موسسه فرهنگ و توسعه ایران، یک نمونه بارز از ا موسسات غیرتجارى است که تحت نام فرهنگ نقش یک بنگاه معاملات ملکى را بازى کرده است. اینک با فهرست نمودن بخشى از دارایىهاى موسسه، اذهان متولیان امور در سه قوه از یکسو و اذهان مردم آگاه را به قضاوت فرا مىخوانم که بگویند؛ این یک موسسه فرهنگى است یا بنگاه معاملات ملکی. 700** مترمربع زمین در خیابان دروس.2** دستگاه آپارتمان در تقاطع پل گیشا به عنوان مجتمع فردوس.۴۰۰** متر زمین در شمیران تحت عنوان پروژه اراج.۹-**دستگاه آپارتمان در میدان ژاله به عنوان پروژه اقبال.۶** دستگاه آپارتمان در سهروردى به عنوان پروژه بیجار.۱** دستگاه آپارتمان در سید خندان به عنوان پروژه ارسباران.۱۰** دستگاه آپارتمان در شریعتى به عنوان پروژه میثاق.۱** دستگاه آپارتمان در خیابان بهشتى شماره 117 مقدادی.۳** هزار متر مربع زمین در اراضى اوین واگذارى از سوى آستان قدس به موسسه. 5980** متر مربع زمین واقع در بلوار دانشجو معروف به پروژه ولنجک واگذارى از سوى زمین شهری. 7860** مترمربع زمین و 14 هزار مترمربع اعیانى اهدایى خلیفهگرى ارامنه به موسسه معروف به پروژه اصفهان.**- هتل 300 اتاقى معروف به پروژه هتل بهرود. 240000** مترمربع زمین در منطقه آزاد قشم پروژه 110 واحد مجموعه اقامتی. موارد 13 گانه فوق تنها بخشى از اموال و دارایىهاى موسسه فرهنگى و توسعه ایران است که به حکم مقنن در ماده 130 قانون محاسبات عمومى موسسه دولتى شناخته مىشود و سوال این است که آیا اموال و دارایىهاى موسسه فقط همین 13 مورد فوق است که شان موسسه فرهنگى را در حد یک بنگاه معاملات ملکى فروکاهیده است؟ یا این فهرست صدها املاک و مستغلات درجه یک تهران را شامل مىشود؟ پاسخ به این سوال را باید از صورتهاى مالى و حساب و کتاب موسسه استخراج نمود بعد رفت سراغ این املاک که این اموال اکنون در تصرف کیست؟ ساکنین این آپارتمانهاى چند صد میلیونى چه کسانى هستند؟ این پروژههاى ساختمانى چند درصد پیشرفت فیزیکى دارند و درآمد حاصل از فروش آنها به کدام حساب خزانه واریز شده و در فروش آنها کدامین تشریفات قانونى معاملات دولتى رعایت شده است؟ و بالاخره آیا این حجم کار مالى و تجارى کردن در یک موسسه فرهنگى مطابق اساسنامه و اهداف آن است؟ رسالت: محمد کاظم انبارلویی