صفحه نخست

بین الملل

سیاسی

چند رسانه ای

اقتصادی

فرهنگی

حماسه و جهاد

دیدگاه

آذربایجان غربی

آذربایجان شرقی

اردبیل

اصفهان

البرز

ایلام

بوشهر

تهران بزرگ

چهارمحال و بختیاری

خراسان جنوبی

خراسان رضوی

خراسان شمالی

خوزستان

کهگیلویه و بویراحمد

زنجان

سمنان

سیستان و بلوچستان

فارس

قزوین

قم

کردستان

کرمان

کرمانشاه

گلستان

گیلان

لرستان

مازندران

مرکزی

هرمزگان

همدان

یزد

صبح صادق

محرومیت زدایی

صفحات داخلی

صفحه نخست >>  عمومی >> آخرین اخبار
تاریخ انتشار : ۰۶ شهريور ۱۳۸۷ - ۱۱:۰۹  ، 
شناسه خبر : ۴۱۸۲۹

حوادث خونین افغانستان واگرائی میان اعضای ناتو در افغانستان را تشدید کرده از جمله دولت « فرانسوافیون » نخست وزیر فرانسه سرگرم بررسی پیرامون خروج نیروهای فرانسوی از افغانستان است و این موضوع را با مجلس ملی فرانسه نیز در میان گذاشته است .

اگرچه نیروهای فرانسوی عموما در مناطق امن اطراف کابل مستقر بوده اند و تاکنون حادثه ای برای آنها به وجود نیامده بود اما کمین شبه نظامیان در هفته گذشته باعث قتل 10 نفر و مجروح شدن 20 تن دیگر شد . نیکلا سارکوزی ساعاتی پس از این حادثه به کابل سفر کرد و اجساد قربانیان و پیکر مجروحان را با خود به پاریس منتقل نمود.

بدین ترتیب فشارهای سیاسی ـ اجتماعی برای خروج نیروهای فرانسه از افغانستان بیشتر شده و مخالفان دولت فرانسوافیون و سارکوزی را تحت فشار قرار داده اند تا در طرح تقویت نیروهای ناتو در افغانستان تجدیدنظر کند. فرانسه تنها کشور اروپائی بود که بر اثر رایزنیهای سارکوزی با بوش هزاران نیروی تازه نفس به کابل فرستاد ولی به نظر می رسد که الیزه بسیار زودتر از آنچه پیش بینی می شد از این سرمایه گذاری بدفرجام در طرحهای بوش پشیمان شده است . حتی افرادی از حزب سارکوزی هم از افغانستان به عنوان یک باتلاق سخن می گویند و رقبای سیاسی وی بویژه خانم « سگولن رویال » رقیب انتخاباتی وی برای خروج فوری نیروهای فرانسوی از کابل اصرار می ورزند.

نکات عمده ای در محاسبات پاریس وجود دارد که تردیدها را در انتخاب نهائی مشکل می کند ولی بازتاب سیاسی اجتماعی قتل 10 نظامی و مجروح شدن 20 نفر دیگر حتی برای چهره های افراطی از قبیل سارکوزی هم بسیار سخت و غیرمنتظره بوده است . سارکوزی امیدوار بود از طریق همکاری نزدیکتر با واشنگتن فرصتهای بیشتری در قلمرو مناسبات فیمابین به دست آورد اما جبهه مخالفین سارکوزی می گویند سیاستهای سارکوزی نه تنها منافعی در برنداشته بلکه غرور ملی فرانسویها در قبال آمریکا را لگد کوب ساخته و در عین حال اعتبار جهانی فرانسه را در حد مجری سیاستهای کاخ سفید پائین آورده است . برای یک دوره طولانی در رسانه های جهان از سارکوزی به عنوان جانشین « تونی بلر » در صحنه اروپا برای پرکردن خلا ناشی از برکناری تونی بلر یاد می شد و سارکوزی هم برای به دست آوردن اعتباری بیشتر نزد آمریکا چندان بی میل نبود. وی علیرغم روسای جمهور گذشته در طول دوران ریاست جمهوری خود بارها به آمریکا سفر کرد و حتی مناسبات شخصی با بوش را تا سرحد حضور در ویلای اختصاصی بوش کوچک به پیش برد اما هیچ یک از این اقدامات سارکوزی نه تنها باعث ارتقا موقعیت جهانی فرانسه نشد بلکه حتی اقدامات وی برای تکرار رفتار تحقیر آمیز تونی بلر بسیار تحقیرآمیز جلوه گر شد. بطوریکه برخی رسانه ها رفتار چاپلوسانه اش در برابر بوش را بخاطر آنکه می خواهد جای خالی بلر « سگ دست آموز بوش » را پرکند مورد شماتت و اعتراض قرار دادند.

اکنون سئوال اینست که علیرغم فقدان هرگونه دستاورد مثبتی برای اثبات ضرورت حضور نظامی فرانسه در افغانستان چرا سارکوزی برای این همراهی پرهزینه با بوش هنوز هم وسوسه می شود

برای یافتن پاسخ این سئوال خوبست به این نکته توجه داشته باشیم که فرانسه مایل است برای زمینه سازی در جهت حضور نظامی خود در خاورمیانه و آسیا به هر صورت ممکن وارد عمل شود. امضای قرارداد برای فراهم کردن زمینه های حضور نظامی فرانسه در بخش گلوگاهی خلیج فارس و همچنین اصرار برای حفظ حضور نظامی در افغانستان برای پاریس اهمیت دارد ولی مسئله اینست که برخی دیدگاهها در « پنتاگون » با این اهداف « الیزه » در تضاد است و مشخصا برای جلوگیری از بلندپروازیهای پاریس انگیزه های شاخصی در پنتاگون وجود دارد.

این نکته از آن جهت اهمیت دارد که در روزهای اخیر گزارشاتی منتشر شد که نشان می داد نظامیان فرانسوی توسط هواپیماهای نظامی آمریکا در اطراف کابل هدف قرار گرفته اند و علیرغم اظهارات اولیه آمریکا مسئول کشته یا مجروح شدن 30 نظامی فرانسوی بوده است . شدت و سرعت واکنش سارکوزی و سفر غیرمنتظره اش به کابل نیز این گزارشات را تایید می کند چرا که در غیراینصورت ضرورتی نداشت وی شخصا وارد عمل شود و پاریس فقط با اعزام یک هواپیمای نظامی هم می توانست این اقدام را عملی سازد. اما سفر سارکوزی این پیام را با خود به همراه دارد که پاریس این حادثه را جدی تلقی می کند و این پدیده را در محاسبات و تصمیمات بعدی خود منظور خواهد کرد.

واقعیت اینست که آمریکا از تکروی های سارکوزی بویژه در جریان سفر خاورمیانه ای وی به شدت نگران است و مایل نیست پاریس در کشورهای نفت خیز منطقه « ابتکار عمل » را از دست آمریکا بگیرد و برای مثال با امضای قراردادی برای دستیابی ارتش فرانسه به پایگاهی انحصاری در گلوگاه حیاتی خلیج فارس در منطقه « لانه گزینی » کند و موقعیت خود را انحصارا تثبیت نماید. البته پاریس اعلام کرده که از این پایگاه برای همکاری با اعضای « ناتو » هم بهره خواهد گرفت ولی مسئله اینست که حتی در این مورد هم « ابتکار عمل » در دست پاریس خواهد بود.

علاوه بر این اصرار پاریس و برلین برای شکل دادن به « ارتش مستقل اروپائی » هم با واکنش منفی آمریکا مواجه شده و به نگرانیها نسبت به آینده و سرنوشت ناتو در واشنگتن دامن می زند. در چنین شرایطی آمریکا به پاریس و اهداف « الیزه » به شدت با سوظن می نگرد و علیرغم روابط شخصی بوش ـ سارکوزی مقامات پنتاگون به مسائلی فراتر از دوستی های شخصی توجه دارند که حمله به نظامیان فرانسوی در اطراف کابل را نیز توجیه می کند.

مسئله اینست که آمریکا مایل است در پوشش « ناتو » پایگاههائی در افغانستان ایجاد کند تا بتواند برای جاسوسی علیه چین هند روسیه و ایران از آنها سو استفاده نماید. بدین ترتیب آمریکا از حضور نظامی ارتشهای ناتو عمدتا پوشش سیاسی ـ تبلیغاتی ناتو را می خواهد نه رقیبی که معلوم نیست چه طرحهائی را بطور جداگانه در سرمی پروراند و با بهره گیری از فرصتهای حضور در منطقه چه اهدافی را دنبال می کند اگر آمریکا خواهان حضور فرانسه در جمع ارتشهای ناتو در افغانستان است به دنبال « شریک جرم » می گردد نه به دنبال دردسر و فراهم کردن زمینه برای تکرویهای پاریس در منطقه ! ولی موضوع جدی تر اینست که اگر طیفی از مقامات پنتاگون چشم دیدن تکرویهای فرانسه در منطقه را ندارند مردم افغانستان از هر اشغالگری از هر سرزمینی که باشد چه آمریکا چه فرانسه و چه انگلیس به کلی متنفرند و خواهان آزادی و استقلال سرزمین خود هستند.

تصادفی نیست که آمریکائی ها هر چند وقت یکبار جمع کثیری از مردم افغانستان و شهروندان غیرنظامی را بمباران می کنند و قربانیان خود را تروریست می نامند. در واقع آنها با این اقدام خود مایلند همواره افغانستان را ناامن و در انحصار تروریستها معرفی کنند و با این اقدام خود حضور نظامی ناتو در افغانستان را توجیه نمایند تا فرصتی برای احداث و تکمیل پایگاههای نظامی و جاسوسی ناتو برفراز کوهستانهای منطقه فراهم شود. پس از تکمیل این طرح ها واشنگتن یا پیمان ناتو سعی خواهند کرد فعالیتهای جاسوسی و استراق سمع و کنترل راداری علیه هند چین روسیه و ایران را در پوشش یک توافقنامه امنیتی مشابه آنچه سعی دارند به عراق تحمیل کنند قانونی جلوه دهند.

بدین ترتیب اگر آمریکا تاکنون به حضور فرانسه به عنوان شریک جرم آمریکا و « ناتو » در جمع ارتشهای اشغالگر افغانستان احتیاج داشت از این پس دیگر حتی به آنها هم احتیاجی ندارد و آنها را با بمباران نیروهای فرانسوی در کابل به پاریس باز می گرداند!

نام:
ایمیل:
نظر: