صفحه نخست

بین الملل

سیاسی

چند رسانه ای

اقتصادی

فرهنگی

حماسه و جهاد

دیدگاه

آذربایجان غربی

آذربایجان شرقی

اردبیل

اصفهان

البرز

ایلام

بوشهر

تهران بزرگ

چهارمحال و بختیاری

خراسان جنوبی

خراسان رضوی

خراسان شمالی

خوزستان

کهگیلویه و بویراحمد

زنجان

سمنان

سیستان و بلوچستان

فارس

قزوین

قم

کردستان

کرمان

کرمانشاه

گلستان

گیلان

لرستان

مازندران

مرکزی

هرمزگان

همدان

یزد

صبح صادق

محرومیت زدایی

صفحات داخلی

صفحه نخست >>  عمومی >> آخرین اخبار
تاریخ انتشار : ۰۶ شهريور ۱۳۸۷ - ۱۱:۰۹  ، 
شناسه خبر : ۴۱۸۳۵

توطئه حزب خلق مسلمان در تبریز

می خواهند یک کاری بکنند که ما را مشغول کنند به یک امور دیگری در داخل. می خواهند این نهضت را از داخل بپوسانند. می خواهند این نهضت را در داخل خودش اختلاف ایجاد کنند. غائله آذربایجان برای این مقصد است. و شواهد برایش هست که برای همین مقصد است که ملت ایران را مشغول به خودش بکنند و از امریکا و از دشمنهای اصلی منحرف کنند. اذهان را متوجه کنند به آذربایجان. با اینکه آذربایجان قضیه مهمی نیست. آذربایجان یک دسته مفسد آمدند و یک کارهایی کردند. و ملت آذربایجان ]باید[ همچو چیزهایی را محکوم کند، لکن اینها اشخاصی که درست مطالب دستشان نیست، قشرهایی که درست توجه به مطالب ندارند، اینها با تبلیغات سوء خودشان، با طرفداری از بعض اشخاصی که خود آن آقا هم با این مسائل موافق نیست، با این مردم ساده را اغفال

می کنند و غائله درست می کنند. هر روز در یک جایی غائله ای درست می کنند. و تمام مقصد این است که ملت ایران را از این راهی که دارد می رود، از این مواجهه ای که الآن پیدا شده است مابین ملت ایران و امریکا، از این بازدارند. تمام کوششهای این جمعیتها این است که ما از این توجهی که الآن پیدا کردیم و داریم، سایر مملکتها را، حتی بعضی ممالک غربی را، متوجه به این مقصد می کنیم و امریکا از این باب وحشتزده شده است. می خواهند ما را به خودمان مشغول بکنند، و غائله درست کنند. که در همین جاها جاروجنجال پیدا بشود. حتی در قم جاروجنجال پیدا بشود. در آذربایجان جاروجنجال پیدا بشود. در کردستان بشود. در هر جا. و ما مشغول بشویم به خودمان و از دشمن غافل بشویم.

باید همه قشرهای ملت بیدار بشوند. متوجه باشند که گول این اشخاصی که فریاد می زنند که ما طرفدار خلق هستیم، و ما «فدایی خلق» هستیم، و آن اشخاصی که رفتند و تلویزیون تبریز را گرفته بودند، و ادارات دولتی را گرفته بودند، اینها اشخاصی هستند که می خواهند شما را، ملت را از آن مقصد اصلی بازدارند از آن مطلبی که ما الآن می خواهیم امریکا را در تمام دنیا، رؤسای جمهوری امریکا را در تمام دنیا، آن کارهایی را که کردند، فاش بکنیم. این یک مطلبی است که برای آنها بسیار ناگوار است. و ناچارند که ]دایماً[ قشرها را وادارند در مقابل هم. و بریزند به جان هم و بازی درست کنند. غائله درست کنند تا اینکه مجال ندهند به اینکه آن کار انجام بگیرد. و ما باید هوشیار باشیم. ملت ما باید هوشیار باشد، توجه داشته باشد، که امروز کار ما مشکلتر است از آن روزی که ما مواجه بودیم با محمدرضا. آن روز که ما مواجه بودیم با محمدرضا، همه ملت دشمن خودشان را فریاد می زدند که نه. آنهایی هم که دوست بودند با او آن وقت نمی توانستند اظهار بکنند، اما امروز ما مواجهیم با یک اشخاصی که اینها داخل هستند. از خود ملت می گویند هستیم. و برخلاف مسیر ملت دارند حرکت می کنند و تحریکات می کنند. ما از تحریکاتشان مطلعیم. ما امروز کارمان مشکل است، از این باب که ما از یک طرف مواجهیم با امریکا، و می خواهیم حساب آن را بکشیم که ]با[ ملت ما چه کرده است. تا حالا یک طرف امریکا ایجاد کرده است یک دستجاتی را برای اینکه نگذارند آن کار بشود. همه مقصد این است که نگذارند این دادگاهی که ما از تمام ملتها می خواهیم در اینجا تشکیل بدهیم و بررسی کنیم که در این چندین سال چه کرده است با این ملت و این ملت چه دیده است از او و خزائن این ملت کجا رفته است، در جیب کی رفته است، تمام این حرفها برای این است که نگذارند این عمل بشود.

الآن آن طوری که به من اطلاع دادند، در خود تبریز و در اطراف تبریز هم پول دارند خرج می کنند، و هم دارند اسلحه توزیع می کنند. و این ملت بیچاره غافل است از این معنا که دارند چه با او می کنند.

نمی دانند که این اسلحه ها را می دهند که شما برخلاف اسلام قیام کنید. این پولها را می دهند که شما برخلاف اسلام حرف بزنید. مبادی پولش هم به حسب احتمال معلوم است ]از[ کجاست. بیدار بشوند مردم! همه جا. شما که از بابلسر، و از شمال آمدید بیدار باشید که مبادا در آنجا یک وقت یک همچو غائله هایی حاصل بشود. مبادا مردم و جوانهای ما تحت تأثیر این اوراقی که این خواهر گفتند که در آنجا منتشر می شود تحت تأثیر آن واقع بشوند. مبادا خیال بکنند که قانون اساسی، یک قانونی است که ملی نیست. یک قانونی است که اسلامی نیست. این قانون را اشخاصی که ملی بودند و اسلامی بودند، آنها این قانون را تصویب کرده اند و ملت تصویب کرد. آنهایی که امروز می گویند این قانون نیست، اینها برخلاف ملت دارند صحبت می کنند. اینها می خواهند این ملت به مقصد خودش نرسد. والّا ملت این را تصویب کرده است.(601)

21.9.58

¤¤¤

ائتلاف حزب خلق مسلمان با کمونیستها

قضیه دیکتاتوری نیست. اسلام بنایش بر این نیست که دیکتاتوری کند؛ بنایش بر ظلم نیست. دیکتاتوی یک ظلم بزرگ است برای ملتها. و اسلام جلوی ظلم را گرفته است. قرآن کریم جلوی ظلم را گرفته است. بنابراین، هیچ دیکتاتوری در کار نیست. این قانون اساسی هم که درست کردند، یک جا گفتند که ملت رأی بدهد و خبرگان را تعیین کنند. ملت رأی دادند خبرگان را، با رأی بسیار زیاد. دو میلیون در تهران برای بعضیشان رأی داده شد. بیشتر یک قدری. و بعد از اینکه خبرگان آمدند و رأی دادند و این قانون را تصویب کردند، باز اکتفا نکردیم گفتیم منتشر می کنیم این قانون را، مردم ببینند، قشرها ببینند. می گذاریم به رأی مردم. به رأی گذاشتند، و مردم نود درصد رأی به این دادند. نه یک کسی به آنها گفت بیایید بزور رأی بدهید؛ نه یک دیکتاتوری در کار بوده بطور آزاد مردم نود درصدشان، یا یک خورده بیشتر، به این قانون اساسی رأی دادند. حالا چهار نفر آدم آمده می خواهند بر تمام شانزده میلیون جمعیت حکومت کنند! ما دیکتاتوری می کنیم یا شما؟ شما به دمکراسی خودتان عمل می کنید، به آن حرفی که دیگران تو دهنتان انداختند عمل می کنید، یا ما که دو دفعه برای مردم ]رأی [ قرار می دهیم؟ همه دنیا یکدفعه است، ما دو دفعه به رأی عمومی مردم قرار می دهیم. این دیکتاتوری است؟ شما که سرنیزه را برداشتید و تفنگها را کشیدید می روید فلان جا تلویزیون آنجا را می گیرید، و می آیند با شماها بیعت می کنند و تلویزیون را می گیرند؛ و - عرض می کنم که - آن «چریکهای فدایی»، همین اشخاصی که همه تان می شناسید چه اشخاصی اند به شما ملحق می شوند؛ و آن »فرقانی« که آقای مطهری را، خدا رحمتش کند، کشته است، و سرلشکر قرنی را کشته است، و آقای هاشمی را تیر زده است و خواسته ترور کند، آقای قاضی را کشته، آن هم به اینها ملحق شده ]...[ شما بفهمید چه وضعی است این. بدانید که چه کسانی هستند با هم مجتمع شدند. آنها هم که مجتمع شدند یکیش را که دیدید پرونده های او در آمده! باقیش هم کم کم شاید پیدا بشود. ممکن است که توی اینها هم یکنفر آدم باشد، اما وضع این طوری است. اگر من نبودم، ]اسم [جمهوری اسلامی رویش نمی گذاشتند. اینها همانی می خواستند که کمونیستها می گفتند: «جمهوری خلق مسلمان»! آنها می گویند جمهوری مثلاً کرد. جمهوریش مطلق است. آمد یک آقایی اینجا، سلمه اللّه، من به ایشان گفتم این همان است که کمونیستها می خواهند شما هم کمونیستی؟! گفت نه، گفتم پس «اسلام» را پهلویش بگذار. گفتند «جمهوری اسلامی خلق مسلمان»، چه شد که تمام این آقایانی که آنوقت این «جمهوری اسلامی خلق مسلمان» را تأسیس کردند همه با هم کنار رفتند؟قضیه چیست؟ چرا نگفتید که اینها چرا کنار رفتند؟ آنها که جرأت نکردند بگویند؛ از سرنیزه ها ترسیدند؛ از قلمها ترسیدند. چرا نگفتند اینها که به چه علت یک دسته ملا و اهل علم کنار رفتند گفتند که نه ما این را نمی خواهیم، یکدسته دیگر آمدند. در صورتی که آنها انحلالش را ]درخواست [کردند، یک دسته آمدند دوباره درست کردند! چه شد که همین آقایان رفتند و با تفنگ و بساط ریختند و تلویزیون را گرفتند و استانداری را گرفتند، قیام کردند بر ضد حکومت اسلام؛ و بعد هم آنهایی که تأیید کردند اینها را شناخته شدند، آنهایی که رفتند متصل به اینها شدند، چریکهای خلق بودند! همانهایی که شما همه

می شناسید. همانهایی که کمونیست هستند. اینها امریکایی هستند با صورت کمونیستی، با دعوی کمونیستی. اینها کمونیست نیستند. کمونیستی که می گوید من می خواهم ملت چه باشد و چه باشد خرمن آتش می زند و خرمن یک پیرمردی را، که یک سال زحمت کشیده، عایله اش را می خواهد از این اعاشه کند، با یک کبریت آتش می زند. این کمونیست یک آدم شری است از اشرار یا آنهایی که کمونیست اصیل اند همین جورند! اینها که اصلاً اصیل هم نیستند. بنابراین، قضیه اینها نیست. قضیه این است که نمی خواهند اسلام محقق بشود. الآن هم توطئه همین است. همه بدانند اینرا، همه قشرهای دنیا و ملتها بدانند، که اینها از اسلام می ترسند که اگر اسلام بیاید، دیگر ما نمی توانیم آنطور غارتگریها را بکنیم؛ نمی توانیم آنطور تعیشها را بکنیم؛ افسارمان همچو باز نیست که هر کاری می خواهیم بکنیم، ولو بر خلاف ملت باشد. می ترسند حالا، وحشتشان زده که ما چه بکنیم، می آیند به قانون اساسی اشکال می کنند! در قانون اساسی اشکالی نیست. اصلاً تعارض و تناقضی نیست. «حاکمیت ملی» الآن یک حاکمیت دو آتشه است.(602)

26.9.58

¤¤¤

توصیه امام به آقای شریعتمداری برای کناره گیری از

حزب منحرف خلق مسلمان

گفتگو

زمان: آذر 1358 . محرم 1400

مکان: قم

موضوع: آقای شریعتمداری و حزب خلق مسلمان

مخاطب: فلسفی، محمدتقی

]آقای فلسفی: یک روز صبح امام به وسیله یکی از دوستان پیغام داد که به فلانی بگویید اینجا بیاید. خدمت ایشان رسیدیم. امام تنها بود. شروع سخن ایشان، گفتگو درباره حزب خلق مسلمان بود. امام فرمودند:[

ما می دانیم که اجانب به خصوص امریکا با این انقلاب خیلی دشمن هستند و با وسائل گوناگون به آن ضربه می زنند. حالا اول کار است که آمده اند و حزب درست کرده اند. این حزب خلق مسلمان علی التحقیق ریشه خارجی دارد. این کلمه »خلق« را داخل عنوان حزب گذارده اند - مثل اینکه کلمه »دمکراسی« را می خواستند داخل نام »جمهوری اسلامی ایران« کرده و بگویند: »جمهوری دمکراتیک اسلامی ایران«؛ خلق مسلمان هم یعنی همین، خلق در فارسی همین توده است. اینها می خواهند از همین حالا میان مسلمانان زمینه جنگ درست کنند و بگویند حزب جمهوری اسلامی و حزب خلق مسلمان. این قضیه ضربه زدن به انقلاب و پایمال کردن خونهای مسلمانان است. می خواهند این انقلاب را بکوبند و این موفقیت را از بین ببرند و یک چیز دیگر جایش بگذارند که منافع خودشان را تأمین کند.

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

پانوشت ها:

160- سخنرانی در جمع اقشار مختلف مردم

260- مصاحبه با خبرنگاران خارجی

نام:
ایمیل:
نظر: