دولت شهید رجایى در حساس ترین و بحرانى ترین شرایط عهده دار قوه اجرایى کشور شد. او آمد تا به عناصر لیبرال مدعى حکومت دارى در آن مقطع تفهیم کند که این مردم استحقاق خدمت بدون منت را دارد و باید دلسوزانه به آنان خدمت کرد. او حکومت و مردم را آن گونه مى شناخت که پیر مراد او شناخته بود و آئین کشوردارى را آن گونه فهم کرده بود که امیرالمؤمنین على(ع) در عصر خویش درصدد تحقق آن بود. همین خودساختگى است که وقتى او را بر مسند نخست وزیرى قرار مى دهد، با اولین سفر به مشهد مقدس و تشکیل جلسه با مسئولان استان، به محض دیدن سفره نه چندان رنگین، به اعتراض قصد ترک سفره مى کند که میزبانان مجبور به تعدیل سفره آن هم در حداقل ممکن مى شوند. او از همان ابتدا مى خواست ثابت کند که مسئول نظام جمهورى اسلامى است، نه مسئول در یک نظام لیبرالى. اتاق کارش را با اتاق مسئول دفتر و منشى عوض مى کند و با این اقدام هم خویش را از زخارف دنیوى دور مى کند و هم به عنوان یک مسئول پاسخگو، همواره خود را در منظر و دسترس همگان قرار مى دهد تا دیگران نگویند مسئولان جمهورى اسلامى از مردم خویش در بدو تأُسیس نظام فاصله گرفته اند. او آئین کشوردارى را نه از اندیشه هاى لیبرالى مدرن قرن ?? عاریت گرفت و نه از سیستم هاى بسته و قانون آهنین الیگارشى جوامع سوسیالیستى، او تنها شیوه اداره کشور را در تبعیت از آئین کشوردارى امیرالمؤمنین على (ع) جست و جو مى کرد. از رجایى که تاول هاى پاى خود را در زیر شکنجه عمال رژیم پهلوى با دعاى «قو على خدمتک جوارحى» ترکانده بود، انتظار همین بود که در دوران آرامش و اکنون که توفیقى براى خدمت بیشتر او به مردم فراهم شده است، هر لحظه خدمت را غنیمت شمرده و آن گونه عمل کند که شریعت مبین اسلام خواستار آن است. رجایى استقرار عدالت و دوستى با مردم را هدف بزرگ انبیا (ع) مى دانست و فلسفه وجودى دولت مستعجل خویش را براى تحقق همین هدف فرض مى کرد. او به راستى واقف بود که على (ع) سمبل عدالت، استمرار دولت و پایدارى یک نظام را در اجراى عدالت و استقرار قسط مى شناسد و مالک اشتر را تشویق مى کرد تا ضمن برقرارى عدالت با مردم نیز دوستانه عمل نماید و دوستى اش را اظهار کند. رجایى این فرمایش امیرالمؤمنین على (ع) را که فرموده بود: «بالاترین نور چشمى حاکمان، برقرارى عدالت در همه بلاد و آشکار شدن علاقه رعایا نسبت به آنهاست، بى گمان دوستى مردم جز با پاکى دلهایشان نسبت به والیان آشکار نمى گردد و خیرخواهى شان در صورتى صحیح خواهد بود که با میل خودشان گرداگرد زمامداران حلقه بزنند و حکومت آنها براى شان سنگینى نکند و طولانى شدن مدت زمامدارى شان براى رعایا ناگوار نباشد، پس به آرمان هایشان میدان بده» را ، به عینه درک کرده بود.این بود که پیرمرد کشاورز با در آغوش کشیدن رجایى احساس آرامش مى کند و خویش را در آینه رئیس جمهور مى بیند. رجایى بناى استحکام یک حکومت دینى و اخلاقى را در دوران کوتاه حیات خویش گذاشت و امروز نیز احمدى نژاد با تأسى از این شهید بزرگوار آن چیزى را دنبال مى کند و انجام مى دهد که روزگارى رجایى پایه گذار آن بود. چراکه هر دولتمرد عاقلى مى داند راز ماندگارى حکومت ها، برقرارى عدالت و پیوند کارگزاران آن با مردم است.