رضا گرمابدری
بسماللهالرحمنالرحیم
ناکام ماندن قدرت سیاسی آمریکا در منعطف کردن رفتار جمهوری اسلامی ایران، سبب گردید تا آمریکاییها پس از چند ماه دوباره به استفاده از قدرت اقتصادی روی آورند. تحریمهای یکجانبه اخیر آمریکا علیه ایران نتیجه این رویکرد جدید است. چنانچه قرار باشد روشن و صریح در خصوص چرایی این اقدام آمریکا سخن گفت میتوان به دو نکته که چندین سال است محور برخورد آمریکا با ایران است، اشاره کرد:
الف) فنآوری هستهای ایران ـ آمریکاییها برای محروم کردن ایران از حقوق هستهای تمام تلاش خود را به کار گرفتند تا سرانجام موفق شدند پرونده هستهای ایران را از آژانس بینالمللی انرژی اتمی به شورای امنیت سازمان ملل منتقل و به دنبال آن دو قطعنامه علیه ایران تصویب کنند و در حال حاضر در شرایط سخت صدور قطعنامه سوم را دنبال میکنند. در مقابل ایران سرسختانه در برابر فشارهای برآمده از سیاستهای استکباری آمریکا مقاومت کرده و به موازات افزایش فشار آمریکاییها از خود عزم و جدیت بیشتری نشان داد تا جایی که در اوضاع و احوال فعلی نتیجه این رویارویی به نفع ایران تمام شده و آمریکاییها از تمام دوندگیهایی که داشتهاند و هزینههایی که کردهاند طرفی نبستهاند و از نگاه آمریکاییها فرجام تلاش برای صدور قطعنامه سوم کاملا مبهم و نامشخص است. زیرا آمریکاییها با اقدام اخیر خود یعنی اعلام تحریم یکجانبه به اندازه کافی از سوی برخی کشورهای معتبر جهانی مانند روسیه، چین، آلمان، ایتالیا و... با انتقاد و نارضایتی مواجه شدهاند.
ب) قرار گرفتن عراق در مسیری خلاف خواست آمریکا ـ حدود چهار سال پس از اشغال عراق مسایل مرتبط با آن کاملا در خلاف جهت خواست آمریکا در جریان است و با قطعیت میتوان اعلام کرد آمریکا به عنوان یک حکومت در برابر هزینههای مادی و معنوی که کرده است چیز قابل اعتنایی که مردم آمریکا را قانع سازد به دست نیاورده است. سختگیریهای کنگره که اکثریت آن در اختیار دمکراتهاست، رهبران کاخسفید را در تنگنای جدی قرار داده و آنها درصدد هستند به هر نحو ممکن از این تنگنا خارج شوند.
تاثیرپذیری جامعه شیعی و کردی عراق و در برخی موارد جامعه سنی از ایران آمریکاییها را به این نتیجه توهمی رسانده که عامل ناکامی و درماندگی آمریکا در عراق ایران است و چون ایران به هیچوجه تمایل ندارد از نفوذ معنوی و موقعیت خود در عراق به آمریکا به عنوان یک اشغالگر کمک کند و آمریکاییها هم مسیر برونرفت از این ورطه را در نزد ایران مییابند و حرف ناشنوایی ایران از خود را نیز میدانند به راهکار فشار و اقدامات خشن متوسل شدهاند از جمله برخورد تحریمی با سپاه.
درباره میزان تاثیرگذاری این اقدام آمریکا بر امور اقتصادی ایران با نگاهی به تحریم 27 ساله آمریکا علیه ایران که علیرغم به بار آوردن مشکلات باعث یافتن راههای رشد و ترقی ایرانیان شدند میتوان حدس زد که در آغاز کار ممکن است گرههایی بر کار بیفتد اما با عبور سریع از آن کشور میتواند در انتظار دستاوردهای ارزشمندی که در پس این تحریم قرار دارد باشد. این نظر تجربه به بارنشسته موجود را در اختیار دارد. اما تمام بحث آنچه که گفته شد، نیست. یکجانبهگرایی آمریکا در این اقدام استیصالی موضوعی است که از بدو اعلام تحریمهای جدید معارضینش به صحنه آمدند. معارضینی که یا از زاویه تحلیلی و ادراکی با آن برخورد کردهاند و موفقیتی برای آن قایل نیستند و یا معارضینی که از حیثیت اجرایی منافع مادی خود را درگیر با این موضوع میبینند و به هیچوجه توجیهی برای چشمپوشی از این منافع را مشاهده نمیکنند و آمریکا نیز قادر به تامین منافعی که در صورت پیوستن به تحریم از آنها سلب میشود نمیباشد و لذا وجهی برای پیوستن آنها به آمریکا وجود ندارد. تنهایی آمریکا در این اقدام در حال حاضر آنچنان واضح است که قرار گرفتن فرانسه و انگلیس در کنار آمریکا نمیتواند انزوایی را که آمریکا در آن قرار گرفته، پنهان کند. وضعیت موجود برای ایران در حکم تهدیدی است که با اندکی درایت و ذکاوت به سرعت میتواند تبدیل به فرصت شود، پس هوشمندان فرصت ایجادشده را دریابند.