرفرد باید در حد توان خود مسئولیت پذیر باشد. انجام این تکلیف نیز با احساس مسئولیت همراه است، نه با حرص و آز.

در این خصوص امیرالمومنین(ع) در نامه ای به فرماندار آذربایجان می نویسد: «مدیریت و حکمرانی برای تو طعمه نیست بلکه بر گردنت امانتی است و کسی که از تو بالاتر است، از تو خواسته که نگهبان آن باشی و وظیفه نداری در کار مردم با خواسته شخصی خود عمل کنی، یا بدون ملاک معتبر یا فرمان قانونی، به کار بزرگی دست زنی.» (6)

اساسی ترین وظیفه مدیر در حوزه مدیریتی خویش، اقامه عدل و حق و رفع ستم و باطل می باشد. امیرالمومنین(ع) در خصوص جایگاه و هدف حکومت می فرمایند: «حکومت شما از این نعلین بی ارزشتر است، مگر آنکه حقی را بپا دارم یا باطلی را ریشه کن سازم.» (7)

مدیریت از دیدگاه امیرمومنان(ع) هنر هماهنگی ساختارهای اجتماعی و ایجاد روابط انسانی است که از جمله مباحث مهم و بنیادین دوران ما نیز می باشد. همچنین مدیریت فراهم آوردن زمینه های رشد و خلاقیت استعدادها و برقراری قسط و عدل و سرانجام به کار بستن مشروع و درست توان افراد و نیروهای انسانی و مادی سازمان برای پیشرفت جامعه اسلامی است. بنابراین اگر در مدیریت اسلامی از مفاهیمی چون اطاعت از خداوند، تقوا، عدالت، قسط و تعالی انسان سخن به میان می آید، همه ناشی از آن است که مدیریت به معنای رهبری منابع انسانی، مقوله ای مکتبی بوده و وظیفه مکتب اسلام ارائه راه حل هایی است که با مفهوم عدالت خواهی سازگار باشد.

مدیران برای هدایت نیروی انسانی به سمت اهداف از پیش تعیین شده، باید به یک سلسله اصول در مدیریت پایبند باشند. امام علی(ع) یکی از عوامل سقوط و تباهی هر تشکیلاتی را ضایع کردن اصول اساسی آن می داند.(8) در هر رشته از علوم بشری به ویژه علوم انسانی اصولی را شاهدیم که مسائل مربوط به حوزه آن علم بر محور آن مسائل اساسی چرخیده و معنا پیدا می کند و این اصول و مسائل اساسی همواره ثابت بوده و دچار تغییر و تحول نمی شوند. مدیریت نیز چون سایر رشته های علوم، دارای اصول و مسائل بنیادینی است که باید آنها را شناخته و در مدیریت آنها را بکار برد. بسیاری از این اصول مدیریتی دارای صبغه ای اخلاقی می باشند. لذا در راستای بیان این اصول ما از آنها به نام «اخلاق مدیران» و یا «سیاست در آیینه اخلاق» یاد کرده ایم.

نام:
ایمیل:
نظر: