علی تتماج
ایهود اولمرت که با مرگ سیاسی شارون در ابتدا به عنوان کفیل دولت موقت و در مارس 2006 به عنوان نخستوزیر رژیم صهیونیستی و رهبر حزب کادیما قدرت را در دست گرفت بر این باور بود که توانایی حل بحرانهای تلآویو و حفظ قدرت حزب تازه تاسیس خود را دارد. وی که سیاستمداری جدید و کم تجربه لقب گرفته است، از همان ابتدا نتوانست ائتلافی فراگیر و همسو با اهدافش تشکیل دهد که نتیجه آن انتقادهای شدید داخلی و چالشهای منطقهای برای او و تلآویو بود. عملکرد دیوانهوار اولمرت در آغاز جنگ علیه حزبالله لبنان تنها چند ماه پس از دستیابی به قدرت که شکست در جنگ 33 روزه را به همراه داشت، زیربنای بسیاری از شکستهای صهیونیستها در داخل اراضی اشغالی و عرصه بینالملل شده است. اکنون آنها خود اعتراف دارند که پسلرزههای این شکست همچنان تلآویو را میلرزاند. ابعاد این جنگ چنان گسترده بود که دستگاههای اطلاعاتی و نظامی رژیم صهیونیستی فروپاشید و صرفا نهادی از قدرت سیاسی در تلآویو باقی ماند که توانایی تحرکی برای فرار از بحران ندارد. نکته قابل تامل در تحولات داخلی رژیم صهیونیستی، شرایط ایجاد شده برای اولمرت و عملکردهای آن میباشد که بیانگر خداحافظی آرام وی از قدرت است.
اولمرت که به دلیل شکست در برابر حزبالله و مقاومت ملت فلسطین، وادار به قربانی ساختن بسیاری از نزدیکان و دادن امتیازات به مخالفان شده همچنان با مخالفتهای بسیاری مواجه است. اعتراضات مردمی به سیاستهای تلآویو در تامین امنیت و امور اقتصادی، تشدید اعتراضات احزاب و گروهها که خواستار انحلال دولت و برگزاری انتخابات زودهنگام میباشند، ناتوانی در جلب حمایتهای جهانی برای سرکوب مقاومت، مخالفت یهودیان جهان با طرح کوچ به اراضی اشغالی، افشای پروندههای فسادهای مالی و سیاسی دولتمردان و... تنها بخشهایی از چالشهای اولمرت میباشد. وی و حزب کادیما که خداحافظی از قدرت را در آینده نزدیک احساس میکنند تمام تلاش خود را برای حضور بیشتر در قدرت مبذول داشتهاند.
تقویت توان نظامی و افزایش خریدهای تسلیحاتی از آمریکا، افزایش سفرهای خارجی و نیز تاکید بر حضور همپیمان خود در اراضی اشغالی برای فعال نشان دادن دستگاه سیاسی که مورد تایید غرب میباشد، تاکید بر اجرای طرح سازش با اعراب با تکیه بر اصل حفظ اراضی اشغالی در قبال واگذاری امنیت به منطقه که در نشست «آناپلیس» تبلور مییابد، تاکید بر سازش با ابومازن برای سرکوب مقاومت در حالی که اولمرت چهرهای دموکراتیک و صلحجو از خود به نمایش میگذارد، فرافکنی منطقهای و جهانی نظیر تحرکات نظامی علیه سوریه و لبنان و جوسازی منفی علیه فعالیتهای هستهای ایران برای انحراف افکار عمومی از تحولات داخلی سرزمینهای اشغالی، واگذاری پستهای بیشتر به مخالفان دولت و... را میتوان از حربههای اولمرت برای حفظ قدرت دانست. با تمام این تفاسیر وی و هم حزبیهایش شکست این طرحها را دور از ذهن نمیدانند بویژه اینکه گزارش کمیته وینوگراد و پروندههای فساد اولمرت، بر اصل پایان حیات سیاسی او تاکید دارند. در چنین شرایطی، اولمرت به طور ناگهانی از بیماری سرطان پروستات خود سخن میگوید و بر این اصل تاکید میکند که در آینده توانایی اداره تلآویو را ندارد. در این میان کادیما نیز با تایید بیماری اولمرت به نوعی خروج آرام او از قدرت را منتشر میکند. با این وجود کادیمای تازه تاسیس با بهرهگیری از قدرت خود در دولت و پارلمان تلاش دارد تا در زمان باقی مانده از کنارهگیری اولمرت شرایط را برای حفظ قدرت فراهم آورد.
«تسیوی لیونی»، وزیر خارجه و معاون اولمرت کاندیدایی است که از سوی آنها برای جانشینی اولمرت در نظر گرفته شده است. تحرکات کادیما بویژه تلاش آنها برای تغییر قانون اساسی پیرامون کفالت معاون نخستوزیر بر دولت تا پایان دوره نخستوزیری و معرفی لیونی به عنوان جانشین احتمالی اولمرت بیانگر تاکید آنها بر کنارهگیری اولمرت در آینده نزدیک میباشد. ناظران سیاسی بارها اعلام کردهاند که نشست «آناپلیس» آخرین حربه اولمرت برای حفظ قدرت و برخوردار شدن از حمایتهای آمریکا میباشد که شکست در آن به منزله پایان حیات سیاسی او قلمداد میشود. همگان بر این امر تاکید دارند که اگر وی نتواند اعراب را به سازش وادار سازد، مورد بازخواست داخلی و در نهایت به کنارهگیری از قدرت وادار میشود. بر این اساس تحرکات وی و اعضای حزب کادیما در واشنگتن و کشورهای اروپایی که در هفتههای اخیر تشدید شده بیشتر تلاش برای حفظ قدرت در کادیما پس از برکناری اولمرت میباشد. قابل تامل آنکه، آنها با معرفی لیونی تلاش دارند تا به عنوان یک دموکراسی نوین در رژیم صهیونیستی آرای لازم برای حفظ قدرت در صورت انجام انتخابات زودهنگام را کسب کنند. در مجموع روند تحولات رژیم صهیونیستی از آرام اولمرت از کنارهگیری قدرت حکایت دارد تا وعده سیدحسن نصرالله که از فروپاشی سیاسی صهیونیستها ـ پس از اضمحلال نظامی و اطلاعاتی ـ خبر داده بود، محقق شود تا درسی باشد برای صهیونیستها که دیگر تفکر جنگیدن با مقاومت را در ذهن تداعی نکنند.