صفحه نخست

بین الملل

سیاسی

چند رسانه ای

اقتصادی

فرهنگی

حماسه و جهاد

دیدگاه

آذربایجان غربی

آذربایجان شرقی

اردبیل

اصفهان

البرز

ایلام

بوشهر

تهران بزرگ

چهارمحال و بختیاری

خراسان جنوبی

خراسان رضوی

خراسان شمالی

خوزستان

کهگیلویه و بویراحمد

زنجان

سمنان

سیستان و بلوچستان

فارس

قزوین

قم

کردستان

کرمان

کرمانشاه

گلستان

گیلان

لرستان

مازندران

مرکزی

هرمزگان

همدان

یزد

صبح صادق

محرومیت زدایی

صفحات داخلی

صفحه نخست >>  عمومی >> آخرین اخبار
تاریخ انتشار : ۰۸ مرداد ۱۳۸۸ - ۰۸:۳۸  ، 
شناسه خبر : ۴۱۰۷۱

دکتریدالله جوانى
با آشکار شدن نشانه های ضعف در ساختار امپراتوری شرق، گورباچف پس از چند دهه جنگ سرد در دوران نظام دو قطبی، با صراحت از پایان این دوره سخن گفت واز نظم نوینی که جایگزین نظام دو قطبی خواهد شد خبر داد. نظم نوین مورد نظر گورباچف، رئیس جمهور وقت اتحاد جماهیر شوروی، مبتنی بر توزیع قدرت میان چند بلوک قدرت بود. سران شوروی سابق که خود را ناتوان درحفظ نظام دو قطبی می دیدند، شکل گیری نظام چند قطبی را به صورت یک ایده آل مدنظر قرار داده وبر همین اساس با شکل گیری خانه مشترک اروپایی وبرداشته شدن دیوار برلن وظهور اروپا به عنوان یک بلوک قدرت مخالفتی نداشتند. بلوک شرق فروپاشید وفراتر از این فروپاشی، کشورهای محوری وقدرتمند این قطب قدرت، خود نیز دچار فروپاشی شدند. کشور اتحاد جماهیر شوروی سابق به پانزده کشور و یوگسلاوی به پنج کشور تبدیل شد.
این دگرگونی، سبب شد تا آمریکایی ها، نظم نوینی را به لحاظ ماهیت در نقطه مقابل نظم نوین مورد نظر شوروی ها مطرح کنند. اگر گورباچف نظم نوین مبتنی بر توزیع قدرت را مطرح کرد، بوش پدر، رئیس جمهور وقت آمریکا، نظم نوین مبتنی بر تمرکز قدرت با محوریت آمریکا را مطرح کرد. بوش پدر مدعی بود تاکنون دو قدرت برجهان حاکم بوده و پس از یک دوره طولانی جنگ سرد، بلوک شرق وشوروی از پای درآمده و آمریکای پیروز این میدان باید در یک نظام تک قطبی، حداقل برای یکصد سال رهبری دنیا را به تنهایی در دست داشته باشد.
تحرکات آمریکا در حوزه های مختلف سیاسی، اقتصادی ونهایتاً نظامی با لشکرکشی به خاورمیانه تحت پوشش مبارزه با تروریسم، با هدف سلطه برجهان آغاز شد. برخی از قدرتهای اروپایی و آسیایی به مخالفت با سیاست های یکجانبه گرایی آمریکا پرداختند. اما اشغال عراق از سوی آمریکا با بی اعتنایی کامل این کشور به شورای امنیت سازمان ملل و نقطه نظرات کشورهایی چون روسیه، چین، آلمان و فرانسه، باعث شد که پس از سقوط صدام و قدرت نمایی آمریکا، به جز جمهوری اسلامی ایران، تقریباً تمامی کشورهای قدرتمند جهان، در برابر قدرت برتر آمریکا سر تعظیم فرودآوردند. آمریکایی ها بر این تصور بودند که نظام تک قطبی مورد نظر آنان شکل گرفته است. بر همین اساس فکر می کردند با بزرگ نمایی تهدید ایران به خاطر فعالیت های هسته ای، می توانند این آخرین مانع را هم به راحتی از سرراه بردارند و رهبری آمریکا را در جهان تثبیت نمایند. در داخل کشور ایران نیز برخی از گروههای سیاسی، با تحلیل های مشابه از تحولات جهانی، نگران آینده ایران بودند وبرای پیش گیری از اتفاقات ناگوار، گفتمان مذاکره با آمریکا و تجدیدنظر در برخی از سیاستها را دنبال کردند.
اما اکنون، شانزده سال از فروپاشی بلوک شرق، پنج سال از حمله به افغانستان وچهارسال از اشغال عراق می گذرد. تحلیل رخدادها و حوادث این دوران شانزده ساله نشان می دهد، در این دوران هیچ نظمی مستقر نگشت. آمریکا یی ها برای استقرار نظم نوین مورد نظر خود، جدال سنگین و پرهزینه ای را به راه انداختند. دراین جدال، همه را به جز جمهوری اسلامی همراه خود ساختند. فشار بر قدرتهای مختلف و بردن پرونده هسته ای ایران به شورای امنیت، نشانه هایی از توفیق آمریکا در همراه کردن دیگران با خود بود. اما جمهوری اسلامی ایران، راهبرد مقاومت، پایداری وایستادگی در برابر تمامی فشارها و تهدیدات را پیشه خود ساخت تا سرانجام طلیعه های شکست کامل سیاستهای یکجانبه گرایی آمریکا درخاورمیانه آشکار گشت.
اکنون در شکست آمریکا درافغانستان، عراق، لبنان و سرزمینهای اشغالی و تبدیل ایران به قدرت برتر منطقه خاورمیانه هیچ تردیدی وجود ندارد. آنچه اکنون جای تأمل بسیار فراوان برای ارائه یک تحلیل راهبردی از تحولات جهانی دارد، سیاستها و رویکردهای جدید قدرتهایی است که پس از اشغال عراق، در برابر آمریکا سرفرود آورده بودند. روسها، فرانسوی ها، چینی ها وهندی ها، اکنون در حال کوک کردن ساز جدیدی هستند.
این قدرتها اگر دیروز، منافع خود را درهمراهی با آمریکا به دلیل قدرت نمایی ویکه تازی این کشور می دیدند، اکنون که آمریکا پر و بالش ریخته و شاخش شکسته شده، منافع خود را در اتخاذ سیاست های مستقل و بعضاً متضاد با سیاستهای آمریکا ارزیابی می کنند.
طی یکماه گذشته، شاهد اتخاذ مواضع جدیدی از سوی روسیه، به ویژه پوتین، رئیس جمهور این کشور بودیم. سفر پوتین به هند، حضور ایشان در اجلاس مونیخ و سفر به چندکشور عربی از جمله عربستان، قطر و اردن، از دور جدید تحرکات دیپلماتهای روسها حکایت دارد. روسها وفرانسوی ها، به صورت همزمان بر خروج اشغالگران از عراق تاکید دارند. سخنان پوتین دراجلاس مونیخ که یک نشست امنیتی در سطح بسیار بالا در عرصه بین الملل محسوب می شود، نشان می دهد که برخلاف ارزیابی پیشین آنان از قدرت آمریکا، این کشور به هیچ عنوان قادر به تک قطبی کردن جهان نیست و جهان به سمت یک نظام چند قطبی در حال حرکت است.
محورهای اصلی سخنان پوتین دراین اجلاس عبارت است از:
1- آمریکا و اروپا خطر و تهدید اول برای روسیه محسوب می شوند.
2- آمریکا در سراسر جهان به زور متوسل می شود وسیاستهای آمریکا که به مناقشات دامن می زند، به یک مسابقه تسلیحاتی منجر می شود.
3- آمریکا قوانین خود را فرامرزی کرده و با تحکم از دیگران می خواهد قوانین آمریکا را در درون مرزهای خود بپذیرند و همین امر باعث بی اعتباری قوانین بین المللی شده است.
4- سیاستهای آمریکا بسیار خطرناک است و دیگر هیچکس احساس امنیت نمی کند، زیرا هیچکس نمی تواند در پناه قوانین بین المللی خود را از خطرات مصون بدارد.
5- ابزارها در خدمت یک چیز، یک قدرت، یک مرکز زور، یک مرکز تصمیم گیری جهانی ویک صاحب و یک دولت، این پذیرفتنی نیست.
بند آخر از سخنان پوتین، نشان می دهد که آنان تصمیم دارند به صورت جدی با تک قطبی شدن جهان مقابله کنند. البته همانطور که گفته شد، زمانی روسها در اوایل اشغال عراق احساس کردند که چاره ای جز همراهی باآمریکا ندارند، اما اکنون وضعیت متفاوت شده وسیاستهای خاورمیانه ای آمریکا با شکست مواجه گشته و ضعف آمریکایی ها، زمینه ها وبستر های لازم برای عرض اندام و قدرت نمایی روسها و دیگر قدرتهای همسو با این کشور را فراهم ساخته است. نشانه های ظهور یک نظام چند قطبی یا چند وجهی، با چندین بلوک قدرت خودنمایی می کند.
جمهوری اسلامی ایران در حال عبور از گردنه سرنوشت است. امروز مسیر در پیش روی، بسیار هموار تر از مسیر دیروز است. دیروز در برابر یکه تازی آمریکا همه تسلیم بودند و فقط و فقط، این جمهوری اسلامی ایران بود که مردانه ایستاد و مقاومت کرد و سیاستهای آمریکا را با شکست وناکامی مواجه ساخت. اکنون با آغاز دور جدیدی از مخالفتها با سیاستهای یکجانبه گرایانه آمریکا، جمهوری اسلامی بهتر می تواند مسیر باقی مانده به ویژه در موضوع هسته ای را طی نماید. نظم نوین مورد نظر آمریکایی ها کاملاً شکست خورده ویک نظم نوین مبتنی برتوزیع قدرت که یک بلوک قدرت آن به طور قطع، جهان اسلام با محوریت جمهوری اسلامی ایران خواهد بود درحال ظهور است.

نام:
ایمیل:
نظر: