صفحه نخست

بین الملل

سیاسی

چند رسانه ای

اقتصادی

فرهنگی

حماسه و جهاد

دیدگاه

آذربایجان غربی

آذربایجان شرقی

اردبیل

اصفهان

البرز

ایلام

بوشهر

تهران بزرگ

چهارمحال و بختیاری

خراسان جنوبی

خراسان رضوی

خراسان شمالی

خوزستان

کهگیلویه و بویراحمد

زنجان

سمنان

سیستان و بلوچستان

فارس

قزوین

قم

کردستان

کرمان

کرمانشاه

گلستان

گیلان

لرستان

مازندران

مرکزی

هرمزگان

همدان

یزد

صبح صادق

محرومیت زدایی

صفحات داخلی

صفحه نخست >>  عمومی >> آخرین اخبار
تاریخ انتشار : ۰۵ شهريور ۱۳۸۷ - ۱۱:۵۸  ، 
شناسه خبر : ۴۱۵۲۱

یکی از آفاتی که می تواند دامن گیر آمران معروف و ناهیان از منکر گردد، عدم عمل ایشان به تذکرات اخلاقی خویش می باشد. این آفت می تواند سبب بروز فساد اخلاقی مقدس نمایی و تقوا و زهد عوامفریبانه در مدیران گردد. این فساد اخلاقی یکی از شعبات نفاق است. مدیرانی که از خودسازی لازم برخوردار نبوده و تبعیت از هواهای نفسانی و نائل گشتن به آمال دنیوی خود را سرلوحه تمامی فعالیت های خویش قرار داده اند، پس از مشاهده میل و خواست مردم مبنی بر حضور مدیران متقی، خودساخته و کارآمد در پست های اجرایی، اقدام به نمایش ظاهری مقدس مآب از خویش نموده و با استفاده ابزاری از دین، اقدام به جلب رضایت مردمی می نمایند. حضرت امیرالمومنین (ع) در خصوص آثار سوء چنین عمل نفاق آمیزی از سوی مدیران و زمامداران، در خطبه 129 نهج البلاغه با برشمردن مفاسد دست به گریبان جامعه اسلامی از جمله آلوده شدن مردم به دامهای شیطان، فراگیری فقر و بینوایی، انباشت ثروت از سوی ثروتمندان و بی توجهی به اداء حقوق الهی و عدم وجود امر به معروف و نهی از منکرکنندگان واقعی در جامعه، به نوعی، ریشه بسیاری از مفاسد و تباهی های موجود در جامعه اسلامی و دلیل اصلی مسخ شدن و به انحطاط کشیده شدن جامعه اسلامی عصر خویش را، وجود مقدس مآبانی در راس و بدنه مدیریتی نظام اسلامی دانسته است که با صالح و متقی خواندن خویش در مرتبه سخن و ادعا و مفسد، قدرت طلب و لاقید بودنشان نسبت به چارچوب شرع البته در مرحله عمل، حکومت و جامعه اسلامی را مبتلا به انواع بیماری های اقتصادی، سیاسی و فرهنگی نموده اند.

در یک تقسیم بندی کلی می توان آیین و روش مدیریت در جامعه را در چند دسته و بخش ملاحظه نمود:

1- اخلاق و فرهنگ 2- مدیریت سازمانی 3- سیاست و اجتماع 4- اقتصاد

1- آیین مدیریت در عرصه اخلاق و فرهنگ

این بخش دارای مصادیق فراوان و گسترده ای است که در یک نگاه اولیه می توان آن را به دو دسته جزئی تر تقسیم نمود: الف) وظایف اخلاقی مدیران در بعد فردی؛ ب) وظایف اخلاقی و فرهنگی مدیران در بعد اجتماعی.

الف- وظایف اخلاقی مدیران در بعد فردی

1-تقوا

تقوا از «وقایه» گرفته شده و به معنای حفظ کردن خود از عملی است که محذور شرعی دارد، از این رو تقوا فقط پرهیز از کار زشت نیست؛ بلکه خصوصیتی است که هم انسان را از زشتی باز داشته و هم به خیر و نیکی دعوت می کند. می توان مدعی شد که اساسی ترین عامل رشد، تعالی و کمال انسان، رعایت تقوا می باشد.

قرآن کریم می فرماید: «کسی که تقوا پیشه کند، خداوند سختی هایی را که برای او پیش می آید، آسان می کند.» (طلاق/ 4) حضرت امیرالمومنین نیز در خصوص نتایج رعایت تقوا در تمامی ابناء بشر می فرماید: «هرکس به دامن تقوا چنگ زند، سختی ها و شدایدی که به او نزدیک شوند، از او دور گشته و کارهایی که بر ذائقه او تلخ آمدند، شیرین می گردند و موج های متراکمی که می خواهند او را به کام خود بکشند، از جلوی او کنار رفته و امور مشقت آفرین بر او آسان می شوند». (شرح نهج البلاغه، ج 10، ص 189)

تقوا را برای مدیران می توان به دو دسته تقوای فردی و تقوای سیاسی تقسیم نمود که تقوای فردی مقدمه شکل گیری تقوای سیاسی در مدیر و زمامدار می باشد. امیر المومنین در نامه 53 نهج البلاغه که به عهدنامه مالک اشتر معروف است در هنگام رهسپاری وی به عنوان فرماندار مصر در مطلع این نامه، نخستین شرط مدیریت صحیح که در راستای بندگی خدا بوده و نه شیطان و هوای نفس، وجود تقوای الهی در مدیر دانسته و با اصرار شدید، مالک را به تقوای الهی و مهار کردن شهوات نفس اماره و پرهیز از کبر و غرور دستور داده است.

سوال این است که تقوای الهی چه معنایی می دهد؟ در جواب این سوال می توان بیان داشت که، انسان در درون خویش خواسته ها و تمایلات خودخواهانه ای دارد که اولا، هیچ قید و چارچوبی را در راستای اشباع شدن خویش نپذیرفته و اصولی به نام حق و عدالت را نمی شناسند؛ ثانیا، در هنگام تلاطم و جوشش این خواسته ها، حقیقتی به نام روان، شخصیت و روح مطرح نبوده و ثالثا، در هنگام طوفانی شدن این تمایلات، فرد نمی تواند درد و تلخی مرگزای از دست رفتن حیات کشتی نشینان اجتماع را که گرداب مشکلات و بدبختی هایی چون فقر دینی، فرهنگی و اقتصادی دهان برای بلعیدن زندگی مادی و معنوی ایشان باز کرده است را چشیده و درک نماید. مهار کردن این خواسته ها و تمایلات خودخواهانه در راه پیشبرد شخصیت با دو نیروی حق و عدالت و محدود ساختن آنها در راه نجات کشتی نشینان اجتماع از گرداب نابودی حیات طیبه مادی و معنوی، تقوا نامیده می شود. درنتیجه تقوای الهی به معنای تنظیم رابطه من با جز من در مسیر کمال مطلق است.

نام:
ایمیل:
نظر: