صفحه نخست

بین الملل

سیاسی

چند رسانه ای

اقتصادی

فرهنگی

حماسه و جهاد

دیدگاه

آذربایجان غربی

آذربایجان شرقی

اردبیل

اصفهان

البرز

ایلام

بوشهر

تهران بزرگ

چهارمحال و بختیاری

خراسان جنوبی

خراسان رضوی

خراسان شمالی

خوزستان

کهگیلویه و بویراحمد

زنجان

سمنان

سیستان و بلوچستان

فارس

قزوین

قم

کردستان

کرمان

کرمانشاه

گلستان

گیلان

لرستان

مازندران

مرکزی

هرمزگان

همدان

یزد

صبح صادق

محرومیت زدایی

صفحات داخلی

صفحه نخست >>  عمومی >> آخرین اخبار
تاریخ انتشار : ۰۸ مرداد ۱۳۸۷ - ۰۸:۱۴  ، 
شناسه خبر : ۳۷۱۳۱

حجت الاسلام حمیدرضا مظاهری سیف¤

تأکید بر تدوین فقه الاخلاق بدون تدوین اصول و روش های لازم، برای تفقه در این باره بی فایده است. تفقه در متون اخلاقی منابع دینی باید بر اساس اصول مشخصی باشد که به اندازه کافی در تثبیت موضوع علمی فقیه به کار آید و معلوم باشد که فهم فقیهانه اخلاق اسلامی برچه اساسی صورت می گیرد.تعیین منابع فقه الاخلاق، میزان حجیت و روش دستیابی به آن ها، مسائلی که در حوزه مباحث الفاظ در فقه الاخلاق مطرح است و حجیت ظاهر و باطن متون دینی در این وادی از مهم ترین مباحثی است که اصول فقه الاخلاق را رقم می زند.

ابزار و روش های کارآمد در شناخت دین و به تبع آن اخلاق سه نوع است:

اول: روش عقلی که ما را به منع عقل در درجه اول متصل می سازد و در درجه دوم در استفاده از منابع دیگر ما را یاری می کند.

دوم: روش نقلی که در درجه اول ما را در دستیابی به کتاب و سنت توفیق بخشیده و البته در ارشاد برای بهره برداری از سایر منابع نیز به کار می آید.

سوم: روش شهودی و درون نگری که ما را به منبع الهامات مرتبط می کند و البته در فهم متون دینی و ژرفای تفکرات عقلی کارآمد است.

یک سونگری روشی و در پی آن تکیه بر منبع واحد در میراث اخلاقی گذشتگان موجب شده است که رویه معلوم و مشخص در تدوین اخلاق اسلامی وجود نداشته و ملاک واحدی برای سنجش، مقایسه و رتبه بندی آثار اخلاقی در دست نباشد.

سه مشرب اخلاق عقلی، اخلاق عرفانی و اخلاق نقلی در عرض هم است و هرکدام ویژگی های خاصی دارد که محققان در جای خود از آن ها بحث کرده اند. اخلاق عقلی به فلسفه یونان باز می گردد؛ هرچند که در دست مسلمانان به نو آوری ها و زیوری از آیات و احادیث آراسته شده است. اخلاق عرفانی نیز متهم است به این که رگ و ریشه هایی از بودیسم، هندوییسم، عرفان مسیحی ومانوی به ارث برده است. اخلاقی نقلی در نهایت، که از منابع اصیل دینی برآمده است؛ ولی از چند مشکل جدی رنج می برد:

1. همگون نبودن کتاب های اخلاقی - روایی و بهره گیری فراوان از ذوق شخصی در نظم و چینش بحث ها.

2. عدم طرح سند روایات در برخی از کتب یاد شده.

3.وجود روایات شبهه زا، پرسش آفرین، متشابه وحتی متضاد و متعارض با هم و عدم بررسی سندی و محتوایی و تحلیلی وتطبیقی آن ها.

4. پرداختن به پاره ای نیازهای اخلاقی- روانی، نه همه نیازهای وجودی انسان در حوزه اخلاق و تربیت اسلامی.»

 

بررسی منابع اخلاقی نقلی

در میان این مشکلات، مورد اول و سوم بسیاری جدی است و علمی و منطقی بودن مباحث اخلاقی را زیر سوال می برد و حتی در عمل نه تنها راه سلوک اخلاقی را هموار نکرده است، بلکه بر ناهمواری ها و گسل های موجود در حیات اخلاقی انسان می افزاید. برای روشن شدن مطلب و تبیین جایگاه و ضرورت فقه الاخلاق نمونه هایی را بررسی می کنیم.

یکی از قدیمی ترین کتب اخلاقی به سبک نقلی کتاب گرانبهای «تنبیه الخواطر ونزهه النواظر» معروف به «مجموعه ورام» اثر ابی الحسین ورام (متوفی به سال 605هـ..ق است.)او این کتاب را در آغاز با ده ها صفحه از احادیث متفرق، بدون توضیح، تحلیل وتطبیق آغاز می کند و عنوان آن را «فی المتفرقات من الحکم و الاحادث» می گذارد. در ذیل این عنوان، احادیثی درباره ذکر، عقل، فقر، خوف، رجا و ... آمده است و هیچ نظم و بنیانی ندارد.

ذیل این عنوان ها معمولاً احادیث بسیاری آمده و با مطالب خطابی، برانگیزنده و هشدارهایی همراه شده است؛ برای نمونه ذیل عنوان «صفه یوم القیامه و دواهیه» نوشته اند:«آماده شو ای نیازمند زمین گیر برای آن روز که بزرگ و هول انگیز است و زمان آن طولانی و سیطره آن فراگیر و هنگامه آن نزدیک است5پس ای خواننده قرآن که دامن به گناه آلوده ای، همانا بهره ات از قرائت به حرکت آوردن هوا و تحرک زبان است و اگر در آن چه می خوانی اندیشه می ورزیدی، زبانت گره می خورد و استواری اندیشه ات فرو می شکافت از آن چه موی رسول خدا(ص) را سپید کرد...»

شک نیست این هشدارهای اثرگذار و اندرزهای استوار لازم و ضروری است و در تربیت نفس پرفایده است؛ اما جای فهم عمیق و دقیق متون دینی در حوزه اخلاق با این حکمت ها پر نمی شود.یکی دیگر از منابع اصیل اخلاق نقلی، کتاب ارجمند «مکارم الاخلاق» اثر عالم جلیل القدر قرن ششم «رضی الدین ابی نصر الحسن بی الفضل الطبرسی» است.

این کتاب در یک مقدمه و دوازده باب تنظیم شده که نام باب ها به ترتیب: «فی خلق النبی و خلق و سائر احواله»، «فی آداب التنظیف و التطییب و التکحل و التدهین و السواک»، «فی آداب الحمام و ما یتعلق به»، «فی تقلیم الاضفار و اخذالشارب و تدویر الحیه و تسریح الرأس»، «فی الخضاب و ابزینته الخاتم و ما یتعلق بها»، «فی اللباس و المسکن وما یتعلق بهما»، «فی الاکل و الشرب و ما یتعلق بهما»، «فی آداب النکاح و ما یتعلق بهما»، «فی نوادر الکتاب».

در «بحارالانوار» علامه مجلسی نیز مجلداتی آمده که به بحث از ایمان و کفر اختصاص یافته و فضایل و رذایل اخلاقی را نیز ذیل همین عنوان کلی آورده است؛ البته ایشان در توضیح و بیان احادیث مطالبی را فرموده اند که بسیار مفید است؛ اما برای جمع میان احادیث و جمع بندی نهایی در پایان هر باب و احادیث هر موضوع و نیز مرحله بندی رذایل و فضایل و نسبت هر رذیلت یا فضیلت با سایر رذایل و فضایل کوششی نکرده اند.

این مشکل در شروح «اصول کافی» کتاب «ایمان و کفر» و نیز شروح «غرر و درر» مرحوم «آمدی» مشهود است. در این کتاب ها نیز احادیث اخلاقی ارزشمندی گردآوری شده است؛ اما گذشته از مولفان که در شرح، تبیین، تطبیق و جمع بندی احادیث و مباحث وارد نشده اند، کسانی هم که به شرح این آثار ارزشمند دست یازیده اند، به شرح منفرد احادیث در نهایت استفاده و اشاره به احادیث و روایات هماهنگ با برداشت های خود قناعت ورزیده اند و به کاوش، قیل و قال و توجه به احادیث احیاناً معارض متضاد و روش های عملی جمع اخباری از این دست و امکان عمل کردن به مفاد احادیث و مراحل اخلاقی و نسبت مفاهیم اخلاقی با یکدیگر نپرداخته اند. این کارها معمولا در کتب اخلاق عرفانی همانند منازل السائرین و قوت القلوب انجام شده که البته نه به روش تفقه نقلی، بلکه با شهود قلبی مراحل و مراتب اخلاقی تبیین شده است؛ ولی آن چه جای خالی خود را در اخلاق اسلامی به صورت رنج آوری می نماید، فقه الاخلاق و مرتبه بندی و مرحله یابی اخلاقی مستند به قرآن و سنت با رهیافتی جامع نگر است.

نام:
ایمیل:
نظر: